صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  مشاوره با روانشناس ر...
آذر
۱۴
مشاوره با روانشناس را در مراحل حساس زندگی جدی بگیریم
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , ,
Photo of lonely sad woman in distress
image_pdfimage_print

خانه امن: بسیار پیش آمده است که از خود پرسیده ایم آیا باید دوستش داشته باشم یا نه. آیا باید به او محبت کنم یا اکنون وقت آن رسیده که محبتم را کمتر کنم؟ تمام این سوالات در روابط بین مردان و زنان نشانی از مبارزه عقل و احساس است. موردی پیش آمده که بهتر است برایتان تعریف کنم که شما هم بدانید این مبارزه گاهی چقدر می تواند در تصمیم گیری انسان را مستاصل سازد به طوری که ادامه زندگی به این تصمیم گیری بستگی دارد.

رضا از مبتلایان به دیستروفی عضلانی است. من از قدیم در جریان زندگی رضا و مادرش بوده ام. رضا برادر کوچکتری هم به نام امیر دارد که کاملا سالم است. مادر و پدر رضا سال ها پیش به خاطر اعتیاد پدر رضا از همدیگر جدا شدند. آن سالها در جیرفت زندگی می کردند. پس از جدایی، رضا با مادر و برادرش به تهران آمدند و مدتی بعد خبر ازدواج مادر رضا را با مرد مسنی که از نظر قیافه و رفتار بسیار موجه به نظر می آمد شنیدم. مدتی بعد رضا در دانشگاه یزد رشته کامپیوتر قبول شد. امیر هم به خاطر برادرش برای ادامه تحصیل در دوره دبیرستان به یزد رفت. در این میان مادر حق نداشت که به فرزندانش در یزد سر بزند و یا حتی تلفنی با آنها صحبت کند. این در حالی بود که مادر رضا تنها خانه اش را فروخت تا همسرش بتواند با آن برای فرزندانش و برای خودشان خانه کرایه نماید. در حالی که پول پیش خانه از سهم مادر بود اجاره نامه های دو منزل به نام همسرش بود. کم‌کم بهانه های همسر شروع شد. و در نهایت این بهانه گیری ها به اینجا انجامید که کار به طلاق کشید. این در حالیست که مادر رضا مرتب برای داشتن زندگی مشترک التماس می‌کرد. خانه استیجاری در تهران موعدش به پایان رسید و همسر خانه را پس داد و برای مادر رضا در جنوب شهر یک اتاق گرفت تا وسایلش را بگذارد. حال مسئله این است. مادر رضا می تواند با مدارکی که در دست دارد علیه شوهرش شکایت کند و تمام اموال خود را پس بگیرد و برای خودش و فرزندانش زندگی مرفهی بسازد. ولی به جای اینکار او هنوز امید دارد که شوهرش برگردد و پیش او زندگی کند. او تنها راه نجاتش را ماندن در کنار شوهر می داند. او بر اساس احساسات و خاطره های خود هنوز زندگی می کند. فرزندانش را در شهری غریب رها کرده است. تمام امیدش را به همسرش بسته است که آیا هنوز او را دوست دارد یا خیر؟ اکنون که همسر فهمیده که ممکن است مادر رضا برای پس گرفتن اموالش شکایت کند و قانونی اموالش را پس بگیرد شروع به زبان بازی کرده است که حالا باید فکر کنم و ممکن است از گناهانت بگذرم و بخواهم دوباره در کنارت زندگی کنم!

می دانم که همه ما که این داستان را می خوانیم ماندن او در چنین شرایطی را کاملا غیر منطقی و یا احمقانه می نامیم اما ما در درون این گود جای گرفته بودیم آیا تصمیم کاملا عاقلانه به ذهنمان می رسید؟ آیا تصمیم گیری ما دستخوش احساسات و یا زبان بازی طرف مقابل ما نمی شد؟ آیا منتظر یک معجزه برای بازگشت به زندگی سابق نمی ماندیم؟ همه ما ممکن است به اشتباه اصرار به ماندن داشته باشیم. آیا هنوز هم دوستش داشته باشم یا نه را بارها از خود پرسیده ایم. ولی واقعیت امر این است که تصمیم گیری در مقاطعی از زندگی بر اساس این احساسات فرد را به اشتباه می اندازد. اینجاست که مشورت با یک روانشناس خوب می تواند ما را از این اشتباه خارج کند. مشاوره با روانشناس را در مراحل حساس زندگی مان جدی بگیریم.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱