صفحه اصلی  »  پادکست  »  به شوهرم باج می‌دادم...
مرداد
۱۹
۱۳۹۴
به شوهرم باج می‌دادم
مرداد ۱۹ ۱۳۹۴
پادکست
۰
image_pdfimage_print


نرگس داشت خمیازه می‌کشید. تمام شب بیدار بود و برای من حرف زده بود. می‌گفت: «تا سال‌ها حتی بعد از ازدواجم وقتی‌که به شوهرم بابت این‌که جلوی چشمم معشوقه داشته باشه تا من بتونم حداقل آزادی یک انسان رو داشته باشم باج می‌دادم بازم یک در صد فکر نمی‌کردم تو قفس بودن، ظلم دیدن و خشونت خانگی یعنی چی؟ اگه یک‌روز این عبارت رو کسی بهم درباره کارهایی که برادرم و شوهرم و حتی مادرم باهام کردن بکار می‌برد غش‌غش می‌خندیدم.بذار ساده بهت بگم: من نمی‌دونستم آزار و اذیت و خشونت همین چیزیه که من سال‌ها در معرضش هستم. من نمی‌دونستم رفتار ظالمانه همینه. من زجر می‌کشیدم و تحمل می‌کردم ولی نمی‌دونستم درون چه چیزی هستم. من هیچ تعریف و الگویی نداشتم. من آگاه نبودم. می‌شه جور دیگه هم بود. به همین سادگی



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»