صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  خانه، ناامن‌ترین جای...
مرداد
۱۷
۱۳۹۸
خانه، ناامن‌ترین جای جهان برای زنان
مرداد ۱۷ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: Polina Gazhur/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/www.shutterstock.com

فهیمه خضر حیدری

چندهمسری و اعتیاد، دو عامل مهم در زن‌کُشی در خانواده‌های ایرانی

کشته شدن در خانه، ای بسا شدیدترین شکل خشونت در طیف وسیعی از خشونت‌ها باشد که با عنوان «خشونت‌‌ خانگی» می‌شناسیم.

خانه، جایی که قرار است پناهِ امن ما باشد، به‌ سادگی می‌تواند به قتل‌گاه ما بدل شود. هر چند برادرکُشی، شوهرکُشی و قتل والدین هم در همین طیف می‌گنجند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که این «ما» نه‌ تنها در ایران بلکه کمابیش در سراسر جهان، بیشتر از زنان و کودکان تشکیل شده.

در گزارشی در سال ۱۳۹۴، خبرگزاری مهر آماری از وضعیت قتل‌های خانگی در ایران به دست می‌دهد: روزانه یک قتل خانگی.

بر اساس همین گزارش، ۳۰ درصد کل قتل‌ها در ایران را قتل‌های خانگی تشکیل داده است.

در این میان به گفته رییس اورژانس اجتماعی کشور ۷۵ تا ۸۰ درصد کسانی که خشونت را در خانه‌ها تحمل می‌کنند، زنان متأهل و دختران مجرد هستند.

به گفته رضا جعفری، رییس اورژانس اجتماعی کشور، موارد ثبت‌شده خشونت‌های خانگی در سال گذشته ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده و تنها در شش ماه اول سال گذشته، ۱۶هزار مورد کودک‌آزاری به ثبت رسیده.

به گفته همین مقام مسئول، پس از کودکان این زنان هستند که بیشترین آسیب را در نهاد خانواده می‌بینند.

به گفته رییس اورژانس اجتماعی کشور تنها در ۹ ماهه اول سال ۱۳۹۸ هزار و ۷۵۰ زن خشونت‌دیده به خانه‌های امن منتقل شده‌اند.

اینها البته فقط موارد ثبت‌شده است و چهره واقعی و به ثبت‌نرسیده خشونت خانگی در خانه‌های ایرانی اغلب حتا سیاه‌تر و ترسناک‌تر گزارش شده است.

با این حال خشونت و قتل‌های خانگی اگر چه پدیده‌‌ای است که در کشورهای آسیایی پُرتعدادتر از هر جای دیگر جهان گزارش شده، اما همچنان تنها به جامعه ایران محدود نمی‌شود.

در جامعه‌ای مثل آمریکا که در سال ۲۰۱۷ میلادی، تعداد قتل‌های خانگی ۱۹ درصد نسبت به سال‌های پیش از آن افزایش نشان داده، بیشترین قربانیانِ خشونت خانگی زنان و کودکان بوده‌اند.

گزارش «نیویورک‌تایمز» که بر اساس داده‌های پلیس فدرال آمریکا نوشته شده، نشان می‌دهد در این سال هزار و ۸۷۵ نفر در خشونت‌های خانگی به قتل رسیده‌اند که هزار و ۵۲۷ نفرشان زن بوده‌اند.

گزارش سال ۲۰۱۸ سازمان ملل متحد می‌گوید نزدیک به ۶۰ درصد  از ۸۷ هزار زنی که در سال گذشته در سراسر جهان کشته شده‌اند، در خانه‌هایشان و به دست شریک زندگی یا یکی از اعضای خانواده خود به قتل رسیده‌اند.

شاید به دلیل همه اینهاست که سازمان ملل متحد خانه را خطرناک‌ترین مکان برای زنان و دختران می‌داند.

چندهمسری و همسرکُشی

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

در ایران، هم شرع و هم قانون به مرد اجازه چندهمسری می‌دهند. مرد می‌تواند تا چهار بار ازدواج دائم و بارها ازدواج موقت خود را ثبت کند. گرچه مواد و تبصره‌هایی برای محدود کردن نسبی این حقوق تعیین شده و مثلا مرد موظف است در صورتی که همسر اولش نه بیمار باشد و نه مجنون و محبوس و نه ناتوان از بچه‌دار شدن، حتما برگه رضایت او را برای ازدواج دوم به دادگاه ببرد اما اتفاقی که در عمل می‌افتد چندهمسری مردان و تضییع حقوق زنان در چارچوب قوانین نابرابر خانواده در ایران است.

در موارد متعدد، مرد با ازدواج همزمان خود در قالب عقد دائم یا موقت، زنی دیگر را وارد زندگی خانوادگی‌اش می‌کند. همواره ممکن است زن دوم، چه آن‌طور که در اخبار هفته‌های اخیر گفته می‌شود «پرستو» باشد و با دسیسه وارد زندگی مرد متأهل شده باشد، چه بی‌دسیسه و برنامه‌ریزی قبلی، باردار شود یا حتا بدون بارداری حقوق خود را به عنوان همسر مطالبه کند. اتفاقی که اغلب دیر یا زود در ازدواج‌های همزمان می‌افتد و شرایط را به سوی فاجعه پیش می‌برد.

اتفاق بعدی اغلب قتل است: قتل همسر دوم. چیزی شبیه آن‌چه در ماجرای پرحاشیه و معمایی قتل همسر دوم محمدعلی نجفی، از دولتمردان ایران و شهردار پیشین تهران رخ داد.

میترا استاد، زنی بود که خیلی‌ها از او با عنوان «پرستو» یاد کردند و خیلی‌ها همسر او، نجفی را چنان متین و آرام دانستند که از اعتراف او به قتل همسرش حیرت کردند! اما مگر فرد متین و آرام نمی‌تواند به خشونت خانگی و قتل دست بزند؟

با باز شدن پرونده قتل میترا استاد بار دیگر توجه همگانی به موضوع خشونت خانگی و همسرکشی در ایران جلب شده است.

زن جوانی که زمانی نامزد انتخابات شوراهای شهر بود و خود را نامزد زنان و جوانان می‌دانست، حالا در خانه‌ خودش به دست مرد تکنوکراتی که در تمام ۴۰ سال گذشته نامش همواره در میان مهم‌ترین دولتمردان ایران بوده، قربانی خشونت خانگی می‌شود و به قتل می‌رسد.

خیلی‌ها می‌پرسند مقصر کیست؟ قوانینی که پشتوانه ازدواج همزمان مردان‌اند؟ مردانی که با ازدواج همزمان، حقوق همسران خود را ضایع می‌کنند و زن دوم را هم هر جای کار که لازم باشد به قتل می‌رسانند یا زنانی که وارد زندگی زن و خانواده‌ای دیگر می‌شوند؟

نمی‌توان پاسخی مطمئن و کامل برای این پرسش‌ها یافت اما آنچه روشن است پرونده‌های مشابه پرونده قتل خانگی میترا استاد کم نیستند. پرونده‌هایی که موضوع آنها می‌تواند ناامنی خانه برای زنان باشد.

بیکاری، اعتیاد و ناتوانی از اداره زندگی

این خلأهای قانونی نیستند که همیشه پشتوانه خشونت‌ها و قتل‌های خانگی می‌شوند و قربانی می‌گیرند. در بسیاری از موارد پای شرایط اقتصادی جامعه، بیکاری، تورم و گرانی هم به میان می‌آید.

بسیاری از فعالان حقوق بشر صِرفِ پدیده موسوم به «نان‌آور خانواده» بودنِ مردان را نقض حقوق مردان و محدود کردن حقوق زنان می‌دانند. تسلط چنین دیدگاهی در جامعه، نه فقط زنان که مردان را هم قربانی مردسالاری و قواعد و عرف مردسالار کرده است. گرچه این روند، بیشترین آسیب را به زنان رسانده، اما جامعه و قوانین مردسالار مردان را هم در جایگاه آسیب‌پذیر قرار می‌دهد. جایگاه قدرتی که به مردان داده شده، انتظارات زیادی را هم به همراه دارد.

در این وضعیت، بیکاری مردان، تغییر موقعیت اقتصادی خانواده و خط فقری که هر روز برجسته می‌‌شود و بیشتر و بیشتر گلوی خانواده را می‌فشارد، فضای خانه را به‌ سادگی آشفته و عصبی می‌کند.

مرکز پژوهش‌های مجلس ایران میگوید ۲۳ تا ۴۰ درصد از جمعیت کشور زیر خط فقر هستند و خانواده‌هایی با درآمد زیر چهار میلیون و پانصد هزار تومان، یک سره در زیر خط فقر قرار می‌گیرند. بیکاری مردان در چنین خانواده‌هایی ای بسا نتایج فاجعه‌باری به دنبال داشته باشد.

خانواده‌هایی که مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی میگوید آمار خشونت‌های خانگی در آنها «تکان‌دهنده» است.

به گفته نایب‌ رییس اتاق بازرگانی ایران، نرخ بیکاری در سال ۱۳۹۸ رکورد زده است. نرخ بیکاری رسمی حدود ۱۵ درصد اعلام شده، رقمی که اگرچه با آمارهای مستقل و غیررسمی فاصله بسیار دارد اما به نوبه خود خبر از تشدید بحران در پشت‌ درهای بسته خانه‌های شهروندان می‌‌دهد.

از سوی دیگر شرکای همسرکُش در بسیاری از موارد با اعتیاد درگیر بوده‌اند. ستاد مبارزه با مواد مخدر میگوید در طول ۱۰ سال گذشته تعداد معتادان در ایران دو برابر شده است. اعتیاد در بسیاری از موارد به عنوان عامل اصلی و ای بسا تنها عامل خشونت و قتل خانگی معرفی شده است.

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از یک جامعه‌شناس از رابطه مستقیم میان اعتیاد و اعمال خشونت خانگی گزارش می‌دهد. بر اساس این گزارش اعضای معتاد خانواده که اغلب مردان هستند در سال‌های اخیر دست به انواعی از خشونت خانگی زده‌اند که تا پیش از آن هرگز گزارش نشده بود. بر اساس این گزارش نزدیک به ۸۰ درصد زنانی که در ۱۷ استان کشور قربانی خشونت خانگی شده‌اند، پدر معتاد داشته‌اند.

اعتیاد اغلب با ناسازگاری و تشنج در فضای خانواده همراه است و در بسیاری از موارد حتا کمک‌های مشاوره‌ای و روان‌شناختی هم تنها به صورت موقت به آزار همسران و کودکان در فرد معتاد پایان داده است. انجمن روان‌شناسی آمریکا می‌گوید چنین مداخلاتی اغلب تأثیر بلندمدت ندارد.

یک بار دیگر زنان در خانه خود در ناامن‌ترین شرایط ممکن به سر می‌برند، شرایطی که حتا می‌تواند آنها را به سوی مرگ/کشته شدن در خانه سوق دهد.

بیشتر بخوانید:

قربانیان خشم و ناموس

«قتل ناموسی»، خشن‌ترین شکل خشونت خانگی (بخش اول)

چرا قتل‌های ناموسی در قلب کشورهای توسعه یافته هم رخ می‌دهند؟

حق محذوفی به نام طلاق و قتل برای رهایی

ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ایران مرد را مختار کرده که با رعایت شرایط مقرر در این قانون در هر زمانی با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بدهد. بر این اساس ازدواج پیوندی دوسویه و طلاق تصمیم و حقی یک‌جانبه است. دست مرد خانواده برای طلاق دادن همسرش باز است. دست او برای نگه داشتن همسرش  به اجبار و با توسل به زور هم همچنان باز است. زن اما در این قانون نابرابر، تنها با شرایطی که در مواد ۱۱۱۹، ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنی آمده می‌تواند تقاضای طلاق کند.

بر اساس ماده ۱۱۱۹، زن می‌تواند با اثبات این که ادامه زندگی‌ با همسرش «حیات» او را به مخاطره می‌اندازد یا با نشان دادن این که یکی از شروط ضمن عقد مثلا منتفی بودن ازدواج دوم مرد نقض شده است، وکالت طلاق را در اختیار بگیرد. شرایطی که اثبات تحقق آنها همیشه هم چندان ساده و ممکن نیست.

ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی هم به زن فرصت می‌دهد تا در صورت اثبات عدم پرداخت نفقه از سوی مرد تقاضای طلاق کند. ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی هم که ماده معروف به «عسر و حرج» است، مربوط به زمانی می‌شود که زن بتواند ثابت کند دوام ازدواج مایه عسر و حرج اوست. با اثبات عسر و حرج زن می‌تواند مرد را وادار به طلاق کند.

همه این «در صورتی‌ که»ها البته به ده‌ها شرط ریز و درشت دیگر وابسته است. گاه اثبات هر یک از این موارد در دادگاه‌های خانواده تا سال‌ها به طول می‌انجامد و مرد با قدرت بلامنازعی که قوانین نابرابر مردسالار در اختیارش قرار داده‌اند، می‌تواند زن را سال‌ها در راهروهای دادگاه‌های خانواده از این سو به آن سو بکشد و حاضر به طلاق نشود. مرد می‌تواند حتا ازدواج دوم و چندم بکند اما زن را هنوز و همچنان در راهروهای دادگاه‌های خانواده دنبال طلاق بکشاند.

اینجاست که پای طلاق به بسیاری از حوادث و قتل‌های خانگی در ایران باز می‌شود. در موارد متعدد دیده، خوانده و شنیده‌اید که زنی اقدام به قتل همسر خود کرده. زنی که طلاق می‌خواسته و سرانجام به بن‌بست خشونت و قتل کشیده شده است. زنی که می‌خواسته با جدایی از همسر معتاد یا خشونت‌ورز، زندگی تازه‌ای برای خود بسازد اما در پایان روز به قاتل تبدیل شده است.

به این ترتیب مردان نه‌ تنها با در اختیار داشتن حق طلاق که با بهره بردن از حق یک‌جانبه چندهمسری که قانون در اختیار آنها می‌گذارد، می‌توانند به مهم‌ترین بازیگرانِ خشونت خانگی علیه زنان بدل شوند.

در بسیاری از پرونده‌های جنایات خانوادگی، رد پای حق یک‌جانبه طلاق و سلب این حق بدیهی از زنان را می‌توان در قوانین خانواده ایرانی دید. حذف فیزیکی به جای حق برابر طلاق، انتخابی است که خیلی از زنانِ این پرونده‌ها به سوی آن سوق داده شده‌اند و یک بار دیگر خانه، ناامن‌ترین جای جهان برای زنان، مردان و کودکانی می‌شود که آشیانه‌شان را روی تلی از قوانین نابرابر بنا کرده‌اند.



Leave a reply

Your email address will not be published.