صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  مردان علیه خشونت، چر...
آبان
۷
مردان علیه خشونت، چرا و چگونه؟
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

محسن فرشیدی

در طول تاریخ، مردان به شکل‌های مختلف زنان را مورد انواع خشونت‌ها قرار داده‌اند. این خشونت‌ها با وجود تفاوت‌ در شکل‌های ظاهری، اما به یک دلیل عمده شکل گرفته‌اند و آن سلطه‌ مردان بر زنان یا همان مردسالاری بوده است. جنایاتی از جمله زنده به گور کردن، سوزاندن و یا به دریا انداختن تنها نمونه‌هایی از آن‌ها هستند.

در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته‌ امروز، برخی از این خشونت‌ها تا دو-سه قرن گذشته نیز رایج بوده است. فارغ از موقعیت جغرافیایی یا دلیلی که باعث چنین اعمالی شده‌اند، همگی آن‌ها در یک موضوع اشتراک داشته‌اند؛ عاملیت مردان

مردسالاری

سلطه‌ مردان بر زنان به شکل‌های مختلف را مردسالاری می‌گویند. زنان در جوامع مردسالار نه تنها از فرصت‌های برابر اجتماعی و اقتصادی برخوردار نمی‌شوند که به شکل‌های مختلف مورد انواع خشونت‌ها قرار می‌گیرند. بسیاری از قوانین، فرهنگ‌ها و سنت‌ها در طول تاریخ نسل به نسل ادامه پیدا کرده‌اند.

هر چند شکل بسیاری از آن‌ها دچار دگرگونی‌های زیادی شده‌ است، اما بسیاری از آن‌ها در ماهیت، ساختار خود را حفظ کرده‌اند.

زنان در چنین جوامعی کمتر فرصت حضور در عرصه‌های تاثیرگذار اجتماعی و سیاسی را پیدا می‌کنند و به این دلیل فرصت توانمندسازی خود را در یک بازده زمانی طولانی مدت که قابلیت انتقال به زنان نسل‌های آینده را نیز داشته باشد به دست نمی‌آورند.

در طول تاریخ عموما این مردان بوده‌اند که قوانین کشورها را نوشته‌‌اند و یا اینکه قضاوت و حکم صادر کرده‌ و در ادامه سنت‌ها و عرف‌ها را زمینه سازی کرده‌اند.

به عنوان نمونه قانون اساسی کشور فرانسه سال ۱۹۵۸، قانون اساسی آلمان ۱۹۴۹ و قانون اساسی آمریکا در سال ۱۷۸۹ نوشته شده‌اند. دیگر کشورها هم وضعیتی مشابه دارند. در چنین سال‌هایی در اکثر کشورها زنان امکان مشارکت در نوشتار قوانین را نداشته و حتی از حق رای نیز برخوردار نبوده‌اند.

هرچند تا به امروز اصلاحیه‌هایی بر روی این قوانین صورت گرفته است، اما  با این وجود در بخش‌هایی از قوانین کشورها هنوز مردسالاری وجود دارد.

دنیایی که امروز در آن زندگی می‌کنیم با گذشته تفاوت‌های زیادی کرده است. یکی از این تفاوت‌ها حضور گسترده و موثر زنان در جامعه است. موضوعی که تا یک قرن گذشته بسیار محدود و یک امر غیر معمول حساب می‌شده است. امروزه ضرورت حضور تمامی افراد یک جامعه برای توسعه و پیشرفت یک کشور بر کسی پوشیده نیست. حذف هر کدام از گروه‌های انسانی به دلیل جنس، جنسیت و یا گرایش جنسی آن‌ها در واقع محروم کردن دیگر افراد جامعه نیز از استعداد‌ها و توانایی‌های یک عضو خود است که این موضوع می‌تواند مستقیم یا غیر مستقیم روی تمامی افراد جامعه تاثیر بگذارد. هر انسانی باید فرصت حضور موثر در اجتماع و رشد شخصیت و استعداد‌های خود را داشته باشد و دولت‌ها این مسئولیت را بعهده دارند تا زمینه‌های آن را فراهم سازند.

در دنیای امروز این موضوع یکی از اصل‌های مهم حقوق بشر محسوب می‌شود. هر مانعی در جهت جلوگیری از آن، چه از سوی اعضای خانواده باشد یا دیگران، نوعی از تبعیض جنسیتی و شکلی از خشونت است. با این وجود در برخی کشورها از جمله ایران قوانین رایج، زنان را صرفا به دلیل جنس آن‌ها، از بسیاری از فرصت‌های اقتصادی و حضور در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی محروم کرده است.

رابطه میان پیشرفت جامعه و حضور گسترده زنان در اجتماع

مردان به عنوان وارثان انسان‌هایی که در طول تاریخ از عاملین اصلی خشونت علیه زنان بوده‌اند باید تلاش بیشتری در دنیای امروز برای رفع هر گونه خشونت یا تبعیض بر مبنای جنسیت صورت دهند.

اضافه بر آن و همزمان با پیشرفت علوم اجتماعی در قرن بیست و یکم، این واقعیت که توسعه و پیشرفت یک کشور زمانی به دست می‌آید که از تمامی ظرفیت‌ها و گروه‌های انسانی آن استفاده شود بر کسی پوشیده نیست.

مردان به عنوان نیمی از جامعه که در پیشرفت یک کشور سهم دارند باید در برداشته شدن موانع حضور زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی پیشرو باشند.

این موضوع هم از منظر فردی و هم عمومی بر آن‌ها  تاثیرات مثبت فراوانی خواهد داشت. هرگونه تبعیض جنسیتی جدا از اینکه حقوق انسانی یک فرد را لگدمال می‌کند، یک جامعه را نیز از استعدادهای  خود محروم می‌کند و این موضوع روی تمامی شهروندان از جمله مردان  تاثیرات منفی خود را می‌گذارد.

ضرورت تاکید مردان بر شروط ضمن عقد و قوانین برابر

بنابر آمارهای موجود، بیشترین خشونت‌ها در خانه و از سوی مردان صورت می‌گیرد. خشونتی که در خانه انجام می‌شود به دلیل اینکه در یک محیط بسته و به دور از چشم دیگران و اضافه بر آن به دلایل متعدد فرهنگی از سوی فرد آزار دیده عمومی نمی‌شود دارای پیچیدگی‌های زیادی است که رسیدگی به وضعیت آزارگر و آزاردیده را مشکل‌تر می‌کند.

هر چند بسیاری از این خشونت‌ها مخفی می‌مانند، اما تاثیرات مخرب آن در زندگی هر کدام از اعضای خانواده به شکل‌های مختلف آشکار می‌شود. هر چقدر خشونت در یک خانواده بیشتر باشد، امنیت روانی، آسایش و کیفیت مطلوب آن زندگی نیز کمتر خواهد شد. زمانی یک زندگی مشترک می‌تواند با کیفیت و دوام داشته باشد که زوجین احساس برابری نسبت به هم داشته باشند، بدین معنا که وابستگی کامل اقتصادی یا دیگر وابستگی‌ها وجود نداشته باشد.

مردان زمانی معنی واقعی عشق را خواهند چشید که همسر قدرتمند و مستقلی داشته باشند. در چنین رابطه‌ای است که انتظارات به حداقل می‌رسد و عوامل خشونت ورزیدن از بین می‌رود.

اگر چه در قوانین فعلی ایران تبعیض‌های پرشماری علیه زنان وجود دارد، اما مردان با تاکید بر شروط ضمن عقد و همچنین فراهم سازی دیگر ملزومات یک زندگی برابر می‌توانند شرایطی را رقم بزنند که هم احترام وعلاقه‌ خود به یک زندگی بدون خشونت و در شرایط برابر را اثبات کرده و هم در نهایت خود نیز از اثرات این آسایش و امنیت روانی در خانه سود ببرند.

رابطه‌ جنسی بهتر در یک زندگی برابرتر

رابطه‌ جنسی یکی از دلایل اصلی شکل گیری یک رابطه کوتاه یا بلندمدت است. هر چند شکل‌های گوناگون و متفاوتی از روابط جنسیِ میان انسان‌ها وجود دارد، اما همگی آن‌ها در برخی موارد مشترکات و ملزوماتی دارند که از مهمترین این ملزومات رضایت کامل فرد یا افرادِ در یک رابطه است. هر انسانی تمایل به یک رابطه‌ جنسی بهتر و با کیفیت‌تری را دارد. امروزه برای این منظور وسایل، فیلم‌ها و کتب آموزشی فراوانی وجود دارند. اما قبل از آن، یک رابطه‌ جنسی مطلوب به چند عامل اصلی دیگر نیز احتیاج دارد که آمادگی جسمی و عوامل روحی و روانی از مهم‌ترین آن‌ها هستند.

در رابطه‌ای که شکل‌های مختلف خشونت در آن وجود داشته باشد، فرد آزارگر و قربانی نمی‌توانند چنین رابطه‌ای را در دراز مدت داشته باشند. مردان به عنوان عاملین اصلی خشونت، قبل از هر راهکاری برای دستیابی به یک رابطه‌ جنسی با کیفیت‌تر، باید تلاش خود را در جهت رفع قوانین تبعیض‌آمیز علیه شریک زندگی خود انجام داده و در جهت رفع موانع حضور زنان در اجتماع به سهم خود تلاش بیشتری صورت دهند.

وقتی مجموعه این عوامل را در کنار هم قرار می‌دهیم آن آرامش و امنیت روانی در دسترس‌تر می‌شود و چشم‌انداز یک زندگی با کیفیت، بادوام و همراه با  رابطه‌ جنسی مطلوب تری قابل تصور خواهد بود.

عدم موفقیت مردان آزارگر در اجتماع

مردانی که دست به اقدامات خشونت آمیز در محیط خانه می‌زنند، جدای از مشکلاتی که برای شریک زندگی خود ایجاد می‌کنند، برای خود نیز مشکلات متعددی را درست می‌کنند.

چنین مردانی حتی اگر در کشورهای مردسالار از سوی مقامات قضایی محکوم نشوند، اثرات ناشی از این اقدامات بر روح و روان آن‌ها تاثیرات مخربی به جا می‌گذارد.

اضافه بر آن فرزندانی که شاهد چنین خشونت‌هایی هستند نیز به نوعی متحمل خشونت می‌شوند. فرصت پیشرفت چنین مردانی در اجتماع و مشاغل به دلیل پایین آمدن کارایی آن‌ها در اثر مشکلات روانی متعدد پایین آمده و جسم آن‌ها نیز به شدت آسیب می‌بیند.

واقعیت این است که عموم مردانی که در خانه مرتکب خشونت می‌شوند و سعی در مخفی کردن آن می‌کنند، دچار بیماری‌های روحی و روانی فراوانی می‌شود که قابل مخفی کردن نیستند و تاثیرات مخرب آن  در شغل و موقعیت اجتماعی آن‌ها نمایان خواهد شد.

کاهش خشونت‌ها، با مشارکت مردان در کمپین‌های اجتماعی

یکی از روش‌های موثر در کاهش خشونت‌ها، حضور گسترده مردان در کمپین‌های اجتماعی و با محوریت مقابله با خشونت علیه زنان است.

این نوع کارزارها آگاهی فردی مردان نسبت به مقوله‌ خشونت را بالاتر خواهد برد و آن‌ها را به شبکه‌های فعالین برابری طلب وصل می‌کند و از طریق این شبکه‌ها ضمن اینکه در جهت رفع خشونت تلاش می‌کنند، خود نیز با احساس مسئولیت در زندگی شخصی خود دست به اقدام خشونت آمیز نخواهند زد.

همچنین هر چه بیشتر شدن این کارزارها، دیگر مردان را نیز تشویق به حضور در آن‌ها خواهد کرد. در سال‌های گذشته و در وسعت جهانی کمپین مختلفی از سوی مردان در مقابله با خشونت شکل گرفته است.

یکی از شناخته‌ شده ترین آن‌ها، کمپین روبان سفید است. این کمپین در پی خشونت‌های گسترده علیه زنان در سال ۱۹۸۹ از سوی مردان در کانادا شکل گرفت و بعد از مدت زمانی کوتاه به پنجاه کشور دیگر نیز گسترش پیدا کرد.

مردانی که در این کمپین شرکت کردند سکوت در مقابل خشونت را به نوعی تایید خشونت می‌دانستند و دیگران را تشویق به محکوم کردن خشونت علیه زنان در هر محیط و شرایطی می‌کردند.

از این دست کارزارها امروزه در بسیاری از کشورها وجود دارند و مردان با مشارکت گسترده خود می‌تواند این پیام را به دیگر مردان آزارگر وهمچنین زنان جامعه برسانند که خشونت را تایید نمی‌کنند و معتقد به یک زندگی برابر در چهارچوب‌های انسانی هستند.

واقعیت این است فردی که آزارگر است، این بیماری در او چند روزه درمان نمی‌شود. اگر مردی به این آگاهی برسد که دیگر نباید دست به اعمال خشونت‌آمیز بزند باید روند درمان خود را شروع کند.

بسیاری از مردان آزارگر بعد از بروز خشونت پشیمان شده و قول به عدم تکرار آن داده‌اند. اما بدون روش‌های درمانی روانی و همچنین قوانین سخت‌گیرانه این چرخه خشونت بعد از چند روز آغاز و تکرار می‌شود.

ایجاد مراکز درمانی و مشاوره به مردان آزارگر، توانمندی زنان، وجود قوانین سفت و سخت علیه آزارگران و بالا بردن سطح آگاهی و آموز‌ش‌های اجتماعی می‌توانند به کاهش خشونت‌های خانگی کمک کنند.

در انتها باید تاکید کرد که مردان نیز به مانند زنان تمایل به زندگی در خانه‌ای دارند که رفاه و آسایش داشته باشد و در جامعه‌ای با امنیت جسمی، روانی و شغلی زندگی کنند.

با نگاهی به کشورهای توسعه یافته جهان می‌توان نتیجه گرفت که چنین آمال‌هایی تنها زمانی به دست خواهند آمد که زنان به عنوان نیمی از جامعه، در شرایطی برابر و همپای مردان در در تمامی عرصه‌های اجتماع  حضوری گسترده داشته باشند و مردان در جهت حذف تبعیض‌های جنسیتی و کاهش انواع خشونت‌ها تلاش‌های موثر و مستمرتری از خود نشان دهند.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱