صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر  »  بدن زنان، مرزِ استرا...
شهریور
۲
بدن زنان، مرزِ استراتژی نظامی تجاوز
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

 

الهه ایمانیان

یکی از جنایت‌های جنگی داعش به اسارت گرفتن زنان ایزدی به‌عنوان غنایم جنگی است. زنان ایزدی برای خدمتکاری و بردگی جنسی فروخته یا به‌کار گرفته‌شده و در معرض تجاوزهای مکرر جنسی از سوی اعضای داعش بوده‌اند.

 بسیاری از آنها برای فرار از تجاوز جنسی دست به خودکشی زده و تعدادی هم موفق به فرار شده‌اند. بسیاری از دخترانی که قربانی بردگی جنسی داعش شده‌اند بین ۱۴ تا ۱۵ سال یا حتی کمتر دارند. مصاحبه‌ها و فیلم‌هایی از روزهای سختی که بر آنها رفته است در رسانه‌ها در دسترس عموم قرارگرفته است. این داستان‌ها زندگی واقعی زنانی است که در قرن ۲۱ قربانی افراطی‌گری و جنگ شده‌اند. دنیا همچنان به این حجم زیاد وحشیگری با تعجب می‌نگرد.

تجاوز به زنان در شرایط جنگی پدیده جدیدی نیست و به زمان بابِل باستان بازمی‌گردد. در بابِل، یکی از پاداش‌هایی که به سربازان برای پیروزی‌هایی که به‌دست آورده بودند داده می‌شد، اجازه تجاوز به زنان بود.این روند در طول تاریخ ادامه پیداکرده و در طول سالیان زیادی، زنان به‌عنوان ابزار نظامی مورداستفاده قرارگرفته‌اند. یکی دیگر از مثال‌های شناخته‌شده و مشهورِ تجاوز به زنان در زمان جنگ، تجاوزهای گروهی و شکنجه جنسی زنان در بوسنی هرزه گوین است که یکی از روش‌های نظامی صرب‌ها بوده است.

 آمار تجاوز جنسی در دوره جنگ بوسنی بیش از ۴۰ هزار نفر اعلام‌شده است. تجاوز به زنان در دوران جنگ یک «تجاوز نظامی» بوده که هدف آن علاوه بر پاداش به سربازان یا ایجاد احساس رضایت در آنها، حامل یک پیغام برای رقیب در میدان جنگ نیز است.

درواقع، هر یک از طرف‌های درگیر، آزار و اعمال انواع خشونت علیه زنانِ طرف مقابل را سلاحی قدرتمند برای تضعیف رقیب و تحقیر آن‌ها می‌دانند. درنتیجه، در شرایط جنگی، زنان و کودکان در معرض انواع خشونت‌ها به‌ویژه استثمار و خشونت جنسی همچون تجاوز، تجاوز گروهی، شکنجه، بارداری اجباری، قاچاق، بردگی جنسی و روسپیگری اجباری قرار دارند.

بررسی‌ها نشان داده است که چنین خشونت‌هایی علیه زنان در بیشتر موارد نه تنها در دوره جنگ، بلکه پس از پایان درگیری‌ها نیز ادامه می‌یابد.

فرهنگ نظامی، یک فرهنگ مردانه است که در قالب یک رزمنده و سرباز بروز می‌کند. فرهنگ نظامی متشکل از یک ساختار سلسله مراتبیِ منحصراً مردانه است که خود را حق می‌پندارد و با یک ایمان قوی به راستین بودن خود پا به میدان جنگ می‌گذارد.

در جریان جنگ جهانی دوم روسپی‌خانه‌هایی وجود داشتند با روسپی‌هایی که به این کار مجبور شده بودند. در جریان این جنگ، تجاوزِ مجاز از خدمات لازم و ضروری محسوب می‌شد که باید در خدمت نظامیان قرار می‌گرفت.

محققان پس از بررسی جنگ‌های مختلف دریافته‌اند که خشونت جنسی یک رفتار پذیرفته‌شده نظامی است. فرهنگ نظامی و ایدئولوژی وابسته به آن این نوع خشونت را توجیه می‌کرد و آن را وسیله‌ای برای حل مشکلات و پیشگیری از گریختن سربازان از جنگ، به‌عنوان یک استراتژی قانونی به رسمیت شناخته بود.

علاوه بر این، در ساختارهای مردسالارانه، بدن زنان به‌عنوان دارایی مردان و ناموس ملت دیده می‌شود. بنابراین تصاحب بدن زنان و تجاوز به آن، نشانه پیروزی بر دشمن است.

درواقع بنا بر فرهنگ نظامی، این سربازان بوده‌اند که نتوانسته‌اند از زنان سرزمینشان در مقابل تجاوز دفاع کنند و این به‌منزله شکست آنها خواهد بود.

وقتی در یک فرهنگ، ناموس و شرفِ مردان در پاکی و عفتِ زنانشان خلاصه شود، تجاوز به زنان تبدیل به ابزاری می‌شود که نه تنها به زنان آسیب می‌رساند بلکه مردان را هم مورد هدف قرار می‌دهد.

همان‌طور که گفته شد تجاوزهای نظامی، قاچاق زنان و خشونت‌های جنسیِ مجازِ نظامی آثار مخربی دارد. مطالعات مختلف نشان داده است که بعد از آن جامعه دچار تروماهای جمعی مانند احساس سقوط اخلاقی و احساس حقارت می‌شود.

سلامت جسمی و روانی قربانیان جنگ و احساس امنیت آنها در مخاطره جدی قرار می‌گیرد. در چنین حالتی، ایدز و عفونت‌های ناشی از زندگی در خوابگاه‌های دسته‌جمعی، سکس ناامن و دردناک از شایع‌ترین و جدی‌ترین آسیب‌های جسمی است.

بنابراین لزوم توجه به این موضوع در سطح جهانی به‌طور جدی وجود دارد. درواقع، جنایت‌های داعش و برده‌داری جنسی اعمال‌شده از سوی آنها را نباید به بنیادگرایی و افراطی‌گری مذهبی تقلیل داد بلکه “استراتژی تجاوزِ نظامیِ مجاز” که در جنگ‌های مختلف به‌کار گرفته‌شده نیز باید موردتوجه قرار گیرد. در سال‌های اخیر و به دنبال شکایت‌های متعددی که پس از جنگ‌های مختلف اتفاق افتاد، شورای امنیت  قطعنامه‌ای را به تصویب رساند که در آن خشونت‌های جنسی به‌عنوان یک تاکتیک جنگی به‌منظور تحقیر، تسلط، تلقین ترس، تجزیه و یا استقرار اجباری اعضای یک جامعه یا گروه شناخته شد. این قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، خشونت‌های جنسی علیه غیرنظامیان در شرایط نظامی را از شمول عفو عمومی پس از جنگ کنار گذاشت. طی این قطعنامه اعلام‌شده است که شورای امنیت علیه گروه‌هایی که چنین جرایمی را مرتکب می‌شوند اقدام ویژه‌ای انجام خواهد داد و علیه آن‌ها تحریم‌هایی را تجدید یا تحمیل خواهد کرد. اما متاسفانه هنوز تا عمل به این قطعنامه و جلوگیری از فجایع در حال وقوع فاصله زیادی وجود دارد

همچنین در بسیاری از موارد زنان و کودکان قربانی خشونت‌های جنسی موردحمایت دولت خود قرار نمی‌گیرند و طبق قوانین کشورشان آزارهای جنسی به دیده اغماض نگریسته می‌شود و آنها از حمایت‌های حقوقی، قانونی، پزشکی و اجتماعی بهره‌مند نمی‌شوند. بنابراین نیاز به آموزش زنان برای طرح خشونت و آسیب رفته بر آنها و کنار گذاشتن ملاحظات مذهبی و یا فرهنگی وجود دارد. همچنین باید با ارائه خدمات پزشکی و روانی، زمینه بازگشت این افراد به زندگی اجتماعی فراهم شود. در این موارد تقویت قانون‌های حمایتی دولتی و بین‌المللی، خدمات اجتماعی و مددکاری و انجمن‌های دفاع از حقوق زنان، آنها را تحت پوشش‌های حمایتی قرار می‌دهد و جریان بازگشت آنها به زندگی را سرعت می بخشد.

منبع:دیدگاه نو 

الهه ایمانیان :فارغ التحصیل جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران و فوق لیسانس مطالعات زنان و جنسیت از دانشگاه ایالتی نیویورک است الهه ایمانیان، اکتیویست و فعال حقوق زنان در ایران است و در حال حاضر به عنوان پژوهشگر مسائل زنان با دانشگاه جورج واشنگتن همکاری میکند.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱