صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  من زن صیغه‌ای بودم...
بهمن
۱
من زن صیغه‌ای بودم
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , , ,
9738_695
image_pdfimage_print

فریده موسوی، روزنامه‌نگار

چهارده ماهه بودم که فلج اطفال گرفتم و راه نیافتاده زمین‌گیر شدم. پدر و مادرم آنچه در توان داشتند انجام دادند و من معجزه‌آسا و آرام‌آرام راه افتادم اما تا همین امروز که برای شما می‌نویسم پا‌هایم مشکل دارد و می‌لنگم. با مشکلات اجتماعی در مدرسه و فامیل و دانشگاه کنار آمدم و بالاخره توانستم فوق لیسانسم را بگیرم و شغل خوبی هم دست و پا کنم. جالب است بدانید من در طول این سال‌ها یک خواستگار نداشتم. در ۲۷ سالگی عشقی بی‌اندازه به پسری پیدا کردم. در یک جلسه کاری آشنا شدیم و کم‌کم این آشنایی برای من تبدیل به عشق شد و من فکر می‌کردم او هم عاشق من است. خانواده من مذهبی بودند و حقیقتش خود من هم مذهبی بودم و به همین دلیل از او خواستم که برای رابطه بیشتر ازدواج کنیم ولی او می‌گفت که باید خانواده‌اش را برای خواستگاری من آماده کند تا آن‌ها مشکل فیزیکی من را بپذیرند.

سه سال تمام طول کشید تا او گفت که خانواده‌اش به کلی مخالفند و پیشنهاد صیغه موقت کرد، ولی من اطمینان داشتم پدرم موافقت نمی‌کند. بالاخره به یک مجتهد مراجعه کردم و او حکم شرعی دختر رشیده به من داد که من بتوانم بدون آنکه پدر و مادرم بفهمند صیغه پسری شوم که عاشقش بودم. ۱۰ سال صیغه موقت او بودم و او هفته‌ای یکی‌دوبار به خانه می‌آمد و می‌گفت اگر بیشتر بیاید پدر و مادرش می‌فهمند و او نمی‌خواهد که آن‌ها از موضوع چیزی بدانند. البته چند سفر با هم رفتیم و اوقات خوبی با هم داشتیم و من آنقدر عاشق او بودم که انگار کر و کور شده بودم و حالا که فکر می‌کنم می‌بینم اگر این‌همه عاشق نبودم باید می‌فهمیدم و یا شک می‌کردم که ممکن است او زن داشته باشد.

بله او زن داشت و دو پسر و من زن صیغه‌ای او بودم. من که زنی هوادار حقوق زنان و مخالف ازدواج مجدد مردان بودم حالا خودم زن صیغه‌ای مردی شده بودم که عاشقش بودم. وقتی موضوع را فهمیدم دچار شوک سنگینی شدم که روز‌ها و شب‌های من را به گریه و ناله و بیماری تبدیل کرد و شاید اگر تنها دوست رازدارم نبود من مرده بودم. اما من قادر به جدایی از او نبودم. قهر و آشتی‌های ما شروع شد. دروغ‌ها و وعده‌های او، کینه‌ها و حسادت‌های من و ۳ سال این وضعیت جهنمی ادامه داشت. در این سه سال او را تعقیب می‌کردم. ساعت‌ها دم خانه‌اش کشیک می‌کشیدم و همین کارهای من او را ترساند که مبادا زن و بچه‌اش را از دست بدهد و پس از مدتی به راحتی من را ترک کرد.

یک باره به خودم آمدم که تمام این سال‌ها من با درآمد خوبی که داشتم کرایه خانه و خرج خانه را که دادم هیچ کلی به او قرض داده‌ام که سر به آسمان می‌زند به این امید واهی که روزی با هم ازدواج کنیم. حالا که چهل سالگی را طی می‌کنم و به گذشته بر می‌گردم از‌‌ همان ۳ سالی خجالت می‌کشم که می‌دانستم زن صیغه‌ای هستم ولی با او زندگی کردم و اگر او من را ترک نمی‌کرد من هرگز او را ترک نمی‌کردم و همچنان زن صیغه‌ای باقی می‌ماندم.

وقتی از او درباره راه‌حل می‌پرسم، زنی که ضمن مذهبی بودن طرفدار حقوق زنان است می‌گوید: «قانون نباید به یک مرد اجازه تعدد زوجات بدهد. چه عقد دائم و چه کوتاه مدت.»

وقتی دوباره از او سوال می‌کنم که ممکن است چنین رابطه‌ای در قالب خیانت شکل بگیرد می‌گوید: «در‌‌ همان زمان هم قانون باید برای قربانی خیانت شرایطی را در نظر بگیرد که فرد متاهل چنانچه قصد خیانت یا تعدد زوجات دارد با از دست دادن حقوقی روبرو شود که به جای خیانت و یا تعدد زوجات روش دیگری را در پیش بگیرد.»

در ‌‌نهایت سوال آخرم را مطرح می‌کنم که شما قربانی خیانت آن مرد بودید یا همسر اول او. پس از چند ثانیه در چت فیسبوکی می‌نویسد: «هر دو، ما هر دو قربانی بودیم.»

چند بار خیانت کردم

پس از شنیدن شرح حال این دختر تصمیم گرفتم به جای گفت‌و‌گو با کار‌شناسان با مردان مختلف به گفت‌و‌گو بنشینم. رضا که مهندس کامپیو‌تر است و تنها ۳ سال با همسرش زندگی کرده و تنها پسرش را خودش بزرگ کرده می‌گوید: «افرادی که در عین داشتن زن و یا شوهر فرقی نمی‌کند با فرد دیگری رابطه پیدا می‌کنند هم خدا را می‌خواهند و هم خرما را. به‌خصوص اگر این رابطه تحت رابطه زناشویی باشد هم زن و بچه و پرستیژ همسر و خانواده خوب را می‌خواهند و هم معشوقه‌ای که به هر دلیل با او رابطه‌ای برقرار کرده‌اند که همسرشان نمی‌داند.

رضا خاطره‌ای از خودش را تعریف می‌کند: «چند سال پیش با خانمی دوست شدم و پس از سه جلسه فهمیدم که او شوهر دارد. جا خوردم و گفتم که به هیچ‌وجه حاضر به ادامه رابطه نیستم. زن شروع به تعریف زندگی توام با مشکلات خودش کرد ولی برای من قابل قبول نبود. او می‌توانست رابطه با او را ترک کند و بعد با هر مردی که دلش می‌خواهد رابطه داشته باشد ولی او نمی‌توانست از خانه و زندگی که به قول خودش ساخته بود بگذرد.»

رضا همه تجربیاتی که بیان می‌کرد نیز فارغ از درست یا غلط بودن یک طرفه بود. به همین دلیل از او خواستم صادقانه بگوید در طول زندگی با همسر یا دوست دخترهایی که ممکن است در طول زندگی مجردی داشته به آن‌ها خیانت کرده یا خیر. صادقانه پاسخ داد در ازدواج اولم هرگز ولی در ازدواج دومم چند بار خیانت کردم ولی حالا که سال‌ها از آن دوران می‌گذرد تجربیاتم نشان می‌دهد که اگر مرد یا زن در رابطه تحت عنوان ازدواج یا دوستی قرار می‌گیرد باید وفادار باشد وگرنه از آن رابطه چیزی باقی نمی‌ماند.

حسین مردی است که ۳۰ سال از ازدواجش گذشته و ضمن قول گرفتن از من که نامش فاش نشود می‌گوید: «من در زندگی زناشویی همیشه برای خودم حیاط خلوت داشتم. وقتی از او می‌پرسم اگر همسرت هم حیاط خلوت داشته باشد چی؟ او می‌گوید فکر نکنم عرضه این کار‌ها را داشته باشد. به او می‌گویم فرض کن داشته باشد و او باز جوابش‌‌ همان است. «نه بابا عرضه این کار‌ها را ندارد.» حسین می‌گوید حتی با همسرش به جشن عروسی یکی از دوست دختر‌هایش هم رفته است.

توافق‌های اجتماعی و استانداردهای موجود

سال‌ها پیش دختری را می‌شناختم که صیغه شوهر یکی از دوستانم شده بود و کار دوست من و شوهرش به طلاق رسید، هر چند که هنوز با یکدیگر زندگی می‌کنند. در آن زمان تصمیم گرفتم با دختر جوانی که صیغه موقت شوهر دوستم شده بود صحبت کنم.

خانه‌ای در شهرک اکباتان که معلوم بود شوهر دوستم برایش سنگ تمام گذاشته است. زن زیر سی سال بود و مرد بالای ۵۰ سال و من با هماهنگی با شوهر دوستم و دوستم برای ملاقات او رفتم تا بلکه راهی برای دوستم که ۴ فرزند داشت پیدا کنم. زن جوان با علم به دانستن اینکه مرد زن و چهار بچه دارد صیغه موقت او شده بود. دلیلش را پولی بیان کرد که مرد برای او هزینه می‌کند. خانه و ماشین و مسافرت و همه چیز و مهم‌تر آنکه اطمینان دارد مرد از بودن با او لذت بیشتری می‌برد. به هر حال وساطت من با آن زن به جایی نرسید ولی دعوا‌ها و تهدید دوستم بر آبروریزی منتهی به آن شد که مرد پس از به نام کردن خانه و ویلای شمال و ماشین به نام همسرش قول بدهد که آن زن را ترک کند. آنچه برای من و حتی دوستم مسلم بود این بود که مرد هرگز به قولش وفادار نماند و بعد‌ها آن زن را‌‌ رها کرد و با زن جوان دیگری دوست شد.

بسیاری از زنان معتقدند که اگر زنان حاضر به رابطه با مرد زن‌دار نشوند این اتفاقات پایان می‌یابد. ولی واقعیت این است این قبیل اتفاقات پایان نمی‌یابد تا زمانی که جامعه و نظام اجتماعی و قانونی تصمیم بگیرد با آموزش از دوران کودکی استاندارهایی برای فهم روابط زناشویی و یا دوستی در نظام اجتماعی به گونه‌ایی ایجاد کند که زن و مرد در چارچوب توافق‌های اجتماعی و یا‌‌ همان استاندار‌ها رشد پیدا کرده و آن را به عنوان شیوه زندگی انتخاب کنند.

نقش دولت و سازمان‌های غیردولتی حمایت از افرادی است که به دلایل مختلف قادر به رعایت این استاندارد‌ها نیستند. طلاق، فقر، اعتیاد و نیاز اشخاص به مشاوره در زمان‌های حساس زندگی و دیگر آسیب‌های اجتماعی از جمله مواردی است که نیاز به دخالت دولت و سازمان‌های غیردولتی و خیریه‌ها را به میان می‌کشد.

بدون شک مواردی از این دست که «وب‌سایت خانه امن» بسیار با آن روبروست با موعظه و نصیحت حل نمی‌شود. طرح تجربیات مراجعه‌کنندگانی که مایل به اشتراک گذاشتن تجربه خود هستند نیز تنها با هدف حساس‌سازی جامعه و مسئولان و جلب نظر آن‌ها به مشکلاتی است که زیر پوست جامعه جریان دارد و چارچوب‌های ارتباط بین زوجین و شرکای جنسی را در معرض از هم گسیختگی قرار داده است.

قانون نیز با حذف صورت مسئله نمی‌تواند فروپاشی روانی خانواده‌ها را از بطن جامعه پاک کند. جامعه ما نیازمند قوانینی است که بتواند مناسبات موجود و نظم اجتماعی را حذف کند و با پافشاری بر قوانین نا‌کارآمد نیز وضعیت سلامت جنسی و سلامت روانی جامعه بهبود پیدا نمی‌کند.

جامعه نیازمند نهادهای دخالت در بحران است. «وب‌سایت خانه امن» در طول فعالیت‌اش تلاش کرده که هم‌زمان ضمن ارتقا آگاهی و ظرفیت‌سازی به حساس‌سازی جامعه بپردازد و نظر مردم و مسئولان را به پدیده‌هایی که خانه و خانواده و جامعه را درگیر خود ساخته جلب کند. راهی که تنها با همیاری مخاطبان تعریف‌شده  این وب‌سایت در مسیر سازندگی قرار می‌گیرد.



  1. کاکا said on بهمن ۱, ۱۳۹۴

    بعنوان یک پدر که شاهد وضعیت فعلی دختران وپسران برایم واقعا احساس نوشته فوق قابل درک است.وقتی به افرادمسن که از ارتباط با زنان دیگر ونظراتشان میشنوم باین میندیشم که انگار در این سالهای بعد ازانقلاب به ما جز مسائل جنسی آموخته نشده واز زمانیکه جوانان بمسائل جنسی حساسیت داشته باشند فکر کردن جوانان برای زندگی بهتر وسازندگی معنائی ندارد

Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱