صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  وقتی چهره فقر زنانه ...
اردیبهشت
۱۶
وقتی چهره فقر زنانه می شود
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

رویا تاجی: فقر زنانه می شود ، زنان فقیر می شوند ، زنان فقیر دو برابر مردان فقیر آزار می‌بینند و فقر از زندگی زنان بالا می رود .

این خبر ها تکرار می شود ، خبرگزاری ها تیتر یک می زنند و در نهایت زنان فقیر تر می شوند . معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده زنانه شدن فقر را هشدار می دهد.آن دیگری از بیکاری۸۲ درصدی زنان سرپرست خانواده می گوید . از این که نرخ بیکاری زنان در ایران بیش از دو برابر و نیم نرخ بیکاری مردان است. و باز هم زنان فقیر تر می شوند .

حالا مدیرعامل سازمان رفاه شهرداری تهران می گوید: کارتن خوابی به سمت زنانه شدن می رود .زنان کارتن خواب ، زنانی که به جای خانه در خیابان می خوابند .فرزاد هوشیار می گوید : آسیب‌ها در تهران اتفاقی زنانه است و این معضل حل نمی‌شود مگر بدست خود مردم.

تهران ۱۵ هزار کارتن خواب دارد و شهرداری هر شب بیش از ۵۰۰۰ کارتن خواب را جمع آوری می‌کند.این آمار ها را هم هوشیار می گوید ، مدیر عامل سازمان رفاه شهرداری تهران .کارتن خواب هایی که  ۱۰ درصدشان بیماریهای واگیردار دارند . ولی گرمخانه ها و مددسراهای شهرداری با بودجه دولتی نمی‌توان آنها حمایت کنند.

فقر زنانه

محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری هم معتقد است :در کشورهای در حال توسعه خصوصا” کشورهای اسلامی میزان فقر زنان نسبت به مردان بیشتر بوده و این روند همچنان رو به افزایش است.

او می گوید : علاوه بر عوامل اقتصادی عوامل دیگری چون عدم دسترسی یا محدودیت به مراکز و منابع قدرت سیاسی و محرومیت از منابع اقتصادی و آموزشی که بیشتر ناشی از امور جنسیتی بوده موجب افزایش میزان فقر در بین زنان شده و در ایران نیز وضعیت آنان به همین گونه است.

اولیایی فردمعتقد است : جدا از عدم دسترسی زنان به مشاغل حساس مملکتی و مراکز سیاست گذاری، عامل جنسیت موجب شده تا زنان از دسترسی به یک سری از مشاغل محروم یا حداقل محدود شوند. در واقع  قانون برای اشتغال زن به واسطه جنسیت و زوجیت به طور خاص محدودیت هایی پیش‌بینی کرده است . ( بیشتر بخوانید)

زنانه شدن فقر تنها دغدغه ایران نیست و سال هاست که  عصر حاضر با آن درگیر است . اما آنچه مسلم است به دلیل نبود اطلاعات دقیق و تعریف مشخص از زنان فقیر و فقر زنانه تحلیل این پدیده در ایران به خوبی امکان پذیرنیست.

گر چه می توان با همین اطلاعات جسته گریخته و محدود  هم مطمن شد که زنان به مراتب بیشتر از مردان از فقر آسیب می‌بینند.

تشدید نابرابری های اجتماعی ،افزایش بالای طلاق ،تغییر نقش زنان در اداره خانه به عنوان سرپرست ،نابسامانی در حمایت‌های اجتماعی و رفاهی از زنان و قوانین تبعیض‌ آمیزی که زنان را به مردان وابسته می‌کند همگی سبب می شود که چهره فقر هر روز زنانه تر شود .

آمار ها چه می گویند

:«بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ‌سال ۱۳۹۰ جمعیت زنان معادل ۶.۴۹درصد جمعیت کشور است (برابر حدود نیمی از جمعیت کشور). شاخص امید زندگی یا سال‌های متوسط عمر زنان ۶.۷۴ سال برآورد شده است که این شاخص برای مردان ۱.۷۲ سال است. از لحاظ وضع سواد از کل جمعیت زنان و مردان ۶۰ سال به بالای کشور به ترتیب ۱. ۸۱و ۴.۸۸ درصد باسواد بوده‌اند. مقایسه این دو رقم بیانگر تفاوت میان میزان باسوادی زنان و مردان است که این تفاوت بیشتر ناشی از بیسوادی زنان ۶۰‌ سال به بالاست. در این گروه سنی تنها ۲۳‌درصد زنان باسوادند. نسبت باسوادی زنان و مردان در سنین کمتر از ۲۵‌سال به ترتیب برابر ۷.۹۵ و ۱.۹۶درصد بوده و مشاهده می‌شود که اولا بین زنان و مردان زیر ۲۵‌سال بی‌سوادی در حال ریشه‌کن شدن است و نکته مهم این‌که این میزان در مورد زنان تقریبا به برابری با مردان رسیده است.» در ادامه این آمار آمده است: «در‌سال ۱۳۹۲، بیش از ۶۰‌درصد پذیرفته‌شدگان مراکز آموزش عالی را دختران تشکیل داده‌اند.

ذکر این نکته لازم است که با وجود افزایش میزان حضور زنان در مراکز آموزش عالی و افزایش سطح تحصیلات آنان، مقایسه‌ درصد زنان و مردان دارای مدارک تحصیلی مختلف مؤید این نکته است که همچنان تفاوت چشمگیری بین تعداد مردان و زنان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا وجود دارد و در مقطع دکترای تخصصی سهم زنان معادل نیمی از دانشجویان مرد است. براساس یافته‌های طرح آمارگیری از نیروی کار در پاییز‌ سال ۱۳۹۲ نرخ مشارکت اقتصادی جمعیت زنان ۱۰ساله و بیشتر، تنها ۳.۱۱ درصد است که برای مردان این نسبت برابر ۱.۶۲درصد بوده است و نیز بیکاری زنان دو و نیم برابر مردان است که ۸.۲‌درصد رشد داشته است.»

همچنین «بررسی وضع زناشویی زنان بیانگر این امر است که در‌سال ۱۳۹۰، ۶۱‌درصد زنان ۱۰‌سال به بالای کشور دارای همسر، ۴.۷ درصد بی‌همسر بر اثر فوت، ۴.۱درصد بی‌همسر بر اثر طلاق و ۲.۳۰درصد آنان هرگز ازدواج نکرده بوده‌اند. میانگین سن ازدواج زنان و مردان با استفاده از آمار سازمان ثبت‌احوال در‌سال ۱۳۹۲ به ترتیب برابر است با ۵.۲۲ و ۴.۲۷ سال. میانگین سن طلاق در‌سال ۱۳۹۲ برابر ۷.۲۹ و ۵.۳۴ سال برای زنان و مردان بوده و متوسط عمر زناشویی منجر به طلاق ۸.۷ سال به‌دست آمده است. همچنین نسبت به مدت مشابه ‌سال ۱۳۹۱، نرخ ازدواج ۵‌درصد کاهش داشته و نرخ طلاق در ۶ ماهه نخست ۹۲ نسبت به نیمه اول‌ سال ۱۳۹۱، ۷‌درصد افزایش داشته است.»

براساس سرشماری ۱۳۹۰، ۱.۱۲درصد خانوارها دارای سرپرست زن هستند که تنها در ۵‌سال گذشته ۳‌درصد افزایش یافته است؛ به عبارتی زنان، سرپرست ۱۲‌درصد خانوارهای ایرانی‌اند و ۸۲‌درصد زنان سرپرست خانوار بیکارند. هرچند در ایران عامل اصلی سرپرستی خانوار توسط زنان، مرگ شوهر است اما طلاق نیز در سال‌های اخیر رشد زیادی داشته و به‌خصوص در گروه‌های سنی جوان‌تر عامل مهمی در سرپرستی خانوار توسط زنان بوده است و انتظار می‌رود که در آینده نیز رشد داشته و از عامل مرگ شوهر در گروه‌های سنی جوان‌تر پیشی بگیرد.

همچنین نسبت زنان سرپرست خانوار هرگز ازدواج نکرده که الگوی نوظهور نام گرفته، طی سال‌های سرشماری رو به افزایش است که بیانگر تمایل دختران مجرد به زندگی مستقل است. الگوی ارایه شده بر اساس نتایج آمارگیری نشان‌دهنده آن است که از سویی با زنانه‌شدن سالمندی و از سویی دیگر با زنانه‌شدن سرپرستی خانوار مواجه هستیم که پیوندی ناگسستنی با زنانه شدن فقر دارد که در گفتمان توسعه از آنان به‌عنوان فقیرترین فقرا یاد می‌شود.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱