صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر  »  اختلاف خانوادگی و سو...
شهریور
۱۹
۱۳۹۲
اختلاف خانوادگی و سوءظن انگیزه قتل ۲ زن به‌ دست شوهرانشان
شهریور ۱۹ ۱۳۹۲
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

 isna1-3

 عکس: ایسنا

وقتی از مدرسه به خانه آمدم فهمیدم مادرم در خانه ‌است. اما هرچه صدایش کردم جواب نداد. وقتی وارد اتاق خواب شدم دیدم روی سرش کیسه پلاستیکی کشیده و دور گردنش هم شالی پیچیده ‌شده ‌است. بلافاصله ماجرا را به پدر و زن‌دایی‌ام که رابطه خوبی با مادرم داشت خبر دادم.

پرونده قتل دو زن که به‌دلیل اختلاف خانوادگی و سوءظن به‌دست شوهرانشان کشته‌ شده‌اند برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد.

ماجرای مرگ مینا را پسر نوجوانش آرمان به پلیس گزارش داد. این پسر فقط یک جمله به ماموران گفت: «مادرم کشته ‌شده‌ است.» زمانی که پلیس به محل رفت و تحقیقات خود را آغاز کرد متوجه ‌شد، مینا زن ۴۰ساله‌ای است که با شوهرش اختلافات شدیدی داشت و آنها یک روز قبل از مرگ مینا با هم درگیر شده بودند.

آرمان درباره مشاهداتش به پلیس گفت: وقتی از مدرسه به خانه آمدم فهمیدم مادرم در خانه ‌است. اما هرچه صدایش کردم جواب نداد. وقتی وارد اتاق خواب شدم دیدم روی سرش کیسه پلاستیکی کشیده و دور گردنش هم شالی پیچیده ‌شده ‌است. بلافاصله ماجرا را به پدر و زن‌دایی‌ام که رابطه خوبی با مادرم داشت خبر دادم.

پلیس در ادامه بازجویی‌ها امیر -شوهر مینا- را مورد تحقیق قرار داد. این مرد مدعی ‌شد دست‌نوشته‌ای دارد که نشان می‌دهد همسرش خودکشی کرده ‌است. او گفت: وصیتنامه او را دیدم که نوشته بود به‌خاطر اختلافاتی که با من داشت خودکشی کرد، وقتی امیر این دست‌‌نوشته را ارایه کرد، پلیس نسبت به او بیشتر ظنین شد؛ چراکه او دست‌نوشته را به ماموران حاضر در صحنه قتل نداده‌ بود. همچنین امیر مدعی ‌شده‌ بود این دست‌نوشته را زن برادر مقتول هم دیده‌ و امیر دست‌نوشته را از او گرفته‌ است.

امیر برای برطرف کردن سوءظن نسبت به خودش چنین اقدامی کرده ‌است. وقتی آرمان به‌عنوان اولین ‌شاهد درخصوص دست‌نوشته مورد ادعای پدرش صحبت کرد، ظن پلیس نسبت به امیر بیشتر شد چراکه آرمان گفت: دست‌نوشته‌ای که کنار جسد مادرم بود با خودکار آبی ‌نوشته ‌شده و پشت کاغذی بود که عکس چند حیوان روی آن بود. ضمن اینکه من و زن‌دایی‌ام در آن زمان آنقدر هل کرده ‌بودیم که اصلا دست‌نوشته ‌را نخواندیم و فقط آن را به خانه مادربزرگم بردیم. در حالی‌که آنچه شما به‌عنوان دست‌نوشته مادرم نشان می‌دهید با خودکار قرمز و روی یک کاغذ کاملا سفید نوشته ‌شده ‌است. به‌نظرم خط هم متعلق به مادرم نیست.

ادعای آرمان از سوی پدرش رد شد و او همچنان اصرار کرد دست‌نوشته متعلق به همسرش است اما گزارش تیم بررسی صحنه جرم این ادعا را به‌طور کامل رد کرد. در گزارش تیم بررسی صحنه جرم آمده ‌بود: به‌نظر نمی‌رسد مقتول خودکشی کرده ‌باشد چراکه اولا وسایل پخت غذای مفصل از فریزر بیرون گذاشته ‌شده ‌بود، یعنی این زن قصد غذا پختن‌ داشته، خانه کاملا مرتب بوده و نشانی از فردی که بخواهد خودکشی کند وجود نداشته ‌است.

پزشکی‌قانونی نیز اعلام کرد نحوه پیچیدن شال و کیسه‌ای که روی سر مقتول بوده نشان می‌دهد او خودکشی نکرده بلکه به قتل رسیده‌ است. همچنین پلیس متوجه شد امیر باوجود ادعای قبلی‌اش ساعاتی از روز را بیرون از محل کارش بوده اما ورود و خروج او ثبت نشده ‌است.

ردیابی تلفنی پلیس هم نشان داد امیر روز حادثه در زمان تقریبی قتل در فاصله ۳۰۰متری خانه‌اش تماس تلفنی داشته ‌است. همچنین متخصصان خط‌شناسی هم اعلام کردند نوشته‌های روی کاغذ ارایه‌شده از سوی امیر متعلق به مینا نیست. اما این همه ماجرا نبود. همسر برادر مینا نیز گفت: دست‌نوشته‌ای را روی جسد دیدم. مینا به‌دلیل اختلافات شدیدی که با شوهرش داشت بارها گفته‌ بود خودش را می‌کشد، اما هیچ‌وقت این کار را نکرد. ما دست‌نوشته را به خانه مادر امیر بردیم و ظاهرا آنها هم حین خانه‌تکانی آن را دور انداخته‌اند.

به این ترتیب با توجه به مدارک به‌دست‌آمده و باوجود اینکه امیر به قتل اعتراف نکرد کیفرخواست علیه متهم صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران رفت.

دومین پرونده که به شعبه ۱۱۳ ارجاع شد نیز درخصوص همسرکشی بود. در این پرونده مردی که قصد داشت به‌خاطر دخترش به همسر اولش رجوع کند به‌خاطر سوءظن به این زن او را به قتل رساند.

مرد جوانی که مهدی نام دارد خودش گزارش این قتل را به ماموران داد و با انتقال جسد رکسانا -زن جوان- به پزشکی‌قانونی مهدی جزییات زندگی‌اش و قتل را فاش کرد. او گفت: من ۱۰سال قبل با رکسانا آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم او یک‌بار ازدواج کرده و جدا شده ‌بود. یک سال بعد از ازدواجمان صاحب دختری شدیم، اما مدتی بعد متوجه شدم زنم با کسی رابطه دارد و از هم جدا شدیم.

در این مدت که جدا بودیم و حضانت بچه هم با رکسانا بود زنم با افراد زیادی رابطه برقرار کرد. من هم با زنی ازدواج کردم که بچه‌دار نمی‌شد. مرتب به دیدن دخترم می‌رفتم و برایش پول می‌بردم با رکسانا هم به‌خاطر دخترم ارتباط داشتم تا اینکه رکسانا را در جریان لو رفتن خانه فساد بازداشت کردند. او از من کمک خواست و به‌خاطر دخترم به او کمک کردم.

سعی کردم دخترم را از او بگیرم اما نشد. رکسانا بعد از هفت‌سال جدایی به من پیشنهاد داد به‌خاطر دخترمان با هم ازدواج کنیم. این در حالی بود که همسر دومم هم مهریه‌اش را به اجرا گذاشته‌ بود و قصد جدایی از من را داشت.

من به‌دلیل نپرداختن مهریه مدتی زندانی شدم، وقتی بیرون آمدم رکسانا در خانه من نبود. از طریق خواهرش او را پیدا کردم و به ساختمانی رفتم که در آنجا زندگی می‌کرد. دخترم هم در خانه بود وقتی دستشویی رفتم و برگشتم متوجه خروج مردی از آن ساختمان شدم. پرسیدم این مرد کیست، رکسانا از جواب دادن طفره رفت ولی من مطمئن بودم آن مرد با رکسانا رابطه داشت. با هم درگیر شدیم و او را خفه کردم. با تکمیل تحقیقات کیفرخواست علیه متهم صادر شد و وی به‌زودی محاکمه می‌شود.

منبع: http://goo.gl/Dff6Rd



Leave a reply

Your email address will not be published.