صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  آنچه مرا رنج می داد...
بهمن
۳۰
آنچه مرا رنج می داد
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

2673815994_384b57b29c_z

عکس: Beshef

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

وقتی شوهرم از کوه پرت شد ومن و بچه ها را تنها گذاشت مزه خشونت را چشیدم. رضا هم شوهر بود و هم رفیق. اگرچه وضع مالی ما خوب نبود ولی خوشبخت بودیم.

مراسم چهلم که تمام شد هنوز گیج بودم با این وجود متوجه تغییر رفتار خواهرم شدم. خواهری که ۲۲ سال هم اتاق بودیم و از غم و شادی و درد دل های هم با خبر، حالا سرد شده بود و به گرمی و صمیمیت قبل نبود. تعارف هایش هم واقعی نبود.  اگر ۱۰ بار تلفن می کردم یک بار جواب می داد.

 کم کم متوجه شدم خیلی خوشش نمی آید که با شوهرش حرف بزنم و یا به خانه آنها رفت و آمد کنم اگر چه صراحتا حرفی نمی زد ولی نمی توانست رفتارش را کنترل کند. من به خوبی متوجه دلشوره او بودم ولی هر چه فکر می کردم دلیل آن را نمی فهمیدم.

یک روز مادرم سر صحبت را با من باز کرد و گفت: عزیزم رضا سایه سرت بود و رفت و از حالا باید مراقب باشی. مراقب حرف زدنت، حتی لباس پوشیدنت. نگاهش کردم. چه فایده داشت بحث کنم یا استدلال بیاورم. مانند آدمی بودم که از یک سیلی محکم سرگیجه گرفته و با سر توی دیوار رفته است. مادرم گفت که خواهرت حق دارد. شوهرش جوان است و خام و دلش هزار راه می رود. مادر از من می شنوی کمتر خونه خواهرت برو.

۴ ماه که گذشت افتادم دنبال کار وخدا می داند چقدر سخت کار پیدا کردم ولی آنچه من را رنج می داد نه رفتار صاحب کار و بقال سر کوچه، رفتار اطرافیانی بود که قبلا با من و رضا دوست بودند. رفت و آمد داشتیم. نون و نمک هم را خورده بودیم و با هم زیارت و سیاحت رفته بودیم.

رضا مردم دار بود و هر ماه خانه یکی از دوستان همکارش شام دوره داشتیم. بعد از یکی دو ماه دعوت آنها هم یکی در میان شد ورفتارهایشان تغییر کرد حتی عید نو رضا یا نیامدند و یا اگر آمدند یک ربع نشستند و رفتند.

بعد از فوت همسرم من شدم خطرناک. زنی جوان که ممکن است شوهر دوستان و حتی خواهرش را بدزدد و آنها را خانه خراب کند.

ذره بین جامعه و زنان بیوه

مکانیسم اعمال خشونت خانگی ظریف و پیچیده است. تاثیرات آن هم با همه تحقیقات موجود گاهی وسیع تر از آن چیزی است که انتظار می رود تا جایی که بعضی قربانیان بعد ازدوری از محیطی که خشونت اعمال می شده تا مرحله انتقام از خود با عکس العمل های متفاوت پیش می روند.

افرادی هم که خشونت را اعمال می کنند لزوما افرادی نیستند که دشمن قربانی باشند و گاهی دوست داشتن های مرضی و وابستگی های غیر عادی و حتی ترس از دست دادن موقعیت یا منفعت موجب اعمال خشونت علیه یکی از اعضا خانواده می شود.

با مهتاب صحبت می کنم. زنی ۵۵ ساله که ۴ فرزند دارد و شوهرش استاد دانشگاه است. مهتاب را اتفاقی پیدا کردم. وقتی در یک مهمانی به شوهرش چشم غره می رفت و او را از صحبت با هما، زن میانه سالی که چند سالی از طلاقش می گذشت دورمی کرد.

از مهتاب می پرسم به شوهرت بیشتر بی اعتمادی یا مثلا به هما و او از سوال من با وجود اینکه موضوع گفت و گو را پذیرفته جا می خورد.

نگاه می کند و می گوید اگر بخواهم با خودم رو راست باشم از شوهرم. من به او اعتماد ندارم. بارها و بارها به من خیانت کرده است. حتی وقتی بارداربودم. یک بار عروسی کارمند جوانش رفتم که بعدها فهمیدم با او رابطه داشته است.

مهتاب با عبارت خشونت بعداز طلاق و یا خشونت علیه زنان بیوه آشنا نیست ولی وقتی از او می پرسم که اگر جای هما بود و با چنین رفتاری روبرو می شد چه احساسی داشت سکوت می کند.

او هم فکر می کند نگاه جامعه نسبت به زنی که طلاق گرفته و یا شوهرش فوت کرده توام با خشونت است و این زنان همیشه زیر ذره بینی قرار دارند که آنها را آزار می دهد.

دکتر والی پور درباره بعضی عوارض خشونت  می گوید:  پنیک و حملات عصبی درتعدادی از قربانیان قابل مشاهده است. بیمارانی که با در پاسخ به ترس های شدید دچار اختلال در فعالیت های بدن می شوند. نشانه هایی که  شامل لرزش، تنگی نفس، تپش قلب، درد سینه، تعریق، تهوع، سرگیجه، احساس سبکی در سر و احساس خفگی است. در هنگام حمله پنیک مقادیر زیادی آدرنالین در خون ترشح می شود. بسیاری از افراد که برای اولین بار دچار این حملات می شوند، فکر می کنند که دچار حمله قلبی شده اند، در حال از دست دادن عقل خود هستند و یا دارند می میرند.

بسیاری می گویند این حملات دلهره آورترین وقایع زندگی آنها بوده است. اگر این حملات به صورت مکرر و غیر منتظره اتفاق بیافتد به عنوان بیماری پنیک تلقی خواهد شد، ولی حملات پنیک در جریان دیگر بیماری های اضطرابی نیز اتفاق می افتد.

رویا زن جوانی است که در مواجه با خشونت خانگی دچار پنیک های عصبی شدید می شد با اینکه دندانپزشک و از نظر مالی مستقل بود کاملا در کنترل و حتی خشونت جسمی شوهرش قرار داشت. رویا با پسر دایی اش که دکتر زنان بود در یک مطب مشترک کار می کرد. وقتی به زحمت طلاق گرفت فکر نمی کرد که همسر پسر دایی با داد و فریاد درعرض یک ماه مطب دیگری برای شوهرش اجاره کند و در وتخته مشترک را بکند و ببرد.

رویا می گوید من از طلاقم پشیمانم نیستم ولی برخورد دوستان و آشنایان بعد از جدایی من را متعجب کرد. من زیر نگاه زنانی بودم که وقتی با شوهرانشان سلام و علیک می کردم چشم غره می رفتند والبته مردان هم زیر چشمی من را می پاییدند و گاه و بی گاه محک می زدند. حتی یکی ازهمکاران مرد پس از برخورد نامناسب همسرش زنگ زد و عذر خواهی کرد. به هر حال من اجازه ندادم رفتار اطرافیان من را از میدان به در کند هر چند که هم دل گیر می شوم و هم می رنجم اما برای تغییر چنین رفتاری نباید منزوی شد.

فربد – ف روانپزشک معتقد است زنانی که در معرض خشونت پس از طلاق قرار می گیرند به دلیل قطع ارتباط های عاطفی با اطرافیان دچار واکنش های چون رنجش شدید، آزردگی و انزواطلبی و افسردگی و حتی احساس گناه می شوند. ما از سوی این زنان با مواردی از وسواس شدید نسبت به ظاهرو پوششان روبرو هستیم که فکر می کنند رفتار ولباس و برخورد و خنده شان است که موجب چنین عکس العمل های از سوی جامعه می شود و مرتب خود را قضاوت می کنند.

ما نسبت به زنان بیوه با یک پدیده فرهنگی – اجتماعی روبرو هستیم که از هنجارهای اجتماعی ناشی می شود. هنجارهای ناشی از نقش های جنسیتی و نگاه های تبعیض آمیز خشن جنسیتی که جامعه علیه جامعه بکار می گیرد که از عوامل زیستی در ایران ریشه می گیرد.

خشونت پس از طلاق یا مرگ همسر زنان را آسیب پذیر و در شرایطی درمانده می کند به طوری که بدون مطالعه و زیر فشار خانواده به ازدواج مجدد نسنجیده رو می آورند. گاهی هم این زنان پس از گذر از اندوه فراوان دچار غضب و عصبیت و عصیان می شوند و رفتارهایی را انجام می دهند که با گذشته و حتی شخصیت آنها هم خوان نیست.

این دکتر روانپزشک معتقد است چگونگی رشد روانی – اجتماعی ما درچنین مواردی از اعمال خشونت موثر است. چگونگی رشد است که هویت های جنسی و عکس العمل های ناشی از آن را شکل می دهد و منتهی به پذیرش الگوهای جنسیتی می شود.

به باور متخصصان این رشته نوع اجتماعی شدن نگاه ما به خود و خانواده و روابط درونی آن را شکل می دهد و واکنش های انسانی را کنترل می کند.

من با خانمی روبرو بودم که پس ازطلاق خاله اش دچار این وسواس فکری نسبت به او شده بود که او با شوهرش رابطه دارد در حالی که بعدها معلوم شد مرد با زن دیگری در رابطه بوده است. این زن هر بار خاله خود را در جایی می دید دچار ضعف و سرگیجه و تهوع همراه با لرزش اندام و احساس حقارت شدید می شد.

کابوس های شبانه می دید و آرامش خود را از دست می داد. رفتارهای او هم خودش را آزار می داد و قطعا در خاله او نیز تاثیرات بالینی مختلف بر جا می گذاشت.

بدیهی است زنان بیوه در کوتاه مدت و دراز مدت در برخورد با خانواده و اطرافیان با عوارضی چون بدبینی و بی حسی عاطفی و حتی دشمنی و گوشه گیری روبرو می شوند. احساس آزادی نمی کنند و روابطشان با اطرافیان محدود می شود.

خشونت پس از طلاق یا مرگ شوهر از جمله خشونت هایی است که از سوی خانواده به زن اعمال می شود و آنچنان که باید هم مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. خشونتی که منزلت و اعتماد به نفس و حتی عزت نفس زنان را نشانه گرفته و واکنش های آنها را شکل می دهد.

.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱