صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  محجور شدن زن و وظایف...
آبان
۱۲
محجور شدن زن و وظایف زناشویی
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Bradley Gordon

عبدالکریم میرفرد- تحلیلگر حقوقی

به دلایل مختلفی ممکن است فردی در زندگی خود توانایی تصمیم گیری نسبت به مسائل مادی و غیر مادی خود را از دست دهد.

این اتفاق که در حقوق «حجر» نامیده می شود ممکن است با بروز بیماری روانی یا کهولت سن پدید آید. در این میان چنانچه زن متاهلی، محجور شود وظایف و تکالیف او دستخوش تغییراتی خواهد شد.

از طرف دیگر ممکن است حجر وی مورد سوء استفاده شوهر قرار گیرد.در این صورت قوانین و مقررات چه احکامی را پیش بینی کرده اند؟ دادگاه در این مواقع چه اقداماتی انجام خواهد داد؟ قیم برای این گونه افراد چگونه تعیین شده و تکلیف اداره اموال او چه می شود؟ در این نوشته به این سوالات پاسخ داده می شود.

محجور کیست

بر اساس قانون مدنی اهلیت یا توانایی دارا شدن حق دو نوع است:

الف) «اهلیت تمتع» که از مصدر باب تفعل است. به معنای برخورداری، که توانایی دارا شدن حق است.

ب) «اهلیت استیفا» که ازمصدر باب استفعال به معنای مطالبه تمام چیزی است و توانایی فرد بر اجرای حق است.

انسان از اهلیت تمتع با زنده متولد شدن برخوردار می‌شود و این اهلیت تا زمان مرگ با اوست (ماده ٩۵۶ قانون مدنی).

اما اهلیت استیفا، توانایی و قابلیتی است که شخص بتواند اعمال و اجرای حق بکند. مانند تصرف در اموال و انعقاد عقود و قراردادها.

قانون مدنی در ادامه ماده ٩۵٨ آورده «…هیچ‌کس نمی‌تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اینکه برای این امر اهلیت داشته باشد. » از این عبارت دو نتیجه می‌توان گرفت:

١- اصل بر ناتوانی در اجرای حق است

توانایی در اجرای حق مستلزم اهلیت قانونی است و کسی حائز این اهلیت قانونی است که « محجور» نباشد. محجور اسم مفعول از ریشه حجر به معنی بازدارندگی و ممانعت است. ازاین رو محجور در لغت یعنی بازداشته و منع شده .

در اصطلاح حقوقی نیز محجور به کسی اطلاق می‌شود که نمی‌تواند حقوق مکتسبه خود به واسطه اهلیت تمتع را به مرحله اجرا بگذارد و در آنها دخل و تصرف نماید یعنی محجورین اهلیت تمتع دارند ولی اهلیت استیفا خیر.

قوانین حاکم بر محجور شدن زن پس از ازدواج 

تقدم شوهر برای قیمومت زن محجور،در مورد زن شوهر دار که سمت ولایت پدر و جد پدری بر وی برداشته شده و مقنن در قاونون امور حسبی که قانون خاص در امر قیمومیت است در نص ماده ۶۲ چنین بیان میدارد :”در صورت محجور شدن زن , شوهر با داشتن صلاحیت برای قیمومیت بر دیگران مقدم است.”

همانگونه که دیدیم در ماده ۶۲ قانون امور حسبی شوهر برای قیمومیت زن محجور بر دیگران مقدم است که اکثریت حقوق دانان ریشه این تقدم را زندگی مشترک و علقه زوجیت و عملا یکی بودن منافع زن و شوهر میدانند.

این در حالی است که در رویه قضایی و حتی قانون در صورتی که مرد محجور شود،تقدمی برای قیمومت زنان در وضعیت مشابه وجود ندارد و میتوان نابرابری ساختاری و قانونی را نسبت به زنان در بسیاری از موارد قانونی از جمله همین موضوع به وضوح مشاهده کرد.

تقابل حقوق زوجین و مساله قیمومت

سوالی که در اینجا به ذهن میرسد این است که در اموری حقوق زن و شوهر در تقابل قرار میگیرند تکلیف چیست؟ساده ترین مثال در تقابل زوجین , دعاوی مالی از قبیل مهریه, نفقه و … یا دعاوی غیر مالی چون رضایت بر ازدواج مجدد زوج.

آیا در دعاوی که حقوق قیم و محجور در تقابل اند باز هم سمت قیمومیت پا برجاست ؟آیا خطری حقوق محجور را تهدید نمیکند؟

هر چند که در این مورد خلا قانونی وجود دارد ولی رویه  قضایی بدین گونه است که در مورد تقابل حقوق قیم و محجور, دادگاه اقدام به تعیین قیم اتفاقی می کند که این قیم اتفاقی فقط در همان امر خاص سمت قیمومیت دارد پس در صورت تقابل حقوق زوجین بر اساس رویه قضایی شوهر نمی تواند در این امور حقوقی که در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند به عنوان قیم منصوب شود.

محجور شدن زن و وظایف زناشویی

یکی از مسایل مهمی که در رابطه با محجور شدن زن برای مثال دچار شدن زن به جنون پس از ازدواج وجود دارد،وظایف زناشویی است،و سوالی که پیش می آید این است که آیا مرد می تواند زن محجورش را مجبور به تمکین کند و یا می تواند به دلیل عدم تمکین و محجور بودن زن از پرداخت نفقه خوداری کند؟

در پاسخ به سوال نفقه جزء قوانین امری است حتی شرط بر عدم آنرا ساقط نمیکند مگر اینکه زن ناشزه باشه بنابر این در فرض سوال چون زن مجنون است و فاقد اراده تمکین نکردن موجب نشوز نیست و نفقه به قوت خود باقیست چون فرض قانونگذار در حالت جنون برای تمکین نکردن عذر موجه است در این مورد اجبار زن به تمکین حتی میتواند از باب تسبیب برای مرد مسولیت مدنی بهمراه داشته باشد.

پس در صورت محجور شدن زن نفقه باید از سوی مرد پرداخت شود.

قیم کیست و چه وظایفى دارد

قیم به کسى گفته میشود که از طرف دادگاه برای سرپرستى محجور و نگهداری اموال او در مواردی که ولى خاص (پدرجد پدری) وجود نداشته باشد منصوب مىشود.

قیم چگونه تعیین می شود؟مطابق ماده ۱۲۱۸ قانون مدنى برای اشخاصى قیم تعیین مى شود که این اشخاص عبارتند از:

اطفالى که ولى خاص ندارند مجانین و اشخاص غیررشیدی که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر (کودکى) آنها بوده و ولى خاص نداشته باشند. مجانین و اشخاص غیررشیدی که جنون یا عدم رشد آنان متصل به زمان صغر آنها نباشد.

نصب قیم چگونه انجام می شود

در صورتى انجام میشود که حکم حجر (یعنى نداشتن صلاحیت برای اعمال حقى که شخص آن را دارا شده است) به واسطه انقضای مدت تجدیدنظرخواهى یا صدور حکم دادگاه تجدیدنظر به حجر صادر و اعلان شده باشد.

دادگاه صلح به رسیدگی برای نصب قیم

از آنجا که حکم حجر و نصب قیم از امور ترافعی نیستند در زیرمجموعه  امور حسبی قرار میگیرند و رسیدگی به امور حسبی دردادگاه حقوقی به عمل می آید ( مواد ۱ و ۳ )قانون امور حسبی

همچنین بر اساس ماده ۴۸ قانون امور حسبى اموردادگاه صالح برای قیمومت دادگاه شهرستانى است که اقامتگاه محجور در حوزه آن دادگاه است و دادگاه میتواند قیم موقت را به سمت قیم دایم منصوب کند یا فرد دیگری را برای این امر به عنوان قیم دایم منصوب کند اعمالى که قیم موقت برای نگهداری از دارایى ها و هزینه های نگهداری اموال محجور تا تحویل امور محجور به قیم دایم انجام مى دهد نافذ است.

وظایف قیم

وظایف قیم از سوی قانون مدنی و با قانون حسبی تعیین می‌شود که بستگی به اموری دارد که برای آن قیم انتخاب می‌کنند.

طبق قانون، فرد قیم می‌تواند در اموال منقول دخل و تصرف داشته باشد، ولی نسبت به اموال غیر منقول باید با اجازه دادستان در آن دخل و تصرف کند، در صورت اینکه فرد صغیر به سن بلوغ برسد تمامی اموال از قبیل منقول و غیر منقول به خود او تعلق می‌گیرد و اگر راجع به عملکرد قیم خود شکایتی دارد که وی مصلحت را رعایت نکرده می‌توانند به مراجع قانونی شکایت کند ولی در این صورت فرد قیم هم با ارائه مدارک می‌تواند ادعا کند که در نگهداری از اموال مصلحت را رعایت کرده است.

بر اساس ماده ۱۲۳۵ قانون مدنی مقرر می‌کند: «مواظبت شخص مولی‌علیه و نمایندگی قانونی او در همه امور مربوطه به اموال و حقوق مالی او با قیم است». از نکات دیگری که قیم باید حتما در اداره امور قیم مورد توجه داشته باشد رعایت غبطه و مصلحت محجور است. قیم باید از اعمالی که مضر به حال وی باشد بپرهیزد.

وظایف: ۱- یکی از وظایف قیم در ماده ۱۲۳۶ قانون مدنی بیان شده است که می‌گوید: «قیم مکلف است قبل از مداخله در امور مالی مولی علیه صورت جامعی از همه دارایی او تهیه کرده یک نسخه از آن به امضای خود برای دادستانی که مولی علیه در حوزه آن سکونت دارد، بفرستد و دادستان یا نماینده او باید نسبت به میزان دارایی مولی علیه تحقیقات لازمه به عمل آورد.»

۲- از وظایف دیگر قیم در خصوص اموال مولی‌علیه او این است که اموال ضایع شدنی محجور را بفروشد و از پول آن با رعایت مصلحت محجور مالی خریداری یا به ترتیب دیگری که به مصلحت باشد، رفتار کند. مطابق ماده ۱۲۵۰ قانون مدنی، هر گاه قیم به اموال مولی علیه یا جنایت نسبت به شخص او مورد تعقیب مدعی العموم واقع شود، محکم به تقاضای مدعی العموم قیم دیگری برای اداره اموال مولی علیه معین خواهد کرد

۳- مراقبت به درمان و بهداشت مولی‌علیه موضوع دیگری است که در زمره وظایف قیم قرار می‌گیرد. ماده ۸۲ قانون امور حسبی تاکید می‌کند: قیم باید هزینه زندگی محجور و اشخاص واجب‌النفقه او و همچنین هزینه معالجه آنها را در بیمارستان و غیره و هزینه‌های لازم دیگر از قبیل هزینه تربیت اطفال محجور را بپردازد.

۴- یکی دیگر از وظایفی که قیم بر عهده دارد این است که اسناد و اشیای قیمتی محجور را، با اطلاع دادستان، در محل امنی نگهداری کند و وجوه نقدی را که مورد احتیاج نیست در یکی از بانک‌های معتبر بگذارد، از وظایف قیم این است که لااقل سالی یک بار حساب تصدی خود را به دادستان یا نماینده او بدهد و هرگاه در ظرف یک ماه از تاریخ مطالبه دادستان حساب ندهد، به تقاضای وی و حکم دادگاه معزول می‌شود. (ماده ۱۲۴۴ قانون مدنی) به علاوه مطابق ماده ۱۲۴۵ قانون مدنی «قیم باید حساب زمان تصدی خود را پس ازرشد یا رفع حجر به مولی علیه سابق خود بدهد. هرگاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد حساب زمان تصدی باید به قیم بعدی داده شود.» حکم این ماده مربوط به نظم عمومی است و هیچ قراردادی نمی‌تواند قیم را از دادن صورت حساب زمان تصدی معاف کند.

عزل قیم

الف) مطابق ماده‌ ۱۲۴۸ ق.م: «در موارد ذیل قیم معزول می‌شود:

  • اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود.

-۲اگر قیم مرتکب جنایت و یا مرتکب یکی از جنحه‌های ذیل شده و به موجب حکم قطعی محکوم شود: سرقت ،خیانت درامانت ،کلاهبرداری ،اختلاس ،هتک ناموس ، منافیات عفت، جنحه نسبت به اطفال ، ورشکستگی به تقصیر یا تقلب.

۳- اگر قیم به علتی غیر از علل فوق محکوم به حبس شود و بدین جهت نتواند امورمالی مولی علیه را اداره کند.

۴- اگر قیم ورشکسته اعلان شود.

۵- اگر عدم لیاقت یا توانائی قیم در اداره اموال مولی علیه معلوم شود.

۶- در مورد مواد ۱۲۳۹ و ۱۲۴۳ و ۱۲۴۴ با تقاضای مدعی العموم حکم عزل قیم ناظر به آینده است و اعمالی که قیم پیش از ابلاغ حکم عزل به او، انجام داده نافذ است. ب) برابر ماده‌ ۱۲۴۹ ق.م: «اگر قیم مجنون یا فاقد رشد گردد منعزل می‌شود.» هنگامی که حجر مولی علیه پایان می‌پذیرد نیز قیم منعزل می‌شود.

ج) مطابق مواد ۱۲۵۱ و ۱۲۵۲ ق.م، درصورتی که زن بی شوهری، حتی اگر مادر مولی علیه باشد، پس از انتخاب به سمت قیمومت ازدواج کند، باید مراتب را طبق ماده‌ ۱۲۵۱ ق.م به دادستان اطلاع دهد والا دادستان می‌تواند تقاضای عزل او را بکند. درخواست عزل از جانب دادستان اختیاری است نه اجباری.

منابع:

اشخاص و محجورین ،دکتر صفایی،نشر میزان ۱۳۸۶

دوره مقدماتی حقوق خانواده، ناصر کاتوزیان ،نشر میزان ۱۳۸۵

مختصر حقوق خانواده،دکتر اسدالله امامی،دکتر حسین صفایی ،نشر میزان ۱۳۸۵

 



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱