صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  بخاطر فرزند نابینایم...
خرداد
۱۴
بخاطر فرزند نابینایم
تجربه ها و خاطره ها
۰
image_pdfimage_print

tebyan 1عکس: تبیان

زن جوان وقتی شرط نگهداری از فرزند معلولش را جدایی از همسرش دید به دادگاه رفت و با بخشش تمام حق و حقوقش درخواست طلاق کرد.

زن جوان با مراجعه به دادگاه خانواده ۲ با چشمانی اشک بار به قاضی گفت: ۸ سال قبل با یکی از همکلاسی هایم در دانشگاه ازدواج کردم. از همان ابتدای زندگی مشترکمان با یکدیگر پیمان بستیم تا برای یک زندگی خوب در کنار هم به بهترین شکل تلاش کنیم و هردو بر سر قول و پیمان خود ماندیم. با تلاش و کار بسیار زندگی گرم و خوبی را ساختیم. به سختی کار کردیم و با خریدن سهام بورس درآمد خود را چندین برابر کردیم. با این تلاش توانستیم ظرف مدت ۵ سال به یک زندگی کامل دست پیدا کنیم.

زمانیکه وضع مالی مان خوب شد تصمیم گرفتیم با داشتن فرزندی زنگی مان را شیرین تر کنیم. یک سال بعد وقتی متوجه شدم فرزندی در راه دارم از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم. کم کم خود را برای به دنیا آمدن فرزندمان آماده می کردیم که ناگهان مسیر زندگیمان به یک باره عوض شد. مهیار که گویا برای پا گذاشتن به این دنیا کمی عجله داشت یک ماه زودتر به دنیا آمد. پزشک معالجم که معتقد بود فرزندم نارس است تجویز کرد تا برای رشد کامل، فرزندمان یک ماه را در بیمارستان و در دستگاه مخصوص بماند.

با اینکه دوست داشتم هرچه زودتر فرزندم را در آغوش بکشم و با خود به کانون گرم زندگی مان ببرم اما مجبور به تحمل شرایط شدم تا فرزندی سالم داشته باشم. زن جوان آهی کشید و گفت: اما هرگز تصور نمی کردم پس از یک ماه بخاطر نقص دستگاه بیمارستان و نرسیدن اکسیژن به مغز، فرزندی معلول که از نعمت بینایی هم محروم شده باشد را همراه خود به خانه ببرم.

زن جوان اشک هایش را پاک کرد و گفت: برای بهبود حال مهیار کوچولو به هر دری زدم اما بی نتیجه بود. پزشکان اعلام کردند که تنها در کشور آلمان برای چنین بیماری امکان درمان نسبی است که در صورت انجام عمل نیز ۱۰درصد احتمال بهبود در فرزندم وجود دارد.

زن جوان ادامه داد: آقای قاضی پس از اینکه پزشکان جواب منفی برای درمان فرزندمان را دادند، همسرم بطور کامل نسبت به زندگیمان سرد شد و من را در این راه سخت و دشوار تنها گذاشت. امروز یک سال و ۵ ماه از به دنیا آمدن مهیار می گذرد. اما دریغ از اینکه حتی یک بار شوهرم من را برای راه های درمان فرزندمان یاری کرده باشد. مدام اصرار دارد که او را به بهزیستی بسپارم تا بتوانیم مثل قبل به زندگی گرم خود ادامه دهیم و فرزندی سالم داشته باشم.

زن جوان که سیل اشک هایش صورتش را خیس کرده بود به قاضی گفت: من یک مادر هستم و بخاطر فرزندی که به خواسته ما به این دنیا آمده است احساس مسئولیت می کنم و هرگز حاضر نیستم که پاره تنم را از خود دور کنم. حتی بخاطر فرزندم از کارم استعفا دادم تا بتوانم تمام وقت در کنار پسرم باشم اما شوهرم دیروز اعلام کرد که اگر بخواهم با پسرم زندگی کنم باید از او جدا شوم؛ زیرا با دیدن پسرمان در آن شرایط افسرده و پریشان می شود.

من که تمام زندگی ام به فرزندم وابسته است تصمیم گرفتم تا با بخشیدن تمام حق و حقوقم از همسرم جدا شوم تا بتوانم به کودکی که به خواسته ما پا در این دنیا گذاشته رسیدگی کنم. قاضی عموزادی رییس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده تهران پس از شنیدن اظهارات زن جوان به دلیل عدم حضور همسرش و رسیدگی مجدد اعلام کرد تا پس از شنیدن صحبت های مرد حکم را صادر کند.

 منبع: http://goo.gl/IMQzz



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱