صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  خانه های امن مانع بر...
شهریور
۱۳
۱۳۹۲
خانه های امن مانع بروز فجایع هستند
شهریور ۱۳ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

arton14686

عکس:  chrr.biz

نوشته: فیروزه فروزانفر

خانه امن:  با خدیجه مقدم فعال محیط زیست و حقوق بشر به گفتگو نشستیم. در سال ۲۰۱۱، نخستین جایزه حقوق بشربوخوم آلمان، به او اهدا شد. این جایزه به دلیل فعالیت‌های طولانی خدیجه مقدم در زمینه محیط زیست و جنبش زنان به وی هدیه شد. خدیجه مقدم عضو کمیته موقت صلح ایران بود که در سال ۱۳۸۵ تشکیل شد. او به همراه سایر اعضای کمیته موقت صلح در سال ۱۳۸۶ شورای ملی صلح را تشکیل دادند.

نظر شما به عنوان یک فعال حقوق زنان که سال ها در محله های محروم تهران در زمینه کارآفرینی فعالیت کرده است در مورد نقش استقلال اقتصادی زن در کاهش خشونت چیست؟ و اصولا یک زن مستقل به لحاظ اقتصادی چگونه می تواند خشونت خانگی را مستقیم یا غیر مستقیم کنترل کند ؟

 ریشه خشونت در مناطق حاشیه ای تهران که من در آن فعالیت داشته ام فقر اقتصادی است که فقر فرهنگی را به دنبال دارد. در جوامع فقیر نشین شهری ، با توجه به فرهنگ سنتی –  مذهبی و پدر سالاری ، زن فقط باید تمکین کند ، زیرا زنی وابسته است و از طریق حمایت های ناپایدار است که به حیات خود ادامه می دهد. استقلال اقتصادی زنان اولین گام برای رهایی از این تمکین هاست. من به کرات مشاهده کرده ام وقتی زنی به توانایی های خود پی می برد و به حداقلی از استقلال اقتصادی دست پیدا می کند چه گونه متحول می شود. چند مصداق عینی موضوع بحث را روشن تر می کند.

زنی کارگر در خانه اشتغال زنان خودسرپرست و سرپرست خانوار کیانشهر – یکی از شهرک های فقیر نشین حاشیه ای تهران تعریف می کرد که:  شوهر بیکارم که به اجبار، دستفروش شده، هر شب خسته از بار سنگین زندگی ، موضوعی را بهانه می کرد و مرا کتک می زد. من هم چیزی نمی گفتم و دلم به حالش می سوخت. ولی حالا که خود حقوق بر شده ام، تا دستش را بلند می کند، اعتراض می کنم که من هم کار می کنم و پول در می آورم و در این خانه خرج می کنم. دستت را بلند کنی، دستم را بلند می کنم و من هم ترا می زنم. چه فرقی است بین تو و من؟ تازه من آشپزی هم می کنم و لباس های بچه ها را می شویم و خانه را تمیز می کنم و بچه ها را تر و خشک می کنم و دیگر شوهرم جرات نمی کند مرا کتک بزند و فقط لفظی با من و بچه ها دعوا می کند.

یا زن دیگری در تعاونی صدف زنان شاتره در اسلامشهر، که همسرش پیک و نامه رسان  موتور سوار بوده و بدون کلاه ایمنی، در تصادف رانندگی کشته شده بود و هیچ گونه بیمه ای هم نداشتند، تعریف می کرد که: با سه بچه در یک اتاق زندگی می کنیم و چون بچه ها شیطنت می کنند و من هم همیشه سر درد دارم، بچه هایم را تنبیه می کنم و با شیلنگ آب آنها را کتک می زنم و بعد که آنها گریه می کنند، من هم می نشینم و گریه می کنم. آقای روانشناسی را به مدرسه بچه ها دعوت کرده بودند که به ما آموزش بدهد بچه ها یمان را کتک نزنیم. او می گفت : هر وقت از دست بچه ها ناراحت شدید بروید اتاق دیگری تا کمی آرام شوید. آقای روانشناس اصلا نمی دانست که ما فقط یک اتاق داریم ولی حالا خوشحالم که وقتی عصبانی می شوم می آیم در تعاونی و با خانم های دیگر مشغول می شوم حتی اگر کاری نباشد جایی هست برای نفس کشیدن.

می خواهم بگویم که ریشه اصلی خشونت فقر است وقتی شکم ات فقط کمی سیر شود و سقفی بالای سرت باشد، می توانی گوش بسپاری به فرهنگ عدم خشونت و این که چطور در جلوگیری از خشونت می توانی نقش داشته باشی و در غیر اینصورت مبارزه با خشونت خانگی در جوامع فرو دست، یک شعار تو خالی می شود.

 اصولا چه پارامترهایی در کاهش خشونت علیه زنان در فضای اجتماعی ایران دارای اهمیت است منظور ویژگی هاست که چنانچه زنان به آن مجهز باشند مردان فضای کمتری در اعمال خشونت پیدا می کنند ؟

 توانمند سازی زنان به معنای واقعی موجب استقلال زنان می شود و به آنان هویت می دهد. وقتی زنی حق و حقوق خود را حتی در جامعه مردسالار مذهبی – سنتی ایران با قوانین زن ستیز، به عنوان یک انسان بشناسد ، کمتر مورد خشونت قرار می گیرد. و این مستلزم کار فرهنگی مستمر و به وجود آوردن امکانات در حد مقدورات فعالان جنبش زنان  و نهاد های مدنی زنان است.

رابطه قوانین فامیلی و تاثیری که روی اعمال خشونت می گذارد چطور است ؟ آیا قوانینی وجود دارد که اگر اصلاح شود خشونت خانگی یا خشونت علیه زنان کاهش پیدا کند؟

 فکر می کنم منظورتان از روابط فامیلی، سنت های قومی است که در مناطق مثلا کردنشین و عرب نشین وجود دارد. تبعیض های جنستیتی – قومیتی بیشترین خشونت را بر سر زنان این مناطق  آوار می کند و موجب قتل های ناموسی و خود سوزی زنان و فرار دختران می شود که مستلزم توجه ویژه همه فعالان جنبش زنان  به این تبعیض هاست. این روابط و سنت های قومی از جمله خون بس زندگی زنان ملیت ها و قومیت های مختلف را دشوار تر از سایر زنان کرده است. ستم مضاعفی که بر یک زن کرد، ترک، بلوچ و عرب، روا داشته می شود بیشترین خشونت ها را در جامعه زنان ملیت ها و قومیت ها پدید می آورد. حالا تصور کنید که زنی کرد باشد، فقیر و بی سواد، و دچار تبعیض جنسیتی – قومیتی و طبقاتی، چه میزان خشونت را در زندگی باید تحمل کند.

به طبع اگر  قوانین زن ستیز، اصلاح شود، ابزار اعمال خشونت کنترل می شود ولی این تنها بخشی از راه رفع تبعیض و خشونت است. باید به موازات تلاش برای رفع تبیعض های قانونی به ارتقاء فرهنگ برابری توجه  ویژه داشت. مثلا سنت ختنه دختران که شدیدترین خشونت برای دختربچه ها در مناطق کردنشین و عرب نشین ایران است و هنوز هم رواج دارد ، مستلزم یک تلاش فرهنگی است.

 نقش خانه های امن را در کنترل خشونت خانگی چگونه می بیند و فکر می کنید چرا ما در ایران مکان هایی نداریم که زنان تحت خشونت به آن پناه ببرند؟

 بحث خانه های امن سال هاست در ایران مطرح است و طبیعی است که کمکی است برای زنان خشونت دیده خواهد بود ولی وقتی قانون به مرد حق خشونت می دهد چگونه می توان خانه های امن برای زنان ایجاد کرد. البته تلاش های مفیدی در این راه شده ومن یادم هست، به همت یک NGO زنان ، در منطقه ۱۲ شهرداری تهران هتل کوچکی را به این امر اختصاص داده بودند  که البته  شرایط کامل خانه های امن را نداشت  ولی شروع بسیار خوبی بود. در حال حاضر نمی دانم چه تلاش هایی در این رابطه می شود.

خانه های امن از بروز فاجعه هایی مثل اسید پاشی، قتل های ناموسی و خود سوزی و خودکشی زنان به طور موقت جلوگیری می کند ولی برای رفع خشونت باید ریشه ای تر به مسائل جامعه زنان در سطوح مختلف توجه کرد.



Leave a reply

Your email address will not be published.