صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  آسیب‌های روانی و عاط...
خرداد
۶
آسیب‌های روانی و عاطفی کودکان را بهتر بشناسیم
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
r9ra1nz3a8phznrsq6fe
image_pdfimage_print

محسن فرشیدی

در جنگ‌ها و یا آوارگی‌های بعد از آن، در بلایای طبیعی و حوادث غیرمترقبه و در هر موقعیت زمانی و مکانی، کودکان آسیب‌پذیرترین قشر هستند. کودکان به دلیل اینکه امکان مراقبت و دفاع از خود را ندارند، همواره در معرض خطرات بیشتری قرار دارند. آسیب‌پذیر بودنِ کودکان اما فقط به مواردی از جمله جنگ و آوارگی محدود نمی‌شود، کودکان در زندگی روزمره، از جمله در خانه، مدرسه و یا محیط‌های شهری نیز از سوی خانواده و یا اجتماع در معرض انواع آسیب‌ها و خشونت‌ها قرار دارند.

بر خلاف آن‌چه که تصور می‌شود خشونت علیه کودکان تنها به مواردی از جمله تنبیه بدنی خلاصه نمی‌شود و بسیاری از رفتارهای روزمره که در خانواده و جامعه صورت می‌پذیرد نیز شکل‌هایی از خشونت هستند. یکی از رایج‌ترین آن‌ها خشونت‌های روانی و عاطفی است. در برخی موارد این نوع خشونت‌ می‌تواند تاثیرات مخرب‌تری از خشونت جسمی بر کودکان بگذارد. هر چند که تاثیرات مخربِ اشکال مختلفِ خشونت، هر کدام به تنهایی تا سال‌ها و چه بسی در سرتاسر زندگی یک کودک باقی می‌ماند.

دوران کودکی

کودک در اکثر کشور‌ها و در یک تعریف کلی به انسان‌های زیر هجده سال گفته می‌شود. در جهانِ امروز و در بیشتر کشورهای دنیا قوانین کودکان با بزرگسالان تفاوت‌ دارند. به عنوان نمونه وقتی فردی که زیر هجده سال دارد جرم و جنایتی را مرتکب می‌شود، با او به مانند فرد بزرگسالی که در شرایط مشابه همان جرم را انجام داده برخورد نمی‌شود. یک کودک از همان بدو تولد از رفتارهای بزرگسالان تاثیر می‌پذیرد. اهمیت این دوران از آن جهت دوچندان است که آسیب‌هایی که کودکان در زمان رشد خود متحمل می‌شوند، در سرتاسر زندگی آن‌ها تاثیر می‌گذارد. دولت‌ها نیز با توجه به اینکه هر کدام از کودکانِ امروز یکی از اعضای تاثیرگذارِ جامعه در آینده خواهند بود، باید برای آن‌ها برنامه‌ها و آموزش‌های لازم را ترتیب اثر دهند و شرایط رشد و شکوفایی آن‌ها را مهیا سازند. همانطور که قوانینِ کودکان و بزرگسالان با هم متفاوت است، آموزش‌ها و برخورد با آن‌ها نیز باید تفاوت داشته باشد. آموزشی که کودک در این دوران از دیگران به ارث می‌برد، شخصیت بزرگسالی او را شکل می‌دهد و وارد کردنِ هر کدام از اشکالِ خشونت در دورانِ کودکی،  تاثیرات مخربِ جبران ناپذیری را بر او و جامعه به جا می‌گذارد.

52456_468

حقوق کودک، حقوقی به رسمیت شناخته شده

با پیشرفت‌های مختلف در جوامع انسانی، اهمیت حقوق کودکان نیز رفته رفته به شکل عمومی و تخصصی‌تری مورد توجه قرار گرفت. موضوعِ حمایت از کودکان در مقابل انواع تهدید‌‌ها، خطرات و آسیب‌ها، سازمان ملل را وادار به تصویب پیمان‌نامه‌ای به نام حقوق کودک کرد. این پیمان‌نامه‌ بین‌المللی که در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ تصویب و مورد پذیرش اکثر کشورهای جهان قرار گرفت، دولت‌ها را موظف می‌کند تا حقوق کودکان را به رسمیت بشناسند. در این پیمان‌نامه تاکید شده که وارد کردنِ هر گونه خشونتی به کودکان محکوم است و باید توسط دولت‌ها پیگیری شود. یکی از مهمترین‌ِ آن‌ها، خشونت‌ها و آسیب‌های عاطفی و روانی است.

انواع آسیب‌های روانی

آنچه که به عنوان خشونت عاطفی و روانی علیه کودکان نامیده می‌شود موارد زیادی را در بر می‌گیرد. مشاجره‌ی والدین در حضور کودک، ممانعت از تحصیل و رشد استعداد‌‌های کودک، ترساندن، محروم کردن کودک از توجه و مراقبت، تحقیر کردنِ‌ شخصیت انسانی او، فریاد زدن، نامیدنِ کودک با اسامی ناشایست، در انزوا قرار دادنِ او و دور کردن کودک از محیط‌ و فعالیت‌های اجتماعی و… همگی از خشونت‌های روانی علیه کودکان هستند. زمانی که یک کودک با هر کدام از این موارد روبرو می‌شود، امکان رشد و پرورش استعداد‌هایش مورد تهدید جدی قرار می‌گیرد. آنچه که این میان از اهمیت زیادی برخوردار است، توجه به این موضوع است که عموما این خشونت‌ها توسط کسانی صورت می‌گیرد که کودک دلبستگی عاطفی زیادی به آن‌ها دارد. والدین و نزدیکان افرادی هستند که یک کودک بیشترین اعتماد را به آن‌ها دارد و زمانی که این اعتماد خدشه دار می‌شود، در مسیر رشد کودک تاثیرات مهم و مخربی با خود به همراه خواهد داشت. این اعمال اعتماد به نفس و حس اعتماد به نزدیکان را در کودک از بین برده و بستری را فراهم می‌کند که کودک نیز دست به اعمال و اقدامات مشابه در بزرگسالی بزند.

تفاوت‌‌‌های آسیب‌های روانی در کودکان و بزرگسالان

هر چند بزرگسالان نیز از آسیب‌ها و خشونت‌های مختلف، از جمله آسیب‌های روانی صدمه می‌بینند، اما در قیاس با کودکان این موضوع  به مراتب کمتر است. آسیب‌پذیری کودکان به دلیل عدم امکان دفاع و مراقبت از خود و همچنین عدم شکل‌گیری قدرت تشخیص درست و به موقع، در اکثر مواقع از بزرگسالان بیشتر خواهد بود. آن‌چه که این تفاوت را برجسته و مهم‌تر می‌کند، تاثیر این خشونت‌ها بر کودکان در شکل‌گیری شخصیت آن‌ها و بازتولید خشن‌ترِ همان رفتارها در بزرگسالی است. یک فرد بزرگسال چنانچه مورد خشونت روانی و عاطفی قرار بگیرد، موقعیت‌های مختلف را می‌شناسد، می‌تواند با توجه به دانش و تجربه‌های خود شرایطی را به وجود آورده که تاثیر منفی این آسیب‌ها بر زندگی‌اش کمتر شوند. همچنین او این امکان را دارد از اطرافیان و همچنین پزشکان در این زمینه به یاری بطلبد. اما کودکی که مورد خشونت قرار می‌گیرد هیچ‌کدام از این شرایط را ندارد. تشخیص این موضوع که کودک مورد خشونت قرار گرفته نیز برای خود کودک دشوار است. در صورت تشخیص نیز او امکان دفاع از خود را ندارد و در چنین شرایطی کودک در یک بی‌پناهی محض قرار می‌گیرد. نقش نهادهای مختلف نیز در کاهش این خشونت‌ها مهم است. دولت‌ها جدا از خانواده‌ها و به وسیله‌ی امکانات و اختیاراتِ خود وظایفی دارند تا از سلامت کودک آگاه شوند و در صورت بروز آسیب به او کمک رسانی کرده و خدمات و حمایت‌های لازم را ارائه دهند.

IMG10374389

نقش دولت‌‌ها در تضمین اجرا شدنِ حقوق کودکان

دولت‌ها به دلیل امکانات گسترده‌ی آموزشی و رسانه‌ای که در اختیارشان است، نقش و وظیفه‌ی مهمی در امر رشد و توانمند کردن کودکان بر عهده دارند. هر چند با توجه به پیمان نامه‌ بین‌المللی حقوق کودک، دولت‌ها موظف به حمایت از کودکان شده‌اند، اما اضافه بر آن، کودکانِ امروز، بزرگسالانِ فردا هستند و تضمینِ سلامت روانی آنان در سنین کودکی، تضمینی بر کارایی بیشتر آن‌ها در بزرگسالی به عنوان یک عضو از جامعه‌ خواهد بود. امروزه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته مسئولیت تربیت، مراقبت و آموزش‌های کودکان صرفا محدود به خانواده‌ها نمی‌شود. دولت‌ها از طریق کنترل بهداشت و سلامت کودک و همچنین مطمئن شدن از حضور کودک در مدرسه، می‌توانند از سلامت جسمی و روانی کودک اطمینان حاصل کند. این امکانات، این فرصت را در اختیار مراکز مختلف قرار می‌دهد که با مشاهده‌ی هرگونه رفتاری در کودکان مثل پرخاش‌گری، تندگویی، انزوا، اضطراب و مواردی از این دست، ضمن تماس با خانواده، از وضعیت او به شکلی مستمر آگاه باشند. دولت‌ها با همکاری خانواده می‌توانند امنیت و سلامت یک کودک را تضمین و زمینه‌ساز رشد شکوفایی و استعداد‌های او در بزرگسالی شوند. تاسیس مراکز آموزشی و درمانی رایگان از مهمترین وظایف یک دولت برای کودکان خواهد بود.

چگونه به کودکان خشونت‌های عاطفی و روانی نکنیم؟

با رعایت کردن برخی مواردِ ساده، اما مهم، می‌توان کودکان را از معرض خشونت‌های روانی و عاطفی دور نگه داشت. قبل از نگاه اجمالی به این موارد، توجه به این موضوع اهمیت دارد که تصمیم به فرزندآوری، با خود مسئولیت‌های زیادی را نیز به همراه می‌آورد. قبل از این تصمیم، باید تمامی جوانب فردی و اجتماعی آن را در نظر گرفت. فرد یا افرادی که در نهایت این تصمیم را می‌گیرند، باید قبل از هر چیز از سلامت روانی خود مطمئن باشند. یکی از آسیب‌های فراگیر، مشاجره‌ی والدین در حضور کودک است. بلایی که این مشاجره‌ها بر سر کودک می‌آورد تبعات گسترده و مخربی در سرتاسر زندگی کودک بر جای می‌گذارد. کودکی که به صورت مستمر شاهد و شنونده‌ی این مشاجره‌ها باشد، گوشه‌گیر شده و روحیه‌ی تخاصم و پرخاش‌گری نیز در او تقویت می‌شود و می‌تواند خود نیز در آینده‌ خشونت کلامی را بر دیگران صورت دهد. هر چند با توجه به واقعیت‌های دنیای امروز گاهی این بگومگوها اجتناب ناپذیرند، اما می‌توان آن‌ها را به دور از حضور کودک و با صدایی آهسته انجام داد. ضروری است والدین آموز‌ش‌های لازم در حضور مشاوره را دیده باشند که چطور بر خشم خود مسلط شوند و در صورت نیاز آن را به شکل‌های غیرخشونت آمیز بروز دهند. در انزوا قرار دادنِ کودک و عدم توجه به مراقبت و نیازهای عاطفی، یکی دیگر از خشونت‌های رایج علیه کودکان است. با توجه به تغییرات جهان امروز و مشغولیات گسترده‌ی سرپرست یا سرپرستان، نیازهای کودکان در بسیاری مواقع به فراموشی سپرده می‌شود. اهمیت دادن و گوش کردن به کودکان این احساس را در آن‌ها تقویت می‌کند که مورد توجه والدین خود هستند و باعث اعتماد به نفس در آن‌ها شده و زمینه برای شکوفایی استعداد‌هایشان هموار‌تر می‌شود. محدود کردنِ کودک و سرکوب حس کنجکاوی او نیز شکلی دیگر از خشونت روانی است. کودکان تصویر کامل و روشنی از اعمال روزمره‌ی خود ندارند. تشخیص اشتباه یا درست بودن کارهای کودکان قبل از گوشزد‌های بزرگسالان، باید با تجربیات خود آن‌ها به دست بیاید. تاثیرات منفی فریاد زدن بر کودکان به دلیل کار اشتباهی که انجام می‌دهند نیز بسیار مخرب است و در روند آموزشی و توسعه‌ی مهارت‌های او خلل‌ ایجاد می‌کند. هر چند فریاد زدن شاید برای مدت زمان کمی کودک را آرام کند، اما در او تغییرات اساسی و شگرفی را صورت نمی‌دهد، همانطور که عموما دقایقی بعد، او دوباره همان کار را تکرار می‌کند، این‌بار منتها با تاکید بیشتر. کودکان تشنه‌ی یادگیری هستند و در این مسیر دست به  آزمایش‌ها و خطاهای زیادی می‌زنند. فرصت دادن به کودکان و آموزش به آن‌ها از طریق شبیه‌سازی و بازی‌های کودکانه قدرت تشخیص دهی و انتخاب را در آن‌ها تقویت می‌کند. توجه به مجموعه‌ی این عوامل و مواردی از این دست، از خشونت‌های عاطفی و روزانه علیه کودکان به شکل گسترده‌ای می‌کاهد.

IMG10374496 (1)

چه خانه‌ای، یک خانه‌ی امن برای کودکان است؟

به همان اندازه که تامین نیازهای اولیه یک کودک مثل مسکن، غذا و پوشاک مهم هستند، نیازهای عاطفی و روانی کودک نیز دارای اهمیت است. محروم کردن کودک از هر کدام از این نیازها، تاثیر مخربی بر پیشرفت، شکل‌گیری شخصیت و رشد استعداد‌های او می‌گذارد. خانواده در تعامل با نهادهای دیگر دولتی و اجتماعی می‌تواند رشد و پرورش کودک را تضمین و او را از آسیب‌های روانی و عاطفی دور نگه دارند. خانه‌ای برای کودکان امن است که  عاری از هرگونه خشونتی باشد. کودکان در آن از رشد و پیشرفت محروم نشوند و نیازهای عاطفی و روانی آن‌ها به مانند نیازهای اولیه زندگی مثل غذا و لباس جدی گرفته شود. در چنین خانه‌ای سرپرست یا سرپرستان، بعد از اینکه از ایمن بودن و تامین نیازهای اولیه کودک خود مطمئن شدند، بر کلام، احساسات و خشمِ خود کنترل داشته و رفتارهای خود را با وسواس و توجه بیشتری در حضورِ کودک انجام خواهند داد.

عکس‌ها: از خبرگزاری مهر 



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱