صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  افشای خشونت خانگی: خ...
آبان
۴
۱۳۹۷
افشای خشونت خانگی: خطوط مرزی و تردیدها
آبان ۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo:  olly18/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: olly18/depositphotos.com

راضیه امیری

درگذشت نابههنگام یکی از فعالان زن ایرانی که در زمینه مسائل اجتماعی نیز پژوهش می‌کرد، علاوه بر آنکه موجب اندوه جامعه سیاسی ایرانی شد، بحث بسیاری نیز برانگیخت. ادعای برخی از فعالان زن مبنی بر اعمال خشونت و آزار از سوی همسر سابق این فعال حقوق زنان مباحث جدیدی را ایجاد کرد و پرسش‌هایی را به میان آورد. پرسش‌هایی که فراتر از زندگی شخصی افراد،  شایسته تأمل و مداقه هستند.

از این رو در این مجال می‌خواهیم به این پرسش اصلی بپردازیم که اگر به عنوان مثال در یک رابطه همسری از طرف یکی از زوجین خشونت اعمال شود، ناظران تا چه اندازه مجاز به دخالت در حریم خصوصی این افراد و افشای این خشونت یا حمایت از یک سوی ماجرا هستند؟

به بیان دیگر آیا به سیاق شعار مشهور «خصوصی، سیاسی است»، مسائل شخصی آدم‌ها همیشه سیاسی و نیازمند افشاست؟

خشونت خانگی، خشونتی که باید افشا شود

از باب حساسیت موضوع باید این مساله را در ابتدای بحث یادآوری کرد که در ضرورت افشای خشونت خانگی کمتر تردیدی هست. این مساله کمتر جای چون و چرا دارد که خشونت خانگی به صرف خانگی بودن آن یک مساله «خانوادگی» نیست. امروزه خشونت خانگی تهدیدی مهم برای توسعه اجتماعی قلمداد میشود و به عنوان «تظاهر نابرابری جنسیتی مفرط» مقوله‌ای ضد توسعه است. از این رو بارز است که نمی‌توان خشونت خانگی را مساله‌ای خصوصی و خانوادگی دانست.

نکته دیگری که در ضرورت افشای خشونت خانگی باید لحاظ کرد، لزوم توجه به این واقعیت است که بنا بر پژوهش‌های دانشگاهی خشونت خانگی – در معنای کلان آن – از تصادف و سرطان نیز تهدید مهمتری برای سلامت زنان است.

پیداست که این مساله را نمی‌توان یک مساله خانوادگی و شخصی قلمداد کرد و به بهانه اینکه نباید در روابط زوجین دخالت کرد، از لزوم توجه به زنی که مورد خشونت قرار گرفته است تن زد.

افشای خشونت خانگی: مرزهای افشا کجاست؟

با وجود ضرورت افشای خشونت خانگی، بحث مهم دیگری که این میان خودنمایی می‌کند مرزها و خط قرمزهای این افشاگری‌ست. این دخالت تا چه حد مجاز است؟ روایت زن خشونت‌دیده بر چه اساس و معیاری معتبر قلمداد می‌شود؟ آیا می‌توان زن خشونت‌دیده را ابزاری برای ابراز نفرت از خشونت علیه زنان ساخت؟

در اینجا پرسش مهم دیگری نیز وجود دارد و آن این است که اساساً خشونت خانگی به چه معناست؟ آیا یک جر و بحث بین همسران را می‌توان مصداق خشونت خانگی دانست؟ آیا قهر و بی‌مهری‌های عاطفی نوعی از انواع خشونت خانگی‌ست؟ (برای بحث تفصیلی درباره خشونت خانگی و شناختی جامع‌تر از آن می‌توانید به این پژوهش از «خانه امن»  مراجعه کنید.)

برخی بر این باورند که در مقام دفاع از زنان خشونت دیده،‌ نمی‌توان ایده‌های فمینیستی را به هر «شنیده»ای ربط داد و – به عنوان مثال –  «درد و دل‌های دوستانه» را معیاری برای قضاوت دانست.

بیشتر بخوانید:

چه کسانی دختران را خانه‌نشین می‌خواهند؟

پسران ترس خورده امروز؛ مردان دیگرآزار فردا

کودکانی که صدای‌شان به گوش‌ها نمی‌رسد

به باور آنان شنیده‌ها باید به «فکت و داده‌های قابل استناد» مستند شوند.

آسیه امینی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان،  در نوشته‌ای با عنوان « فمینیسم و اخلاق» بر این باور است که «قضاوت» درباره زندگی شخصی افراد به صرف «شنیدن»، می‌تواند به عمد یا به سهو از فرد خشونت‌دیده، یک «قربانی جدید» بسازد.

او با بیان اینکه نمی‌توان مواردی چون «بی‌مهری» را مصداق خشونت خانگی دانست، در عین حال به این نکته اشاره می‌کند که پرسشگری از متهمان به اعمال خشونت نیز باید با رعایت جوانب و احتیاط صورت بگیرد.

او در توضیح بیشتر مینویسد: «ما برای داشتن جامعه سالم به پرسشگری نیازمندیم، همانقدر که به اخلاق اجتماعی نیازمندیم. آیا می‌شود پرسشگری را بدون دلیل و مدرک و در شرایطی که به جنبه‌های عاطفی و انتخاب‌های حوزه خصوصی افراد مثل خانواده (هم مرد و هم زن و هم فرزندان) مربوط است، «عمومی» کرد مثلاً در پست فیس‌بوکی یا توییتری؟ آیا اگر این پرسشگری (حتی در مقام اتهام) خلافش ثابت شود، ما می‌توانیم فرد را به موقعیت پیش از این اتهام برگردانیم؟ مرزهای حقوقی و اخلاقی این مهم، هر دو قابل بحث‌اند.»

«به روند سلطه ادامه ندهیم»

سویل سلیمانی، کارشناس ارشد مطالعات زنان از دانشگاه ایالتی سن دیگو، در گفت‌و‌گو با «خانه امن» در ابتدا درباره مساله خشونت علیه زنان سعی می‌کند تعریفی عمیق‌تر ارائه دهد. به باور او خشونت علیه زن بیشتر از آنکه در مواردی چون خشونت فیزیکی و جسمی‌ خلاصه شود، در «از دست دادن قدرت و استقلال در تصمیم‌گیری» نمود دارد.

به عقیده این فعال حوزه زنان، قربانی خشونت پس از سال‌ها زندگی در شرایط خشونت‌بار به فقدان اراده شخصی عادت می‌کند و حتی گاهی به دوست داشتن متجاوز خود روی می‌آورد.

او در عین اینکه تاکید می‌کند خشونت خانگی مساله‌ای خانوادگی نیست، برخی تردیدها را نیز مطرح می‌کند و در توضیح بیشتر می‌گوید: «زن قربانی خشونت، قدرت تصمیم گیری خود را از دست داده است. یعنی علاوه بر عوامل بیرونی، عوامل درونی همچون فقدان اراده به تداوم این رابطه خشونت‌بار مجال می‌بخشد.  اما تصمیم‌گیری به جای قربانی و افشای خشونت بر خلاف میل او، آیا ادامه همان روند گرفتن قدرت از قربانی نیست؟»

سویل سلیمانی در پاسخ به این سوال که اگر فرد به هر دلیلی نخواهد سکوتش را بشکند، آیا ناظران بیرونی حق دارند خود به جای او این افشاگری را انجام دهند، می‌گوید: «اگر چنین تصمیمی‌ را برای یک قربانی بگیریم همان روند سلطه را ادامه داده‌ایم. همان استدلال متجاوز که قربانی توان تصمیم درست را ندارد و من به جای او باید عمل کنم. خشونت خانگی مساله‌ای خانوادگی نیست که اجازه دخالت در آن را نداشته باشیم، اما زمانی می‌توان به قربانی خشونت کمک کرد که قربانی تصمیم به شکستن سکوت خود گرفته باشد.»

نسبت شبکه‌های اجتماعی و افشای خشونت خانگی

توانمندسازی زنان از طریق «ارتقای مهارت‌های اجتماعی» و «استفاده از تکنیک‌های ارتباطی» از جمله راه‌هایی‌ست که برای مقابله زنان با خشونت خانگی تجویز میشود. کمی‌ روی مفهوم «تکنیک‌های ارتباطی» تامل کنیم:

به باور پژوهشگران «استفاده از روش‌های صحیح برقراری ارتباط» از جمله مؤلفه‌های شکل‌دهنده مفهوم مهارت‌های زندگی است. مهارت‌هایی که بنا به باور آنان: «فرد را برای مقابله مؤثر و پرداختن به کشمکش‌ها و موقعیت‌های دشوار زندگی یاری می‌کند» و به «افزایش عزت نفس»، «ملاحظه حقوق دیگران»، «گرفتن حق خود» و «افزایش میزان سازگاری زناشویی» یاری می‌رساند.

طبعاً در دنیای امروز شبکه‌های اجتماعی که نه جزئی از فضای مجازی که عنصری جدایی‌ناپذیر از واقعیت زندگی انسان‌ها شده‌اند، می‌توانند نقشی مهم و انکارناپذیر برای ارتباط‌گیری بازی کنند. اما آیا ارتباط‌گیری از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌تواند مقدمه‌ای برای ایجاد فضا برای نیل به افشای خشونت خانگی باشد؟ آیا اساسا مختصات شبکه‌های اجتماعی (مانند فیس‌بوک، توییتر یا اینستاگرام و تلگرام) قابلیت طرح این بحث را دارد؟

هانیه بختیار، در نوشته‌ای نسبتاً کوتاه به نام «بدفهمی‌درباره حوزه عمومی» سعی می‌کند نکاتی را دراین‌باره یادآوری کند. او در ابتدا با نگاهی کوتاه به عقبه شعار «حوزه خصوصی، عمومی‌ست» و اصل برانداختن مشکلات – ظاهراً – خصوصی زنان در عرصه عمومی‌موافقت می‌کند اما برای این افشاگری تبصره‌هایی را پیشنهاد می‌کند.

هانیه بختیار، فعال مدنی، در این راستا اینگونه مینویسد: «مطالب خصوصی هنگامی‌ در حوزه‌ عمومی‌ قابل طرح است که: ۱- در آن ادعای مطرح شده قابل راست‌آزمایی باشد. ۲- توان کمک موثر ایجاد کند. ۳- هدف، ایجاد خشونت و هیاهو، مجازات، انتقام‌گیری و تخریب شخصیت نباشد بلکه اصلاح و حل مشکل در اولویت قرار گیرد.»

اما حتی با وجود گذاشتن چنین قیودی، او «صفحات فردی شبکه‌های اجتماعی» را محل مناسبی برای طرح این مسائل نمی‌داند و بر آن است که این صفحات در موارد بسیاری هدف اصلی را گم می‌کنند و موضوع کمک به فرد خشونت دیده عملاً به «یک گرد و خاک افکنی در سطح» تقلیل پیدا می‌کند و قابلیت خود برای ایجاد عمق درباره این موضوع حساس را از دست می‌دهد.

نظر منفی هانیه بختیار به قابلیت شبکه‌های اجتماعی برای رو کردن خشونت خانگی، در راستا و امتداد نظر آسیه امینی است. آسیه امینی هم در نوشته‌اش در قبال افشاگری خشونت خانگی نظر مثبتی به فضاهای فیس‌بوکی-توییتری نشان نداده بود.

شبکه‌های اجتماعی اما امروزه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسان هستند و نظر تحقیرآمیز بدان‌ها شاید چندان توجیه‌پذیر نباشد. در واقع فیس‌بوک یا توییتر امروزه خود در مقام یک رسانه مستقل هستند.

بر این اساس برخی از فعالان زن چندان با این نظرات همدل نبودند.

مهرنوش موسوی در این‌باره در نوشته‌ای با عنوان «در نقد درس اخلاق آسیه امینی!» به استدلالات او تاخته است.

او ایجاد محدودیت برای آزادی بیان زنان خشونت دیده تحت عنوان امکان ایجاد بی‌عدالتی در حق متهم را برنتابیده و صراحتا مینویسد:‌ «چرا بایست حتماً متخصص بود تا بشود درباره خشونت به زن حرف زد؟ کی همچنین شرطی برای آزادی بیان مردم گذاشته است؟ این همان لاکچری بازی سیاسی و تقسیم جامعه به عوام و متخصصین است. چرا نمی‌تواند یک زن عادی بیاید بگوید ملت من قلبم دارد می‌پکد: یک زنی در همسایگی کتک خورده است؟»

مهرنوش موسوی در نوشته خود از جنبش «Me too» در ایالات متحده آمریکا فکت آورده است. به باور او استدلال آسیه امینی علیه این جنبش نیز قابل‌ استفاده است و این امکان وجود دارد که با چنین استدلالی، به جای ایستادن کنار زنانی که تعرض جنسی را افشا می‌کنند، در سمت کارگردانان و تهیه‌کننده‌هایی قرار گرفت که معتقدند در حق آنان ظلم شده است یا همه حقیقت گفته نشده است.

به باور او اگر استدلال امینی را ادامه دهیم به اینجا خواهیم رسید:‌ «رسانه حق زن نیست که مبادا استفاده از آن باعث ضایع شدن حق مردی شود!»

موسوی در متن خود همچنین به نکته مهمی‌ اشاره می‌کند که بحث قدیمی‌ و همیشه پیچیده حد و حدود آزادی بیان و معیارهای تحدید آن را به میان می‌آورد.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

او در توضیحی شفاف‌تر می‌نویسد: «آسیه امینی می‌گوید رسانه‌ای کردن خشونت خانگی شاید باعث ایجاد بی‌عدالتی درباره متهمین بشود. ما می‌گوییم شاید. ممکن است. خب حالا تکلیف چیست؟ بایستی جلوی دهان مردم را بست؟ کی تعیین می‌کند که اصلاً بی‌عدالتی شده یا نشده است؟ در ثانی اگر این معیار استفاده از رسانه برای مقابله با خشونت به زن بشود، اصلاً قبل از دهان باز کردن هر زنی می‌شود جلوی دهانش را گرفت و گفت اول ببر وزارت ارشاد و اخلاق ببینیم آیا بی‌عدالتی تولید می‌کند یا نمی‌کند!»

نکته‌ای که مهرنوش موسوی درباره ضرورت آزادی مطلق  زن خشونت دیده طرح می‌کند شایسته تأمل است اگر در نظر بگیریم که در کشورهای پیشرفته غربی – که مساله خشونت خانگی بسیار جدی گرفته می‌شود – چنین فضایی حاکم است.

لیلا علی کرمی، حقوقدان ساکن لندن، در گفتوگویی در این باره گفته بود: «در کشورهایی که با مساله خشونت علیه زنان خیلی جدی برخورد می‌کنند اصلاً نیازی به وجود آثار بدنی نیست بلکه همین‌قدر که وجود شوهر یا پارتنر در منزل باعث آزار آن زن باشد، می‌تواند به پلیس زنگ بزند و آنها فوراً مراجعه می‌کنند و از شوهر می‌خواهند که منزل را ترک کند و به او اخطار می‌دهند که مدتی در محل حضور پیدا نکند».

به هر ترتیب این بحث از جنس یک بحث ساده نیست که بتوان راه‌حلی قطعی برای آن یافت. تردیدهای کسانی که نگران سیاسی شدن مساله خشونت خانگی و سوءاستفاده از آن هستند، تردیدهایی محترم است: چگونه می‌توان به ترمیم آبروی اجتماعی فردی اقدام کرد وقتی در پی یک اتهام دروغین، جبهه‌ای سنگین علیه او گشوده شده است؟

اما در مقابل، منتقدان به طرح این پرسش برمی‌خیزند که چه نهادی و چه میزانی، معیار و مجوز افشای یک خشونت خانگی خاص است؟



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱