صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  پدرم گفت معتاد تفریح...
بهمن
۱۵
پدرم گفت معتاد تفریحی است و من را به ازدواج‌ راضی کرد
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , ,
11754_569
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه‌لو – وکیل دادگستری

در یکی از روزهای سال ۱۳۸۹ وقتی که در سالن دادگستری یکی از شهرستان‌ها، در انتظار جلسه دادگاه بودم، به یک پیرمرد همراه با یک خانم تقریبا ۲۵ ساله‌ و یک کودک برخوردم که به یک وکیل نیاز داشتند. به آن‌ها وقت مشاوره دادم.

آن‌ها به دفتر من مراجعت کردند و واقعه را شرح دادند. ماجرا از این قرار بود که زهرا در سال ۱۳۸۲ با یکی از اقوام پدری خود به نام ابراهیم ازدواج می‌کند. ابراهیم قبل از ازدواج مواد مخدر مصرف می‌کرده، اما به گفته آقای مردانی، پدر زهرا، معتاد نبوده و به صورت تفریحی اقدام به این کار می‌کرده است. آقای مردانی علی‌رغم آگاهی از این مسئله دختر خود را به ازدواج با این مرد راضی می‌کند. هنگامی که از آقای مردانی پرسیدم چرا با وجود اینکه می‌دانسته ابراهیم مواد مخدر مصرف می‌کند به ازدواج رضایت داده گفت: «فامیل بود دیگر اگر زهرا را نمی‌دادیم بد می‌شد.»

به هر حال زهرا با ابراهیم ازدواج می‌کند. ابراهیم تعمیرکار موتور سیکلت بوده و وضیت مالی مناسبی نیز نداشته است. پس از ازدواج بنا به گفته زهرا ابراهیم مصرف مواد مخدر خود را ادامه داده و هر روز مقدار آن را بیشتر می‌کرد. این امر باعث شده که ابراهیم نتواند مرتبا سر کار برود و لذا مشکلات مالی نیز برای آن‌ها به وجود آمده بود. پس از تولد فرزندشان ابراهیم باز هم به مصرف خود ادامه داد. زهرا می‌گفت که هر وقت به ابراهیم می‌گفتم که دست از این کارش بردارد او اهمیتی نمی‌داد و در صورت مشاجره نیز اقدام به ناسزا گفتن می‌کرد.

«اوایل زندگی ابراهیم فقط بر سر من داد می‌کشید و ناسزا می‌گفت. اما رفته‌رفته خشونت‌های فیزیکی نیز از وی بروز کرد. به صورتی که من را با مشت و لگد یا کمربند کتک می‌زد.» رفته‌رفته میزان اعتیاد ابراهیم افزایش یافته و با این افزایش رفتار وی نسبت به همسر و فرزندانش نیز خشونت‌آمیزتر شده بود. زهرا موارد زیادی از خشونت‌های همسرش را بازگو کرد که من اکنون به خاطر نمی‌آورم. وی همچنین گفت که خشونت‌های ابراهیم محدود به او نشده و فرزندشان را نیز دربرمی‌گرفت به طوری که ابراهیم مرتبا فرزندشان را به بهانه‌های مختلف کتک می‌زده است.

به هرحال زهرا دیگر تاب تحمل خشونت‌ همسرش را نسبت به خود و فرزندشان نداشته و تصمیم به جدایی از وی گرفته بود.

من به عنوان یک وکیل دادگستری با این تصمیم زهرا موافق بودم. به نظر من تنها راه پیش رو جدایی این خانم از همسرش بود زیرا از قراین پیدا بود که ابراهیم قصد ترک مواد مخدر را ندارد و از طرف دیگر خشونت‌های وی روز‌به‌روز بیشتر می‌شد. همچنین ادامه زندگی مشترک نیز قطعا به تعبیر حقوقی توالی فاسدی را به دنبال خواهد داشت. چه بسا ممکن بود ادامه این خشونت‌ها موجب خسارات جسمی و روانی خطرناک و جبران‌ناپذیری شود. خشونت‌های ابراهیم قطعا تاثیر بسیار منفی‌ای بر کودک نیز داشت و ممکن بود حیات وی را نیز به خطر بیاندازد. چه بسیار دیده شده است که یک فرد معتاد به دلیل اختلال روانی حتی اقدام به قتل اعضای خانواده خود کرده است.

اولین توصیه من به زهرا این بود که تا حل و فصل مسئله به خانه برنگردد و همچنین از ملاقات با وی بدون حضور شخص یا اشخاص دیگری خودداری کند. این توصیه را برای جلوگیری از خطرات اعمال خشونت از طرف ابراهیم بیان کردم.

وقتی از زهرا پرسیدم که آیا نسبت به خشونت اعمال شده علیه خود تمایل به اقامه دعوای کیفری دارد یا خیر جوابش منفی بود. زهرا و پدرش گفتند که شکایت کیفری فایده ندارد زیرا او یک فرد معتاد است و هر گونه حکمی وی را اصلاح نمی‌کند. از طرف دیگر آن‌ها به قول خودشان، از دادگاه و پاسگاه خوش‌شان نمی‌آمد و می‌گفتند حوصله و هزینه دوندگی برای شکایت کیفری را ندارند. زهرا قصد داشت هر چه سریع‌تر از ابراهیم جدا شود. بدین ترتیب چند موضوع حقوقی در رابطه با جدایی باید در نظر گرفته می‌شد:

وضعیت مهریه و دیگر حقوق مالی زهرا چگونه خواهد بود؟
در صورتی که ابراهیم حاضر به جدایی نشود با توجه به اینکه در قوانین ایران زن به راحتی نمی‌تواند خواهان جدایی از همسر خود باشد، آیا زهرا می‌تواند از ابراهیم طلاق بگیرد؟
وضعیت فرزند خانم مرادی چه می‌شود؟ حضانت فرزند و مخارج وی بر عهده چه کسی خواهد بود؟

در مورد موضوع اول قابل ذکر است که زهرا می‌توانست در مورد اخذ مهریه و دیگر حقوق مالی همراه با دادخواست طلاق و یا جدا از آن اقامه دعوی کند. مهریه و نفقه و دیگر حقوق مالی پذیرفته شده در قانون، حق زن بوده و می‌تواند پرداخت آن را تقاضا کند. لکن با توجه به اینکه در این مورد ابراهیم اموال یا درآمد چندانی نیز نداشت، به احتمال زیاد دادگاه رای به تقسیط مهریه با میزان کم می‌داد. به همین دلیل و همچنین دلایل دیگر شخصی زهرا حاضر به گذشت از حقوق مالی خود بود.

در مورد موضوع دوم قابل ذکر است که زوجه بر اساس قوانین ایران حق طلاق ندارد و در صورتی می‌تواند از همسر خود جدا شود که یا وکالت در طلاق را داشته باشد، یا مشمول یکی از شرایطی شود که می‌تواند بر اساس آن تقاضای طلاق کند. اعتیاد زوج و ضرب و شتم زوجه توسط زوج، اگر به صورت تکرار باشد عسر و حرج بوده و از شرایطی است که زوجه می‌تواند تقاضای طلاق کند. مسئله زهرا نیز مشمول این امر بود. گرچه در این صورت هم زمان زیادی لازم بود تا دادگاه حکم به طلاق دهد زیرا رویه قضایی ایران چندان تمایلی به صدور حکم طلاق به ویژه زمانی که زوجه خواهان آن است ندارد. بهترین روش جلب رضایت ابراهیم و راضی کردن وی به طلاق توافقی بود. به خصوص اینکه زهرا از حقوق مالی خود صرف‌نظر کرده بود. بنا به گفته‌های پدر زهرا، ابراهیم راضی به جدایی نمی‌شد. به هر حال بنده پیشنهاد کردم که ابراهیم را مجاب به رضایت به طلاق کنند و در صورت عدم رضایت وی، از حقوق مالی خود به زودی گذشت نکند. به هر حال تقاضای این حقوق شاید می‌توانست وسیله‌ای شود برای فشار به ابراهیم تا به طلاق رضایت دهد.

در مورد موضوع سوم، بر اساس  ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی، «برای حضانت و نگهداری طفلی که پدر و مادر او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.» تبصره این ماده قانونی در تکمیل آن اضافه می‌کند: «بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است.»

با توجه به اینکه فرزند زهرا ۵ ساله بود حضانت فرزند طبیعتا به مادرش واگذار می‌شد. همچنین پس از اینکه سن فرزند از ۷ سال عبور می‌کرد، با توجه به اینکه ابراهیم معتاد بوده و سابقه خشونت علیه کودک خود را نیز داشت به احتمال زیاد به دلیل عدم صلاحیت ابراهیم، حضانت فرزند با استناد به ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی به زهرا واگذار می‌شد. بند ۵ این ماده ضرب و جرح که نوعی از خشونت خانگی است را از موارد عدم صلاحیت اخلاقی دانسته است.

اما اینکه چه کسی مسئول خرج و مخارج  و به عبارت حقوقی، نفقه کودک باشد قابل ذکر است که ولی قهری وی یعنی پدر مسئول تامین هزینه‌های کودک خواهد بود. در این مورد که ابراهیم توانایی مالی پرداخت نفقه اولاد خود را به خوبی نداشته و رفته‌رفته نیز این توانایی ضعیف‌تر می‌شد، جد پدری فرزند باید عهده‌دار نفقه شود و در صورتی‌که وی نیز فوت کرده یا توانایی مالی نداشته باشد خانم مرادی مسئول تامین هزینه‌های فرزند خواهد بود.

تمام این مسایل را به آنان بیان گفتم و با توجه به اینکه اقامه دعوی باید در شهرستانی انجام می‌شد که من با آنجا فاصله قابل توجهی داشتم وکالت را به یکی از همکارانم در آن شهرستان ارجاع دادم. تا جایی که پیگیر موضوع بودم ابراهیم حاضر به جدایی نشده بود و همکار بنده به وکالت از زهرا دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش و تقاضای مهریه تقدیم دادگاه کرده بود.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱