صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  ماهیت حقوقی خشونت ها...
اردیبهشت
۱۶
ماهیت حقوقی خشونت های پنهان در خانه
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

حسین رئیسی – وکیل دادگستری

طرح بحث:

 زندگی آنها در ظاهر آرام و توام با احترام متقابل به نظر می رسید، اما خشم فروخفته سنگینی بر سالهای گذشته این زندگی سایه سیاهی افکنده بود. وقتی که دلیل او برای در خواست طلاقش را پرسیدم، گفت: خانمی است که ۱۸ سال با یک روحانی زندگی کرده و حالا بدون اجازه حاج آقا از منزل خارج شده تا وکیل بگیرد وبه کمک وی دادخواست طلاقش را تنظیم و به دادگاه تسلیم کند.

زن خود فردی مذهبی و طلبه حوزه علمیه و با مدارج دانشگاهی و مقید به رعایت ارزش های مذهبی بود. رفتار همسر روحانی او شرایط سختی را برایش بوجود آورده، که برایش دیگرغیر قابل تحمل شده بود.

در رفتارش همواره بر آن تاکید داشت که من به شدت مورد آزار روحی همسرم هستم! این آزار را ناشی از خشونت های رایج در درون خانه نمی دانست، بلکه خشونت اعمال شده بر او ویژگی های خاصی داشت مهمترین ویژگی خشونت همسرش پنهان بودن آن بود.

در اینجا خواهیم دید که چگونه، خشونت خانگی به عنوان الگویی رفتاری، برای تسلط بر همسر و فرزندان در درون خانواده بکار گرفته می شود. این الگو جنبه های گوناگون به خود می گیرد و در مواقعی به درستی آشکار نمی شود، و در بسته های ظاهری با الگوهای مذهبی نیز در هم آمیخته است.

فرامین مذهبی همواره به عنوان الگوهای رفتاری شناخته می شوند که می توانند در روابط انسانی و در درون خانه ها، بر افزایش و یا کاهش خشونت تاثیر داشته باشند. رفتارها و قواعد ظالمانه و نابرابرو ترویج آنها به نام شریعت اسلامی در روابط خصوصی و در جامعه به گسترش و نهادینه شدن خشونت و ظلم به خصوص درباره زنان و کودکان و ترویج خشونت منجر شده است. در حالی که فهم صحیح از اخلاق و پرهیز از ظلم و ستم چه آشکار و چه پنهانش در تقابل با آمیزه های خشونت طلب قرار می گیرند.

در ادامه وقتی جزییات بیشتری را از او جویا شدم بطور خلاصه تصویری ارائه کرد که برای من هیچ گاه فراموش شدنی نیست.

او می گفت: “همسرم خدا را همواره در یک وجبی بالای سرم قرار داده است”! از این عبارت چندان چیزی مفهموم نبود، با جزییات بیشتر به عمق سخن وی به درستی پی بردم.

در توضیح سخنش را چنین پی می گیرد:” از نوجوانی که به ازدواج ایشان درآمدم همواره تمام خواسته هایش را از طریق آیات و روایات اسلامی، در خانه دنبال می کرد، اگر علاقه ای نداشت و یا مانند بسیاری از مردان ترس از این داشت تا با خانواده ام به خصوص مادرم در تماس باشم، این را به صورت یک فرمان از طرف خدا برایم ترسیم نموده بود. بدین صورت که معتقد بود تمام رفتار پنهان و آشکار زن الزاما باید با اجازه مردش باشد در غیر این صورت آن رفتار معصیت خدا و گناه کبیره می باشد.

 با ترویج این فکر و نهادینه کردنش در درون خانه حتی زمانی که تنها بودم و هوس می کردم با مادرم تماس تلفنی بگیرم دستم که بسوی گوشی تلفن میرفت، احساس گناه شدیدی می کردم و این احساس به شکلی شده بود که حتی فکر تماس با بیرون از خانه بدون کسب اجازه، او حس گناه و معصیت در من زنده می کرد.

او ادامه داد : مدتی را با این شرایط سپری کردم، اما به تدریج که به مطالعات اسلامی علاقمند شدم و برای این موضوع به خوبی من را تشویق کرد، دریافتم که این برداشت شخصی او از گناه در روابط میان زن و مرد است. او خدا را ناظری برای امر و نهی کردن های خودش تبدیل کرده بود. از این رو تا مدتی احساس بدی داشتم و خدا را بالای سرم برای اطاعت بی چون و چرا از همسرم حس می کردم و می دیدم.

احساس روانی ناشی از این شرایط برایم نه تنها آزار دهند، بلکه کشنده شده است. همه چیز برای اوست، خوابیدن، بلند شدن، آرامش، بچه داری، مهمانی ها، آرایش کردن، مریض نشدن و اساس زندگی من برای آسایش او است. از این رو نمی خواهم به شرایط روانی که ۱۸ سال به تدریج من را خورده است ادامه دهم، می خواهم از خدا تصور رحمان و رحیم داشته باشم تا مسئول خدمت به مرد زندگی ام و ابزار تسلط همه جانبه  او بر من. خشمی در من شکل گرفته که جز با رهایی از این وضعیت تسکین نمی یابد.

 امروز چندین سال است که آنها با هم زندگی نمی کنند، اما سرنوشت دیگران که اسیر این چنین خشونت هایی هستند بدست کیست و چگونه رقم می خورد؟

منابع حقوقی و خشونت های پنهان در خانه

اگر قرآن به عنوان مهمترین و اصلی ترین منبع فقه اسلامی است، چرا آیاتی را می توان یافت که با رفتارهای تسلط جویانه با ماهیت خشونت زا چنانچه در این داستان واقعی می بینیم، تفاوت دارد؟ رفتار و ابزار سازی از دین برای کنترل و تسلط بر همسر یک روحانی از دو خواستگاه می آید، نخست از ترویج نابرابری بین زن و مرد و استفاده از برخی آیات و روایات اسلامی که زن برای آرامش مرد آفریده شده است. سپس از اقتدار ناشی از تفسیرهای خودخواهانه از منابع اصلی اسلامی منشاء می گیرد.

برای اثبات نادرستی رفتارهای همسر روحانی کافی است تنها به آیه ۳۵ سوره احزاب در قرآن توجه کنید. ترجمه آیه چنین است:

“به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى‏کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است‏.

درباره شان نزول این آیه از قران نیز گفته اند که اسماء یا همان ام سلمه نزد حضرت محمد رفته و از او پرسیده که جایگاه زن در قرآن چگونه است، چرا آیه ای در باره زنان نیست؟ سپس این آیه که نشانه برابری زن و مرد است نازل شده است. برخی نیز از این آیه سی صفت برابر زن و مرد را استخراج کرده اند.

با وجود صراحتی که در این آیه قرآن دیده می شود، مشخص نیست تفسیر منفعت طلبانه و مرد سالارانه، از منابع اسلامی چگونه به شریعت راه یافته است و به تبعیت از آن در حقوق امروزی ایران نیز به آشکارا همین شیوه تفسیر نابرابر تسلط یافته و منشاء خشونت های آشکار و پنهان علیه زنان شده است.

قراردادن تفاسیر گوناگون از قرآن و منابع شریعت اسلامی به عنوان منابع قانونگذاری در زمان کنونی موجب شده تا نقش فرودستی از زن ترسیم شود و بر همین اساس نیز او را رسما در معرض خشونت های مختلف قرار دهد.

پدری که حق ولایتش را برای ازدواج دختر صغیرش، با استفاده از نظر فقهای اسلامی از جمله آیت الله خمینی[۳] استفاده می کند، آیا بطور علنی و رسمی دخترش را در معرض آسیب و خشونت قرار نمی دهد؟

امروز زمان آن فرارسیده است تا مقررات قانونی بر اساس شان و جایگاه برابر زن و مرد تدوین شوند و قوانین حقوقی از جمله ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی که سن مسئولیت را برای دختر ۹ سال و برای پسر ۱۵ سال تمام قمری فرض کرده است و یا ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی که سن ازدواج را برای دختر ۱۳ سال و برای پسر ۱۵ سال تعیین کرده و ازدواج زیر سن ۱۳ سالگی را برای دختران با تاسی از اینکه پیامبر اسلام با عایشه (دختر شش ساله) ازدواج کرده است، غیر عملی و هیچ ضرورتی به قیاس از آن نیست و این موجب گسترش نابرابری و در نتیجه خشونت های مختلف در جامعه خواهد شد.

اگر موازین شریعت اجازه اعمال تبعیض را فراهم نمی کرد، روحانی موضوع پرونده ای که در بالا به آن اشاره کردیم، همسرش را در شرایط سخت و کشنده نابرابر قرار نمی داد، و این امر را امر خدایی تلقی نمی کرد. همه این موارد بدون آگاهی کافی هر روزه در منابر و مساجد و صدا و سیما به عنوان ارزش یاد می شود، در حالی که حداقل همه اینها با برخی منابع اسلامی و آیات قرآن در تضاد هستند.

راه حل برون رفت از این شرایط آموزش و قانونگذاری براساس نیاز ها و شرایط روز جامعه و استفاده از تحقیقات مختلف است.

نتیجه:

بی شک اگر امروز آمار طلاق در کشور افزایش یافته است و عمده متقاضیان طلاق نیز زنان هستند، این امر حکایت از ناکارآمدی مقررات و برداشت های ناشی از آن در درون اجتماع در تقابل با حقوق زنان قرار دارد! امروز هیچ زنی حاضر نیست برای همه رفتارهایش از مرد اجازه بگیرد و همه زنان خواستار ایفای نقش برابر با مردان به خصوص در درون خانه هستند. اگر زایمان یک خصیصه زنانه است، اما بچه داری و نظافت خانه خصیصه ای زنانه و یا کار بیرون مختص مردان نیست.

و در نهایت شعار از فضلیت و احترام به زن بدون رفع موانع حقوقی در سر راه او و با کوچک شمردنش از طریق ممنوعیت خروج از منزل بودن رضایت همسر، به ازدواج دادنش در هر سنی که پدر یا جد پدری دوست دارد، کم شمردن حق شهادتش، کاستن حق حضانت کودک خودش، ممنوعیت خروج او از کشور بدون رضایت همسر، نابرابری دیه و ارث او با مردان، مجوز قتل ناموسی در قانون و مواردی نظیر اینها عوامل حقوقی منشاء بسیاری از نا آرامی های درون خانواده ها، تقابل جدی حقوقی بین زنان و مردان و خشونت ها مختلف محسوب می شوند.

منابع:

۱- پاکاری، زینب؛ گذری بر جایگاه زن در قرآن

۲- هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ تفسیر سوره احزاب آیه ۳۵

۳- آیت الله خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، باب نکاج،طلاق و احکام آن، مسئله ۱۲٫



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱