صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  رابطه میان قدرت اقتص...
آذر
۲۴
رابطه میان قدرت اقتصادی زنان با کاهش خشونت خانگی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
bigstock-vector-seamless-pattern-with-a-78847286
image_pdfimage_print

 محسن فرشیدی

در خانه، در خیابان، در محیط‌های کاری، زمان بازداشت در مراجع قضایی و امنیتی، در جنگ‌ و یا درگیری‌های مسلحانه، زنان به شکل‌های مختلفی مورد انواع خشونت‌ها قرار می‌گیرند. عواقب و هزینه‌ این خشونت‌ها جدا از پایمال کردن حقوق فردی یک انسان، برای یک اجتماع نیز بسیار زیاد است. با پیشرفت‌های علوم اجتماعی و روان‌شناختی، امروزه از موضوع خشونت علیه زنان به عنوان یکی از عوامل اصلی عدم پیشرفت و توسعه یافتگی یک کشور نام برده می‌شود.

 سازمان بهداشت جهانی که یکی از آژانس‌های تخصصی سازمان ملل است در گزارشی اعلام کرد دست کم بیست درصد از زنان جهان حداقل یک بار مورد یکی از خشونت‌های جسمی یا جنسی و حمله از سوی مردان قرار گرفته‌اند. از منظر اقتصادی و توسعه، برای مثال در کشور آمریکا حداقل صد میلیون دلار ضرر هر ساله به دلیل مرخصی استعلاجی، غیبت، معلولیت و یا مشکلات روانی ناشی از خشونت علیه زنان محاسبه شده است. عدم بهره‌‌وری به دلیل خشونت، یکی از دلایل مهم ضرردهی شرکت‌های بزرگ اقتصادی است. براساس برآوردهای بانک جهانی خشونت علیه زنان به اشکال مختلف، مستقیم و یا غیر مستقیم باعث بیماری‌های مختلف، معلولیت و یا مرگ و میر زنان می‌شود.

گستردگی انواع خشونت علیه زنان، سازمان‌های بزرگ اقتصادی را نیز وادار به مشارکت برای بررسی و پیدا کردن عواملی کرد که باعث کاهش میزان آن بشود. در سال‌های گذشته و در همکاری‌ میان شرکت‌های اقتصادی و سازمان‌های مردم‌نهاد اجتماعی انواع خشونت شناسایی، بررسی و برای کاهش آن تبادل نظر صورت گرفت. «مرکز اطلاعات اروپای غربی سازمان ملل متحد» (UNRIC)  که دفتر مرکزی آن در بروکسل واقع شده در گزارشی از گستردگی خشونت در جغرافیای متفاوت جهانی نوشت و آن را تهدیدی برای جامعه بشری عنوان کرد. چند نمونه از این خشونت‌ها به شکل زیر است:

– در پابوآ گینه نو حداقل ۶۷ درصد از زنان هر ساله  مورد انواع آزارهای جسمی و جنسی قرار می‌گیرند. از این میان ۵۶ درصد در مناطق شهری سکونت داشته‌اند.

– در کانادا  ۶۲ درصد از زنانی که در سال به قتل رسیده‌اند، این قتل به دست یکی از بستگان یا شریک زندگی خود بوده است.

– بیش از دو میلیون دختر کودک و زن هر ساله ناقص‌سازی جنسی (ختنه) را تجربه می‌کنند. حدود ۱۳۰ میلیون زن در جهان زندگی می‌کنند که در گذشته مورد ناقص‌سازی جنسی قرار گرفته‌اند.

– هر روز بیش از ۱۲ زن در کشور هند بر سر اختلافات خانوادگی در خانه به شکل‌های مختلف از جمله آتش‌سوزی کشته می‌شوند.

– یک چهارم از قتل‌های کشور اردن در سال که به نام قتل‌های ناموسی و افتخار نامیده می‌شود به وسیله مردان صورت می‌گیرد. زنان قربانیان اصلی چنین قتل‌هایی هستند.

– در جنگ یوگسلاوی سابق بیش از ۲۰ هزار نفر به شکل سازماندهی شده و سیستماتیک مورد تجاوزهای وحشیانه قرار گرفته‌اند که بسیاری از آن‌ها به مرگ یا بارداری ناخواسته منجر شده است.

– در ایالات متحده‌ آمریکا هر سال نزدیک به ۷۰۰ هزار زن مورد تجاوز به شکل‌های مختلف قرار گرفته‌اند.

– بیش از ۲ میلیون دختر از ۵ تا ۱۵ سال هر ساله به اجبار نقل مکان می‌کنند. آن‌ها بوسیله قاچاقچیان یا فروخته می‌شوند و یا مجبور به کار در بازار تجارت جنسی می‌شوند.

به این لیست و در نقاط مختلف جهان موارد بسیار دیگری نیز می‌توان افزود. در ایران کمتر زنی را می‌شود پیدا کرد که مورد اذیت و آزار خیابانی قرار نگرفته باشد و یا یکی از اشکال خشونت بر او اعمال نشده باشد. این خشونت‌ها  را می‌توان به پنج دسته تقسیم کرد: نقش حقوق بشر در خانواده، نقص حق مالکیت و تمامیت جنسی زنان بر بدن خود، تبعیض‌های اقتصادی و استثمار، آزار و اذیتِ حاصل از قوانین سیاسی و تبعیض آمیز و جنایات جنگی علیه زنان.

اما در سال‌های گذشته  فعالین حقوق زنان برای تغییر در سیاست‌ها، قوانین و باورهای عمومی تلاش‌های گسترده‌ای را در یک وسعت جهانی انجام داده‌اند. اقداماتی که به عنوان «مبارزه با خشونت مبتنی بر جنسیت» شناخته می‌شوند. جامعه بین الملل در اثر این تلاش‌ها امروزه توجه بیشتری به مقوله خشونت علیه زنان به عنوان نیمی از جامعه جهانی نشان داده‌ است. هر ساله برنامه‌های مختلفی در سطح جهانی برای آگاهی رسانی به فرد آزارگر و همچنین توانمندسازی فرد خشونت دیده برای کاهش خشونت در جهان برگزار می‌شود. سازمان ملل متحد در سال‌های گذشته برای کاهش خشونت‌ و توانمندسازی زنان، «صندوق توسعه برای زنان» (UNIFEM) را ایجاد کرده است.

با توجه به تعاریف، گستردگی و شکل‌های متفاوت خشونت، مقابله با آن و همچنین خروج از یک رابطه‌ توامان با خشونت پیچیده و دشوار است. عوامل متعددی دست به دست هم می‌دهند تا فردی دست به خشونت بزند و همچنین شخص آزاردیده بتواند عکس‌العمل مناسبی برای مقابله یا خروج از چنین رابطه‌ای را از خود نشان دهد. وابستگی به شکل‌های مختلف بر ماندن یا خروج فرد از یک رابطه‌ خشونت آمیز تاثیر می‌گذارد. فرد آزارگر در چنین مواقعی از ابزارهای قدرت که حاصل آموزه‌های فرهنگی، اجتماعی و همچنین تبعیض‌های مثبت قانونی استفاده می‌کند و یکی از این عوامل وابستگی‌های اقتصادی است.

عرصه‌های اقتصادی از ابتدای تاریخ در انحصار مردان قرار داشته‌اند. زنان در طول تاریخ فرصت حضور و فعالیت‌های گسترده را در اجتماع به دست نیاورده‌اند. در عمده‌ جوامع بشری و در جفراقیاهای مختلف، مردسالاری به شکل‌های گوناگون رایج بوده است. یکی از ابزارهای سلطه‌ی مردان بر زنان که در نهایت به اعمال خشونت منجر شده،  وابسته کردن زنان و عدم استقلال آن‌ها به عنوان یک شخصیت مستقل و نه تعریف شده تحت عناوین مادر، خواهر و یا همسر است. هر چقدر زنان استقلال کمتری در اقتصاد داشته‌اند، امکان مهیا کردن یک زندگی مستقل را نیز از دست داده‌اند و این عامل به بروز خشونت‌های مختلف علیه آنان دامن زده است.

با توجه به تغییرات جامعه جهانی از یک قرن گذشته، زنان نیز به مانند مردان وارد عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی شدند. هر چه این ورود به اجتماع از سوی زنان بیشتر شده، از میزان خشونت‌های دولتی و یا فردی نیز کاسته شده است. استقلال زنان در اقتصاد، وابستگی آنان به مردان را کمتر می‌کند و این عدم وابستگی مجال خشونت ورزیدن از مردان را خواهد گرفت و یا امکان اعمال آن را کمتر خواهد کرد. دو عامل اصلی این تغییر را بوجود آورده‌اند؛ ابتدا رشد آگاهی و اطلاعات که از نیم قرن گذشته به این سو با سرعت بالایی فراهم شده و در ادامه فعالیت‌های خود زنان کشورهای رو به توسعه در خواستار شدنِ سهم برابر از فرصت‌های سیاسی و اقتصادی. با پیشرفت دانش بشری، شرکت‌های بزرگ اقتصادی و همچنین پارلمان‌های سیاسی کشورهای مختلف به این نتیجه رسید‌ند که حذف نیمی از جامعه از مشاغل و عرصه‌های اقتصادی نه تنها به توسعه‌ی کشورها کمک نخواهد کرد که در رقابت‌های جهانی آن‌ها را از پیشرفت و توسعه دورتر خواهد کرد. مجموعه این عوامل باعث شکل گیری قوانین برابر و حذف موانع حضور زنان در اجتماع شد و زنان به شکلی گسترده پا به عرصه‌های اقتصادی و سیاسی گذاشتند.

اما با وجود تمامی تغییرات و پیشرفت‌های صورت گرفته، خشونت همچنان در یک وسعت بزرگ همانطور که در ابتدای این مطلب نیز به بخش‌هایی از آن اشاره شد وجود دارد. هر چند در جوامع توسعه یافته خشونت‌های سیستماتیک و برگرفته از باورها و خرافات مبتنی بر سنت و مذهب، مثل آتش زدن یا غرق کردن زنان، از میان رفته است، اما در چهاردیواری‌های خانه‌ها خشونت به شکل‌های مختلف همچنان صورت می‌پذیرد. توجه به موضوع خشونت خانگی از آن نظر اهمیت دو چندان دارد که در پستو‌های خانه‌ها و عموما بدون شاهد صورت می‌گیرد و خانه‌ها تبدیل به آخرین مکانی شده‌اند که فرد آزارگر با این تصور که محیط شخصی و خصوصی‌ است، دست به خشونت علیه همسر یا دیگر اعضای خانواده می‌زند.

زمانی که در یک خانه خشونت صورت می‌گیرد، دلایل متفاوتی برای بروز آن را می‌توان تصور نمود. اما در جهان امروز هیچ دلیلی را نمی‌توان برای بروز خشونت قانع کننده دانست. کشورهای توسعه یافته تغییرات و اصلاحیه‌های زیادی را در سال‌های گذشته در قوانین خود برای مجرم دانستن و محکومیت آزارگران در نظر گرفته‌اند. اما واقعیت این است که بسیاری از خشونت‌های خانگی گزارش نمی‌شوند و شاهدی هم بر آن‌ها وجود ندارد. به دلیل باورهای فرهنگی عموما مردسالار، چه از سوی فرد آزارگر و چه از سوی فرد آزاردیده، خشونت صورت گرفته به مراجع قانونی، خانواده و یا وابستگان گزارش نمی‌شود. یکی از دلایل ادامه‌ی یک رابطه‌ی مبتنی بر خشونت و ماندگاری فرد خشونت دیده در آن وابستگی‌های اقتصادی است. وابستگی‌ اقتصادی که به شکل‌های مختلف در یک رابطه وجود دارد، در کنار وابستگی‌ عاطفی از اصلی‌ترین دلایل ایجاد چرخه خشونت و امتداد آن هستند. فرد آسیب‌دیده چنانچه از لحاظ اقتصادی به فرد آزارگر وابسته باشد و حمایت‌های خانوادگی، دولتی و سازمان‌های غیردولتی از او وجود نداشته باشد در این رابطه باقی می‌ماند. ترس از تنهایی و نگرانی‌های نبود حمایت‌های لازم از فرد خشونت دیده، او را بر خلاف آنچه که تصور می‌شود به فرد آزارگر وابسته‌تر می‌کند و به مرور زمان از اعتماد به نفس او نیز کاسته می‌‌شود. با بررسی و تحقیق‌های صورت گرفته زنانی که استقلال اقتصادی دارند کمتر مورد خشونت قرار گرفته‌اند و در صورت بروز خشونت‌های خانگی امکان خروج از چنین رابطه‌ای برای آن‌ها آسان‌تر بوده است. با توجه به اهمیت استقلال اقتصادی زنان یکی از وظایف اصلی سازمان‌های حقوق زنان و یا دولت‌ها برای کاهش خشونت خانگی توانمندکردن زنان در اشتغال است. ایجاد فرصت‌های برابر تحصیلی، اجتماعی و اقتصادی  و همچنین رفع موانع حضور زنان در عرصه‌های اقتصادی می‌تواند به توانمند شدن نیمی از جامعه یعنی زنان کمک کرده و بدینوسیله به کاهش خشونت کمک کند.

توانمند شدن بخش بزرگی از یک اجتماع صرفا با اراده‌ بخش کوچکی از انسان‌های آن اجتماع به دست نمی‌آید. عوامل متعددی از جمله أگاهی رسانی در یک سطح گسترده و عمومی، زمینه سازی برای تغییر رویکردهای فرهنگی و نگاه سنتی و کلیشه‌ای به زنان و مردان، استمرار تلاش‌ها و گستردگی آن‌ها در کنار تغییرات قوانین و ایجاد فرصت‌های برابر اجتماعی و اقتصادی می‌توانند شرایطی را رقم بزنند که در نهایت خشونت خانگی به حداقل رسیده و از میان برود. توانمند و قدرتمند‌تر شدن زنان در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی بسیاری از باورهای رایج مردسالار را تغییر داده و به این روند کمک شایانی خواهد کرد.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱