صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر  »  داستان جید، دختری هم...
تیر
۶
۱۳۹۷
داستان جید، دختری همجنس‌گرا
تیر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
standing woman with umbrella and bad weather
image_pdfimage_print

Photo: jukai5depositphotos.com

 

ترجمه‌: خانه امن

 

تازه به کالج رفته بودم و چند شب بعد از اینکه به آنجا رسیدم، این زن فوق‌العاده (یعنی من این‌طور فکر می‌کردم) وارد زندگی‌ام شد. من قبلا هرگز با هیچ زنی ارتباطی نداشتم و این رابطه چند ماه اول فوق‌العاده بود. کاملا همان‌طور بود که تصور می‌کردم و حتی چه بسا بهتر.

عاشق این زن شده بودم. بدجوری عاشقش شده بودم.

بعد اما آرام آرام و قبل از اینکه من حتی متوجه بشوم چه اتفاقی دارد می‌افتد، رابطه ما خراب شد. مشکل با الفاظ شروع شد و به دنبال این کلمات عذر‌خواهی بود اما به زودی کار به مشت و کتک رسید -او به بدنم ضربه می‌زد -نه به صورتم- و بعد عذر‌خواهی می‌کرد.

بعدتر «ببخشیدها و متأسفم‌ها» جای‌شان را به کلمات خشن و رکیک دادند و همین‌طور اوضاع بدتر و بدتر شد: بینی من خونین شد، لباس‌هایم در تنم پاره شد، چاقو و قیچی روی گلویم گذاشته شد.

حتی زمانی که من در کلاس‌هایم بودم مرا «می‌پایید» یا از دیگران می‌خواست که مرا بپایند تا خیالش راحت شود که من با هیچ‌کس صحبت نمی‌کنم.

او مرا تهدید کرد که از خانواده‌اش خواهد خواست که بیایند و خانه والدین مرا «خراب» کنند.

چه‌طور با این مساله کنار آمدم؟

اساساً دیگر با کسانی که برایم مهم بودند صحبت نمی‌کردم چون او خیلی حسود بود. وقتی سر کلاس درس بود دائماً گریه می‌کردم اما او زیاد سر کلاس نمی‌رفت. سعی می‌کردم او را راضی کنم چون دوستش داشتم، اما انگار تمام کارهای من اشتباه بود. چیزهایی را که از من می‌خواست دقیقا و مو به مو انجام می‌دادم اما همیشه اشتباه بود.

 

وضعیت چگونه تغییر کرد؟

وقتی مادرم به دیدن من آمد، بالاخره به او گفتم که می‌ترسم و دیگر نمی‌توانم آنجا بمانم. ما قصد کردیم روز بعد آنجا را ترک کنیم و وقتی او سر کار رفت، مادرم و من هر چه را که می‌توانستیم در چمدان ریختیم و بقیه را که جا نمی‌شدند، جا گذاشتیم. خیلی می‌ترسیدیم. من نگران بودم و می‌دانستم که او زود از سر کار برمی‌گردد و نمی‌دانستم چه اتفاقی خواهد افتاد.

چه چیزی به من کمک کرد تا قوی‌تر شوم؟

خانواده و دوستان من برایم کارهای زیادی انجام داده‌اند. تمام وقت که این جریان ادامه داشت، می‌ترسیدم با کسی صحبت کنم. خجالت می‌کشیدم، هر چند که تقصیر من نبود. این روزها اما پیش مشاور می‌روم و زندگی‌ام را می‌کنم.

سخن من با کسانی که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند

من می‌خواهم آنها بدانند که تنها نیستند.

شما که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد، با کسی صحبت کنید. چه از خانواده یا دوستان، فقط با کسی صحبت کنید. آنها گوش خواهند داد. ممکن است ندانید که آنها چه خواهند گفت یا حتی حرف شما را باور می‌کنند یا نه، اما به آنها اعتماد کنید. می‌دانم که اکنون اعتماد کردن سخت است، اما شما چاره‌ای ندارید.

زندگی شما باارزش است. هیچ‌کس نباید رنج‌هایی را که شما به دوش می‌کشید، متحمل شود.

 

 

 منبع به زبان انگلیسی 

 



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱