كودكان زندان؛ قربانيان تمام عيار


علاوه بر این‌که بر این کودکان برچسب مادرـ مجرم یا کودکان زندان هم می‌خورد و این برچسب می‌‌تواند برای جامعه هزینه‌های بسیاری به همراه داشته باشد. از این منظر، جامعه از دو سو، درحال هزینه کردن است، یکی هزینه نگاهداری این کودکان را در زندان و بهزیستی به عهده می‌گیرد و دوم هزینه خسارتی را که بر شخصیت این کودکان وارد می‌کند، در سنین نوجوانی، جوانی و بزرگسالی بیش از آن پرداخت خواهد کرد

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه شهروند نوشت: عكس صفحه نخست روزنامه شهروند در روز شنبه، مرا ميخكوب ‌كرد؛ عكسي از زندان زنان در قرچك. چهار زن، يكي نوزادي به بغل، پشت به دوربين، روبه‌روي مهد كودك داخل زندان. اين مهد كه مادران جلوي آن ايستاده‌اند، با ميله‌هايي شبيه درهاي زندان از راهرو تفكيك شده است و بر ميله‌ها دو عروسك آويزان‌اند؛ عروسك‌هايي كه گويا به صلابه كشيده‌ شده‌اند و گل‌هاي مصنوعي پلاستيكي در حاشيه‌ ميله‌ها که نتوانسته‌اند از خشونت تند فضا بكاهند.

تصويري كه از اين مهد به نمايش گذاشته شده است، حكايت از آن دارد كه در زندان‌هايمان نه اين‌كه نتوانسته‌ايم حق كودكاني را كه فقط به بهاي مجرم بودن مادران‌شان یکی از مهم‌ترين سال‌هاي زندگي‌شان را پشت ميله‌هاي زندان سپري مي‌كنند، در سطحي حداقلي به جا آوريم، بلكه نوع مهدي كه برايشان مهيا كرده‌ايم، تصوير زنداني بودن آنان را نيز بر ذهن و روان‌شان حك مي‌كنيم.

روز دوشنبه آقاي عبدي در يادداشتي به بهانه انتشار گزارش مربوط به آن عكس از وضعيت زنان بي‌پناه زنداني ياد كردند و به برخي نكات مهم در اين باره اشاره داشتند. آنچه در اين يادداشت به آن اشاره مي‌كنم وضعيت كودكاني است كه به همراه مادران خود در زندان به سر مي‌برند. در آن گزارش اشاره شده بود که تعدادی از زنان، دارای کودکان شیرخواری بودند که تا ٢ سالگی در زندان کنار مادران خود و در میان زندانیان هستند و چون بدون سرپرست یا فردی هستند که از کودکان آنها نگاهداری کند، پس از پایان ٢ سال، کودک را از مادر جدا می‌کنند و به مراکز نگاهداری بهزیستی می‌سپارند؛ دو اقدامی که برای تخریب و آسیب‌دیدن روانی و اجتماعی کودک کافی است؛ به عبارتی، ما در مجازات چنین زنانی، فقط و فقط به خودشان و جرمی که مرتکب شده‌اند و سازوکار سلب قانونی می‌نگریم و وجوه اخلاقی و انسانی لازم برای برخورد با آنان را در نظر نمی‌گیریم.این در صورتی است که آن کودکان سهمی در جرم مادر نداشته‌اند که اکنون ٢‌سال ابتدایی زندگی خود را در زندان و بقیه را در مراکز بهزیستی و بدون مراقبت‌های مادر به سر برند؛ در صورتی که همه می‌دانند، مهم‌ترین زمان شکل‌گیری شخصیت کودک تا ٦ سالگی است و کودکان این مادران در این ٦‌سال یا در زندان به‌سر می‌برند و یا به دور از مادر در مراکز بهزیستی.

به عبارتی دیگر، ما به جز این مادران، كودك را نیز محكوم به ماندن در فضاها و روابطي می‌کنیم كه به هيچ‌وجه مستحق ماندن در آنها نيست. علاوه بر این‌که بر این کودکان برچسب مادرـ مجرم یا کودکان زندان هم می‌خورد و این برچسب می‌‌تواند برای جامعه هزینه‌های بسیاری به همراه داشته باشد. از این منظر، جامعه از دو سو، درحال هزینه کردن است، یکی هزینه نگاهداری این کودکان را در زندان و بهزیستی به عهده می‌گیرد و دوم هزینه خسارتی را که بر شخصیت این کودکان وارد می‌کند، در سنین نوجوانی، جوانی و بزرگسالی بیش از آن پرداخت خواهد کرد. این در صورتی است که به راحتی می‌توان در این‌باره اندیشید و سازوکاری را در نظر گرفت تا هم مادران دوران محکومیت خود را در فضایی سالم‌تر بگذرانند و هم کودک از آثار منفی زندان و دور ماندن از مادر در دوران زندگی در بهزیستی، در امان باشد. به‌ویژه آن‌که با در نظر گرفتن برنامه‌هایی به خوبی می‌توان فضای بازآفرینی و توانمندسازی این مادران برای ورود به زندگی متفاوتی را مهیا کرد، تا بتوان سهمی اندک در ایجاد محیطی سالم‌تر و کاستن از افرادی با برچسب‌های منفی درونی ـ آن‌گونه که فرد بر خود می‌خواند و سرزنش‌هایی که از درون می‌شنود ـ و برچسب‌های بیرونی ـ آن‌گونه که دیگران به او می‌نگرند ـ ایفا کرد.

برای این منظور چاره‌ای نداریم به جز نگهداری این قبيل زنداني در خارج از زندان. دراین‌باره به دو طریق می‌توان اقدام کرد:
اول، گذراندن دوران محکومیت در خانه خود با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و نظارت کافی بر آن. به نظر می‌رسد این روش به جهت فقدان و یا کمبود نیروی نظارتی متخصص به سهولت قابل اجرا نباشد. دوم، گذراندن دوران محکومیت در مجموعه‌ خانه‌هایی که هم از محیط بیرونی تفکیک شده است و هم در درون خود دارای آزادی عملی است که امکان شکل‌گیری برخی از ارتباطات اجتماعی سالم را برای زندانیان و فضای باز شبیه به محله را برای کودکان فراهم کند. در چنین فضایی می‌توان امکان حضور سازمان‌های رسمی و نیز سازمان‌های مردم‌نهاد را برای رسیدگی به وضع زنان و فرزندان آنان مهیا کرد، تا از طریق برنامه‌ها و فعالیت‌های آنان هم این زنان بتوانند در دوران محکومیت خود با آموزش‌هایی که می‌بینند، از سبک زندگی پیشین خود فاصله بگیرند و هم کودکان آنان بتوانند به راحتی و با آسیب کمتر جذب جامعه شوند. دراین‌باره به ظرافت‌های عملکردی نیاز است که در صورت پذیرفتن کلیات آن ـ که البته هم ضروری است و هم شدنی – با حضور سازمان‌های داوطلبانه‌ای که تجربه‌ کار با زنان آسیب‌دیده را دارند، می‌توان سازو کارهای اجرایی آن را طراحی کرد.

منبع: روزنامه شهروند