صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر  »  نقش‌های جنسیتی و تعا...
بهمن
۱۸
نقش‌های جنسیتی و تعارض‌هایی که ممکن است منجر به همسرآزاری شود
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Wage gap and gender equality concept depicted with male and female figurins standing on top of coin piles and line graph
image_pdfimage_print
Photo: Greg Brave/bigstockphoto.com
در سال ۱۳۹۴، در مجموع ۷۴ هزار و ۹۰۳ نفر به‌دلیل همسرآزاری به پزشکی قانونی مراجعه کردند که ۷۱ هزار و ۸۱۵ نفر از آنها، زن و سه‌هزار و ۳۸۸ نفر نیز مرد بودند. این در حالی است که در سال ۱۳۹۳در مجموع ۷۱ هزار و ۵۶۱ نفر به‌دلیل همسرآزاری به پزشکی قانونی مراجعه کردند که ۶۹ هزار و ۵۷۲ نفر از آنها، زن و هزار و ۹۸۹ نفر مرد بودند و در مقایسه این دو سال می‌توان گفت که آمار ارجاعات، در سال ۱۳۹۴ دارای رشد ۴,۷ درصدی بوده است.
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: ما می‌توانیم در نقش‌هایمان کمک بگیریم اما اگر قرار باشد نقش جابه‌جا شود، مسأله به‌وجود می‌آید. تغییراتی که در نقش‌های جنسیتی به‌وجود آمده می‌تواند عامل تعارضی باشد که منجر به همسرآزاری شود. ما بسیاری از مواقع ادعا می‌کنیم امروزی هستیم اما هنوز تمایلاتمان سنتی است.

در ماه‌های اخیر آمارهایی منتشر شده است که نشان از رشد ارجاعات ناشی از همسرآزاری در کشور دارد. به گفته سعید مینوی، مدیرکل معاینات بالینی سازمان پزشکی قانونی، در ۶ ماهه نخست سال ۹۵، تعداد ۴۳ هزار و ۱۹ نفر به‌دلیل صدمات ناشی از نزاع در مبحث همسرآزاری به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که با توجه به این‌که در سال ۱۳۹۴ در همین مدت ۳۹ هزار و ۳۰۲ نفر به مراکز پزشکی قانونی در این‌باره مراجعه کرده، شاهد رشد ۹,۵درصدی این نوع مراجعه‌کنندگان بودیم. از ۴۳ هزار و ۱۹ نفر که به‌دلیل همسرآزاری در ۶ ماهه امسال به پزشکی قانونی مراجعه کردند، ۴۱ هزار و ۲۸۴ نفر زن و هزار و ۷۳۵ نفر نیز مرد بودند.

برای بررسی بیشتر ابعاد مسأله همسرآزاری و خشونت خانگی سراغ دکتر حسین‌ پورشهریار؛ روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی رفتیم.

واکنش‌های هیجانی نسبت به نزدیکان شدت بیشتری دارد
پورشهریار اظهار داشت: وقتی رفتارهای ناخوشایند از سوی نزدیکان ما مانند همسر و فرزند باشد ممکن است واکنش پاسخی بسیار جدی ما را به همراه داشته باشد. مثلاً اگر دوست ما با تأخیر به قراری که داریم برسد، پیش خودمان می‌گوییم اشکالی ندارد، مگر من چند بار او را می‌بینم؟ اما اگر این رفتار باز هم تکرار شود، به خودمان می‌گوییم دوست فراوان است و با دوست دیگری صمیمی می‌شوم. این در حالی است که با نزدیکانی مانند همسر و فرزند نمی‌توان چنین رفتاری داشت. اگر کم‌توجهی همسر به معنای دیده‌نشدن من یا لحاظ نشدن جایگاه من در برنامه‌ها باشد، احساس تحقیر خواهم کرد و واکنش من نسبت به کسی که به من نزدیک‌تر است، بیشتر خواهد بود. ممکن است چنین خشمی را نسبت به دیگران نداشته باشیم چون دیگران چندان به ما نزدیک‌ نیستند اما وقتی این خشم را نسبت به همسر و فرزندمان که به ما نزدیک هستند اعمال کنیم، این مسأله تبدیل به خشونت خانگی می‌شود.

انواع خشونت‌های خانگی
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به انواع خشونت خانگی بیان داشت: خشونت خانگی ممکن است به‌صورت پرخاش رفتاری، دست بلند کردن، کلامی، تغییر در اندازه رابطه و رفتار سرسنگین، کم کردن مشارکت طرف مقابل، قرار دادن او تحت فشارهای روانی و تحقیر کردن باشد. اگر مخاطب این خشونت‌ها همسر فرد باشد، می‌توانیم نام آن را همسرآزاری بگذاریم. همسرآزاری درجات مختلفی دارد و می‌تواند از یک کم‌توجهی یا بی‌توجهی کوچک شروع شود و به‌صورت پرخاش‌های فیزیکی و جسمی بسیار شدید نیز بروز و ظهور پیدا کند.

زمانی که پرخاش جنبه اختلال پیدا می‌کند
او در ادامه خاطرنشان کرد: گاهی هم پرخاش‌ها جنبه اختلال پیدا می‌کند مانند زمانی که فرد رابطه نزدیک را به معنای کنترل تعریف می‌کند و می‌گوید چون این فرد همسر من است من باید از جزء‌جزء برنامه‌ها و افکار او و روابط و صحبت‌هایی که با دیگران دارد و جاهایی که می‌رود مطلع باشم. بنابراین، اگر این آقا با همسرش تماس می‌گیرد به دلیل دلتنگی نیست یا نمی‌خواهد اطلاعی به او بدهد بلکه می‌خواهد تناقض و تعارضی در صحبت‌های او پیدا کند. گاهی اوقات این کنترل‌های افراطی برای فرد استرس‌زاست و وقتی همسرش با او تماس می‌گیرد، به جای خوشحال شدن، نگران می‌شود که الان باید چه جوابی به او بدهد؛ درحالی‌که کار خطایی نکرده اما همسرش می‌تواند هر یک از رفتارهای او را بهانه و او را مؤاخذه کند. این نوع رفتار هم می‌تواند خشونت یا همسرآزاری از جنس روانشناختی تلقی شود.

زمانی که خشونت مرد برای زن فاجعه تلقی می‌شود
پورشهریار با اشاره به نوع همسرآزاری از سوی زنان و مردان اظهار داشت: ممکن است آنچه گزارش می‌شود با آنچه اتفاق می‌افتد متفاوت باشد. مثلاً اگر یک آقا روی همسرش دست بلند کند از نظر خانم فاجعه تلقی می‌شود و احساس ایمنی او به شدت تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد چون خانم می‌گوید من ازدواج کرده‌ام و قرار است در بسیاری از شرایط دشوار اصلاً نگران نباشم چون تکیه‌گاه محکمی به نام همسر دارم. اما وقتی از طرف این منبع ایمنی‌بخش یعنی همسر، تهدید می‌شود، برای او یک فاجعه به حساب می‌آید. درحالی‌که اگر همین اتفاق از طرف خانم بیفتد، ممکن است چندان ایمنی مرد را به مخاطره نیندازد چون ممکن است فرض مرد این باشد که واکنش‌های هیجانی خانم‌ها شدیدتر است و حساسیت بیشتری دارند و این مسأله برای آنها راحت‌تر قابل هضم است.

آزارهای زنان جنبه روانشناختی بیشتری دارد
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به این‌که آزارهای زنان جنبه روانشناختی بیشتری دارد، اظهار داشت: یک خانم حتی ممکن است نگران این موضوع باشد که اگر من این جمله را به شوهرم بگویم او ناراحت می‌شود و به همین دلیل خودش را مورد آزار روانی قرار می‌دهد. مثلاً می‌گوید «من چقدر درکم پایین بود که حاضر شدم با تو ازدواج کنم». اما جنبه آزاربخشی این اتهاماتی که خانم به خودش وارد می‌کند کمتر از این نیست که همسرش را تخطئه کند.

اهمیت رعایت اصول مشاجره
او در رابطه با آموزش مهارت‌های کنترل خشم گفت: این مهارت‌ها طبقه‌بندی شده است و پروتکل مشخصی دارد و مهارت‌های حل تعارض زندگی زناشویی نیز از همین جمله است. در این رابطه یکی از این مباحث، رعایت اصول مشاجره است که براساس آن وقتی با همسرم دعوا می‌کنم خط قرمزها را در نظر داشته باشم. این مسأله بسیار مهم است که در حالی که ما با هم اختلاف‌نظر داریم اما به جایگاه هم و به عزیزان هم حمله نکنیم. حتی اگر خانواده همسرم را قبول ندارم اما آنها جزو عزیزان همسرم هستند و من حق ندارم به این دلیل که مستندات درست و منطقی دارم آنها را محکوم کنم چون ایشان اعضای خانواده خود را دوست دارد و دوست‌داشتن منطق‌بردار نیست. ممکن است استدلال کنم که آنها اشتباهات زیادی دارند اما در نهایت اگر خیلی موفق شوم می‌توانم به همسرم ثابت کنم که نمی‌توان آنها را خیلی قبول داشت اما نمی‌توانم دوست داشتن او را زیر سؤال ببرم.

پورشهریار افزود: بسیار مهم است که ما محدوده‌ها را بلد باشیم. عمدتاً خانواده‌ها وظیفه دارند به‌ویژه در دوره نوجوانی این مسایل را به فرزندانشان بیاموزند. یعنی پدر و مادر وقتی اختلاف‌نظر دارند باید صحبت کنند تا به نتیجه مشترکی برسند و برای اجرای آن نتیجه مشترک، نسبت به هم تعهد داشته باشند، علی‌رغم این‌که ممکن است چندان باب میل آنها نباشد. به این ترتیب، فرزندان آنها نیز این مهارت را یاد می‌گیرند.

نباید اجازه دهیم تعارض‌ها تبدیل به بحران شود
این روانشناس خاطرنشان کرد: این مهارت‌ها باید در دوره‌ای مشاهده و تمرین شود و اگر این اتفاق نیفتاده باید در خلال جلساتی آموزش داده شود که چطور تعارض‌ها را شناسایی کنیم و اجازه ندهیم تعارض‌ها تبدیل به بحران نشود. باید بدانیم پتانسیل بحران در چه شرایطی بیشتر وجود دارد و نشانه‌های آن چیست؟ باید بیاموزیم که چطور رفتار فرد را زیر سؤال ببریم نه خود فرد را. ما باید بدانیم چگونه وقتی همسرمان فریاد می‌زند ضمن این‌که او را تشویق به آرامش می‌کنیم نگران سلامت او هم باشیم؟ چطور روابط را شکننده و رقابتی نکنیم؟ اصول رابطه برد – برد چیست؟ چطور رابطه را بالا به پایین نکنیم بلکه آن را هم‌عرض نگه داریم؟ چطور خودمان را نقطه مقابل همسرمان و همسرمان را نقطه مقابل خودمان قرار ندهیم؟ قرار نیست هر چه او می‌گوید من هم بگویم چشم تا مشکلی پیش نیاید ولی ما هم می‌توانیم نقطه مقابل او نباشیم و هم هر چه می‌گوید چشم نگوییم.

او در ادامه گفت: باید اختلاف‌نظر خود را طوری ابراز کنیم که به رابطه‌مان آسیب وارد نشود و بدانیم اگر او را شکست بدهیم همسر و عزیزمان را شکست داده‌ایم و درواقع، رابطه را شکست داده‌ایم. بسیاری از اوقات ممکن است پیروز شویم اما آن رابطه شکست بخورد. ما در برنامه‌های مداخله‌ای روی این موارد به‌صورت مصداقی و موردی تمرین می‌کنیم. یعنی موقعیت تعارضی را در این برنامه‌ها تولید و روش‌های حل تعارض را ارزیابی می‌کنیم سپس نتایج را به‌صورت مقایسه‌ای ارزیابی می‌کنیم و فرد تمرین می‌کند تا روی روش‌های کارآمد بیشتر مسلط شود.

نقش‌های جنسیتی و تعارض‌هایی که ممکن است منجر به همسرآزاری شود
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به این‌که متناسب با ایفای نقش‌ها هم برای مردان هم برای زنان برنامه‌های مستقل داریم و برنامه‌های مشترک نیز برگزار می‌کنیم، عنوان داشت: نمونه این برنامه‌ها در رابطه با نقش‌های جنسیتی است که به‌صورت سنتی برای زنان و مردان تعریف شده است. امروزه بسیاری از زنان تحصیل‌کرده هستند و امکان اشتغال و کسب درآمد دارند. درحالی‌که دو یا سه نسل پیش درآمد و مدیریت مالی بیشتر در اختیار مردان قرار داشت. امروزه، ممکن است آقا نتیجه‌گیری کند حالا که خانم من شاغل است و از وقت خانه می‌گذارد تا به شغل و علایقش برسد، باید در هزینه‌های زندگی مشارکت داشته باشد و خانم هم ممکن است به راحتی این مسأله را بپذیرد. اما معمولاً شاید مردان ندانند که یک خانم علاقه‌مند به مشارکت در هزینه‌های زندگی است اما عمدتاً علاقه‌مند نیست که همسرش روی درآمد او حساب باز کند. این مسأله اهمیت دارد که این نقش وابسته به جنسیت است اما وابسته به استدلال و منطق امروزی ما نیست. این مسأله می‌تواند بهانه مهمی باشد برای این‌که حجم زیادی از تعارض‌ها و درگیری‌ها ایجاد شود.

پورشهریار افزود: موردی هم که به نقش جنسیتی زنان مربوط می‌شود این است که براساس تفکر سنتی آشپزی بیشتر امری زنانه تلقی می‌شود در صورتی که چندان هم این‌گونه نیست. مثلاً مردی که ساعت چهار از سرکار به منزل آمده و همسر او ساعت ۶ از سرکار به منزل می‌رسد، از بین این دو چه کسی باید نگران شام باشد؟ اگر منطقی فکر کنیم می‌گوییم مرد باید در آن دو ساعت شام را آماده می‌کرد اما مسأله این است که براساس نقش‌های جنسیتی ایشان باید کمک کند یا وظیفه او محسوب می‌شود؟ یعنی اگر قرار است شام حاضر نباشد این آقا باید مؤاخذه شود؟ ما می‌توانیم در نقش‌هایمان کمک بگیریم اما اگر قرار باشد نقش جابه‌جا شود، مسأله به‌وجود می‌آید. تغییراتی که در نقش‌های جنسیتی به‌وجود آمده می‌تواند عامل تعارضی باشد که منجر به همسرآزاری شود. بسیاری از مواقع ادعا می‌کنیم امروزی هستیم اما هنوز تمایلاتمان سنتی است. درواقع، سرمان در مدرنیته است اما پایمان هنوز در سنت‌هاست و این‌ها تعارض ایجاد می‌کند.

ضرورت آموزش نقش‌های جنسیتی به نوجوانان
او در رابطه با آموزش مهارت‌های مربوط به کنترل خشم پیش از ازدواج بیان داشت: قدیم‌ها بیشتر آموزش می‌دادند اما امروزه دختر و پسرها ممکن است با نقش‌های جنسیتی چندان آشنا نباشند. درحالی‌که این انتظار وجود دارد که خواهر و برادر یکدیگر را حمایت کنند تا نیازهای همسر آینده‌شان را بشناسند و از این‌که نقش مردانه یا زنانه ایفا می‌کنند لذت ببرد نه این‌که تحمل کنند.

این روانشناس خاطرنشان کرد: در مشاوره‌های قبل از ازدواج نیز سلیقه‌ها مقداری متفاوت است. هنگامی که ویژگی‌های شخصیتی و روانشناختی را ارزیابی می‌کنیم شاید دو طرف از این نظر چندان با هم سازگار نباشند اما باید توانمندی آنها در حل تعارضات را نیز در نظر بگیریم و ببینیم آیا آنها نقش‌های جنسیتی را بلد هستند و از عهده آنها برمی‌آیند یا خیر. بسیاری از اوقات دختر و پسرها قبل از ازدواج اجازه نمی‌دهند مشکلات پیش بیاید چون دائم با هم حرف‌های خوب می‌زنند و تلاش می‌کنند مشکلی پیش نیاید؛ درحالی‌که اگر قرار است همدیگر را بشناسند بهتر است اجازه دهند مشکل پیش بیاید تا ببینند به کار هم می‌آیند یا خیر.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱