صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  بخشنامه ای متعارض با...
مرداد
۱۰
۱۳۹۲
بخشنامه ای متعارض با اصول قانون اساسی
مرداد ۱۰ ۱۳۹۲
تجربه ها و خاطره ها
۰

image_pdfimage_print

hagh gostarطرح: وبسایت حق گستر

نامه معصومه – د ازتهران

خانه امن: من یک قربانی خشونت خانگی در ایران هستم. در تهران زندگی می کنم. همواره از شوهرم کتک خورده  و دشنام شنیده ام. تا چند سال سکوت کردم و خون دل خوردم. بالاخره چندی پیش یک روز خونم به جوش آمد و رفتم دنبال حق خواهی و دادخواهی.  با آثاری از ضرب و شتم که بر صورت و بدنم بود وارد کلانتری محل شدم. آن جا فهمیدم زنان قربانی خشونت خانگی باید بروند نزد پلیس زن که در کلانتری ها نشسته است. خوشحال شدم و با این امیدواری به سمت دفتر خانم پلیس رفتم که من و آثار خشونت بر بدنم را جدی بگیرد. سلام کردم و در پاسخ به اولین پرسش ، صورت و گردنم را نشانش دادم و گفتم این اولین بار نیست کتک می خورم، ولی اولین بار است که می خواهم شوهرم را بابت رفتار غیر قانونی اش مجازات کنند.

خانم پلیس بدون کمترین هم دردی، مثل یک تکه سنگ با من برخورد کرد و گفت: این وقایع در زندگی زناشوئی اتفاق می افتد. باید صبور بود. بهتر است قلق شوهرت را پیدا کنی و مطابق میل او رفتار و گفتارت را تغییر بدهی. خانم پلیس برایم آیه هائی از قرآن هم تلاوت کرد و از من خواست از طرح شکایت بگذرم و به خانه بازگردم. زیر بار نرفتم. با او وارد بحث و جدل شدم و گفتم شما وظیفه دارید وضعیت من را به دادگاه وپزشکی قانونی گزارش بدهید. می خواهم ببینم چرا باید بدنم همواره زیر مشت و لگد باشد.

خانم پلیس که با نفرت به من نگاه می کرد گقت: من بهتر از تو با تکالیفم آشنا هستم. ما این جا نشسته ایم تا شما زنهای اهل جنگ و دعوی را ساکت کنیم و سر خانه و زندگی تان بفرستیم. پرسیدم کجا وظیفه پلیس را این جوری نوشته اند. به ما از بچگی گفته اند هر وقت کسی دست روی آدم دراز کند باید مضروب برود کلانتری. حالا شما معکوس حرف می زنید و به نفع مردان ظالم.

خانم پلیس صدایش را بلند کرد و گفت اگر مرد غریبه دست روی تو دراز کرده بود، موضوع فرق می کرد و همکاران مرد را صدا می زدم تا کمک کنند. ولی شوهرت دست رویت بلند کرده. اخیرا هم بخشنامه ای از نیروی انتظامی به ما پلیس های زن مستقر در کلانتری ها ابلاغ شده تا زنان امثال تو را تا جائی که میسر است به خانه شان بفرستیم تا پا به دادگاه باز نکنند. قال قضیه را بخوابانیم.

گفتم واقعا بخشنامه شده که ظلم شوهر به زن در حد ضرب و شتم قابل پیگیری نیست. خانم پلیس برآشفت و گفت: کی من این را گفتم؟ ما می خواهیم خانواده ها از هم نپاشند و قاضی ها هم نفسی بکشند.

این بار من برآشفتم و گفتم: پس زن ها پلیس شده اند برای رفاه حال شوهران ظالم و قضات دادگستری؟

خانم پلیس جواب داد:

آخر قاضی ها بنده خدا هستند و دارند زیر بار شکایت های زنان امثال تو که تا شوهر به آنها می گوید زیر چشم تان ابروست راه می افتند دنبال پلیس و دادگاه له و لورده می شوند.

گفتم ولی من می خواهم شکایت را دنبال کنم تا به صدور حکم نهائی برسم. این بار خانم پلیس که من را جری دید ، به نرمی گفت:

به خاطر خودت می گویم. پس از ماهها دوندگی  به چشم می بینی که دفتر دادگاه و قاضی، پرونده تو و امثال تو را پرت می کنند و به کارهای مهمتر شان می رسند. تو فقط علاف می شوی. وقت تلف می کنی.

گریه کنان از کلانتری رفتم. به خانه که رسیدم جل و پلاسم را بستم. بچه ها را دادم به همسایه و از خانه گریختم.

شما هم که خانه امن را می چرخانید بهتر است از این برخوردهای غیر انسانی با زنان قربانی خشونت حرف بزنید و اگر زورتان می رسد ته و توی این بخشنامه های ضد انسانی و ضد زن را در بیاورید. تازه بر من معلوم شد که چرا سالها بعد از آن که پلیس های زن زمان شاه را بعد از انقلاب اخراج کردند، دوباره به زنها اجازه دادند تا پلیس بشوند. این تجدید نظر برای آن بوده که زنان پلیس ، خشونت خانگی بر ضد زنان را وقتی راهی کلانتری می شوند، ماستمالی کنند و نگذارند زن گذارش به دادگاه بیفتد. نمی دانم شاید قوه قضائیه و نیروی انتظامی با همفکری با هم این بخشنامه را نوشته اند.

نظر مهری ملکوتی ،وکیل و پژوهشگر درمورد این بخشنامه:

معصومه خانم نباید کلانتری را ترک می کردی. باید می ماندی تا مجبور بشود اعزامت کند به مراجع قضائی و پزشکی قانونی. خانه امن از این بخشنامه بی خبر است. ولی دنبالش می رود. اگر پلیس زن درست گفته باشد، بخشنامه با اصولی از قانون اساسی در تعارض است. با وظائف پلیس در تعارض است. ولی باید این بخشنامه را با یک دادخواست به دیوان عدالت اداری ببریم. دیوان عدالت اداری ثابت کرده که خوب و اغلب بی طرفانه کار می کند و پس از رسیدگی به موضوع، اگر بخشنامه را در تعارض با قانون اساسی تشخیص بدهد، حکم بر لغو و بی اعتباری آن صادر می کند.

در این جا با استفاده از فرصت از همه وکلای مدافع و فعالان حقوق زن و تشکلهای فعال در زمینه کنترل خشونت خانگی در ایران، انتظار دارد، صحت و سقم این بخشنامه را بررسی کرده و نسخه ای از آن را در اختیار “خانه امن” بگذارند تا در صورتی که زنان پلیس یا به طور کلی پلیس ایران امریه یا توصیه گرفته تا به جای رسیدگی به حال و روز زن مضروب و مجروح، او را از شکایت و رفتن به دادگاه منصرف کند، سریعا نسبت به تقاضای لغو آن توسط دیوان عدالت اداری ایران اقدام بشود.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱