صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  فرار از مجازات به به...
تیر
۲۲
۱۳۹۲
فرار از مجازات به بهانه دیوانگی
تیر ۲۲ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و حقوق
۰

image_pdfimage_print

aseman dayli news

عکس: آسمان دیلی نیوز

خانه امن: طی هفته های گذشته چند خبر در مورد قتل زنان توسط همسرانی که مدعی جنون آنی و ناراحتی اعصاب و … بودند منتشر شد به عنوان مثال خبری با تیتر قتل پایان دوئل مرگباراز خبرگزاری مهر منتشر شد، مبنی بر اینکه مردی با ۳۰ ضربه چاقو همسرش را به قتل رسانده است ومدعی شده بود که همسرش او را تحریک و عصبانی کرده بود و وی در زمان قتل دچار جنون ادواری شده بود، یا خبر دیگری که روزنامه شرق آنرا انتشار داد با این مضمون که مردی که با ۳۸ ضربه چاقو همسرش را به قتل رسانده بود ادعا کرد دچار مشکلات روانی است و زمان قتل از حالت عادی خارج شده است.

 نظرخانم مهری ملکوتی وکیل و مشاور”خانه امن” را در خصوص اینگونه پرونده ها جویا شدیم:

فرار از مجازات به بهانه دیوانگی یکی از شیوه های دفاعی متهمین به ارتکاب جرم و جنایت است. حتی وکلای مدافع در سراسر جهان این شیوه دفاعی را در مواردی که اتهام موکل شان قتل عمد است به کار می برند تا او را از مجازات های سنگین نجات بدهند. البته دستگاه های قضائی به سهولت این ادعا را از متهم و وکلای او نمی پذیرند، بلکه باید نظریه قابل قبول کارشناسی، جنون قاتل را تایید کند. جنون منجر به قتل از موجبات تخفیف در مجازات یا تغییرنحوه کنترل مجرم است. در این موارد مرتکب قتل را که مجنون بوده است به مراکز درمانی اعصاب و روان اعزام می دارند و او را در زندان های عادی نگهداری نمی کنند. کاملا عادلانه است که مرتکب قتل اگر دیوانه بوده و از روی جنون دست به جنایت زده، در باره اش این گونه تصمیم گیری شود. زیرا نمی توان دیوانه و مجنون را مسئول رفتارشان شناخت. ولی البته نظام اجتماعی در این موارد باید احساس مسئولیت کند که چرا این فرد را شناسائی نکرده و از باب پیشگیری از جرم به مداوای او نپرداخته اند.

در جمهوری اسلامی ایران هم این شیوه دفاعی پذیرفته شده، ولی متاسفانه در مواردی که مقتول زن است و قاتل شوهر اوست، نسبت به موضوع چندان سختگیری نمی شود، بخصوص در مواردی که شوهر ادعا می کند نسبت به زن سوء ظن داشته و گمان می کرده با مرد دیگری رابطه جنسی یا تمایلات عاشقانه دارد. در پرونده ای که اکنون در محاکم جنائی ایران مطرح است، قاتل یک چنین اظهاری نکرده و در نتیجه دست قضات باز شده تا ادعای جنون را که از سوی قاتل مطرح شده با حساسیت دنبال کنند و بر پایه نظریه پزشکی قانونی، در جه جنون را در حدی تشخیص نداده اند که از قاتل سلب مسئولیت شود. در این ماجرا بیش از آن که مانند بسیار موارد دیگر که زن به دست شوهر به قتل می رسد، قانون و داوری قاضی، قابل نقد باشد، رفتار زنی که به قتل رسیده و پدر و مادر زن باید مورد بحث قرار بگیرد. زنانی که هنوز از نعمت حیات برخوردارند و می دانند شوهرشان گرفتار بیماری جدی روانی است(هرچند کاملا مجنون نیست)، خوب است پیرامون سرنوشت این زن تامل کنند و برای حفظ جان خود و فرزندان ، پیش از وقوع فاجعه وارد عمل بشوند و جان شیرین خود را از دسترس یک بیمار جدی روانی دور سازند. همچنین درسی است برای قضات دادگاه های خانواده در ایران تا زنی را که ادعا می کند همسرش به شدت عصبی است و قادر به کنترل رفتار خشونت آمیز خود نیست، آسان از درگاه نرانند و به او مجال بدهند تا اگر طلاق می خواهد، بتواند مطلقه شده و زندگی اش را نجات بدهد. پندآموزی برخی قضات در این پرونده ها گاهی غیرلازم و زیان بار است. زنی که به دادگاه خانواده برای طلاق پناه می برد زنی است که تمام راه ها را رفته و نصایح خانواده و دوست و همکار و در و همسایه و پلیس را شنیده است. کارد توی استخوانش بوده که راهی دادگستری شده است. بنابراین قاضی را در جای آخرین پناهگاه انتخاب کرده و وای به روزی که قاضی هم اعلام زن را مبنی بر این که جانش در خطر است، جدی نگیرد و زن را به ادامه هم زیستی با شوهر روانی دعوت کند.

اما زنان ایرانی در وقوع این جنایات که خود قربانی اش می شوند، نقش دارند. نقش آنها سکوت و تحمل هم زیستی با یک بیمار روانی است. دست کم وقتی می دانند شوهرشان زیر نظر پزشکان برای در مان است، این حق را دارند تا به موقع راهی دادگاه شوند. می توانند با ارائه اطلاعات مربوط به بیماری شوهر و معرفی پزشک یا پزشکان معالج یا مراکزی که شوهر زیر نظر آنهاست از دادگاه بخواهند تا پایان معالجات از هم زیستی با او و تمکین وفق ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی معاف شده و در آن مدت شوهر ملزم باشد هزینه های زندگی زن و فرزندان را بپردازد.

از زنان ایرانی انتظار می رود برای سلامت محیط زندگی خود و فرزندان سکوت را در مواردی که پرونده نقل شده فقط یک مشت از خروار است بشکنند و قوه قضائیه کشور را با طرح این گونه مشکلات و با استناد به این پرونده و پرونده های مشابه متقاعد کنند که نسبت به بیماری روانی شوهر حساسیت نشان بدهد و آن را جدی بگیرد. حتا اگر این زنان شوهر بیمار خود را دوست دارند و از طلاق دوری می جویند باز هم بهتر است تا درمان کامل شوهر و اخذ گواهی پزشکی رسمی مبنی بر بهبود و گرفتن امضا و تعهد از شوهر در محضر دادگاه، زیر بار همزیستی با او زیر یک سقف نروند و از دادگاه بخواهند شوهر را از ورود به محل جدید اقامت زن و حضور در اطراف آن محل ممنوع کند.

مادامی که زنان ایرانی برای کنترل خشونت خانگی، خود ایفاگر نقش های اعتراضی فردی و جمعی نشوند، آب از آب تکان نمی خورد و در بسیاری موارد همانگونه که در صدر این مطلب گفته شد، حتی قاتل از مجازات معاف می شود.

به حق حیات خود اهمیت بدهید. انسان فقط یک بار به دنیا می آید. این نعمت و موهبت را از دسترس شوهری که یقین دارید بیمار روانی است خارج کنید و با این استدلال که چون او عصبی است، شما باید تسلیم و آرام و بی ادعا باشید، تن ندهید.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱