صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  ریشه‌های خشونت خانگی...
مهر
۲۴
ریشه‌های خشونت خانگی در میان زنان روستایی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
1074861_794
image_pdfimage_print

باران خسروی

خشونت خانگی ابعاد متفاوت و منفی بر خشونت دیده، زندگی او و اطرافیان او دارد که قرار گرفتن در یک جامعه بسته می‌تواند ابعاد منفی آن را بر سلامت روانی و جسمانی شخص خشونت دیده بیشتر کند. به واقع تفاوت میان موقعیت یک زن خشونت دیده روستایی و شهری به تفاوت موقعیتی شهری بودن و روستایی بودن برمی‌گردد. در واقع یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی که باید به تفاوت این پدیده در میان روستاییان و شهریان پرداخت بحث تفاوت در کیفیت زندگی شهری و روستایی است؛ زندگی شهری چه ارمغان‌هایی در سبک زندگی یک زن شهری دارد که برای زن روستایی قابل دسترسی نیست؟

فقر دانش در این خصوص

فقط کافی است کلمه خشونت خانگی در میان زنان روستایی را در گوگل جستجو کنید و نتایج آن را با همان کلمه در خصوص خشونت خانگی در میان زنان شهری مقایسه کنید.  این تنها و سطحی‌ترین نوع دسترسی و آگاهی از این حوزه هست و اگر بخواهید دقیق‌تر در این خصوص دقت کنید و آمارها رو مورد بررسی قرار دهید متوجه می‌شوید آمارها بیشتر براساس شهرها تعریف شده است و بعد از آن عمومی‌سازی شده است.

دسترسی محدود به آمارها، مقایسه و تحقیق تحلیلی در این حوزه بیشتر در مواردی است که کسی تصمیم گرفته است که پایان‌نامه یا کار تحقیق خود را براساس یک روستا انجام دهد که در این مورد یا آمارها قدیمی هستند یا فقط محدود شده به یک روستای خاص در یک استان خاص. بحث تنها برسر آمار کمی نیست، در این خصوص آمار کیفی و کارهای کیفی حرف کمتری برای زدن دارند چرا که برای محقق در این حوزه کار کمی راحت‌تر از کیفی است. بدون تردید دسترسی به اطلاعات و ترویج افراد به این که از حوزه شخصی خود حرف بزنند به مراتب سخت‌تر است. بدون داشتن آمارهای کمی و کیفی درست قطعاً کمک به محو خشونت خانگی و بررسی این پدیده در مناطق روستایی سخت‌تر است.

نقش تحصیلات دانشگاهی

آگاهی و رشد دانش نقش مهمی در تقویت و توانمندسازی فردی دارد مخصوصاً دسترسی به تحصیلات دانشگاهی. جای تعجب دارد اگر بگوییم که در شهری در ایران افراد موقعیت دسترسی به دانشگاه را ندارند اما اگر در همین جمله به جای شهر واژه روستا را قرار دهیم و به جای دانشگاه دبیرستان را؛ تعجبی برای شما به همراه نمی‌آورد. آمارها نشان می‌دهد که رابطه منفی میان بالارفتن سواد و میزان خشونت خانگی وجود دارد، در واقع هر چه فرد تحصیلات بالاتری داشته باشد احتمال این که مورد خشونت خانگی قرار گیرد کمتر خواهد بود.

فضای خصوصی

خشونت خانگی پدیده‌ای است که در فضای بسته و خصوصی در یک خانواده اتفاق می افتد. جایی که در فضای روستایی ممکن است تفاوت و حرمت خاصی را نسبت به فضای شهری داشته باشد. گرچه در زندگی روستایی ممکن است فردیت نقش کمتری داشته باشد و افراد از حال و روز همدیگر بیشتر خبر داشته باشند و فضای خصوصی عملاً تعریف و معنایی که در خصوص فضای شهری دارد را نداشته باشد اما در عین حال حرمت که این که مسائل در همان حوزه بماند و خارج نشود بیشتز از فضا شهری است. نهایت مداخله‌های حمایت گرایانه در حد دخالت ریش سفید یا بزرگ فامیلی است که خود ممکن است تعریف درستی از حمایت نداشته باشد و زن را به سوختن و ساختن توصیه کند.


پایبندی به رسوم و آداب

قسمتی از خشونت خانگی ممکن است ریشه در آداب و رسومی داشته باشد که از نظر یک زن شهری یا یک شهری نشین تعریف اشتباهی داشته باشد یا مدت‌ها باشد که این پدیده  در شهرها یا حداقل شهرهای بزرگ نبینیم.


بحث رضایتمندی جنسی

بحث در خصوص مسائل جنسی هنوز در ایران مخصوصاً در میان اعضای خانواده و در سیستم آموزشی و رسانه‌ها بحثی تابو است. تازه در سال‌های اخیر است که به همت افرادی که به صورت تخصصی در این حوزه کار می‌کنند و مطالبی را منتشر می‌کنند، مباحثی همچون تجاوز در بستر زناشویی  و یا به صورت عمومی‌تر بحث رضایتمندی جنسی مطرح شده است که بی شک هنوز در فضای روستایی بازکردن این بحث‌ها و کار روی این موضوع تابوتر از فضای شهری است.


تفاوت‌های جنس کار و درگیری روزانه

جنس کاردر روستا عمدتاً کار فیزیکی است و شاید فقط تا حدی از این بابت قابل مقایسه با کار بسیاری از زنان طبقات پایین شهری باشد اما در کل کار روی زمین کشاورزی، کار در مزارع و یا کارهای مشابه این کارها در روستاها کار قابل مقایسه با کارهای اداری و کارهای رایج در میان زنان شهری نیست. کار فیزیکی قطعاً خستگی، فرصت فراغت و در نهایت رسیدن به خود کمتری را برای زن روستایی می‌آورد. زن روستایی آخر هفته متفاوتی از یک زن کارمند شهری دارد و برنامه‌های فراغتش متفاوت از زن شهری می‌گذرد. شاید حتی پرداخت به خودو مراقبت از خود از نگاه یک زن روستایی بعد از پرداخت به خانواده، رسیدگی به مزرعه و دام‌هایش تعریف شود. در این فضا شاید جا برای پرسشگری از رفتارآزارگر کمتر باشد و وقت برای تحلیل و کمک به خود هم کمتر باشد.

نگهداری از فرزندان

فرزندآوری  وداشتن فرزند بیشتر هنوز بیشتر از شهر است. قسمتی از آن به اقتصاد سنتی و ادامه اقتصاد کشاورزی و دامداری برپایه فرزندان بیشترن برمی گردد و قسمتی مهمی از آن هم به دسترسی به بهداشت و وسایل پیشگیری از بارداری و دانش در این خصوص برمی‌گردد. در مسئله خشونت همیشه فرزندان مانع بزرگی برای زنان و عامل بزرگی برای سکوت و ماندن آن‌ها در شرایط خشونت هستند. قطعاً شاید تعداد بیشتر آن‌ها در صد این سکوت و ماندن را بالاتر هم می‌برد.

نقش فعالان زنان

بدون شک یکی از دستاوردهای فعالان زنان در سال‌های اخیر این بوده است که درخصوص مبارزه با خشونت خانگی فعالیت زیادی داشته‌اند برگزاری کارگاه‌های آموزشی، رفتن در میان مردم، تجعات و همکاری با ان جی اوها. بزرگذاشت روزهای جهانی محو خشونت علیه زنان، نوشتن مقالات متفاوت؛ همه و همه تأثیر زیادی داشته است تا این که موضوع بیشتر بررسی شود. درست است که فعالان زنان در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به روستاها داشته‌اند و در سایه همکاری با برنامه‌های توسعه توسط شهرداری سعی در آموزش زنان روستایی هم داشته‌اند اما هنوز فاصله زیادی تا دسترسی کامل و تاثیرگذاری بر روی زندگی زنان روستایی دارند. بگذریم که صادقانه در فضای کنونی حتی این بحث در فضای تهران هم بحث سیاسی تعریف شده است و کار برای فعالان زنان در ابن حوزه بسیتر سخت است.

سازمان‌های حقوق بشری و برنامه‌های آموزشی توسعه

در سال‌های اخیر در سایه دستاوردهای بحث‌های حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری بودجه کلان و عظیمی در جهت برنامه‌های عدالت جنسیتی و برابری جنسیتی گذاشته شده است که از میان این برنامه‌ها می‌توان به برنامه‌های آموزشی آن لاین و خدمات آموزش آن لاینی که در جهت رشد و افزایش آگاهی عمومی راه افتاده است اشاره کرد.

با توجه به این که نباید نتیجه و تلاش این برنامه‌ها را نادیده گرفت اما باید اشاره کرد که این برنامه‌ها تنها توانسته‌اند مخاطب شهری را مورد هدف قرار دهند به این دلیل که این برنامه‌ها محدودیت زیادی در دسترسی به مخاطب روستایی دارند و اصولاً جنس این برنامه‌ها آن لاین و از راه دور است که بدون شک برای مخاطب روستایی که کمتر دسترسی به اینترنت دارد کمتر قابل دسترسی است. شاید در آینده نزدیک با دسترسی رایگان به اینترنت بتوان دسترسی مخاطب شهری و روستایی از این برنامه‌ها را یکی دانست و شاید حتی مخاطب روستایی از آن بهره بیشتری ببرد.

نقش خانه امن

درست است در ایران در شهرها هم ما هنوز خانه امن به معنای سرپناه امن با امکانات برای خشونت دیدگان خانگی نداریم و هنوز به آن سطح نرسیدیم. اما  در میان زنان شهری متداول است که در نهایت سرپناهی در میان یکی از اعضای خانواده نزدیک خود یا دوستان پیدا کنند به خصوص در مواردی که پای جانشان در میان است. این به معنی نیست که زن روستایی ممکن است شبکه حمایتی کمتری نسبت به زن روستایی داشته باشد اما گشتن شهر و پیدا کردن خشونت دیده ممکن است برای مرد شهری سخت‌تر از مرد روستایی باشد یا به تعریف ساده گم شدن در شهر ممکن است راحت از گم شدن در روستا باشد.

اعتماد به نفس

کاری که خشونت‌گر انجام می‌دهد این است که تلاش می‌کند عزت نفس و اعتماد به نفس خشونت دیده را هدف بگیرد به طوری که خشونت دیده اعتمادی ندارد که در جهان بیرون می‌تواند بدون خشونت‌گر زندگی کند. بالارفتن دانش؛ دسترسی آزاد به اطلاعات آگاهی از محیط و جهان اطراف خود و ارزش گذاری فردی در مقابل جمعی نقش مهمی در بالابردن اعتماد به نفس است؛ چیزی که زندگی روستایی با تمام معیشت‌های آن کمتر می‌تواند به زن روستایی ارائه دهد. و در نهایت اعتماد به نفس نقش مهمی درخروج از خشونت خانگی دارد.

سکوت و ماندن

زن روستایی ممکن است براساس رسوم غلط در سن پایین ازدواج کرده باشد و براساس همان رسوم غلط و دانش پایین بدون داشتن رضایت بچه دار شده باشد. طبیعتاً در این شرایط این زن دسترسی کمتری هم به تحصیلات داشته  است و بدون سواد و یا مهارت کافی  پیدا کردن شغل کاری غیرممکن است. تازه این به شرطی است که بازار شغل تنها در میان روستایی که زندگی می‌کند نبیند. در این شرایط حتی اگر به اندازه کافی به این فرد دانش بدهیم اما بدون دانش و مهارت کافی ترک کردن آزن زندگی برایش سخت تراست چرا که از نظر اقتصادی وابسته به شوهر است.


شبکه‌های محلی، حمایت محلی و حمایت ان جی او‌ها

تصور کنیم که مددکار هستیم که در روستا زندگی می‌کنیم. چه قدر فرصت ارجاع دادن مراجع خشونت دیده به سازمان‌های حمایت کننده را داریم، اصلاً تاچه حد در ما در روستاها مددکاران اجتماعی یا ان‌جی‌هایی را درایم که روی این موضوع کار می‌کنند؟

خشونت درمانی و دسترسی به مراکز سلامت روانی در روستا

یکی از مواردی که در کاهش خشونت خانگی و اثراث منفی آن برروی خشونت دیده مؤثر بوده است رواج خانواده درمانی و یا برنامه‌های کنترل و مهارت عصبانیت برای آزارگران است. امروزه در شهرها مشاوره پیش از ازدواج نقش مهمی در ازدواج راتعیین می‌کند همچینین افراد نگاه مثبت‌تری نسبت به این نوع مشاروه دارند که متاسفانه در روستا هم نگاه به این مسئله منفی‌تر هم است و هم دسترسی به این خدمات کمتر است.

تبعبت قانون در شهر و روستا

قانون برای روستایی و شهری یکی هست اما برداشت از قانون و اجرای قانون ممکن است برای یک فرد شهری و روستایی متفاوت باشد. در عین حال که مجری و قانون گذارن قانون ممکن است برخورد متفاوتی در شهر یا روستا داشته باشند. به عنوان مثال نقش یک پلیس شهری در شهر ممکن است متفاوت از نقش یک پلیس در روستا باشد. در روستا ممکن است حرمت به پدر خانواده برای پلیس روستاییی بیشتر از حرمت به قانون باشد یا در عین حال سواد و آموزش آن پلیس ممکن است کمتر از یک پلیس آموزش دیده شهری باشد.


معیشت‌های زندگی در روستا

در بیشتر مناطق روستایی بودن مصادف است با آمار بالای فقر، دسترسی کم به خدمات بهداشتی و بیمه درمانی. همه این موارد به مشکلات برخورد با خشونت خانگی اضافه می‌کند.


دررنهایت باید بگوییم که مسئله خشونت خانگی در ایران بسیار پیچیده‌تر از این است و با توجه به نقش قوی مذهب، مشکلات فرهنگی و تبعیضات شدید قانونی شاید تفاوت زیادی در محونهایی این پدیده در میان شهر و روستا نباشد اما از آنجا که در این مطلب هم اشاره شد زندگی روستایی مشقت‌ها و مشکلات بیشماری را به همراه دارد که درخشونت دیده روستایی در مقابل خشونت دیده شهری گزینه‌های کمتری برای خروج این از این مسئله و توانمندسازی فردی دارد که بدون شک نیازمند نه تنها نگاه و حمایت دولتی است بلکه نیازمند و توجه شدید فعالان مدنی، ان جی‌ای اوها و سازمان‌های بین المللی است. یادآوری این نکته در پایان ضروری است که بسیاری از عوامل که این مقاله بررسی شده است ریشه در پیش فرض‌هایی نویسنده دارد که  امید است با یک تحقیق عملی و میدانی فرض درست بودن یا غلط  بودن آن‌ها بیشتر بررسی شود.

 



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱