صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  بررسی روان‌شناسانه پ...
اردیبهشت
۹
بررسی روان‌شناسانه پرونده اعظم: خشونت‌گران و اختلال شخصیت
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
1461308978939_isna (1 of 1)
image_pdfimage_print

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

هفته گذشته خبرگزاری ایسنا پرده از راز یک جنایت خانوادگی برداشت. اعظم، زنی ساکن خراسان رضوی بعد از ۲۱ روز شکنجه دهشت‌بار توسط شوهر معتادش، نیمه‌جان و زخم‌خورده، نجات پیدا کرد، با تنی شرحه‌شرحه، سوخته و داغ‌دیده به همراه دو دخترش که آن‌ها هم شکنجه شده بودند، سه دندان شکسته هانیه هشت‌ساله و تن چاقوخورده و سوخته هدیه کوچولو که فقط پنج سال دارد، شاهد همه آن لحظات رعب‌آوری است که گذرانده بودند.

عکس‌هایی که از این خشونت خانگی باقی مانده دردناک‌اند. از همه وحشتناک‌تر تصویر صندوقی آهنی است با کفی سوخته، صندوقی که به سختی می‌تواند یک انسان ظریف خمیده را در خودش به حالت مچاله جای دهد. اعظم روایت می‌کند که شوهرش، شب‌ها او را در این صندوق محبوس می‌کرده، در حالی که در صندوق قفل می‌شده و او از کمی هوا در حال خفگی بوده، او زیر صندوق را شعله‌ور می‌کرده تا پا‌هایش بسوزند. تاول‌های به جا مانده روی پاهای سوخته اعظم، روایت حقیقی او را تایید می‌کند.

مردی که دست به این خشونت و جنایت زده، احتمالا از اختلالات روانی رنج می‌برد. چرا که نتایج تحقیقات نشان داده خشونت‌گران، بی‌تردید خودشان نیز زمانی قربانی خشونت بوده‌اند.

 دکتر شکوه نوابی‌نژاد تیرماه سال ۱۳۹۱ در گفت‌و‌گو با سایت تابناک در مورد افرادی که دست به خشونت‌های افسارگسیخته می‌زنند، می‌گوید: «خشونت‌گران خانگی اختلال شخصیت دارند. در اثر تجربه و هم به خاطر تحقیقاتی که انجام داده‌ام دریافته‌ام که عمل تحقیر دیگران و فحاشی به آن‌ها به منظور کوچک کردنشان فقط از یک گروه آدم برمی‌آید؛ آدم‌های تحقیرشده. برای من اصلا قابل قبول نیست که آدمی که برای خودش به عنوان یک انسان ارزش و معنا قائل است حاضر شود دیگران را له کند. کسانی می‌توانند دیگران را تحقیر کنند که بیمارند و حتما باید درمان شوند، درمان اختلالات‌روانی بسیار مهم است ولی ما متاسفانه به این موضوع اهمیت نمی‌دهیم، وقتی زخم معده داریم هر کاری برای بهبودمان انجام می‌دهیم اما به‌راحتی از کنار اختلالات رفتاری می‌گذریم.»

متاسفانه در ایران تحقیقات مدون و آمار مشخصی از قربانیان خشونت‌های خانگی وجود ندارد. مهم‌ترین پژوهشی که در این مورد تاکنون انجام شده، طرحی است که اواخر دوران ریاست جمهوری خاتمی توسط دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری، اجرا شد. پژوهشی که به نظر می‌رسد به کلی مفقود شده و اثری از آن به جای نمانده است. در این پژوهش در ۲۸ استان کشور معضل خشونت خانگی علیه زنان مورد ارزیابی قرار گرفته و نتایج آن نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی در طول زندگی مشترک‌شان حداقل یک‌بار با خشونت فیزیکی مواجه بوده‌اند.

ماجرای اتفاق دهشت‌باری که برای اعظم، زن آسیب‌دیده خراسانی رخ داد باز هم توجه افکار عمومی را متوجه آمار و ارقام و خاستگاه خشونت خانگی در ایران کرد. در این مورد خانه امن با هوداد طلوعی، کار‌شناس ارشد روان‌شناسی و مشاوره خانواده گفت‌و‌گو کرده و به عنوان اولین سوال از او پرسیده که «چه اختلالاتی در بروز خشونت مداخله دارند؟»

او می‌گوید: «از یک طرف اختلالات روانی مانند اسکیزوفرنی، پارانویا، ‌ شخصیت‌های ضد اجتماعی، ‌ و عناوین مختلفی از این اختلالات به لحاظ فردی ممکن است زمینه‌ساز بروز خشونت باشند. از طرف دیگر، به‌دلیل ارتکاب فسادهای گسترده اقتصادی و اخلاقی در جامعه، نبود آموزش‌های درست و نابسامانی در سیستم اجرایی و قضایی، ارزش‌های اخلاقی در جامعه ضعیف شده است، به ناچار وقتی شخصی درگیر یک اختلال فردی بوده و شاهد گسترش و شیوع انواع ناهنجاری‌های اجتماعی نیز هست، به وادی خشونت، تجاوز و قتل دیگران می‌افتد.»

شما جامعه ایران را یک جامعه خشونت‌زده می‌دانید؟

 «خشونت به جامعه ایران محدود نمی‌شود. چه در جامعه ایران، ‌چه در دیگر جوامع بشری خشونت به اشکال مختلف و سطوح متفاوتی وجود دارد. از ربودن گرفته تا تجاوز، شکنجه و قتل کودکان و حتی توسط افراد خانواده گرفته، تا سرقت‌های خشونت‌آمیز و قتل‌های سازمان‌یافته. در ایران متاسفانه در خصوص خشونت خانگی آمارهای قابل اعتمادی وجود ندارند اما آن‌چه که بروز خشونت را در آن‌جا نسبت به سایر جوامع برجسته‌تر می‌کند، ادعای نظام حاکم بر ایران در خصوص آموزش اخلاق اسلامی طی ۳۷ سال گذشته است.

 امروز وضعیت معیشت و اقتصادی مردم در شرایط بدی است و در مقابل تمام این چیزهایی که از مردم گرفته شده، مدام یک وعده تاریخی تکرار می‌شود و آن هم گسترش و بهبود وضعیت اخلاق در جامعه است. اما این جنایت‌ها نشان‌دهنده آن است که جامعه ایران نه تنها از نظر اقتصادی و سیاسی در شرایطی طبیعی نیست، بلکه وضعیت اخلاقی جامعه نیز به جایی نرسیده است.

بروز این خشونت‌های عریان و جنایت‌های فجیع به چه عوامل فردی و روانی بستگی دارد؟

می‌شود گفت به دلایل مختلف افراد دچار افکار خشونت‌آمیز می‌شوند. اما اکثریت افراد یک جامعه قادرند با توجه به تجارب و منطق‌شان، این افکار منفی را مدیریت کنند. حالا اگر به هر دلیلی، فردی قادر به مدیریت افکار خشونت‌آمیزش نباشد، و یا حتی برای بروز رفتار خشونت‌آمیز – به زعم خودش – توجیحاتی داشته باشد، این‌گونه خشونت‌ها و جنایت‌ها بالفعل شده و اتفاق می‌افتند.

چند درصد چنین خشونت‌هایی به عوامل بیرونی و اجتماعی و چند درصد به اختلالات فردی بستگی دارد؟

 این سوال شما در حقیقت برمی‌گردد به بحث قدیمی «طبیعت در مقابل تربیت» و مقایسه میزان نقش ژنتیک در مقابل نقش تربیت و عوامل اجتماعی در بروز رفتارهای مختلف. این دو عامل به اصطلاح در هم ضرب‌شدنی هستند و از یک‌دیگر تاثیر می‌پذیرند. اما نکته مهم و قابل توجه این‌جاست، ما شاید قادر نباشیم در ساختار ژنتیکی افراد تغییر ایجاد کنیم، اما قطعا قادر هستیم به‌طور آگاهانه و علمی تلاش کنیم در تربیت و عوامل اجتماعی تغییرات موثری به‌وجود بیاوریم و در این رابطه مسئولیت داریم.

به نظر شما به طور مشخص ممکن است شوهر اعظم یک شخصیت ضد اجتماعی باشد که در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد؟

 در مورد این فرد به‌خصوص نمی‌شود از راه دور با قاطعیت نظری داد، چرا که باید تحت معاینه و آزمایش‌های روان‌کاوانه قرار بگیرد. اما کسی که قادر باشد به این سطح از خشونت و آسیب دیگری دست بزند، به احتمال زیاد دچار اختلالات روانی است. مسائلی هم‌چون دلیل بروز این اختلالات، سابقه رفتارهای خشونت‌آمیز از سوی او نسبت به همسر و فرزندانش، دلیل ادامه زندگی همسرش با او علی‌رغم چنین سابقه‌ای، مطلع نشدن اطرافیان از اتفاقاتی که طی این ۲۱ روز رخ داده و سایر جزییات باید مورد بررسی قرار بگیرند.

اما شرایط هانیه و هدیه، دو دخترکی که شاهد کل ماجرا بوده‌اند؟

این کودکان به حمایت‌های همه جانبه نیازمندند. می‌شود حدس زد که بسته به شخصیت فردی و شرایط محیطی‌شان، مشاهده خشونت‌ها می‌توانسته تاثیرات متفاوتی برای‌شان به همراه داشته باشد؛ از جمله دچار شدن کودکان به کابوس‌های شبانه و اختلالات اضطرابی و حتی در مواردی در ‌‌نهایت باعث عادی شدن خشونت برای کودک خواهد شد.

وضعیت قربانی چطور؟

به احتمال زیاد قربانی دچار اختلال فشار روانی پس آسیبی خواهد بود. علائم این اختلال عبارتند از تکرار خاطرات و افکار اضطرابی مربوط به اتفاقی که تجربه شده، اختلال جدی در کارهای روزمره و مشکل در تمرکز، اختلال خواب و کابوس‌های شبانه، انزوا و فقر هیجانی، بی‌قراری، اضطراب مزمن و حتی بروز رفتارهای پرخاش‌گرانه نسبت به دیگران، ‌ انزوا و بیزاری از افراد و احساس گناه که می‌توانند از پس‌لرزه‌های این اتفاق باشد.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱