صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  به من نخندید...
شهریور
۲
به من نخندید
تجربه ها و خاطره ها
۸
, , , ,
Photo: prometeus/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: prometeus/ Bigstock.com

بعد از چهل سال زندگی مشترک فهمیدم که تحت خشونت هستم و یاد گرفتم مقابل آن بایستم. چرا؟ چون کتکم نمی زد. فحش نمی داد و یا همیشه عصبانی و بداخلاق نبود ولی هیچوقت هم احساس خوشبختی نمی کردم.

من زن بی سوادی نبودم، فوق دیپلم داشتم و قبل از انقلاب در یک اداره دولتی استخدام شده و از همان اداره هم بازنشسته شدم. همسر من کار آزاد داشت و تا کلاس نهم قدیم درس خوانده بود و من در تمام این سال ها متوجه نبودم که او با چه روش هایی به فروپاشی روانی من دست می زند و چگونه من هر روز ضعیف تر وضعیف‌ترمی شوم.

شاید داشتن سه بچه و گرفتاری های روزمره و یا نداشتن آگاهی بود که من فکر نمی کردم حرف زدن، نوع نگاه کردن و یا حتی شوخی‌های او همه شکلی از خشونت خانگی است.

قابلمه و خنگول

حامله که می شدم من را با خنده وشوخی قابلمه صدام می کرد و جلوی دیگران هم این لغت را به کار می گرفت. خنگول خانم اسم دیگر من بود. جای زرد چوبه و نخود و لوبیا را کنترل می کرد و به همه می گفت این منصوره خنگ است و به درد همان ماشین نویسی تو اداره می خورد.

اگر فامیلی یا دوستی برای من لباسی سوغاتی می آورد آن ها را از من می گرفت و توی چمدان می گذاشت ولی مرتب می گفت عین کلفت ها راه می روی. من آنقدرگرفتار بودم که وقتی از سرکارمی آمدم یک شامی می پختم و ظرف ورختی،  تا فردا صبح که با دلهره به سرویس اداره برسم.

خنده خنده سرزنش می کرد و خنده خنده تحقیر، طوری که دوست و آشنا و فامیل هم حسابی روی من باز نمی کردند. کم حرف شده بودم و یا بهتره بگم اگر مهمانی و مجلس عزا و عروسی بود اصلا حرف نمی زدم و باز او بود که می گفت زنم مظلوم است، به خدا انگار لال دنیا آمده است. و هر چه سنش بالاتر می رفت زبانش تیز تر و روش هایش پیچیده تر می شد.

عروسم کمکم کرد

بازنشسته شدم و عروس و نوه دار تا اینکه یک روزعروسم از بعضی مقالات و قصه ها درباره خشونت خانگی برایم کپی می گرفت و من آن ها را می خواندم . این اواخر توی اداره، برای ما کلاس کامپیوتر گذاشته بودند ولی بلد نبودم از اینترنت استفاده کنم و عروسم بود که آرام آرام دنیای جدید اینترنت را نشانم داد آنهم وقتی ۶۲ سال داشتم. فکر نمی کردم که دیگر بتوانم از این دنیا سر دربیاورم و حتی بفهمم همسرم بارها به من خیانت کرده است.

عروسم بود که به من یاد داد بدون داد و کتک هم می توان یک انسان را نابود و بیمارکرد وهمه عشق وعلاقه به زندگی را ازاو گرفت تا آنکه تبدیل به یک موجود بدون قدرت و تاثیر شود. انگار نه انگار که زنده هستی  ویا  نفس می کشی . این دختر جوان ابتدا فقط به من فرصت داد تا من یاد بگیرم. نه من را قضاوت کرد ونه هرگزدرباره پدرشوهرش صراحتا چیزی به من گفت ولی او بود که من یاد داد کنترل کردن با چه شیوه هایی صورت می گیرد وسرزنش با چه روش هایی ممکن است.

به من نخندید

به من نخندید اگر به شما بگویم اولین تلاش من این بود که بفهمم درانباری خانه چه چیزهایی داریم واینکه در چمدان جهزیه ام را باز کنم تا بتوانم ملاحفه‌های گلدوزی شده ام را روی تختم بیاندازم و با حوله هایی که مادرم از مغازه برق لامع برای عروس خریده بود خودم را خشک کنم.

به من نخندید اگربه شما بگویم وقتی توانستم لباس‌هایی که مادرم از مکه سال ها پیش برایم آورده بود بپوشم چه احساسی داشتم و شوهرم چطوربرای اولین درخواست جدی به من گفت که زیر سرت بلند شده و شکل بوزینه پیری شده ای که بزک کرده است. این گام های اول من بود و خدا می داند که چطور این قدم های سنگین را برداشتم. تمام این سال ها او بود که از بازار و سری دوزی ها برای من و بچه ها لباس و حتی مانتو می خرید وبرای خرید لباس شب دامادی پسرم من را تشویق کرد که از خواهرم لباس قرض بگیرم.

گفت طلاقت می‌دهم

همسرم پس از چندی که مقاومت ها و درخواست های من برای داشتن یک زندگی عادی را دید چهره خودش را نشان داد. به یک آدم فحاش تبدیل شد و حتی چند بار دست روی من بلند کرد و از هر تهمت اخلاقی علیه من دریغ نکرد ولی دیگرمن یاد گرفته بودم که چگونه نترسم و چگونه مقابل چنین فردی از هویتم دفاع کنم. او برای ترساندن من درخواست طلاق داد وهرچه ترفند بود را به کار گرفت.

حالا من زنی هستم که دو هفته دیگر دادگاه دارم و می خواهم از خودم بدون ترس دفاع کنم. وکیل گرفته ام و وقتی تیتر بعضی روزنامه ها را می خوانم که آمار طلاق بالا رفته تعجب نمی کنم.



  1. خواهر عزیزم چه متاسف شدم از خواندن مطلبت امیدوارم به صلح و آرامش برسی ، فراموش نکن اولین قدم رسیدن به صلح و آرامش بخشیدن هاست، در اولین فرست که تونستی اونایی رو که بهت بادی کردن ببخش اگه تونستی براشون دعا کن،البته بخشش که میگم دلیل بر زندگی مشترک نیست.
    برات دعا میکنم همینطور برا خواهرها و مادرانمون، همونطور برا اونایی که دانسته یا ندانسته ظلم میکنن.
    صلح و آرامش خداوند با شما باشه
    رضا

  2. میترا said on شهریور ۳, ۱۳۹۵

    عزیزم خوشحالم که بیدار شدی عروس نازنینت را میبوسم موفق باشی

  3. میترا said on شهریور ۳, ۱۳۹۵

    من هم شرایطی شبیه به شمارو دارم

    • سارا said on شهریور ۵, ۱۳۹۵

      پس بجنب نا از این بدتر نشده. من با یک بچه ۴ ساله به خانه پدرم برگشتم، ۲/۵ سال به دنبال طلاقم در دادگاههای بی عدالت گشتم، ثابت کردم که معتاد، بیکار و کتک زن است. ولی هنوز تشویقم میکردن به برگشتن. اون اعلام عدم تمکین کرده بود و همین کافی بود تا همه حقوقم را ندهند و ندادند.
      بچه را ازم دور کرد و مادرش از او خدمتکاری ساخته بود. تا ۶ ماه اجازه نداد ببینمش. شرط طلاقش دادن بچه بدون هیچ حقوقی بود. و من با خوشحالی ازش جدا شدم کار کردم و بچه را بزرگ کردم.
      نه تنها پشیمان نیستم بلکه خودم را برای اتلاف زندگیم با او سرزنش می کنم.

  4. SHAHNAZ SETAYESH said on شهریور ۴, ۱۳۹۵

    شجاعت شما بانوی عزیز قابل تحسینه و دستتون رو میبوسم.

  5. حوا said on شهریور ۴, ۱۳۹۵

    آفرین به همتتون. ادامه بدید. شادی و لذت بردن از زندگی حق شماست

  6. فهيمه said on شهریور ۴, ۱۳۹۵

    دورود بر تو شیرزن که توانستی خودت را پیدا کنی من هم زندگی همچون شما دارم و لی تا کنون به این مساله فکر نکرده بودم حرکت شما چراغی برای من و امثال من است موفق باشی

  7. kambiz said on شهریور ۴, ۱۳۹۵

    خواهر عزیر من بک مرد هستم واین جور بلا ها را زنم برسرم میاورد . ما حودود ۲۵ سال باهم هستیم و ۱۰ سال تول کشید تا فهمیدم که این اشکال را ما داریم. خیلی وقتها من میخاهم فرار کنم وزندگی دیگری بر اثاث محبت ودوستی بیدریق درست کنم. ولی عشقی که نسبط به فرزردان وخانواده دارم جلوی من را میگیرد. از طرف دیگر احساس مسوالیت نسبط به زنم میکونم وخیلی وقتها فکر میکنم که شاید مریزی روحی یا کمبود اعتماد به نفس دارد. ما اگر طلاق هم بگیریم صد در صد جدا نخواهیم شد. وباید سبور وبامحبت رفتار کرد تا امید خدا چاره وشفایی پیدا کنیم. فرار یا طلاق در واقع یک جور اقب انداختن حل مشکل واقعی ما است.

Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱