آنچه که می‌توانید به یک قربانی بگوئید: سکوت را بشکن


2216888470_3a1cfddbe0

  •   ترجمه:  ویدا بالیخانی

     شکستن سکوت در قبال خشونت خانگی

وضع قوانین سختگیرانه جدید راهی برای کاهش خشونت خانگی و تجاوز جنسی است. هیچ کاری همچون تحت پیگرد قانونی قرار دادن و زندانی کردن افراد پیغام روشنی به مردانی نمی‌فرستد که زنان خود را کتک می‌زنند – آمار وزارت دادگستری تأیید می‌کند که زنان به مراتب بیشتر از مردان کتک می‌خورند. با این حال قوانین جدید، تنها راه حل نیست.

تعداد بسیاری زیادی از مردم همچنان بر این باور هستند که خشونت خانگی یک مسئله خصوصی بین زن و شوهر است، نه یک جرم جنایی که مستلزم پاسخی محکم و سریع باشد. حتی امروزه هم ممکن است قربانی یک خشونت خانگی با این سؤال روبرو شود که: “چه کار کردی که شوهرت عصبانی شد؟” این سؤال تلویحاً به این معناست که تقصیر این خشونت به گردن قربانی است. افراد دست‌اندرکار در نظام قضایی کیفری ما – پلیس، دادستان‌ها، قضات، و هیئت منصفه – باید در مورد نقشی که می‌توانند در مهار اعمال خشونت خانگی بازی کنند، آموزش ببینند.

حتی زمانی که طرح شکایت صورت می‌گیرد، انجام محاکمه جرایم خانگی دشوار است. اغلب اوقات قربانیان می‌ترسند اگر با پلیس تماس بگیرند، جان‌شان به خطر بیافتد. سکوت بیشترین کمک را به ضاربان می‌کند. ما باید به سکوت پایان داده و نگرش خود را به نسبت به جرایم خانگی تغییر دهیم.

همسایه ها باید وقتی سر و صدای دعوای شدید در خانه‌های اطراف را شنیدند، با پلیس تماس بگیرند. صدای تلویزیون خود را زیاد نکنید تا صدای جر و بحث‌های مستانه همسایه خود را نشنوید. پلیس را خبر کنید.

معلمان باید به نشانه‌های مبنی بر اینکه دانش‌آموزان شاهد خشونت در خانه بوده‌اند، توجه نمایند. کودکانی که در خانه‌های پر از خشونت بزرگ می‌شوند، به احتمال زیاد خود دچار خشونت می شوند.

کارکنان مراکز درمانی که با قربانیان خشونت مواجه می‌شوند باید در مورد این جرایم پرس و جو کنند. در بسیاری از موارد، پزشکان و پرسنل اورژانس اظهارات قربانیان وحشت‌زده را می‌پذیرند مبنی بر اینکه کبودی و یا بریدگی‌های آن‌ها در اثر بروز حوادث در خانه و یا افتادن رخ داده است. وقتی زنی که زیرچشمانش کبوده شده می‌گوید افتاده و به دستگیره در خورده است، پزشکان و پرستاران باید از او بپرسند: “آیا کسی تو را کتک زده است؟”

کشیشان و روحانیون هم باید بیش از پیش مداخله کنند. دیگر نمی‌توان مثل گذشته به زنی کتک خورده بگوییم “به خانه برگردد و رفتارت را اصلاح کن”. فرستادن زن نزد شوهرش که دست به‌زن دارد اغلب باعث می‌شود جان وی در معرض خطر قرار گیرد. البته، ما نمی‌توانیم به زنی که همسرش رابطه‌ای خشونت‌آمیز با او دارد بگوئیم چه کاری انجام دهد، اما می‌توانیم تلاش بیشتری انجام دهیم و گزینه‌های دیگر موجود برای او و فرزندانش را توضیح دهیم. مداخله به موقع بسیار مهم است.

این جرایم جدی هستند. تجربه نشان می‌دهد که معمولاً میزان خشونت در این روابط تشدید می‌شود، و بسیاری از دفاتر پلیس خشونت‌های خانگی خود را به عنوان مشکل اصلی خود می‌دانند. قوانین سخت گیرانه و پیگرد مؤثر، همراه با آموزش و رویکردی مشارکتی میان سازمان‌های مجری قانون و سازمان‌های خدمات اجتماعی، زمان می‌برد تا تأثیر خود را به‌جا بگذارد. تا آن موقع، همه ما باید نقش بیشتری در گزارش بدرفتاری خانگی ایفا کنیم. تلاش‌های ما برای شکستن سکوت می‌تواند باعث تغییر وضعیت شود.

خشونت خانگی … چیست؟

با افزایش آگاهی نسبت به خشونت خانگی، مشخص شده است که بدرفتاری می‌تواند در روابط زیادی رخ دهد. قوانین بسیاری از ایالت‌ها، حوادث خشونت‌آمیزی که بین زوجین اتفاق می‌افتد، و همچنین بدرفتاری با سالمندان توسط اعضای خانواده، خشونت بین افراد هم‌ اتاقی، زوج‌هایی که تازه با هم آشنا شده‌اند و کسانی که روابط همجنس گرایانه دارند را تحت پوشش قرار می‌دهد.

در رابطه‌ای که در آن بدرفتاری رخ می‌دهد، فردی که مرتکب بدرفتاری می‌شود ممکن است از تاکتیک‌های دیگری بجز خشونت فیزیکی به منظور برای حفظ قدرت و کنترل خود و بر شریک زندگی خویش استفاده کند:

خشونت عاطفی و کلامی:

افرادی که از خشونت خانگی گریخته‌اند مواردی نظیر سرکوفت خوردن، تحقیر شدن در انظار عمومی، خطاب شدن با نام زشت، بازیچه قرار گرفتن و فریب خوردن از شریک زندگی خود را برشمرده‌اند. بسیاری از آن‌ها می‌گویند زخم بدرفتاری عاطفی که متحمل شده‌اند عمیق‌ترین نوع زخم است.

منزوی کردن:

بسیاری اوقات فرد مرتکب بدرفتاری ممکن است بسیار حسود باشد، و اصرار ورزد که قربانی دوستان و یا اعضای خانواده خود را نبیند. در این صورت اگر قربانی شغل خود را در نتیجه غیبت و یا کاهش بهره‌وری از دست بدهد (که این مسئله اغلب در مورد افرادی که خشونت خانگی را تجربه می‌کنند، صدق می‌نماید) ممکن است احساس انزوا در نزد وی افزایش یابد.

تهدید و ترساندن:

تهدید – از جمله تهدید به خشونت، خودکشی، و گرفتن کودکان – تاکتیکی است که فرد ضارب به کرات از آن استفاده می‌کند.

وجود خشونت‌های عاطفی و کلامی، تلاش برای منزوی کردن و تهدید و ارعاب در یک رابطه ممکن است نشانه آن باشد که خشونت فیزیکی نیزدرپی خواهد آمد. حتی اگر چنین مواردی با خشونت فیزیکی همراه نباشد، تأثیر این حوادث را نباید نادیده گرفت. بسیاری از مراکز ذکر شده در این کتاب، اطلاعاتی را در اختیار افرادی قرار می‌دهند که شریک جنسی آن‌ها دست به خشونت عاطفی می‌زند.

 قربانیان چه کسانی هستند؟

زنان حدود شش برابر بیشتر از مردان توسط مجرمانی مورد حمله قرار می‌گیرند که با آنها آشنا هستند.

باورهای غلط در مورد خشونت در خانواده

باور غلط: خشونت در خانواده امری نادر است

اقتباس از: “جلوگیری از خشونت علیه زنان، فقط مسئله زنان نیست” شورای ملی پیشگیری از جرم، 1995.

آنچه که می‌توانید به یک قربانی بگویید

اقتباس از:، سارا بوئل، در “دادگاه‌ها و جوامع: مقابله با خشونت در خانواده،” مقالات کنفرانس، شورای ملی قضات دادگاه خانواده، 1994.

طرح ایمنی چیست؟

هر فردی که در رابطه‌ای توأم با بدرفتاری گرفتار شده است نیاز به یک طرح ایمنی دارد. پناهگاه‌ها و مشاوران بحران سال‌ها است که طرح‌های ایمنی را ارائه کرده‌اند، و ادارات پلیس، سازمان‌های خدمات قربانیان، بیمارستان‌ها، و دادگاه‌های این استراتژی را اتخاذ کرده‌اند. برنامه‌های ایمنی باید بر اساس ویژگی‌های فردی تهیه شود- مثلاً با در نظر گرفتن سن، وضعیت تأهل، وجود کودکان، موقعیت جغرافیایی، و منابع موجود – اما عناصر مشترکی نیز دارند.

در هنگام تهیه یک طرح ایمنی:

اقتباس از: “پیشگیری از خشونت خانگی” نوشته لورا کریتس در “بیانیه پیشگیری”، مارس 1992، بخش پیشگیری از جرم، دادستانی کل، هاوایی.

کاری که هر یک از ما می‌توانیم انجام دهیم

اقتباس از: “پیشگیری از خشونت خانگی” نوشته لورا کریتس در “بیانیه پیشگیری”، مارس 1992، بخش پیشگیری از جرم، دادستانی کل، هاوایی.

 جوامع چه کاری می‌توانند برای جلوگیری از خشونت خانگی انجام دهند؟

اقتباس از: “جلوگیری از خشونت علیه زنان، فقط مسئله زنان نیست” شورای ملی پیشگیری از جرم، 1995.

خشونت خانگی و محل کار

با افزایش آگاهی در مورد خشونت خانگی، این مسئله نیز پذیرفته شده است که این نوع جرم تأثیر عمده‌ای در محل کار دارد. بدرفتاری که یک کارمند در خانه با آن مواجه می‌شود ممکن است منجر به از دست رفتن بهره‌وری، استرس بیشتر، افزایش غیبت از کار و هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی بیشتر شود. یک نظرسنجی در سال 1994 از مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ که توسط راپر استارچ ورلد‌واید و از طرف شرکت لیز کلی‌بورن انجام شده بود نشان داد که:

منبع: http://www.dm.usda.gov/shmd/handbook.htm