صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  خشونت یا عواطف سیراب...
خرداد
۱۱
خشونت یا عواطف سیراب نشده ؟
تجربه ها و خاطره ها
۰
image_pdfimage_print

 2347290530_2bf25286b6_zهدی ریاضی مشاور خانواده

سالهاست هرگاه انسان ها در بن بست ارتباط قرار می گیرند دست به خشونت می زنند . حکومت ها  علیه مخالفان خود، والدین علیه فرزندان ، مردان علیه زنان ، زنان علیه مردان و… ، ومتأسفانه این پدیده زشت انسانی درطول تاریخ و در میان تمامی گروه ها به اشکال گوناگون ؛ به صورت فیزیکی و جسمی، اقتصادی ، به صورت محرومیت ، قطع ارتباط به صورتهای مختلف، زندان،  تبعید، محرومیت از رفت و آمد و … خودنمایی کرده است.

 نویسنده این مقاله پای درد دل بسیاری از زوج ها نشسته واین مقاله حاصل گفتگوی با آنها است.  گاه نتایج حیرت انگیز بوده ، به طوری  که شاکی و قربانی خشونت ، خود عامل خشونت وآغاز کننده  خشونت پنهان بوده ولی طرف مقابل  از خشونت آشکار استفاده کرده است وبد نام ومجرم داستان محسوب می شود. نتیجه اینکه در مورد خشونت هر دو طرف، زخمی خشونت هستند.

 اما علت اصلی خشونت چه پنهان و چه آشکار چیست؟!

در واقع هرگاه راه گفتگو بسته شد، راه خشونت باز می شود، خشونت زبان تند عواطف سرکوب شده است.

یعنی وقتی عواطف فردی اعم از زن یا مرد، سرکوب ویا مورد بی توجهی قرار گرفته شود، این سرکوبی خودش را در جایی برعلیه همان شخص یا اشخاص دیگر و در زمان های دیگر نشان خواهد داد .

هرگاه نیازهای عاطفی انسان پاسخ مناسبی دریافت نکنند در گوشه ای از روان انسان پنهان می شوند که اگر نه خود فرد ونه اطرافیان متوجه آن نشوند و راهی برای بروز آن نیابند این عواطف به صورت بدی خودنمایی خواهندکرد. تصور کنید کودکی که به دلیل اختلافات والدین از توجه، محبت و مراقبت لازم برخوردار نیست، وبدتر اینکه به هر دلیلی احساس کند خودش عامل رنج وعذاب والدینش است. ویا دخترانی که مرتب از مادرشان می شنوند:” هر چی بدبختی می کشم بخاطر پدرتو است” ،  در نتیجه هیچ گاه نمی تواند احساس خوبی به پدر خود داشته باشد ، ویا بر عکس پدری از همسرفرزندش گله مند باشد.

این دختر یا پسر وقتی وارد زندگی خود می شوند گاه با برنامه قبلی شروع به کنترل همسر خود کرده و عاطفه را به ندرت در زندگی خود بکار می برند.

ویا بدون برنامه قبلی بلکه با عشق و تصمیم اینکه مثل والدین خود نباشد وارد زندگی می شود ولی به محض اینکه اندک اختلافی پیش بیاید . آن بخش تشنه پنهان در گوشه تاریک روانش فریاد تشنگی بر می آورد زیرا منتظر بود تا همه کمبود ها را از این رابطه جدید بگیرد و ای کاش بگوید که تشنه محبت است، متأسفانه خودش هم نمی داند که دردش چیست، در نتیجه همه آن درد را به یکی از روشهای؛  قهر ، دعوا، تحقیر، توهین، مقایسه با دیگران ، توقعات بیجا و… اظهارمی کند، و در نهایت با احساس بدبختی همیشگی، راه خشونت پنهان یا آشکار را در پیش می گیرد.

 اینکه می گویم؛ ناخود آگاه، به دلیل این است که خودش اظهار می کند : نمی دانم چرا این حرف را زدم ویا این کار را کردم.

من این جمله را بارها از مردان شنیده ام، که : “نمی خواستم دستم را رویش بلند کنم از خودم بدم می آید که چنین کردم ولی آنقدر تکرار کرد آنقدر تحقیر کرد، آنقدر خودسرانه وبدون مشورت با من ودیگران برای خودش و خانواده  مشکل آفرید که اصلا نفهمیدم چکار کردم”.

البته همیشه این نیاز عاطفی به دوران کودکی و خانواده اول مربوط نمی شود بلکه در آغاز همین رابطه زوجیت ، به دلایل مختلف اعم از خجالت ، غرور، ندانستن شیوه های ابراز احساس یا ابراز وجود، بسیاری از نیازهای عاطفی بی پاسخ می ماند ، ومعمولا توجیه اش این است که مهم نیست ولی ناگهان همه باهم وباز هم ناخودآگاه مهم می شوند. ومعمولا پس از کلی گفتگو ، متوجه میشود که علت اصلی رفتارش همان کمبودها نگفتنها ، نخواستنها ، ویا بی توجهی های طرف مقابل بوده است.

در واقع خشونت دو طرفه است فقط شیوه ها متفاوتند:

مردها: ابتدا داد و بیداد ، فحاشی، قهر ، قطع رابطه کلامی ، ضرب و شتم و…..

زنها: ایراد گیری، مقایسه، اظهار بدبختی ،مظلوم نمایی ونهایتاً ایجاد فشار احساس گناه در مردان

تا اینجا  توجه خواننده را  به دو نکته اصلی که کمتر در مباحث خشونت مورد توجه قرار می گیرد جلب کردم؛ اول توجه به خشونت پنهان و آشکار.  برای یافتن راه حلی برای کنترل خشونت هیچگاه نباید خشونت را محدود در خشونت های ظاهری اعم از فیزیکی، جسمانی، اقتصادی و محرومیت ها دید، که اگر چنین کنیم هیچ درمانی صورت نگرفته بلکه  فقط تسکینی بر زخم ها زده ایم بدون  اینکه عامل ایجاد زخم را معالجه کرده باشیم. توجه به خشونت پنهان بسیار مهم تر است زیرا خشونت از حالت پنهان آغاز و به حالت آشکار و غم انگیز منجر می شود.

نکته دوم که لازم است توجه خیلی بیشتری به آن بشود اینکه خشونت دو طرفه است یعنی هم دو مرحله ای (پنهان و آشکار) و هم از هر دو گروه زنان و مردان صادر می شود. فقط چون خشونت مردان مثل همه ویژگی های آنان بیرونی است، از نوع آشکار و قابل پیگیری است ولی زنان معمولا از خشونت پنهان استفاده می کنند و در نتیجه کسی متوجه آن نمی شود (البته لازم به ذکر است این موارد درحالت کلی است وگرنه درموارد استثنایی مردها هم از شیوه های زنانه و پنهان استفاده می کنند وبا غروغر و قهر ایرادگیری های بی نهایت تا حد جنون زن را تحت فشار قرار میدهند).

 اما آخرین واصلی ترین نکته ای که هدف این قلم فرسایی بود اینکه بدانیم و توجه کنیم که قربانی خشونت چه مردانه و چه زنانه از طرف هر کس که آغاز شود در نهایت هر دو طرف خشونت یعنی مردها وزن ها به یک اندازه مقصر هستند .  پس آیا دفاع از زنها و گرفتن  حق آنها از مردها پایان کار است و خشونت تمام خواهد شد؟ واگر ما زن ها جای مردها باشیم با قانون و مصوبه ومجازات و نصیحت و غیره سر به راه می شویم و دست از خشونت برمی داریم؟!!  همانطور که گفتم خشونت ، تبلور عاطفه بی پاسخی است که به صورت خشونت تجلی میکند و اگر عاطفه ای نبود که خشونتی نبود و طلاق بهترین راه  رهایی بود، به قول معروف:  تورا به خیر و مرا به سلامت. وهمین میشود که اصلا دیگر مردها تن به ازدواج نمی دهند . زیرا ازدواجی که قرار بود کانون عاطفه باشد تبدیل به جهنم مقایسه و فشار خواسته ها و تحقیر در صورت عدم موفقیت باشد، با خشونت هم نتواند خودش را خالی کند،  خوب اصلا ازدواج نمی کند و در غار تنهایی که هر از گاهی پر می شود زندگی می کنم.

 شاید زنی بپرسد که پس چه باید کرد؟ ” خشونت را تحمل کرد و دم بر نیاورد!  چرا که می خواهم سایه مردی بالای سرم باشد !!!، میخواهم صد سال سیاه نباشد، خودم هزینه زندگی ام را در می آورم و من هم از زندگی های هر از گاهی، پر و گاهی خالی لذت میبرم خیلی هم بهتر و متنوع تر!!!. … “

کمی تأمل در صورت مسئله راه حل مسئله را آشکار می کند:

“خشونت عاطفه سیراب نشده است” . عاطفه را باید کجا جستجو کرد؟!! معدن عاطفه کجاست؟! قلب ودامن پرمهرزن یا مرد؟!!

مردان همیشه تشنه محبت و محتاج حمایت بی قید و شرط زنان بوده وهستند ، زمانی از مادرانشان وزمانی از همسرانشان، در واقع باید دست از بازی الاکلنگ برداریم ، بازی که یه روز من بالا هستم یه روز تو ، و یه روز هم دیگری ، باید دست از مظلوم نمایی و احساس حقارت و تکرار اینکه سالها به زن ظلم شده وحالا باید جبران کرد برداریم.  چون تاوقتی ما(زنان) دنبال گرفتن حقمان از مردها هستیم معنایش این است که ما باور داریم حق، دست مردهاست وما فقط وقتی صاحب حق و شخصیت مستقل هستیم که مردها ما را تأیید و قبول کنند.

تنها زمانی که من به عنوان یک زن خودم باور نکرده باشم که شخصیتی مستقل اما نیازمند، مانند همه موجودات دارم، تا وقتی باور نکنم و به داشته ها، توانمندی ها و ابزارهای زنانه خودم توجه نکنم و مرتب بخواهم برای احقاق حقم از ابزارهای مردانه استفاده کنم راه به جایی نمیبرم.  تا وقتی باور نکنم رهبر فرهنگی زندگی زن است. وهمچنین اگر ندانم و نبینم که مرد ستونی است که تکیه گاه روانی، عاطفی اما بیرونی برای زن وخانواده،  وزن نیز تکیه گاه روانی عاطفی اما درونی در کانون خانواده است و تا این دو ستون به خوبی به یکدیگر تکیه نکنند اتفاق خوبی نمی افتد .

عامل اصلی و نگه دارنده ستون بیرونی(مرد) ستون درونی(زن) است که میتواند با نگه داشتن و هدایت قلبی مرد وبهره برداری از توانهای دیگر مرد،  خانه و خانواده را به بهترین اهداف و آرامش وعشق هدایت کند و تا زمانی که از این بابت احساس قدرت نکنیم نمی توانیم کاری از پیش ببریم و لازمه رسیدن به این خودباوری ، اندیشه و بررسی مجدد  خودمان و پاک سازی خاطرات و باورهایمان از گذشته های دور است . دوست داشتن عمیق و بی قید و شرط خودمان  پایان دادن  به این باور که برای احساس دوست داشتنی بودن احساس توانمندی واقتدار نیاز به توجه ومحبت مردان هستیم ، که البته هستیم هر دو طرف به یکدیگر محتاجیم ولی نه اینکه اگر از طرف مقابل محبتی ندیدیم خودمان هم دیگر خودمان را دوست نداشته باشیم ودر یک کلام پایان دادن به جنگی که دودش شامل حال هر دو طرف شده است.

در همه مواردی که تاکنون شاهدش بودم به خوبی قدرت روحی زنان مشهود بوده که متأسفانه فقط و فقط به دلیل باورهای غلط و تکرار وسوسه :”من بدبختم! چقدر باید تحمل کنم؟! اصلا زنها را آدم حساب نمی کنند!! و … “باعث تحلیل رفتن قدرت آنها بوده است و خانواده در پرتگاه سقوط قرار گرفته . همانطور که گفتم زنها باید دوباره ابزارهای زنانه خود را بیابند و آنها را بازسازی ونوسازی کنند تا به آرامش وعشق برسند.

باید به قلبمان که جایگاه خرد زنانه مان است گوش دهیم ؛ خرد زنانه میداند که گاهی باید از حقی بگذری تا به حق بزرگتری برسی، گاهی باید بااینکه حق باتوست سکوت کنی تا ورق به نفع همه برگردد. خرد زنانه میداند که حمایت و پشت گرمی برای مردها ، حفظ حمایت و عزت دائمی برای خود و خانواده است.

خرد زنانه می داند که سکوت دائمی نیست، وحتی ابزار گفتگو متفاوت است ، گفتگوی مردانه وزنانه متفاوت است که متأسفانه زنانه اش به باد فراموشی سپرده شده ویا فقط به عشوه و التماس تبدیل شده، خرد زنانه حتی میداند که بین گریه از سر عجز و بدبختی با گریه از سر مهر و دل شکستگی بسیار بسیار متفاوت است.

باید دوباره بازیابی کنیم دوباره خودمان را در آغوش مهر و عزت نفس بگیریم قبل از آنکه آغوشی امن بطلبیم و منتظر ومتوقع باشیم.

در پایان برایم بسیار خوش آیند است که به سخن دکتر الهی قمشه ای اشاره کنم که خشم و خشونت انرژی ای است که در مسیر خود قرار نگرفته است .

و تکرار کنم خشونت یعنی احساسات بی پاسخی که اگر پاسخ مناسبی بیابند و در بستر و مسیر خود قرار گیرند دنیایی را شکوفا ، زیبا و دلپذیر می کنند و این امر فقط وفقط به دست زن میسر است . به امید آن روز.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱