صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  قانون گذار نباید از ...
آبان
۴
قانون گذار نباید از اصلاح قانون بترسد
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:جام جم آنلاین

خانه امن :بین خشونت خانگی و آمار طلاق رابطه معنا داری وجود دارد . علی سیف زاده کارشناس ارشد جمعیت شناسی معتقد است خشونت خانگی یکی از فاکتورهای افزایش طلاق به شمار می رود. وی به همراه علی قنبری استادیار دانشگاه محلات در شهر قم پژوهشی در این رابطه انجام داده است.هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش خشونت بر میزان طلاق زنان متاهل بین ۲۰ تا ۲۵ سال شهر قم، و نمونه پژوهش در میان ۴۴۴ نفر انجام گرفته است .

یافته های پژوهش نشان می دهد که: خشونت خانگی در ابعاد گوناگون آن، یکی از مهم­ترین فاکتورهای افزایش طلاق در سطح جامعه و از جمله شهر قم است و دارای ابعادی دو سویه هم چون کاهش اعتماد به نفس زنان، رواج ترس و نگرانی دایمی بین آن­ها و رویارویی با آن مشکلات را به همراه دارد .

در این تحقیق آمده است: خانواده زمانی می تواند کارکرد درست و صحیح خود را داشته باشد که دچار نابسامانی و آشفتگی نباشد و خشونت خانگی از جمله عوامل مهمی است که سلامت و امنیت خانواده را تهدید می کند .

این روزها با گزارش ها و مصاحبه های مختلفی روبرو هستیم که همگی حاکی از افزایش آمار طلاق و نگرانی مسوولان است ولی هیچکدام از این مسوولان به مقابله و پیشگیری از عواملی که خانواده را در معرض طلاق قرار می دهد اشاره نمی کنند .

خشونت خانگی از جمله این عوامل است و سوال اینجاست که این مسولان برای کنترل خشونت خانگی چه کرده اند ؟

بدیهی است خشونت خانگی را تنها با موعظه و نصیحت آن هم اگر موعظه و نصیحتی صورت بگیرد نمی توان کنترل کرد. کنترل خشونت خانگی نیاز به سیاستگذاری عمومی و همراهی نهادقانون گذاری دارد و چنین همراهی در گام اول دارای یک پیش نیاز است .

” مسوولان باید واقعیت های جامعه را بپذیرند و بر اساس واقعیت ها قوانین ناکارامد را اصلاح کنند .

واقعیت این است که بسیاری از قتل های ناموسی در سایه قوانین ناکارامد اتفاق می افتد بنابراین خیلی ساده است که باید این قوانین تغییر پیدا کند و اگرنه همچنان ما با این قتل ها و اتفاقات دیگری چون همسر کشی و خود سوزی زنان ، فرار از خانه و دیگر آسیب های اجتماعی روبرو خواهیم بود که بهترین آن طلاق است .

مقابله با خشونت خانگی نیازمند برنامه های ترویجی و ظرفیت سازی است، برنامه های که بدون همکاری بخش دولتی و خصوصی و سازمان های غیر دولتی اتفاق نمی افتد. در این رابطه باید از هرگونه تجربه و امکانات بین المللی که می تواند به پیشگیری از خشونت خانگی که منتهی به تقویت رفتارهای مدنی در خانواده ایرانی منتهی شود کمک گرفت.

باید به واقعیت ها توجه کرد و پذیرفت که به طور مثال تا در جامعه ما تبلیغات و قانون رایج بر اساس ریاست مرد بر خانواده است زنی که در مسیر آموزش و اطلاعات قرار دارد تن به چنین فرهنگی نمی دهد و چه ما دوست داشته یا نداشته باشیم از زیر قراردادی که به او برابر نگاه نمی کند خارج می شود. ریاستی که حق تنبیه و تشویق دارد . حق تعیین مسکن و کار و شغل زن به عهده اوست و زن این زمانی در یک نگاه حداقلی می خواهد که حق انتخاب شغلش را داشته باشد .

آموزش مهارت های زندگی نیز زمانی مفید و مثمر ثمر واقع می شود که در این آموزش زن سنگ زیر آسیاب تلقی و تبلیغ نشود و حقوق اولیه زن و کودک و همه اعضا خانواده به رسمیت شناخته شود .

قانون گذار نباید از اصلاح قانون بترسد . تداوم چنین قوانینی روز به روز جامعه ایرانی را با انفجار و طلاق های عاطفی و زرد و خانواده های فرو پاشیده روبرو می کند .

برای تهیه گزارش به دادگاه خانواده رفته بودم . چله تابستان و راهروهای باریک و نیمکت هایی که جای نشستن نداشت . بوی عرق و پرونده های لوله شده ونگاههایی که از هم فرار می کرد همه جا را پر کرده بود . نمی دانم چرا همه می دویدند یا خسته از دویدن اینطرف و آنطرف یله شده بودند . صف بایگانی و سرباز وظیفه ای که هیچکس به حرفش گوش نمی داد و دادهای پیاپی کارمند بایگانی گوش را آزار می داد .

زنی از جلویم رد شد که مثل عروسک کوک کرده یکسره به شوهرش می گفت خودت دزدی . خودت دزدی …..

من از قاضی طباطبایی برای مصاحبه وقت داشتم و هر چه به سرباز وظیفه پشت در می گفتم ، می گفت برو عقب وایسا .

لای در اتاق قاضی که باز شد خودم را از زیر دست سرباز داخل اتاق انداختم و صدای پاره شدن گوشه چادرم را شنیدم که لای در اتاق جر خورده بود .

قاضی که خودش به من وقت داده بود به سرباز اشاره ای کرد و من هم روی صندلی ردیف دوم  پشت زن و شوهری که داخل اتاق قاضی نشسته بودند نشستم . آنها رفتند و زوج دیگری آمدند و باز آنها رفتند ومن منتظر بودم تا قاضی اجازه سوال و پرسش را بدهد . گوشم به حرف های آنها بود و نگاهم روی انبوه پرونده هایی که روی هر میزی چیده شده بود و من نمی فهمیدم خانم منشی با آن مقنعه سیاه رنگ پریده و آن همه خستگی که از سر رویش می بارید چطور حساب و کتاب پرونده ها را در مغزش حفظ می کرد .

اذان را که زدند قلبم ریخت پایین . می دانستم قاضی برای نماز می رود وکار من با کرام الکاتبین است . از نیم نگاه قاضی به خودم فهمیدم حال و روز من بهتر از خانم منشی نیست . سرباز وظیفه با شنیدن صدای اذان همه را بیرون کرد و من مثل سنگ  به صندلی چسبیده بودم . قاضی اشاره کرد که نزدیک بروم و گفت نگران نباش حالا بعدا نمازم را می خوانم .

می دانستم که قاضی طباطبایی از دیگر قضات معقول تر است و این موضوع را یکی از کارمندان به گوشم رسانده بود .

قبل از اینکه سوال اولم را بپرسم قاضی که محاسنی و عمامه ای سفید داشت گفت : من آخر پشت این میز سکته می کنم از بس غصه ها و قصه های زن و شوهر ها را گوش می کنم . دادگاه نیست که پل صراط است .

از قاضی پرسیدم بطور متوسط چند پرونده طلاق در ماه به دلیل خشونت خانگی است و یا به شکلی با خشونت ارتباط دارد ؟

قاضی گفت : دختران جان یک نمونه در ماه نیست که یک شکلی با خشونت در ارتباط نباشد . صبر ، اعتماد ، گذشت انگار وجود ندارد . انگار یاد نگرفته اند با هم با زمان ” لین ” حرف بزنند . یک سره خشم و عصبانیت و کینه هستند . پرونده های روی میز من تمامی ندارد و روز به روز بیشتر می شود .

طباطبایی در پاسخ به سوال من که آیا قانون جواب گوی مشکلات خانواده ها هست یا نه می گوید : گاهی بر اساس برداشت خودم حکم می دهم وقتی که قانون جوابگو نیست . به ضبط توی دستم نگاه می کند و حرفش را نیمه تمام می گذارد .

” ضبطت را خاموش کن دختر ” ضبطم را خاموش می کنم و حرفهای قاضی طباطبایی را در مغزم حفظ می کنم .



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱