صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  زن کوزه نیست بشکند...
آذر
۱۰
زن کوزه نیست بشکند
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , ,
mahrokh-gholamhossienpour-hrkurd
image_pdfimage_print

عزم همگانی برای مقابله با خشونت کلامی

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

خانه امن: چند روزی که از ایام نارنجی گذشت فضای مجازی عرصه مقابله با خشونت علیه زنان بود. همه آدم‌ها از یک الگوی واحد پیروی کرده بودند، چه آن‌ها که در زندگی شخصی شان به شکل عملی چندان هم به برابری حقوقی بین زن و مرد پایبند نیستند، چه آنهایی که سطح باورهایشان در حد شعار متوقف شده و چه آنانی که مقید به مراعات جزء به جزء حقوق برابرند، همه آنها از لزوم توقف خشونت علیه زنان نوشته بودند اما آنچه که بیش از پیش در این روزها مابین این شعارها، باورها و آرمان ها دیده می شد به جرء توقف خشونت جنسی تاکید بر حذف خشونت با تکیه بر خشونت کلامی بود.

خشونت کلامی بر خلاف خشونت فیزیکی، مظاهر بیرونی و قابل پیگیری ندارد. اما به همان اندازه و حتی بیش‌تر درد دارد و گاهی حتی عمیق تر از خشونت فیزیکی در هزارتوی لایه های درونی انسانی زخم ایجاد کرده و آسیب های عمیق روانی از خودش به جا می گذارد. آسیب هایی که تا سال ها روح و جسم انسان را آزار می دهد.

فریده از اتفاقی برایم تعریف می کند که سه سال پیش رخ داده اما هنوز هم جای زخمش را حس می کند: «راهی سفر بودیم. از صحرای ناوادا عبور می کردیم. داشتیم می رفتیم لاس و گاس. دختر و پسرم صندلی عقب نشسته بودند و من در حال حرف زدن در مورد شهری بودم که قرار بود دو سه ساعت بعد از آن مسیر طولانی، واردش بشویم، تلفظ اشتباه نام «لاس و گاس» از طرف من، با خنده بیرحمانه شوهرم مواجه شد. او شروع کرد به تحقیر شکل و شیوه حرف زدنم و تلاش می کرد پسر و دخترم را هم وارد این مباحثه کند. و بیشتر از خنده های او، تمسخر کودکانه پسرم رنجم می داد که به سادگی اسیر نگاه تحقیرآمیز پدرش شده بود. تمام تنم می لرزید. به خوبی می دانستم در معرض خشونت قرار دارم. راه طولانی تر به نظر می رسید و انگار قرار نبود این خنده و لطیفه تمام بشود. صدای خنده شان مغزم را می کاوید. ظاهر امر این بود که در مسیر یک شوخی ساده قرار گرفته ام اما کار به ریشه و گذشته و خانواده من رسید و این که حتی این همه سال اقامت در بیرون از ایران هم باعث نشده روی تلفظم کار کنم، در تمامی آن لحظه ها حس خوشایندی نداشتم، حواسشان که نبود سرم را گذاشتم روی شیشه اتومبیل و از شدت عصبانیت و درماندگی بی صدا گریه کردم.»

 تحقیرهای کلامی جنسیتی، دشنام، با داد و فریاد حرف زدن، خانواده و گذشته دیگری را با کلام های ناپسند قضاوت کردن، القاب و عنوان هایی که برای ناچیز شمردن و یا ندیده گرفتن و کاهیدن دیگری به کار برده می شوند و مفاهیمی جنسیت زده دارند، بی مهری و بی توجهی روانی و استفاده از جوک ها و لطیفه هایی که مفاهیم خاصی دارند ، جملگی در محدوده تعریف خشونت کلامی- روانی جا می گیرند.

استفاده از نام های تحقیرآمیز هم بخش دیگری از محدوده خشونت کلامی است، هنوز هم در بسیاری از مناطق محروم کشور از نام های سکسیستی و تحقیرآمیز برای کودکان دختر استفاده می شود. به کارگیری نام های تحقیرآمیزی همچون دختربس، گل بس، فتنه و یا نخواسته  که نگاهی تحقیرآمیز و سکسیستی به زن دارند، نوعی از خشونت کلامی است که تا پایان عمر با آن زن باقی می ماند.

«حسن رضا» کارشناس جامعه شناسی در مورد افرادی که در مقابل زنان متوسل به خشونت کلامی می شوند می گوید: «غالبا این افراد در ساختار ذهنی شان آمادگی توسل به خشونت فیزیکی و بدنی را دارند. به لحاظ جایگاه اجتماعی، ساختار ذهنی و فرهنگی آنان بر پایه اصولی بنا گذاشته شده که هر نوع تحقیر و ناچیز شمردن دیگری را از موضع بالا و مردسالارانه مجاز می داند، این افراد چه بسا وقتی به آستانه تحمل و عصبیت برسند از اعمال هر گونه خشونت فیزیکی پرهیز نکنند، اما چون برای انجام خشونت فیزیکی به علت ترس از قانون یا قضاوت شدن از سوی دیگران محدودیت دارند، غالبا دست به دامن خشونت کلامی می شوند. خشونت روانی از خودش رد پایی به جا نمی گذارد، قابل اثبات، پیگیری و حتی قضاوت کردن نیست، فرد قربانی نمی تواند ادعایی کند و البته اثرات روانی جبران ناپذیری بر جای می گذارد که گاه نه تنها کمتر از اثرات خشونت فیزیکی نیست بلکه یشتر از آن است. »

 خشونت کلامی گاهی در فضای عمومی یا مجازی رخ می دهد، مابین متن چت ها یا مطالب منتشر شده کاربران فیس بوکی، توییت ها و سایر امکانات مجازی در قالب لطیفه هایی که رد و بدل می شود و یا از مسیر برنامه های تلویزیونی و همگانی، گاهی در معابر عمومی، کوچه و خیابان و البته همه اینها متفاوت از آن درصد شگفت انگیزی است که در محدوده ی چهاردیواری خانه ها و محدوده شخصی افراد رخ می دهد.

زن کوزه نیست بشکند/ از زدنش دریغ مکن

صبح روز بیست و پنجم نوامبر است. دوست روزنامه نگار عزیزی که ساکن یکی از شهرهای جنوبی ایران است، تصویری از یک وانت بار در حال عبور از خیابانی را برایم می فرستد که پشت وانت بار آبی رنگ، نوشته شده: «زن کوزه نیست بشکند/ از زدنش دریغ مکن…» و زیر این جمله بی مایه دو شماره تلفن هم یاداشت شده و به نظر می رسد نمره پلاک وانت بار، متعلق به شهر مشهد است. حیرت زده ام . چطور می شود چنین جمله خشونت باری را روی بدنه یک وسیله نقلیه نوشت و با آن به راحتی در سطح شهر تردد کرد، بدون اینکه پلیس و مسئول امنیت اجتماعی متعرض باشند؟ یا تو را متوقف کنند، از تو توضیح بخواهند؟ برایت کلاس های آموزش رفتارهای اجتماعی بگذارد و به هر شکل و شمایلی که می شود به تو آداب و روش انسانیت را آموزش بدهند؟ این جمله نمونه بارز نوعی نابه‌هنجاری و خشونت آشکار اجتماعی است. این خشونت در پستوی خانه رخ نمی دهد، راه می رود در سطح شهر، در معابر، در خیابان ها و تبلیغ می کند که زنانتان را به هر بهانه بزنید، نگران هم نباشید، آنها کوزه نیستند که بشکنند، تاب می آورند، مثل همه ستم هایی که تا به حال تاب آورده و نشکسته اند.

«علم ناز حسن زاده»، کارشناس روانشناسی و مشاوره در مورد توسل برخی مردان به خشونت های کلامی می گوید: «خشونت کلامی یکی از شایع ترین خشونت های خانوادگی است که در قالب ناسزا، فحاشی ، تمسخر و لودگی خودش را نشان می دهد و فردی که متوسل به خشونت کلامی می شود غالبا به دلایل مختلفی دارای انرژی منفی بسیاری در درون خود است. او که حس خوشایندی در مورد این انرژی های منفی ندارد در پی خالی کردن این بار منفی است.

  • او با اشاره به این که در دنیای مجازی آسان تر می شود با افراد خشونت گری که به خشونت کلامی متوسل می شوند برخورد کرد، می افزاید: «در فضای اجتماعی به هر حال می توان فرد خشونت گر را بلافاصله مسدود کرد و از شرش خلاص شد اما در دنیای روابط واقعی این »مقابله دشوارتر خواهد بود.
  • به گفته ی وی، گاهی برخورد با کسانی که در معابر عمومی یا فضای اجتماعی متوسل به خشونت کلامی می شوند، به علت فقدان حمایت های کافی قانونی می تواند عوارض بسیاری در پی داشته باشد: «گاهی پاسخ دادن و همکلام شدن با افرادی که متوسل به خشونت کلامی می شوند، منجر به تشویق منفی نیز می شود و فرد حتی برای گرفتن دیه و دعواتراشی یا تخلیه روانی خودش هم شده به راحتی دست به یقه شده و یک نمایش خیابانی با درگیری لفظی و توهین و کتک کاری و گاهی حتی چاقوکشی به راه می اندازد.»
  • بر اساس آمارهای موجود از سوی پزشکی قانونی و به گزارش سایت فردا نیوز، در طول ده ماه نخست سال ۹۳، قریب به ۵۱۱ هزار نزاع به این سازمان ارجاع داده شده که اگر به تعداد روزهای این دوره تقسیم شود، روزانه ۱۶۷۰ فقره نزاع منجر به جراحت رخ داده و فحاشی و خشونت کلامی عامل بیش از ۲۴ درصد این نزاع ها اعلام شده است و ۳۵۳ هزار نفر مرد و ۱۵۷ هزار نفر زن، مجروحان درگیری های خیابانی بوده اند که به پزشکی قانونی ارجاع داده شده اند.

خانم علم ناز حسن زاده «انتشار جوک های جنسیتی در مورد زنان، ترنس ها، دوجنس ها و همجنس گرایان را» عامل شیوع بخشی از این خشونت های کلامی می داند.

او بر این باور است که «خشونت های کلامی از خشم سرکوب شده و عصبانیت فرد ناشی می شوند و احساس خشم پنهان و باقی مانده، حس حقارت، نفرت و ستیزه جویی در بروز آن موثر هستند و البته گاهی هم بر پایه نیازهای ارضانشده افراد شکل گرفته، و ریشه در مشکلات شخصیتی، ساختارهای ذهنی، سختی زندگی روزمره و کم شدن تحمل و تاب افراد دارند.»

فحش و ناسزا به مثابه اسلحه سرد

دکتر محمود صادقی در مطلبی به عنوان «تحلیل روانشناسی خشونت کلامی» که در وبلاگش منتشر کرده در مورد دلایل بروز خشونت کلامی و حتی سکوت قربانی در قبال این شکل از خشونت تعریف کامل و جامعی ارائه می دهد: «از جمله مهمترین اهداف ناسزا گویی؛ تهدید، تخریب، ترور شخصیت، تسلیم کردن، از پای درآوردن، عقب راندن، خرد و تحقیر کردن، مطیع ساختن، اعمال قدرت، مجبور ساختن و ابراز خشم است. ناسزاگو با مکانیسم های دفاعی متعددی نیازها، تعارض‌ها، تجربه‌های ناخوشایند، ضربه های روانی دوران کودکی، عقده ها، هیجانات مرضی، ادراکات ناسالم و رنج آور، تمایلات و دنیای بیمارگونه ی خود را در جریان ناسزاگویی نشان می دهد. او به شکل ناخودآگاهانه، حال و احساس، و تجربیات خود را روی قربانی برمی گرداند و آنچه که خود از آن عمیقا در رنج و اضطراب است را به دیگری نسبت می دهد. در این مکانیزم، هدف اساسی ناسزا گویی و خشونت کلامی، تسلیم، وادار کردن، از پای در آوردن و مطیع ساختن افراد است که برای منافع و یا رابطه ای رو در روی هم هستند و با روشهای مختلفی اجرا می شود. فحش و ناسزا به عنوان اسلحه سرد موثری عمل می کند که در پی جابجایی نتیجه ی رو دررویی بوده تا موقعیت را به نفع خود تغییر داده باشد. هسته مرکزی هر نوع خشونتی از جمله ناسزاگویی، تن ندادن به قواعد رابطه مساوی است که در هر نوع داد و ستدی حاکم است. پیچیده ترین و حساس ترین آنها رابطه عاطفی روانی و هیجانی بین افراد است که معمولا بیشترین تهاجمات کلامی و ناسزا گویی ها را به دلیل اصطکاک بیشتر می توان در اینگونه روابط مشاهده کرد.»

 هنوز هم صدای خشمگین فریبا توی گوشم زنگ می زند: «پر از خشم و عصبانیت و انزجار بودم. حتی الان که چند سال از آن ماجرا گذشته وقتی اسم «لاس و گاس» به گوشم می خورد یا روزهای آن سفر به خاطرم می آید صورتم یک دست سرخ می شود .»

منابع

وبلاگ محمود صادقی



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱