صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  استیون آدیس: رابطه پ...
تیر
۱۰
۱۳۹۲
استیون آدیس: رابطه پدر- دختری، یک عکس در یک زمان
تیر ۱۰ ۱۳۹۲
تجربه ها و خاطره ها
۰
image_pdfimage_print

 

ted 43

عکس: ted.com

از وقتی که آنقدر بزرگ شده بودم که بتوانم دوربین عکاسی را تنهایی بلند کنم عکاسی همیشه شور و شوق من بوده، اما امروز میخواهم ۱۵ تا از با ارزش ترین عکس هایم را با شما به اشتراک بگذارم، هیچ یک ازاین عکس ها را من نگرفتم. نه دکور هنری و نه   گریمی بود، و نه شانسی برای دوباره عکس گرفتن، و نه حتی هیچ اهمیتی به نورپردازی. در حقیقت، بیشتر آنها توسط توریست های رهگذر گرفته شده.

داستان من وقتی شروع شد که من برای یک سخنرانی در نیویورک بودم، همسرم اولین عکس را از من و دخترم که بغلش کرده بودم در اولین سالگرد تولدش گرفت. ما در تقاطع خیابان پنجاه و هفتم و پانزدهم بودیم. یک سال بعد، ما بطوراتفاقی درست در همان زمان به نیویورک برگشته بودیم، ما تصمیم گرفتیم که عکس مشابهی بگیریم.

خُب می توانید ببینید که این به کجا خواهد رسید! نزدیک تولد سه سالگی دخترم، همسرم گفت،”هی، چرا تو سابینا را بر نمی داری بری نیویورک و یک سفر پدر- دختری با هم داشته باشید، و اون سُنّت رو ادامه بدید؟” و این زمانی بود که ما شروع کردیم از   توریست ها بخواهیم که از ما عکس بگیرند.

می دونید، خیلی جالبه که دادن دوربین تان به دست یک نفر کاملا غریبه، خیلی کار بین المللی است. هرگز کسی این کار رو رد نکرده، و خوشبختانه هرگز کسی با دوربین ما پا به فرار نگذاشته.

برگردیم به عقب، ما هیچ ایده ای نداشتیم که این سفر چقدر زندگی ما را تغییر خواهد داد. این واقعا برای ما مقدس شده. این تنها چند هفته بعد از یازده سپتامبر گرفته شد، من متوجه شدم که دارم سعی می‌کنم توضیح بدهم که چه اتفاقی افتاده بطوری که یک بچه پنج ساله بتواند آن را بفهمد.

خُب این عکس‌ها خیلی فراتر از این هستند که فقط نمایانگر یک لحظه از زندگی و یا حتی یک سفر خاص باشند. آنها روشی برای ما هستند تا زمان را نگه داریم به مدت یک هفته، در اکتبر ،و بازتابی بر اوقات ما و این که ما چگونه از سالی به سال بعد تغییر می کنیم، و نه تنها تغییرات جسمی بلکه از همه لحاظ تغییر می کنیم. چرا که وقتی ما همان عکس را می گیریم، دیدگاه های ما تغییر می کند، و دخترم به اهداف جدیدی دست پیدا می کند، و من می توانم زندگی را از طریق چشمان او ببینم، و اینکه چگونه او با چیز ها تعامل می کند و آنها را می بیند. این زمانی که بسیار متمرکز ما با هم صرف می‌کنیم چیزی است که ما آن را گرامی می داریم و همه سال چشم انتظار آن هستیم.

اخیرا در یک سفر، ما داشتیم راه می رفتیم، که او یک باره در مسیرش ایستاد و به سایبان قرمز رنگ یک مغازه عروسک فروشی اشاره کرد که او وقتی بچه بود در سفر های قبلی عاشق آن بود. و او احساسی را که وقتی پنج سالش بود، در همان نقطه ایستاده بود،   برای من توصیف می کرد. او گفت که به خاطر می آورد که قلبش در سینه اش نمی گنجید وقتی آن محل را برای اولین بار ۹ سال قبل دیده بود. و حالا چیزی که او به آن نگاه می کند، در نیویورک دانشگاه ها هستند، چرا که او مصمم است که به دانشگاهی در نیویورک برود. و آن مرا به خود آورد: یکی از مهم ترین چیزهایی که همه ما می سازیم، خاطرات هستند.

 من می خواهم ایده داشتن یک نقش فعال در خلق آگاهانه خاطرات را با شما مطرح کنم. من درباره شما نمی دانم، اما گذشته از این ۱۵ عکس، که من در بیشتر عکس های خانوادگی نیستم. من همیشه کسی هستم که عکس را گرفته است. امروز، من می خواهم همه را تشویق کنم که به درون تصویر بروید، و تردید نکنید که بروید و از کسی بخواهید، “می شود یک عکس از ما بگیری؟” سپاسگزارم.

منبع: http://goo.gl/NUfNC



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱