صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  چرا چرخه خشونت افغان...
خرداد
۲۴
چرا چرخه خشونت افغانستان را می شکنم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

afghanistan

نویسنده: سلیم حسینی – ۲۸ ژانویه ۲۰۱۳

خانه امن: هرگز فکر نمی کردم تا این حد فرهنگمان برای زنان ویرانگر است، تا اینکه خواهرم از جانب شوهرش مورد شکنجه قرار گرفت.

تا کنون و با زندگی در افغانستان بارها دیده ام که پدرم مادرم را کتک  می زند، اما این موارد به عنوان جزئی از زندگی تلقی می شدند و این چرخه ادامه پیدا کرد زمانی که خود نیز به یک خشونت گر تبدیل شدم. خواهرانم راکتک می زدم و دختران را در خیابان اذیت می کردم. برای خواهرانم محدودیت ایجاد کرده بودم که چگونه لباس بپوشند و با کی صحبت کنند. سنت های افغانی به من یاد داده بودند که عزت و افتخار خانواده از سلامت فیزیکی و روحی و روانی خواهرانم مهمترهستند. من بی شرمانه از فرهنگ قبول شده در افغانستان پیروی می کردم.

پس از مدتی یکی از خواهران کوچکترم را وادار به ترک مدرسه و بر خلاف خواسته اش او را مجبور به ازدواج کردند. سپس خواهرم و شوهرش به ایران جایی که او در ازدواج  تأسف بارش به یکی دیگر از قربانیان خشونت خانگی تبدیل شد مهاجرت کردند. شوهرش مدام او را شکنجه می داد و حتی زمانی که حامله بود کتکش می زد، او را در اتاقی حبس می کرد و با چاقو پسر نوزادشان را تهدید می کرد.  زخم های روی دست و کم شدن وحشتناک وزن او، همه بیانگر وحشت و ترس غیر قابل توصیفش بودند. اما مانند مادرم و دیگر زن های افغانستان، بی اعتراض و مطیع  سرنوشتش را پذیرفته بود.

پس از پنج سال، زمانی که خانواده ام از طریق یکی دیگر از شوهر خواهرهایم متوجه این مسئله شدند، تصمیم گرفتیم که او را نجات دهیم. اما ثریا خود چیزی نمی گفت و اعتراضی نمی کرد و در برابر شوهرش نمی ایستاد و در عوض وانمود می کرد که همه چیز بر وفق مراد است. ما برای نجات او با مسائل بسیاری روبرو شدیم که از آن جمله می توان از مشکلات مالی، فاصله زیاد، قوانینی که مدافع نرم های جنسیتی بودند، بدنامی اجتماعی، و خویشاوندانی که با ما مخالف بودند و تلاش ما را برای کمک کردن به خواهرم محکوم می کردند، نام برد.

آنجا بود که برای اولین بار متوجه شدم تبعیضات جنسی و نابرابری حقوق تا چه حد غیر منصفانه و در تار و پود فرهنگ ما  رسوخ کرده است. برای نجات خواهرم باید با ملا ها و ریش سفیدان می جنگیدم، باید با عقاید و ارزش هایی که از آغاز تولد، زندگیم را فرا گرفته بودند دست و پنجه نرم می کردم.

زمانی که شوهر ثریا از نقشه ما آگاه شد خشونت هایش بیشتر شدند. من تلاشم را مضاعف کردم، پول پس انداز کرده و درباره حقوق زنان بیشتر مطالعه کردم. از آنجا که هزینه زندگی خانواده ام را من تامین می کردم و نمی توانستم کارم را در هتل آمریکایی کابل ترک کنم، یکی دیگر از خواهر های کوچکترم را به ایران فرستادم. هزینه این سفر برای ما بسیار سنگین بود اما تا آنجا که می توانستم پول جمع کردم. با سفر فرشته به ایران آنچه که به ثریا گذشته بود بر ملا شد. ما تصمیم گرفتیم که او از شوهرش طلاق گرفته و آن خانه را ترک کند. این کار به این سادگی ها هم نبود چون ثریا خودش مخالف بود. خویشاوندان دست از سر او بر نمی داشتند و می گفتند که اگر طلاق بگیرد بازنده است. ماه ها طول کشید تا توانستیم او را متقاعد کنیم که چنانچه طلاق بگیرد زندگی بهتر و امن تری خواهد داشت. اما شوهر او همچنان مخالفت می کرد. امنیت و نگرانی های من درباره مشکل ثریا سر کار، در منزل، و در حین درس خواندن برای امتحان های تافل و ست، افکارم را مشغول کرده بودند. آرزوی من این بود که بتوانم از یکی از دانشگاه های آمریکا بورسیه بگیرم. هر جا که پا می گذاشتم زنانی را می دیدم که آرام و بی اعتراض تن به زندگی هایی چون زندگی خواهرم داده بودند. بالاخره ما توانستیم طلاق او را بگیریم و همراه فرزندش او را به افغانستان بازگردانیم. او دیگر در امان بود و نگاه من نسبت به دنیا برای همیشه تغییر کرد.

  خبرگزاری افغانستان در کابل، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، از مارچ ۲۰۱۲ تعداد ۴۰۰۰ مورد خشونت علیه زنان را گزارش کرده است که نمایانگر افزایش ۲۲ در صدی این آمار در طول دوره ای مشابه در سال ۲۰۱۱ است. بر اساس تحقیق این کمیسیون در سال ۲۰۱۲ به تنهایی، ۷۰ مورد قتل ناموسی و ۳۸ مورد تجاوز جنسی گزارش شده اند. این آمار شامل هزاران موردی که در اقصاء نقاط افغانستان اتفاق می افتند و هرگز گزارش نمی شوند نیست. بر اساس آژانس خبری اینتر پرس، ۸۰ در صد دختران زیر ۱۸ سال کشور از نجات یافتگان تجاوزات جنسی هستند.

من به شخصه نه تنها خشونت های پدر و شوهر خواهرم را دیده ام بلکه وقایع این چنینی بسیاری را در خانواده و جامعه مشاهده کرده ام. بارها عمویم را دیده ام که زنش را جلوی ما کتک می زد و او اعتراضی نمی کرد و دیگر زنان خانواده به همین دلیل، صبر و تحمل او را تحسین می کردند و به او به عنوان زنی قوی و با وفا نگاه می کردند. یکی از هم کلاسی های فرشته به زور با مردی ازدواج کرد و پس از یک سال آن مرد دوباره با زن دیگری ازدواج کرد. او حتی از روی عمد آنقدر دوست فرشته را در دوران حاملگی شکنجه می داد تا بچه اش سقط شود. در نتیجه آن شکنجه ها فرزندش ناقص بدنیا آمد. او هم اکنون طلاق گرفته و با پدر و برادرش که استاد دانشگاه است زندگی می کند. با وجود اینکه خانواده او تحصیل کرده هستند اما همچنان از طرف آنها نیز به دلیل مطلقه بودنش تحقیر و خجالت زده است.

پس از کمک به ثریا احساس مسئولیت کرده و حس کردم باید دامنه فعالیت هایم را برای دفاع از حقوق زنان گسترش  دهم. دختران و زنان باید متوجه شوند که خشونت های جنسیتی جرم هستند. البته این تنها زنان نیستند که مسئول این تغییر هستند، مردان نیز باید دید خود را نسبت به زنان به عنوان یک دارایی، خدمت گذار و وسیله ای برای ارضای امیال جنسی تغییر دهند. بسیاری از مردان قادر به درک و دیدن این مسائل نیستند و باید درمان شوند.

نکته مهم این است که بعضی از ما شروع کرده ایم که حرفمان را بزنیم و سکوت خود را بشکنیم. سازمان “زنان جوان برای تغییر” که در آپریل سال ۲۰۱۱ تأسیس شد متشکل از ده ها حامی و داوطلب زن و مرد در سراسر افغانستان است. این سازمان اولین سازمانی بود که به منظور حمایت از حقوق زنان به آن پیوستم. آنها راهپیمایی ها، فیلم ها و مراسم عمومی را به منظور اطلاع رسانی و جلب توجه عموم نسبت به این معضل اجتماعی – بی عدالتی و نا برابری حقوق زنان – تدارک می دیدند. دست آورد های اندکی که امروز زنان افغان به آن می بالند در واقع نتیجه تلاش های کوچک اما متعهدانه فعالان و حامیان آنان بوده است. افغانستان با وجود داشتن جامعه ای محافظه کار و مرد سالار شاهد تعداد اندکی از مردان حامی حقوق زنان بوده است. اما به نظر می آید که این تعداد رو به افزایش است. به موازات گسترش سطح فعالیت هایم شاهد افزایش علاقه و میل مردان سر کار و جامعه به همکاری هستم.

متأسفانه در افغانستان هر گونه حمایت و فعالیت های حقوق بشری با خطر همراه است. برای مثال “نورجهان اکبر” یکی از مؤسسان سازمان “زنان جوان برای تغییر” افغانستان بارها در دوره کوتاه فعالیت های حمایت گرایانه اش تهدید شده است. تهدیداتی که در نتیجه باعث ترک کار و پنهان شدنش بوده اند. بسیاری از همکاران او نیز تهدید شده اند و در یک راهپیمایی برای دفاع از حقوق زنان، مخالفان به سمت آنان سمت انداخته اند.

من به شخصه هیچگاه تهدید به آزار و اذیت فیزیکی نشده ام اما همواره با مخالفت های بسیاری روبرو هستم. همکاران من   وجهه عمومی من را خدشه دار کرده اند و به این دلیل که من از حقوق زنان دفاع می کنم به من لقب نا مسلمان و کافر می دهند (کافر کسی است که بر خلاف اشخاصی که در مذاهب دیگر بدنیا می آیند، راجع به اسلام می داند اما به طور عمد آن را رد می کند. اعتقاد بر این است که این اشخاص یه جهنم می روند). به علت چنین مواردی است که خانواده من از جانب خویشاوندان طرد و بی حرمتی دیده اند – تنها به این دلیل که به ثریا کمک کردند تا او را از یک ازدواج خشونت آمیز نجات دهند.

پس از دوران طالبان، جنبش طرفداری از حقوق زنان جنبشی نوپاست. در فرهنگ ما متأسفانه سوء تعبیرات بسیاری از اسلام وجو دارد که مانع تلاش های مدافعانه فعالان حقوق زنان شده است. مردم بسیاری بر این باورند که اسلام زنان را محق حقوق برابر نمی داند. در فرهنگ ما که یک فرهنگ جمعی است برخی از زنان، حتی زمانی که امنیت شان در خطراست، همچنان برای حفظ و احترام به ارزش های خانواده، جامعه و روحانیت نهایت سختی را تحمل می کنند. با اینکه در قانون اساسی و سیاست های دولت، حقوق جدید و آزادی هایی برای زنان ثبت شده است، اما قوانین اغلب اجرا نمی شوند. فساد و رشوه خواری مانع قربانیان برای جستجوی عدالت شده اند.

با افزایش حضور دختران در مدرسه امیدوارم که نسل تحصیل کرده و روشن فکر افغانی تغییرات لازم را در این کشور ایجاد کنند. در سمینار اخیرم در مؤسسه Star – یکی از بزرگترین مؤسسات زبان انگلیسی در کابل – داستان خانواده خودم را به اشتراک گذاشتم که مانند کاتالیزوری باعث شد دختران جوانی که در سمینار حضور داشتند به حرف بیایند و داستان خشونت هایی که به آنها شده است و سؤالات حقوقی شان را مطرح کنند. سؤالاتی که معمولاً با عموم و خصوصاً با مردان در میان نمی گذارند. آن لحظه بود که به من ثابت شد که تا چه حد آگاهی، تحصیل و فعالیت های اجتماعی می توانند تغییر ایجاد کنند و چه راحت با به اشتراک گذاشتن داستان خود میت وان به دیگران کمک کرد که سکوت خود را بشکنند.

مترجم: مهتاب صمیمی  

منبع: http://goo.gl/Vn7w8



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱