صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  پيامدهای ازدواج مردا...
خرداد
۵
پیامدهای ازدواج مردان جوان با زنان مسن تر
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , ,
image_pdfimage_print

نوشته: شاهرخ سلاح ورزی- جامعه شناس

خانه امن: از گذشته تا کنون آنچه که مقبول جامعه مرد سالار ایران بوده و هست  این است که مرد چندسالی بزرگ تر از زن باشد. مرد ایرانی در بستری با خاصیت مردسالارانه – که در مواردی حتی توسط مادران اشاعه داده می شود- ریاست در خانه و محور بودن را تعریفی ازنقش خود می داند.هرچند با گذشت زمان وتغییرات ساختار خانواده از گسترده به هسته ای و افزایش تحرک اجتماعی زنان و پررنگ شدن معضلات  اقتصادی  ، معیارها و نقشهای اعضای خانواده در حال دگرگون شدن است ؛ اما با اینحال هنوز مساله مسن تر بودن زن از مرد از نظر بسیاری چندان پذیرفته شده نیست.در سالهای گذشته معیارهایی همچون توانایی زن در امور خانه داری و تولید مثل، و رعایت تفاوت سنی و تایید ضمنی خانواده نقشی مهم در پیوند زناشویی داشتند ، ولی به نظر می رسد که این اولویتها در حال کمرنگ شدن هستند ومعیارهایی که تا چند دهه پیش به عنوان عواملی تاثیر گذار موردتوجه نبودند بیشتر نمود پیدا کرده اند؛  امروزه عواملی چون تحصیلات آکادمیک زنان و میزان در آمد ماهیانه زن از محل کار و همچنین نحوه ارتباطات اجتماعی او؛ از معیارهای ازدواج جوانان طبقه متوسط محسوب می شود.

ولی  همچنان در خانواده های سنتی که غالبا دارای ساختاری گسترده هستند رعایت اصولی از پیش تعیین شده برای ازدواج امری ضروریست ، که باید توسط مردان خانواده مورد توجه قرار گیرد. یکی از این اصول رعایت فاصله سنی با همسر است که با توجه به مقتضیات مورد تایید خانواده تعیین می شود. در این شیوه غالبا با توجه به اهمیت نقش محوری مرد در خانه  که برگرفته از آموزه های دینی و سنتی است  پیوند یک مرد با زنی مسن تر چندان مطلوب نیست و مورد تایید قرار نمی گیرد. و حتی در صورت ثبت این ازدواج گاها شاهد طرد این افراد از سوی خانواده هستیم .

اما گسترش شهرنشینی در ایران در دهه های گذشته و میل خانواده ها به تشکیل خانواده های هسته ای تا حدودی ازاجبارهای فامیلی کاسته است و فرد درتعیین معیارهای ازدواج آزادی نسبی بیشتری بدست آورده و توانسته است خود را از کلیشه های رایج در انتخاب همسر برهاند.همچنین با حذف  سقف تحصیلی برای دختران در بعضی از خانواده ها و توجه به اهمیت ارتقای علم و کسب موقعیت هایی برتر یا همسان با مردان برای زنان و حضورملموس تر ایشان در جامعه شاهد تغییراتی در معیارهای ازدواج هستیم . آموختن علم  و یافتن شغلی درخور در ایران راهی است برای کسب موفقیت و ارتقای جایگاه اجتماعی افراد. تاکید به حضوربیشتر زنان در جامعه در دوره پهلوی دوم و تاسیس دانشگاه آزاد و پیام نور در شهرهای بسیار کوچک پس از انقلاب و همچنین  تاکید حکومت فعلی ایران به اسلامی شدن دانشگاهها، ناخواسته درهای جامعه و دانشگاه را به روی دختران خانواده های سنتی و شهرستانی گشود، و گروه عظیمی از دختران وزنان را که برحسب آموزه های دینی وسنتی باید خانه نشین می شدند به تحرک در جامعه واداشت ؛ یافتن شغل و کسب در آمد و بدست آوردن یک استقلال نسبی نتیجه تلاش های این زنان بود. این دستاوردها باعث شد تا زنان تعریف جدیدی از روابط بین زن و مرد را ارائه دهند و خود را از تفکرات  سنتی رایج  درخصوص توانایی های زن رها سازند.

از سوی دیگر سیاستگذاری های غلط  اقتصادی و جمعیتی در دهه ابتدای انقلاب سبب شد تا شاهد جهش در تعداد موالید باشیم ؛در دهه ۶۰ ما دارای یک هرم سنی با قاعده وسیع بودیم و هرروز بر تعداد جمعیتمان افزوده می شد ؛ در طی‌ سال‌های‌ ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۸ جمعیت ایران‌ رشد سالیانه ا‌یی‌ نزدیک به چهار درصد‌ را تجربه‌ کرد که‌ این‌ امر باعث‌ افزایش‌ بیش‌ از پیش‌ جمعیت‌ جوان‌ و جویای‌ کار در سال‌های‌ کنونی‌ شده‌ است‌.(۱) افزایش بی رویه جمعیت در سالهای ابتدای انقلاب ایران و عدم برنامه ریزی  صحیح برای زیر ساختهای اقتصادی  و ایجاد زمینه های اشتغال  وپایین‌ بودن‌ رشد اقتصادی‌ کشور  و تورم های پی در پی سبب شد تا در دو دهه گذشته حضور در بازار کار رقابتی شود، در نتیجه‌ این‌ سیاست‌  کسب مدرک برای بدست آوردن شغل  امری حیاتی  به شمار آمد به همین دلیل تعداد دانشجویان‌ ایران‌ در طی‌ ده‌ سال‌  پنج‌ برابر شد.

 اما این هجوم و رقابت برای حضور در دانشگاه ها نیز بر دایره این معضل افزود به صورتی که جامعه را با سیل‌ عظیمی‌ از تحصیلکرده‌های‌ پرتوقع‌ و البته‌ فاقد دانش‌ و اندوخته‌ لازم‌ مواجه‌ ساخت.بر اساس‌ گزارش‌ رسمی دولت ‌درحال‌ حاضر درصد بالای بیکاران  ایران‌ را افرادی ‌تشکیل‌ می‌دهند که‌ در دانشگاه‌  تحصیل‌ کرده‌ اند ولی به دلیل پایین بودن سطح آموزشها عملا فاقد مهارتهای لازم هستند و یا اینکه به دلیل عدم هماهنگی میان برنامه ریزان داخلی با دانشگاهها بسیاری از رشته های تحصیلی فاقد کارایی هستند و نیروی مورد نیاز در آن رشته سال هاست که اشباع شده است.تعداد بسیاری از این بیکاران مردان جوانی هستند در آرزوی زندگی  مقبول و به نسبت مرفه پس از طی دوران خدمت سربازی نتوانسته اند شغلی متناسب با خواسته های خود بیابند ، قطعا این مشکلات تاثیرات خود را بر روی نهاد خانواده گذاشته است .این افراد قبل از حضور در دانشگاه ها یا بازارکار انتظاراتی داشته اند و وقتی آماده ورود به زندگی مستقل می‌شوند انتظارات آنها با واقعیت‌های زندگی سازگار نیست در نتیجه دچار مشکلات فراوانی می‌شوند. در برابر معضلات اقتصادی یکی از راهکارهای که تاکنون هم راهگشا بوده وهست ازدواج با کسانی است که خود دارای حقوق و شغل هستند و شاید بتوان گفت یکی از معیارهای امروزی مردان جوان ایرانی شاغل بودن همسر است تا بتواند با اتکا بر در آمد مالی همسرشان توازن مالی را در خانه برقرار نمایند. همسرانی که در مواردی جنبه مالیشان بر شرایط سنی آنها ارجحیت دارد و مردان جوان وقتی با آنان آشنا می‌شوند عامل سن را نادیده می‌گیرند و به منافع حاصل از این ازدواج فکر می‌کنند. البته برای خانم‌ها هم دلایل متعددی وجود دارد تا به این ازدواجها راضی شوند یکی از این دلایل بالا رفتن سن ازدواج آنهاست ونبود موقعیت‌های دیگری برای ازدواج ، نیت دیگر این زن ها برای قبول چنین ازدواجی، داشتن فرزند است.

به طور کلی ازدواج مردان جوان با زنان بزرگتر از خود را می توان در سه دسته خلاصه کرد:

ازدواج هایی است که غالبا در جوامع روستایی یا شهرهای کوچک به اجبار صورت می گیرد و خانواده با انتخاب زنی بزرگتر از پسر، او را مجبور به ازدواج می کنند. دوم  ازدواج هایی بر پایه عشق و علاقه دو طرف است  و در نهایت  ازدواج هایی که در آن موقعیت  اقتصادی  زن بر شرایط سنی او ارجحیت دارد.

در ازدواجهای که بر اساس جبر خانوادگی یا فشارهای اجتماعی صورت گرفته  احتما افزایش تعارض بین زن و مرد بسیار است . ازدواج با بیوه برادر در بسیاری از شهرهای کوچک و روستاها و حتی حاشیه شهرهای بزرگ همچنان مرسوم است در این شیوه ازدواج پس از مرگ برادر بزرگتر در صورتی که برادری مجرد حضور داشته باشد او موظف است در وهله اول با زن برادر بیوه خود که در اکثر موارد از او بزرگتر است ازدواج نماید(۲)؛ در این خانواده بیشترین تنش در حوزه مدیریت است ! چه کسی باید مدیر خانه باشد، مرد یا زن؟ در این جوامع مرد به دلیل جایگاه  سنتی اش می خواهد اقتدار خود را اثبات کند  و در نقش مدیری مقتدردرخانه حکمرانی کند ولی زن به علت بزرگتر بودن و داشتن فرزندانی که شاید از لحاظ سنی به همسرش نزدیک باشند نمی تواند این نکته را تحمل کند و در نتیجه  کانون خانواده دچار مشکل می شود. هرچند که در بسیاری از موارد، مرد به دلیل جایگاه سنتی اش برنده این موقعیت است.

از دیگر موارد ازدواجهای اجباری که در آن مساله سن بعد از اولویت های دیگر قرار دارد ازدواج در رسم خون بس است که در مواردی عروس خونی بزرگتر از داماد است. متاسفانه در تعاریفی که برای خون بس آمده غالبا به نقطه پایانی و نمایش عمومی عفو گناهکار توجه شده ، در صورتی که در اکثر موارد دختر یا دخترانی از شخص خاطی یا اطرافیان نزدیک او باید به عنوان همسر یکی از طرفین مقابل به خانه بخت  ‌رود تا با باروری فرزندان جبران مافات کرده باشد ! و باعث نزدیکی دو قوم شود. تحقیق در خصوص کیفیت زندگی این زنان که عروس خونی نامیده می‌شوند خود رساله‌ای دیگر می‌طلبد که متاسفانه امکان پرداخت به آن دراین مجال امکان پذیر نیست.(۳)

نقطه مقابل ازدواج با اجبار، ازدواجهای عاشقانه است در این نوع ازدواج ، انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر بسیار دخیل است. در این حالت غالبا تفاوت سنی چندانی بین مرد و زن نیست و هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین آنها کمتر باشد  یقینا درک آنها از یکدیگر بیشتر است ؛ مساله بالاتر بودن سن زن درصورتی که  اختلاف سنی فاحش نباشد وعشق وعلاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد مشکل ساز نخواهد شد ،عشق و دوست داشتن  و گذشت داشتن در زندگی تضمین کنندهای  یک ازدواج موفق هستند. بدین جهت می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. در برابر این ازدواجها  هستند کسانی که  صرفا با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.

 اما ازدواج هایی که در آن موقعیت  اقتصادی  زن بر شرایط سنی او ارجحیت دارد برخلاف  دو دسته پیش در این روزها رو به افزایش  گذاشته ؛براساس آمارهای سازمان ثبت احوال در سه ماه اول سال ۹۱ تعداد ۲۴ هزار و ۹۶۷ زوج در حالی با هم پیمان زناشویی بستند که سن داماد کوچک‌تر از عروس بود. البته این موضوع  فقط در سال ۹۱ اتفاق نیفتاده ، چون آمارهای سال ۹۰ و پیش از آن نیز نشان می‌دهد که سال‌هاست ازدواج پسران با دختران مسن‌تر از خود در حال وقوع است ثبت احوال ایران در سال ۹۰ میزان اینگونه ازدواجها را ۵۶ هزار و ۷۴۳ مورد  اعلام کرده  که البته بیشترین تعداد این ازدواجها مربوط  به تفاوتهای سنی یکسال است و هرچه بر اختلاف سنی افزوده شده از میزان ازدواج کاسته شده است .

 همانطور که پیشتر اشاره شد مشکلات مالی و تورمی که در ۱۰ سال گذشته  گریبان مردم را گرفته باعث شده تا پسران در توانایی تقبل مالی یک زندگی مشترک دچار مشکل  باشند و به همین دلیل تصمیم می گیرند با دختری ازدواج کنند که  دارای شغل و منابع مالی باشد  حال در مواردی  این انتخاب ها از خودشان مسن تر است ،اما در عوض همسرانشان  دارای شغل و درآمد هستند و می شود هزینه هالی زندگی را با آنان تقسیم کرد.

اگر تفاوت سنی میان زن و مرد در نهایت سه تا چهار سال باشد، می توان امید داشت که زندگی آرامی در جریان باشد ؛ البته این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند. افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم آنان بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. زنان و مردان با اختلاف سنی بالا از نظر جسمانی با هم هماهنگ نیستند پس وقتی مردان همسرانی ۱۰تا۲۰ سال بزرگتر می‌گیرند بعد از مدت کوتاهی این حس و علاقه از یک طرف کمرنگ می شود، فاصله سنی زیاد و از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد، مشکلاتی چون : عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف و بی حوصلگی فرد بزرگ تر…. زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را چون او بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.  روان شناس ها معتقدند  زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگی عاقل تر می شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگی عمیق تر است؛ بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر در این زمینه ها فکر می کنند. حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده نمی شود، این تصور تداعی می شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بی مسئولیت است و در نهایت تنش فضای خانواده را پر می کند. مثلاً زنی که ۱۵ سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند.

 از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با پیر شدن شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد.البته این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد. متاسفانه در این ازدواجها هدف اصلی دوست داشتن و علاقه بین زن و مرد، تشکیل زندگی مشترک و یا داشتن هم صحبت نیست. در واقع  در این ازدواج‌ها هر شخصی به منافع خود فکر می‌کند ،این افراد به دلیل قصد و نیت خاصی که دارند، به سمت این نوع ازدواج می روند ؛. و سپس در ادامه در صورت بروز مشکل هم، جدایی راحترین راهی  است که انتخاب می‌کنند و این یعنی افزایش آمار طلاق در ایران و مسایل بعدی آن.این افراد در ازدواج‌های این‌چنینی به این دلیل شکست می‌خورند که یادشان می‌رود روز نخست برای چه تصمیم گرفته‌اند و معیار انتخابشان چه بوده است؟

لازم بذکر است که نمی توان یک حکم کلی برای چنین مسئله ای در جامعه ایران صادر کرد؛ ذکر موارد بالا دلیل نمی شود که ما همیشه ازدواجهایی را که ممکن است زن از مرد سن بیشتری داشته باشد محکوم به شکست بدانیم ، بسیاری از این گونه ازدواجها سالهای سال دوام داشته و آرامش و احترام برآن حاکم بوده است، همان طورکه شاهد شکست بسیاری نیز بوده ایم. توجه داشته باشیم که تفاوت سنی به تنهایی عامل شکست یا موفقیت یک ازدواج نیست بلکه عوارض و پیامدهایی که ممکن است از این اختلاف سنی ناشی شود، می تواند بر میزان تعامل و تفاهم حاکم بر این زندگی تأثیر گذار باشد.

همچنین همیشه در کنار تفات سنی زن و مرد، تفاوت های دیگری نظیر تفاوت فرهنگی، اقتصادی، تحصیلی و یا سطح درک طرفین نیز وجود داشته و سبب اختلاف شده که موجبات نسبت دادن این اختلافها رابه تفاوت سنی فراهم می آورد.

  منابع:

۱٫ فیلم “نامزدی” ساخته ناصرغلامرضایی ،فیلمی است که در خصوص این موضوع ساخته شده است

https://www.youtube.com/watch?v=WINO6CE4-P8

۲٫ فیلم خون بس هم به معضلات این رسم در میان عشایر اشاره کرده

https://www.youtube.com/watch?v=bOqSOxv-4ow



  1. pedram said on خرداد ۵, ۱۳۹۴

    دوست عزیز

    لطفا در انتخاب منابع خود دقت بیشتری کنید . موضوع جالب ولی‌ محتوا بسیار ضعیف می‌باشد

    با آرزوی موفقیت

Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱