صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  مهاجران کوچک و خشونت...
مرداد
۲۷
مهاجران کوچک و خشونت در خانه
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:DVIDSHUB

خانه امن:نعیم به همراه خانواده اش زمانی که تنها ۹ سال داشت مجبور به مهاجرت شد. آنها در محله وزیر اکبر خان در شهر” کابل”ساکن بودند . پدر نعیم در زمان تسلط طالبان دست همسر و ۴ فرزند و پدرش را گرفت و به آمریکا مهاجرت کرد و درکارولینای شمالی ساکن شد.

نعیم آن روزها را به خوبی به یاد می آورد.دو سالی که در پاکستان نتوانسته بود به مدرسه برود و بعد از آن هم در میانه سال تحصیلی مجبور شده بود به مدرسه ای با زبان و فرهنگ دیگر برود .

نعیم می گوید:زبان بلد نبودم و معلم و همکلاسی هایم انگلیسی حرف می زدند .لباس و رفتار و فرهنگ من با همکلاسی هایم فرق داشت .

به پدرم گفتم به مکتب نمی روم و پدرکلانم من را با چوب لت و کوب کرد . پدرم تهدید کرد که اگر به  مکتب نروم من را لت و کوب می کند .

چند روز هم مقاومت کردم و نرفتم و لت و کوب شدم و خانواده به من خوراک و چاشت ندادند اما من فکر می کردم که چطور به مکتب بروم وقتی مثل کر و لال ها بودم . سر آخر ازمکتب آمدند و با مادر و پدرم حرف زدند و من را در یک  برنامه ای قرار دادند که کم کم بتوانم زبان یاد بگیرم و همراه همکلاسی هایم شوم .

مهاجرت تاثیرات عمیقی بر روی اعضا خانواده از جمله کودکان دارد . بخصوص کودکانی که قبل از مهاجرت و در پروسه آن در کشورهایی زندگی می کنند که ترس و تنش و اضطراب با زندگی آنها عجین شده است.چنین کودکانی در معرض خشونت خانگی نیز قرار دارند .

فقر و دوران بلا تکلیفی ،بیکاری و کمپ های مهاجرت،والدین را تحت تاثیر قرار داده و آنها را مستعد اعمال خشونت روی کودکان می کند . افراد در دوران مهاجرت در فضای جدیدی قرار می گیرند .موقعیت اجتماعی آنها تنزل پیدا کرده و احساس حقارت می کنند.

احساس این که شهروند درجه دوم هستند.همه این عوامل روی رابطه والدین و کودکان تاثیر گذاشته و آنها را با خشونت خانگی مواجه میکند .

نعیم می گوید:پدر و مادرم و پدر کلانم(پدر بزرگم) سر کار می رفتند.ما در افغانستان خانه مقبولی داشتیم و پدرم درآمد خوبی داشت ولی در پاکستان همگی ما در یک اتاق زندگی می کردیم و من باید از طفل های خرد تر از خودم نگهداری می کردم . پدرم زود عصبانی می شد و من را لت و کوب می کرد .

کودکانی که دوران سخت مهاجرت را تجربه می کنند دچار عوارض و پیامدهای ناشی از مهاجرت می شوند . پرخاشگر یا گوشه گیر . افسرده و یا عصیانگر و تنها آگاهی و آموزش والدین است که می تواند از خشونت ناشی از مهاجرت علیه کودکان جلوگیری کند .کودکان در چنین شرایطی از حس تنهایی نیز رنج می برند .

نتایج یک پژوهش ۵ ساله در مرکز عالی آموزشی هاروارد،نشان می دهد، ۸۵ درصد کودکان مهاجر طی سالهای اخیر (در منطقه بوستون ) در دوران مهاجرت از یکی از والدین خود جدا شدند.
همانطور که یکی از مدیران مدارس تورنتو می گوید، کودکانی که تنها با یک نفر از والدین زندگی می کنند درصد بالایی را به خود اختصاص می دهند.
برای مهار حس تنهایی در کودکان صاحبنظران بر نقش خانواده ها تاکید دارند. برقرای روابطی سالم و دوستانه و در عین حال گذراندن وقت با کودک و نوجوان به شکل های گوناگون راهی است که شاید برخی مواقع به دست فراموشی سپرده شود. ۱

لیلا با مادرش به کانادا مهاجرت کرده است . مادر لیلا می گوید وقتی به کانادا رسیدم لیلا ۱۳ ساله بود . قانون می خواست سرپرستی لیلا را به پدرش بدهد و من توانایی جدایی از فرزندم را نداشتم .

من تا دیر وقت کار می کردم و لیلا توی خانه تنها بود . گیج و منگ بودم و لیلا به حرف های من گوش نمی داد . یک بار روی من دست بلند کرد و همیشه سر من فریاد می کشید . من مجبور بودم سخت کار کنم تا بتوانم هزینه های زندگی را پرداخت کنم ولی لیلا از من طلبکار بود . یک روز هم من دستم را روی او بلند کردم و او تهدید کرد که به پلیس اطلاع می دهد . من افسرده بودم و او هم به شدت افسرده بود . من احساس تنهایی می کردم و او نیز تنها بود . یک بار اقدام به خودکشی کرد و متاسفانه زودتر از سن مجاز شروع به خوردن الکل کرد . حالا که به گذشته بر می گردم می بینم لیلا یک مهاجر کوچک بود که در اثر نا آگاهی من خشونت را نیز تجربه کرد . به نظرم اوایل مهاجرت هر دو مشکل سوتغذیه داشتیم و همین موضوع روی لیلا تاثیر داشت .

لیلا بعدها درسش را خواند و شغل مناسبی گرفت اما ۳ ماه یک بار هم به من تلفن نمی زند.

در ژانویه ۲۰۰۹ دولت استرالیا با مشاهده خشونت خانگی در میان مهاجران علیه زنان و کودکان کتابچه ای منتشر کرد و آن را در اختیار مهاجران قرار داد .

شماره تلفنی را اعلام کرد تا قربانیان خشونت خانگی بخصوص کودکان بتوانند با مراکز ملی کمک به قربانیان خشونت تماس بگیرند و از خدمات حقوقی آنها بهره بگیرند .

رژین محمدی فعال حقوق کودک که روی موضوع زنان وکودکان پناهنده و مهاجر کار می کند در گفت و گو با خانه امن می گوید :

خشونت خانگی در هر قشری از سطح جامعه ممکن است اتفاق بیافتد. اما در میان مهاجران به علت برخوردار نبودن از شرایط یک شهروند عادی، امکان وقوع خشونت بیشتر می‌شود. به عنوان مثال افرادی که به کشور ترکیه پناه می‌آورند اجازه کار در این کشور را ندارند و این باعث فشارهای اقتصادی و به تبع آن فشارهای روانی متعددی به مهاجران می‌شود.

به عنوان مثال کودکان در بازار سیاه٬ کارهای طاقت فرسا و سخت می‌کنند و حتی در ازای آن دستمزد بسیار کمتری نسبت به یک کارگر عادی می‌گیرند.

آنها از تحصیل که آرزوی خیلی از این کودکان است باز می‌مانند. مثل یکی از شاگردهایی که در ترکیه داشتم، پسر دوازده ساله ای که پنج  روز در هفته و روزی ده ساعت در کارگاه نجاری کار می کرد.

اما حقوقش یک چهارم شهروندان معمولی که پاره وقت کار می کردند هم نبود و تمام حقوق او و برادرش صرف تامین بخشی از هزینه های خانواده می‌شد.

بچه هایی هم بودند که پدرهایشان اجازه نمی‌دادند به مدرسه بروند.این مسئله در مورد دختربچه ها بیشتر رایج بود و البته این موارد بیشتر در خانواده های افغان دیده می‌شد.

الگوی اقتصادی این خانواده ها که بیشتر بر اساس پس زمینه های مذهبی و سنتی غالب در فرهنگشان شکل گرفته بود، پسرها را وادار می‌کرد بیرون کار کنند و دخترها مجبور می شدند برای کار خانه و همچنین برای حفظ آبرو در خانه بمانند. سرپرست خانواده (مرد/پدر) معمولا” با هرگونه تغییری در این الگو با خشونت مقابله می کرد، حتی در موردی پدر خانواده به خاطر اینکه همسرش بچه‌ها را به کلاس نقاشی برد او را کتک زده و تهدید کرده بود که بچه‌ها را از او می‌گیرد و به افغانستان برمی‌گردد.

وی در پاسخ به این سوال که چگونه می توان به کودکان مهاجر قربانی خشونت خدمات روانپزشکی ارایه داد می گوید : درمان اثرات خشونت روز کودکان از حیطه دانش من خارج است اما تا آنجایی که می‌دانم روش درمان متفاوت است.

تصور من این است که به دلیل اینکه شخصیت کودکان هنوز کامل شکل نگرفته٬ خشونت به خصوص خشونت جنسی  اثرات پایداری روی روانشان می‌گذارد که به همین دلیل کار درمان پیچیده‌تر و سخت‌تر است. تجربه ام از متفاوت بودن روش درمان در کودکان به پناهگاهی بر می‌گردد که در حال حاضر در آن کار می‌کنم.

این پناهنگاه برای زنانی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته‌اند و کودکانشان سرپناه فراهم می‌کند (غالبا زنان سیاه پوست و لاتین تبار) هستند.در این پناهگاه یکی از سرویس‌هایی که ارائه می‌شود مشاوره‌های درمانی است و تیم و برنامه مشاوره به کودکان مجری از تیم و برنامه مشاوره به زنان است. وی به نقش آموزش در میان مهاجران برای کاهش خشونت خانگی روی کودکان تاکید دارد .

انجمن حامی در ایران نیز بر روی کاهش خشونت خانگی روی کودکان و در میان خانواده های افغان فعالیت می کند .فاطمه اشرفی مدیر این انجمن بر نقش کارگاههای آموزشی در میان مهاجرین تاکید کرده و می گوید : ما کارگاههای آموزشی مختلفی در شهرهای مشهد و تهران با عنوان کاهش خشونت خانگی برگزار کردیم ولی آسیب های روانی ناشی از مهاجرت و پناهندگی روی کودکان بسیار بالاست و آنها را دچار اختلالات رفتاری می کند . کودکان در چنین شرایطی دچار کاهش اعتماد به نفس می شوند و با جامعه میزبان ارتباط مثبت و مناسبی برقرار نمی کنند .

در نهایت می توان گفت مهاجرت بر روی مهاجران کوچک تاثیراتی می گذارد که خانواده ها قبل از مهاجرت و در پروسه آن ناگزیر به مواجه شدن با آن هستند .

تطبیق با محیط جدید برای والدین و کودکان آسان نیست و کودکان همواره در معرض خشونت های بیشتری هستند.

خشونت خانگی در چنین شرایطی کودکان را منزوی و به رشد شخصیتی آنها لطمه می زند . بنابراین چنانچه مهاجر هستید و یا تصمیم به مهاجرت دارید به کودکان و پیامدهای ناشی از آن فکر کرده تا مهاجرتی موفق و پربار برای کودکان داشته باشید .



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱