در کارهای خانه مشارکت کنیم


Photo: VadimGuzhva/Bigstock.com

مشارکت یعنی اثر انگشت تو جایی بماند. یعنی نشانه‌ای از تو در یک کار جمعی وجود داشته باشد.

مهارت‌هايی كه داريم و آن‌چه بلديم هرچه‌قدر هم كه كوچك باشد در يك كار جمعی، مفيد است.

ديروز صبح يادت هست كه براي پيداكردن يك تكه لباس چه‌قدر لابه‌لای وسايل خانه گشتی؟ اين اتفاق خيلی تكرار می‌شود.

وقتش است؛ حالا می‌توانيم به شكل نامرئی اثر انگشت‌مان را روی وسايل خانه، ديوارها و… بگذاريم.

برنامه‌ای به نام هم‌ياری!

خانواده‌ای را می‌شناسم كه هر شب يک برنامه‌ مشخص دارند با رمز «هم‌ياری». هم‌ياری در واقع به معنای اين است كه حواس‌مان به يكديگر باشد و به هم كمک كنيم.

ماجرا از يك شب زمستانی آغاز شد كه هر يك از اعضای خانواده خسته، گوشه‌ای لميده بودند و سرشان توی موبايل‌شان بود. مادر خانواده هم كه از همه خسته‌تر بود تند و تند شام را آماده می‌كرد و بدون اين‌كه حواسش باشد با خودش زيرلب درددل می‌كرد كه كاش من هم الآن می‌توانستم مثل بقيه استراحت كنم و…

پدر شنيد و برنامه‌ هم‌ياری را تنظيم كرد. آن شب همه با هم در آماده‌سازی سفره، جمع‌آوری و شستن ظرف‌ها و جمع‌آوری فضای خانه كمك كردند.

از آن به بعد، هر شب ۱۵ دقيقه برای كار جمعی در خانه وقت گذاشته می‌شود. جمع‌آوری وسايل، شست‌وشو و يا جمع كردن ظرف‌ها و حتی گاهی يک جاروبرقی و گردگيری مختصر هم انجام می‌دهند.

هرشب قبل از خواب، همه‌ اعضای خانواده درگیر کار مشترکی می‌شوند که علاوه بر افزایش صمیمیت، روح همکاری را در آن‌ها تقویت می‌کند.

نامرئی شويم!

فكر كنيد معجونی را سر كشيده‌ايد كه شما را نامرئی كرده است.

در خانه‌ جا برای پاگذاشتن نيست و همه‌ اسباب و اثاثيه به هم ريخته‌اند. الآن برای غافلگير‌كردن مادرتان چه می‌كنيد؟

البته كه ما مسئول وسايل شخصی خودمان هستيم و البته كه در قبال آن چه در محل زندگی‌مان می‌گذرد نمی‌توانيم بی‌تفاوت باشيم. كم‌ترين كار ما جمع‌آوری و مرتب‌كردن وسايل خودمان است و همراهی در جابه‌جايی وسايل خانه!

وقتی قبل از اين كه كاری را از ما بخواهند، خودمان دست به كار شويم يعني نامرئی شده‌ايم!

اتاقم مرتب نيست

بخواهيم يا نخواهيم بيش‌تر تصويرهايی كه از اتاق نوجوان‌ها منتشر می‌شود معمولاً اتاق‌های شلوغ و بی‌نظمی است كه هيچ‌چيزی سر جای خودش نيست.

البته حداقل اين‌روزهای آخر سال كه بيش‌تر فضاهای خانه شبيه اتاق نوجوان‌هاست باعث می‌شود قدر نظم را و لذتی را كه از آن می‌بريم بدانيم.

«ثنا»ی ۱۵ ساله تا يک ‌سال قبل اتاق مرتبی داشت. اما يک ‌دفعه ورق برگشت و حالا برای پيداكردن يك لنگه جوراب در اتاقش بايد نيم‌ساعت وقت بگذارد.

او می‌گويد: «وقتی دارم دنبال وسايلم می‌گردم به خودم قول می‌دهم اين بار كه اتاقم تميز شد ديگر مراقب باشم؛ اما دوباره وقتی از مدرسه برمی‌گردم خسته‌ام و وسايل را در اتاقم پرت ميیكنم و اين‌طوری كم‌كم به نامرتبی اتاق اضافه مي‌شود.»

ثنا اين روزها برای اولين‌بار در خانه‌تكاني به مادرش كمك كرد. به گفته‌ خودش تميز‌كردن اتاق او از مرتب‌كردن همه‌ خانه سخت‌تر بوده و بيش‌تر زمان برده است. حالا ثنا می‌خواهد مثل ۱۳ ‌سالگی‌اش  دوباره منظم باشد.

«پارسا»ی‌ ۱۶ ساله هم می‌گويد: «خب، اتاقم معمولاً مرتب نيست، اما اين‌روزها كه همه‌ خانه از تميزی می‌درخشد، من هم سعی می‌كنم اتاقم دوباره نامرتب و كثيف نشود.» پارسا در جابه‌جايی وسايل به مادرش كمك كرده است.

البته اغلب پدر و مادرها معتقدند كه مهم‌ترين كار فرزندان‌شان فعلاً درس‌خواندن است، ولي ما نوجوان‌ها از اين مسئله سوءاستفاده نمی‌كنيم و می‌دانيم كه هرنوجوانی در خانه براساس توانایی و برنامه‌ كاری و درسی‌اش، می‌تواند زمان مشخصی برای مشاركت در اين كار گروهی در نظر بگيرد.

به اشتراک بگذاريم!

اين‌روزها همه‌چيز را به اشتراک می‌گذاريم! غذايی كه می‌خوريم، لباسي كه می‌پوشيم، مهمانی‌ای كه می‌رويم، كار و حتی مطالب علمی، آموزشی، وضعيت خانه‌مان در روزهای خانه‌تكانی و… را براي گروه‌های دوستانه يا فاميلی به اشتراک می‌گذاريم!

حالا اگر از فضای مجازی بيرون بياييم در خانه‌ كوچک‌مان می‌‌توانيم داشته‌ها و توانايی‌های‌مان را به اشتراک بگذاريم و همراه شويم.

اين كار تمرين خوبی براي مشاركت و همكاری است. ضمن اين كه اغلب روان‌شناسان معتقدند همكاری و مشاركت باعث پيشرفت انسان‌ می‌شود و قدرتش او را افزايش می‌دهد.

نفیسه مجیدی‌زاده/همشهری آنلاین