صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  زنم در اتاق خواب به ...
مرداد
۳۰
زنم در اتاق خواب به من تجاوز کرد
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Jake Stimpson

ف.بیات

بعد از طلاقم ، من یک پدر تنها بودم که بایداز بچه ها مراقبت می کردم .دوباره تصمیم گرفتم ازدواج کنم و چه حماقتی کردم .باید همه نشانه های هشدار آمیز را بخاطر می سپردم.

هر موقع هر خرابکاری ببار می آمد، همسرم من را سرزنش می کرد.در طول یکسالی که از ازدواج دومم می گذشت، زندگی ام تبدیل به یک کابوس شده بود.

همسرم از هر فرصتی برای کوچک کردن من استفاده می کرد. اغلب مواقع در عصبانیت ضربه ای به من می زد. البته هرگز به صورتم نزده بود. فکر می کردم لیاقتم این است، عقب نشینی می کردم چون من شوهر بدی بودم.

چیزی که او همیشه آن را تکرار می کرد. برای اینکه شوهر خوبی باشم مجبور به رابطه جنسی می شدم.

نمی توانستم این زندگی را هم رها کنم چون به معنای رها کردن فرزندانم بود. تلاش کردم ماجرا را برای مادرم تعریف کنم، هنوز وارد جزئیات نشده بودم که مادرم گفت :«تو چیکار می کنی که او این طور رفتار می کند؟».

فکر می کردم همه افراد بجز فرزندانم مرا رها کرده اند. بعد از چند سال همسرم مرا ترک کرد. همه می گفتند که این جدایی تقصیر من بوده است. به هیچ کس نگفتم واقعا چه اتفاقی افتاده است. سالها بعد نهایتا جرات این را پیدا کردم تا به یک مشاوره مراجعه کنم درست زمانی که گرفتار افسردگی بودم و کارم را از دست دادم و تقریبا هیچ دوست نزدیکی نداشتم.

مشکل را چگونه حل کردم؟

می دانستم که فرزندانم به من احتیاج دارند با وجودی که تقریبا احساس بی خاصیتی می کردم. این تنها چیزی بود که من را نگهداشت و واقعا باعث شد من بفهمم همه مشکلات تقصیر من نبوده است.

تقریبا هر روز درگیر مراقبت و نگهداری آنها بودم این مسئله به من هدف داد. عشق بچه ها به من قدرت داد. اما شک و تردید در مورد توانایی های همسری ام هنوز با من بود و شاید هرگز مرا آزاد نگذارد. از آن تاریخ به بعد دیگر با زن دیگری آشنا نشدم.

اوضاع چگونه تغییر کرد؟

او مرا ترک کرد و رفت. فکر می کردم با مرد دیگری ارتباط داشت و تصمیم گرفت که دردسر زندگی با من چندان نمی ارزد. او تقریبا همه وسایل اش را برداشت و من اصلا در آن زمان برایم اهمیتی نداشت. فقط خوشحال بودم که غائله تمام شده است. بدترین دوران زندگی من بود.

چه چیز باعث شد من قدرتمند تر شوم

اگر مجبور نبودم به بچه هایم بیش از خودم فکر کنم، نمی دانستم واقعا باید چکار کنم. حتی ممکن بود امروز اینجایی که هستم، نباشم.

مشاور من ، مشاور خوبی بود او کمک کرد تا ببینم که این رابطه یک سواستفاده بوده است. او از واژه «تجاوز» استفاده کرد و الان دیگر می دانم این اتفاق برای من در اتاق خواب افتاد. خیلی جالب بود ولی واقعا تا پیش از این، این موضوع به ذهن من خطور نکرده بود. انگار در دنیای دیگری سیر می کردم و به هیچ وجه نمی توانستم سرگشتگی و ترس های خودم را توضیح دهم.

چیزی که میخواهم به افراد مورد سو استفاده بگویم

بجز اینکه بگویم من درک می کنم، من چیز دیگری نمی دانم. افکار گیج کننده زیادی وجود دارد به ویژه احساسات آزاردهنده ای که بهرحال شما را مقصر می داند. اصلا خوب نیست که به کسی بگویید باید قید زندگی را بزنم چرا که مسائل دیگر مثل بچه ها و پول و وکیل و …برای فکر کردن هست. تنها چیز مثبت عشقی است که به فرزندانم و آنها به من دارند.

منبع



  1. حسین said on مرداد ۳۰, ۱۳۹۴

    نمی دونم چطور ممکنه زن به شوهرش تجاوز کنه. اصلا مگر ممکنه. چه مقاله عجیبی

Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱