صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  بلای طبیعی به جان ،ز...
مهر
۲۲
بلای طبیعی به جان ،زنان ،کودکان و سالمندان
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

تهران در دام طوفان سیاه .

سیل تابستانه ۹ استان ایران را با خود برد.

۲۰ زمین لرزه پی در پی دل فیروزکوه را لرزاند.

اینها بخشی از بلایایی است که طبیعت هر روز ما را با آن تهدید می کند .طبیعت سالانه جان هزاران انسان را می گیرد و به زندگی ما ،بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار خسارت وارد میکند .

اما به غیر از خسارت های جانی و مالی ،این رفتار های طبیعت بر ادامه روند زندگی بازماندگان بلایای طبیعی نیز تاثیر می گذارد .یک کار مطالعاتی نشان می دهد که کـودکان، نوجوانان، زنان، سالمندان، بیماران و امدادگران بیشتر از بقیه در معرض آسیبهای ناشی از بلایا قرار میگیرند.

کودکان و نوجوانان

کودکان و نوجوانان آثار بلایا را به گونه ای مضاعف تجربه میکنند، هر چند به غلط تصور می شود آنها به طور ذاتی از انعطاف پذیری برخوردارند و در مـواجهه بـا ضـربه هـای شـدید بـه سـرعت بهـبود می یابند یا تنها در صورتیکه والدینشان مشکل پیدا کنند، تحت تأثیر بلایا قرار می گیرند. چـنانچه کودکان از والدین و افراد مورد علاقه خویش حمایت، محافظت و استحکام و ثبات دریافت کنند، دربرابر فاجعه واکنشهای مناسب و معقولی بروز خواهند داد. آنجـی و دیگران در نوشته خدمات روانی اجتماعی در بلایا، دامنه گستردهای از علایم را که کودکان و نوجوانان در واکنش به فاجعه ها از خود نشان میدهند را به شرح ذیل توصیف میکنند.

یـک تـا پـنج سالگی: به دلیل مشکل فزاینده کودکان در جدا شدن از والدین یا مراقبانـشان، آنهـا بـه واکنشهای ترس و اضطراب به شکل ترس از موجودات و افراد ناشناخته، دچار میشوند.

شـش تـا یـازده سـالگی: پـس از وقوع ضربه های روانی در کودکان رفتارهای بازگـشتی بـه سـطوح رشـدی پایـینتر (رفتار نامناسب با رده سنی) بسیار شایع است. کـودکان در ایـن سـنین، اغلـب بـه طـور مکرر به بازگویی حادثه یا ایفای نقش آن به صـورت نمـادین، یـا بـه صـورت مـستقیم میپردازند.

در این سنین افزایش رفتارهای پرخاشـگرانه و طغیانگـرانه بسیار شایع است و با بیشتر شدن نگرانیها، شدت می یابد.در ایـن سـنین، برای کودکان، تحمل از دست دادن حیوانات اهلی خانگی، دارایی ها ،افـراد مـورد علاقـه، بـسیار دشـوار اسـت.

دشـواری در عملکرد تحصیلی، اشکال در یـادآوری و حافظـه، اشـکال در تمرکـز و وجـود افکار مزاحم و رفتارهای اجتنابی، از ویژگیهای بارز پاسخ دهی به فاجعه ها در این سنین هستند.

سـنین نوجوانی: نوجوانان با انرژی و مهارت هایی که دارند، در زمانهای دشوار مـیتوانـند در مواجهه با ضربه های روانی در اجتماع، مشارکت مثبتی داشته باشند. آنان همچنین ممکن است نسبت به استیصال، سرخوردگی و بروز احساسات خشم و گناه، آسیب پذیر باشند. احـساسات نوجوان غالباً شدید است و ممکن است برای اداره کردن این هیجانها، بـه حمایـت نـیاز داشـته باشند . در مقایـسه با سایر رده های رشدی، خطر خودکشی در نوجـوانان بیـشتر است.

در نوجوانان، رابطه با گروه دوستان و همسالان، امری بسیار مهم تلقی میشود. احساس پذیرفته شدن از سوی دوستان و اطمینان خاطر از این موضوع که احـساس هـراس در نوجـوانان امـری عادی و طبیعی است، به سازگاریهای آنان کمک شایانی میکند.

کـودکان بی سرپرست: کـودکان بی سرپرست یا کودکانی که از خانواده خود جدا شده اند به ویژه برای ابتلا به مشکلات دیرپا، در معرض خطر قرار می گیرند.

جدایی از والدین بی تردید مهمترین عامل تنشزا برای کودکان به شمار می آید.

زنـان: براسـاس مطالعات قبلی (مثل رافائل، ۱۹۸۶ و درابک، ۱۹۸۶) زنان با توجه به ویژگـی هـای شخـصیتی، جنـسیتی، نقـشهـا و تجـربه هایشان نیز، از جمله گروههای آسیب پذیر در مقابل بلایا محسوب می شوند. یکـی از نقـاط قابـل توجه در تبیین شرایط روانشناختی زنان در پی بلایا، وجود پدیده طبیعی دلبستگی فوق العاده به ویژه نسبت به فرزندان است.

این موضوع می تواند بـر تمایل آنها در ترک محل خطر در هنگام بروز بلایا مؤثر واقع شود و آنها را بیشتر از مـردان در معـرض خطـر قـرار دهد و پس از بروز فاجعه و از دست دادن عزیزان نیز سازگاری با شرایط جدید و فقدان عزیزان را برای آنها دشوار سازد.

این شرایط دشوار در زمانی که مادر تعداد زیادی از فرزندان خود را از دست داده و از حمایـت باقـیمانـده بازمانـدگان محروم باشد یا زمانی که فرد شاهد صحنه کشته شـدن یا جان دادن فرزند خود بوده در حالی که ناتوان از کمک به او بوده است، بسیار پیچـیده و غیـرقابل تحمـل مـیشـود. بـه همـین نسبت هم، امکان گذراندن مناسب و سـریعتر واکـنشهـای سـوگواری را دشـوارتر مـی سازد.

چنین افرادی نیاز بیشتری به حمایت اجتماعی دیگران و خدمات تخصصی روانشناختی دارند. زنـان، بـه خصوص در برابر خشونت آسیب پذیرند. در مناطق جنگی، آنان ممکن اسـت هـدف تجـاوز جنسی قرارگیرند. آنها غالباً هدف خشونت های خانگی هستند و چـون وظـیفه مـراقبت از کـودکان و سالمندان بر عهده آنهاست، تحرک کمتری دارند، احـتمالاً از آنهـا انـتظار مـیرود تـا در موقعیت ضربه زا، پا پس نکشند و در گیر ماجرا باشـند و (در قحطـی، سیل و …) فداکاری کنند.

غالباً به دلیل آنکه تصور می شود زنها در مقایسه با مردان، مشکل و دردسر بزرگتری هستند، مورد انتقاد قرار میگیرند و گاه بـا تـوجه به تجاوز به عنفی که به آنها روا داشته شده است، به آنها احساس شرمساری دسـت مـیدهد.

چنین نگرشی، زنان را به خاطر مشارکت در فرایند مراقبت در اجتماع نیـز مـورد نکـوهش قـرار مـیدهد و خود آنان را در معرض خطر بیشتری برای قرار گـرفتن تحـت خـشونت قـرار مـی دهـد. وجود چنین نگرشی انتقادی نسبت به نقش مـشارکتی زنـان در جامعه، باعث میشود که افراد خاطی از رفتارهای سوء و نادرست خویش نسبت به زنان، مبرا شوند.

سـالمندان: از جملـه گـروههـای آسیب پذیر و نیازمند خدمات ویژه در پی بلایا، سـالمندان هستند.

افسردگی و پریشانی از جمله علایم شایع نزد چنین افرادی است که متأسفانه به راحتی نادیده گرفته میشوند؛ زیرا علایم آنها دقیقاً همان علائمی نیست که جـوانتـرها نـشان مـیدهـند.

بـه عـنوان مـثال؛ از دست دادن حافظه، تمرکز حواس، جهـت یابـی و … ممکن است به اشتباه به عنوان علائم سالمندی تلقی شود.آنها انرژی کافی را برای پیگیری و دریافت کمک ها در اختیار ندارند و از سوی دیگر ممکن است در مقایسه با کودکان و … در اولویت امداد قرار نگیرند.

افراد سالمند به دلیل سن بالا و امـید کمتر به زندگی، خیلی زودتر انگیزه و انرژی خود را برای مقابله با شرایط سخت جدیـد و داغدیدگی از دست می دهند. لذا آنها نیز نیاز قابل توجهی به تأمین احتیاج ها، خدمات تخصصی و حمایت اجتماعی دارند.

معلولــین: افــراد مبــتلا بــه ناتوانــی هــای جــسمی، بــیماریهــای روانــی و یــا عقـب ماندگـی هـای ذهنـی نیـز از گروههای نیازمند به خدمات ویژه در پی بروز بلایا هـستند.

آنهـا در پـی بلایـا، درمان، مراقبت و کمکهای ویژه قبل از فاجعه را از دست مـیدهند و این امر ضمن ایجاد استرس های بیشتر، سلامت آنها را به خطر می اندازد و بـیماری آنـان را تـشدید مـیکند.

آنها در معرض منزوی شدن، در حاشیه قرار گرفتن، قربانـی ثانـویه شـدن، سـوء تغذیه و بیماریهای عفونی قرار دارند، لذا نیاز به خدمات شخـصی ویـژه، مکـان و سـرپناه مناسب، محافظت در برابر خطرها و سوءاستفادهها و سازگاری با شرایط جدید را دارند.

بـه اعتقاد آنجی و دیگران (ترجمه صدیق و همکاران، ۱۳۸۴) سه گروه از مردم به شـرح ذیـل در خطـرند و در زمـان بحـران نسبت به سایر بازماندگان، نیازمند دریافت حمایت بیشتری هستند

حادتـرین شـرایط: کسانی که برای خود یا دیگران خطرناک هستند. افراد اقدام کننده به خودکشی، افرادی که نسبت به دیگران خشونت می ورزند و افرادی که به رفتارهای پرخطر مبادرت میکنند بدون آنکه به عواقب آن توجه داشته باشند.

شـرایط حـاد: افـرادی کـه قـادر به محافظت از خویش نیستند یا نمی توانند نیازهای اولیه خود را برآورده سازند، افراد بسیار منفعل، کسانی که صداهایی می شنوند، کـسانی کـه غـذا نمـیخـورند و اعمـال ابتدایی رسیدگی به سر و وضع خود را انجام نمـی دهـند، کـسانی کـه بـه لحـاظ روانـی ضربه شدیدی بر آنها وارد شده و کودکان وابستهای که جدا از خانواده شان، نگاه داشته می شوند.

نیازمـندان بـه حمایت: افرادی که قادر به انجام کارهای اولیه خود هستند اما نمی توانند نیاز دیگران را درک کنند، بخصوص کودکان وابسته، این گروه شامل افرادی اسـت کـه تصمیمات سنجیدهای نمی گیرند یا کسانی که درباره پیامد تصمیم گیریهای خـود نمـی اندیـشند. ایـن افراد مهارتهای ارتباطی ضعیفی دارند، ممکن است منزوی شوند و آماده اند که با دیگران مشاجره های زیادی داشته باشند.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱