صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  مراحل شکل گیری خشونت...
آذر
۳۰
مراحل شکل گیری خشونت علیه خود
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
lonely depressed and sick woman sitting alone on kitchen floor in stress depression and sadness feeling miserable in barefoot looking desperate
image_pdfimage_print

Photo: Ocus Focus/Bigstock.com

دکتر نسترن ادیب راد، مشاوره و روان درمان

در مطلب قبل عنوان شد که خودتخریبی یعنی آسیب رسانی داوطلبانه به خود. در افرادی که این اختلال وجود دارد به دلیل عدم توانایی در کنترل و مدیریت خود، رفتار خودتخریبانه به صورت الگوی غالب دیده می‌شود. شدید‌ترین حالت خودتخریبی، خودکشی است ولی رفتار خودتخریبانه و خشونت علیه خود بسیار گسترده‌تر از خودکشی است. به طوری که می‌تواند طیف وسیعی از خود ایثار‌گری بیش از حد، تحمل رنج و آسیب، عدم مراقبت کردن و غفلت از خود تا صدمه جسمی به خود را در برگیرد.

مراحل شکل گیری خشونت علیه خود

۱- تجارب اولیه دوران کودکی

این تجربه‌ها به زمانی برمی گردد که کودک خردسال در معرض سوء استفاده یا بد رفتاری قرار گرفته است. زمانی که هیچ کنترلی روی زندگی خود نداشته است. شاید او پدری الکلی داشته که به شدت پرخاشگر و عصبی بوده است و یا مادری داشته غیر قابل پیش بینی و بی‌ثبات. مادری که کودک را مورد تنبیه و آزار قرار می‌داده. یا شاید معلم مدرسه‌اش بسیارسخت گیر بوده است. عامل اساسی که کودک در بزرگسالی به سمت الگوی رفتارهای خودتخریبی کشیده می‌شود عدم توانایی کنترل صدمات در دوران کودکی است.  همچنین ممکن است یک یا هر دو والد قادر نبوده باشند که کودک را مورد عشق و مراقبت قرار دهند. در این صورت کودک در دنیایی پر از ترس و وحشت، تنهایی و درماندگی بزرگ شده است.

۲- مفهوم سازی نادرست از زندگی

به دنبال تجارب تلخ تجربه شده در زمان کودکی، دنیا غیر قابل پیش بینی  و غیر قابل کنترل تصور می‌شود. دنیا را فضایی ترسناک تلقی کردن در دوران کودکی، در وجود کودک مغناطیسی برای جذب درد و رنج تعبیه می‌کند. در این زمان مفهومی که کودک از زندگی می‌سازد این است که زندگی خیلی ظالمانه است و ارزش زیستن ندارد،. ای کاش هرگز به دنیا نیامده بودم و اینکه من اینقدر صدمه می‌خورم یعنی من خیلی بد هستم و ارزش زیستن ندارم.

۳- ترس

همراه با عقاید و باورهای ناکارآمد، کودک درگیر ترسی پیچیده می‌شود. از جمله ترس از دست دادن کنترل، که به صورت ترس از دست دادن مرز‌ها در روابط صمیمی، ترس از دست دادن کنترل خاطرات رنج آور و وحشتناک و ترس از دست‌ دادن کنترل بخشی از وجود خود که رنج و درد را در خود نگهداشته است. در این حالت کودک وحشت زده، دائم احساسات سانحه‌های دردناک گذشته را تکرار می‌کند. او دچار نوعی جنگ داخلی است. از سویی می‌خواهد رنج ناشی از زخم‌ها را از خود دور کند و از طرف دیگر با رنجی تازه می‌خواهد رنج قبلی را پس بزند.

۴- راهبردهای نا‌کارآمد برای محافظت از خود

راهبردهای متنوعی برای سازگاری با مشکلات و مسائل پیچیده وجود دارد. هر فردی برای سازگای با مشکلات راهی را در پیش می‌گیرد. افراد خودتخریبگر از روش‌های ناکارآمد در مقابله با مشکلات استفاده می‌کنند. به عنوان مثال کنترل غذا خوردن یکی از روش‌های رایج نا‌کارامد در دختران نوجوان است؛ کم خوردن به عنوان راهی برای سرکوب بدن خود با هدف کنترل مشکلات است که به آن اختلال کم‌خوری روانی می‌گویند.

وقتی فرد دچار اضطراب می‌شود به دنبال راهی است که از خود در مقابل عوارض اضطراب محافظت کند. در خانواده‌هایی که جو خفقان آور یا سرکوبگرانه حاکم است راهی برای کودک برای برون ریزی اضطراب و کنترل آن وجود ندارد. در این خانواده‌ها اضطراب ممکن است شرم آور فرض شود لذا پنهان شده و هرگز بروز داده نمی‌شود. در چنین شرایطی کنترل‌های جایگزین خود را نشان می‌دهد. این کنترل ها شامل عادت‌های ناسالم، وسواس و رفتارهای خودتخریبگرایانه است که اقدامی است در درون فرد برای کنترل اضطراب. فرد مضطرب فرض می‌کند اگر من کاری برای عوامل ایجادکننده اضطراب نمی‌توانم بکنم حداقل می‌توانم کاری در درون برای خودم انجام دهم. بیشتر زن‌ها با کنترل غذا خوردن، تسلط خود را بر زندگی و اضطراب نشان می‌دهند که نشانه قدرت آن‌ها بوده و توجه زیادی را هم به خود جلب می‌کنند. این نوع رفتار خودتخریبانه حس کنترل بر زندگی را به آن‌ها می‌دهد. البته این شکل از رفتار در مورد اعتیاد به الکل و اعتیادهای دیگر هم صادق است. به طوری که فرد ممکن است با نوشیدن الکل ضمن احساس کنترل در انتخاب، به نوعی بیهوشی روانی برسد. در عین حال وقتی فرد نمی‌تواند هیچ راه حل اصولی برای کنترل درد پیدا کند، خلاصی کوتاه مدت با روش‌های ناکارآمد، به طور هم زمان حس کنترل و عدم کنترل را به فرد منتقل می‌کند و نیز او را وارد دایره اعتیاد می‌کند.

۵- نقاب زدن به چهره برای پوشاندن همه موارد ذکر شده

در عین حال یک فرد خودتخریبگر نمی‌خواهد به عنوان فردی ضعیف که قادر به کنترل ترس‌ها و تعارضات خود نیست شناخته شود. بنابراین نقاب فردی را به چهره می‌زند که همه چیز تحت کنترل او است. او سعی می‌کند مثلا بگوید تفریحی می‌نوشم یا برای سرگرمی یا همراهی با دوستان مواد مصرف می‌کنم ویا هر موقع بخواهم می‌توانم قطعش کنم. یا گاهی کمی وحشی و بی‌پروا می‌شوم یا من کمی نترس هستم و… تا توجیه مثبتی داشته باشد.

ایثارگری افراطی و تحمل بیش از حد رنج، شکلی از خشونت علیه خود است

ایثار کردن و تحمل رنج و سوء استفاده نیز می‌تواند نوعی خودتخریبی باشد که جنبه اجتماعی مثبت دارد. ایثارگری یعنی بخشیدن آنچه برای خود با ارزش است به دیگران و یا برای یک عقیده. قربانی کردن یا بخشیدن چیزی برای دیگران می‌تواند از بخشیدن یک گل تا آتش زدن خود یا انتخاب مرگ داوطلبانه برای نابودی دشمن یا یک عقیده باشد. تحمل درد و رنج در بسیار از فرهنگ‌ها مثبت تلقی می‌شود و در بسیاری از اوقات به هر دلیلی اتفاق بیفتد می‌تواند ریشه در وجود تعارضات شدید درونی داشته باشد. یعنی می‌توان این نوع رفتار را به لیست رفتارهای خودتخریبگرانه اضافه کرد. تحمل سوء استفاده و بد رفتاری هم مکانیزمی به همین صورت دارد.

خودکشی، بالا‌ترین درجه خود تخریبی یا خشونت علیه خود

 طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۰، تقریبا یک میلیون انسان بر اثر خودکشی از بین رفته‌اند که به این آمار ۱۰ تا ۲۰ برابر اقدام به خودکشی را باید اضافه کرد. این آمار نشان می‌دهد که در هر ۴۰ ثانیه یک نفر از خودکشی می‌میرد و در هر ۳ ثانیه یک نفر اقدام به خودکشی می‌کند. اکنون خودکشی یکی از سه عامل اولیه مرک جوانان در دنیا است. افرادی که در دنیا بر اثر خودکشی می‌میرند از کشته‌شدگان جنگ‌ها بالا‌تر است. اگر چه خودکشی به دلایلی مانند افسردگی، اختلال شخصیت، اعتیاد و فشارهای زندگی رخ می‌دهد ولی لایه پنهان آن رفتار خودتخریبگرانه به دلیل عدم توانایی در کنترل شرایط دردناک و پناه به خودنابودی برای خلاصی از رنج‌ها است.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱