تسهیل گری از نظر تا عمل


Screen Shot 2015-02-18 at 13.40.48
عکس: نشریه اینترنتی نوسازی

مصاحبه با پروین پاکزادمنش و سعید نوري نشاط، از تسهیلگران حرفه اي در محلات

با کوشش: آزاده آقالطیفی

نظر به موضوع اصلی این شماره از نشریه اینترنتی نوسازي، “تسهیلگري”، کوشش شد تا با تسهیلگران حرفه اي که در این حوزه در دو عرصه نظري و عملی فعالیت نموده اند، گفتگویی انجام پذیرد. این تسهیلگران خانم پروین پاکزادمنش و آقاي سعید نوري نشاط هستند. پروین پاکزادمنش درجه کارشناسی روانشناسی را در دانشگاه شهید بهشتی و کارشناسیارشد رفاه اجتماعی را در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دریافت کرده است و در حال حاضر در رشته مردم شناسی اجتماعی در دانشگاه مالایا )UM( در شهر کوالالامپور مشغول به دریافت درجه دکترا است. دغدغه اصلی او توانمندسازي زنان و افزایش مشارکت آنها در فرایند توسعه محلی است. وي کار تسهیلگري را با آقاي سعید نوري نشاط شروع کرد و نتیجه این همکاري 5 ساله همکاري در پروژه هاي اجتماع محور در زمینه هاي مختلف و نیز تألیف و ترجمه چندین اثر مرتبط با مفاهیم تسهیلگري و فعالیت هاي اجتماعی شده است.1 سعید نوري نشاط از تسهیلگرانی است که سالها در روستاها و محلات شهري به عنوان مشاور یا آموزشگر در بسیاري از پروژه هاي توانمندسازي و توسعه محلی فعالیت کرده است و با انجمن هاي غیردولتی در این زمینه همکاري داشته است. از وي تألیفاتی در زمینه تسهیلگري و توانمندسازي محلی به چاپ رسیده است. وي داري درجه کارشناسی ارشد در رشته حقوق عمومی )از پردیس قم دانشگاه تهران( است و اینک در مقطع دکترا در دانشکده اقتصاد و امور اداري دانشگاه مالایا مشغول به تحصیل است.

 به عنوان کسانی که سال ها به عنوان تسهیلگر کار کرده اید، تسهیلگري چیست ؟ چه ماهیتی دارد ؟

o سعید نوري نشاط: تسهیلگري ترجمه واژه facilitation است و معناي این کلمه یعنی آسان کردن امور براي دیگران. البته این خیلی معنی ساده اي از این واژه است، ولی در آن حقایق مهمی نهفته است. مثلا این که غیر از کسی که تسهیل کننده است، دیگرانی وجود دارند. تسهیلگر اصولا با گروه کار می کند و کمک می کند که فرآیند تفکر گروهی ساده تر صورت گیرد. گاهی اوقات انسان ها آگاهانه دور هم جمع می شوند که به اجماعی برسند ولی اختلافات یا نداشتن یک فرآیند تفکر گروهی باعث می شود که اختلاف پدید آید. گاهی اوقات هم انسان ها بدون آنکه از قبل برنامه اي داشته باشند، دور هم گرد می آیند و البته همین کنار هم بودن آنها بدون اینکه متوجه یکدیگر باشند، ممکن است مشکلاتی به وجود آید. البته در هر دو حالت، همیشه این احتمال ضعیف وجود دارد که کارها درست به پیش رود، یعنی مثلا یک تسهیلگري که خودش هم واقف نیست تسهیلگر است آنجا باشد و بتواند فرآیند تفکر گروهی را به پیش برد، ولی وجود یک تسهیلگر ماهر، حاذق و دانا می تواند بسیار به پیشبرد این تفکر گروهی کمک کند. پس نکته اول اینکه تسهیلگر با گروه کار می کند، و خوب من فکر می کنم در همین مصاحبه جایی را اختصاص دهیم که به بیشتر به مفهوم گروهاصولا جمع انسان ها و اینکه چطور این جمع به اجتماع تبدیل می شود صحبت کنیم. نکته دوم اینکه تسهیلگر به فرآیند می پردازد، فرآیند مشارکت. دغدغه اصلی او این است که این فرآیند را چگونه طراحی کند، کجا شروع کند، چگونه شروع کند، براي مثال به چه طریق اعتمادسازي نماید، و بعد چگونه مشارکت را افزایش دهد. در جریان این فرآیند، چه فعالیت هایی باید صورت گیرد. حتی چگونه مرحله به مرحله خارج شود؛ کجا ایجاد انرژي بیشتر کند، در چه مقعطی، حضور کم رنگ تري داشته باشد. براي اجراي این فرایندها، چه روش ها یا تکنیک هایی در اختیار دارد. هر هر مقطع چه کسانی روبروي او هستند؟ از کجا بداند که کاري که می کند درست است ؟ و خلاصه کلی پرسش هاي متنوع که باید پیوسته در ذهن خلاق یک تسهیلگر شکل گیرد تا او بتواند فرآیند مناسبی را در اختیار داشته باشد.

نکته سوم این است که در این فرآیند اتفاقی که رخ می دهد، توانا شدن شرکت کنندگان، اعضاي گروه یا مشارکت کنندگان است، زیرا آنها دیگر فقط شنونده نیستند، بلکه هم باید فعالانه گوش دهند و هم خود نظر دهند؛ البته از این هم بیشتر، هم نوعی حس تعلق به آنچه که در حال رخ دادن است دارند؛ در این حالت، همه حاضران باید درك کنند که یک کلیت مشترك وجود دارد که همه دوست دارند، البته در کنار این گوش دادن، این نظر دادن، این حس تعلق، نوعی دیدن مشترك هم وجود دارد و البته من همیشه اضافه می کنم و در کنار هم این ها، همه با هم تحلیل می کنند. در واقع این فرآیند تفکري یعنی گوش دادن، نظر دادن، با هم دیدن، حس تعلق گوهی، این تحلیل مشترك، به آنها کمک می کند که از هم یاد بگیرند، توانایی و قدرت آنها را در تصمیم گیري بیشتر می کند چون گزینه هاي بیشتري در اختیار دارند، و چون در منابع یکدیگر سهیم می شوند، توان بیشتري براي امور مهم تر دارند. در عین حال که به فردیت آنها احترام گذاشته می شود. این توانا شدن در جریان فرآیند رخ می دهد. در واقع، فرایند تسهیلگري، یک فرآیند تواناساز است، و در جریان آن یک چرخه تواناساز شکل می گیرد.

o پروین پاکزادمنش: یکی از مهمترین نقش هایی که تسهیلگر باید ابتدا آن را در خود به رسمیت بشناسد و بعد خوب بتواند این نقش را اضافه کند این است که تسهیلگر پیشنهاد دهنده راهکارها و حلال مشکلات نیست بلکه نقش او این است که به جمع افراد یا گروه کمک کند تا در حل مسئله اي که به خاطر آن گرد هم آمده اند، به گزینه هاي بیشتري دست یابند. هر چه تعداد گزینه هاي یک گروه براي حل مسائل بیشتر باشد، امکان انتخاب گزینه بهتر و کارآتر را خواهند داشت. بنابراین شاید بتوان گفت که اگر یک تسهیلگر توانست نقش خود را به گونه اي ایفا کند که گزینه هاي پیشنهادي توسط اعضاي گروه به بالاترین حد ممکن برسد، آنگاه می توانیم بگوییم که یک فرد یا یک تیم تسهیلگري کار خود را به خوبی انجام داده است. برخی از تسهیلگران حرفه اي، فنون خاصی را براي این کار استفاده کنند. به عنوان مثال از فنون طرح پرسش به خوبی استفاده می کنند و گروه را تشویق می کنند که پرسش هایی را مطرح کرده و به آنها پاسخ دهند. بیایید تسهیلگر را در درون یک محله ببینیم. یعنی در یک موقعیت واقعی. در یک محله همیشه مسئله یا مسئله هایی هست که ذهن عده اي از افراد را به خود مشغول کرده است. تسهیلگر به این نکته واقف است که همیشه عده اي هستند که به قول یکی از تسهیلگران محلی در شهرستان خاتم “سرشان براي محله شان درد می کند”. بنابراین علاوه بر فرایند که آقاي نوري نشاط در صحبت هاي خود به تفصیل به آن پرداختند، ساختار گروه و پویایی اعضاي گروه هم بسیار اهمیت دارد. درست است که بعضی از افراد در محله آمادگی و اشتیاق بیشتري براي مشارکت در فرایند بهبود وضعیت محله دارند، اما این گروه تشکیل شده از افراد یک موجود زنده جدید است که داراي ساختار، روابط، ارزش ها و هنجارهایی است که پویایی آن را شکل می دهد. یعنی تسهیلگر به گروه نباید صرفا به عنوان جمعی از افراد نگاه کند بلکه گروه یک شبکه پیچیده از تعامل اعضا با یکدیگر است که در یک ساختار تعریف شده توسط خود اعضا فعالیت می کند و زنده است. نکته مهم دیگر موقعیتی(Context)است که یک تسهیلگر و گروه در آن در حال فعالیت هستند. تسهیلگري یک چارچوب از پیش تعیین شده و محدود کننده ندارد که در هر مکان و موقعیت و زمانی به یک شکل و با یک روش انجام شود. یک تسهیلگر در عین حال که به اصول تسهیلگري پایبند است و فنون تسهیلگري را به خوبی می داند، ممکن است روشی کاملا متفاوت در محله اي متفاوت در پیش بگیرد. در واقع تسهیلگري مانند یک فرایند چرخه اي است که تسهیلگر متناسب با موقعیت نقطه ورود خود را به این چرخه تعیین می کند. گاهی در یک محله تسهیلگر لازم است قبل از شروع پروژه خود مدت زمان خاصی را صرف حساس کردن مردم و بیدار کردن نیازهاي نهفته آنها بکند تا با او همراه شوند، گاهی نیز اعضاي یک محله به حدي حساس هستند که در بدو امر لازم تسهیلگر کمی از حساسیت ها بکاهد.

نکته اي که ما تسهیلگران باید آویزه گوش خود بکنیم این است که هیچ کاري در تسهیلگري تصادفی نیست. یک تسهیلگر باید بیرون از ماجرایی که در یک محله در حال انجام است باشد و مرتبا از بیرون خودش، گروه و محله را ببیند. این بدین مفهوم است که تسهیلگر باید براي هر مرحله از کار از قبل فکر کرده باشد، طراحی کند و فرایند را خوب بررسی کند. این امر منافاتی با مشارکت شهروندان ندارد. درست است که تسهیلگر با یک نقشه ذهنی وارد محله می شود اما محتواي این نقشه از آن مردم است. می خواهم این نکته به خوبی درك شود که کار تسهیلگري، باري به هر جهت نیست.اگر بخواهیم موفق بشویم باید کارمان را دقیق انجام دهیم.

 چه مدت است که این مباحث مورد استفاده قرار گرفته، چون همیشه این موضوعات را به عنوان یک موضوع نو تلقی می کنند؛ در حالی که مدت هاست در دیگر نقاط جهان از آن استفاده می شود.

o سعیدنورينشاط:من ازانتهاي پرسش شماآغازمیکنم،یعنی زمینه هاوفضاهاي مختلفی که درآنهاازتسهیلگري استفاده می شود. اول از شرکت هاي خصوصی استفاده می کنم که سال هاست از آن استفاده می شود، بویژه براي تشویق خلاقیت. اصولا بارش فکري یا توفان مغزي که از تکنیک هاي پایه تسهیلگري است، از درون شرکت هاي خصوصی آغاز شد. در واقع هم براي تعریف چشم انداز مشترك، براي برنامه ریزي و سیاست گذاري، براي تبادل نظر و همچنین براي ارزشیابی از تسهیلگران خبره استفاده می شود. در امور کشاورزي و روستایی، بویژه تا آنجا که مربوط به ترویج در میان گروه کشاورزانی که در نزدیکی هم به کشاورزي مشغول هستند، از همین روش ها استفاده می شود و بویژه در ایران که از روش مزرعه در مدرسه براي کشاورزي سالم استفاده می شود. در حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی و اصولا مدیریت مشارکتی منابع از روش هاي تسهیلگري استفاده می شود تا مردم با هم براي حفاظت از منابع برنامه ریزي مشترك داشته باشند. حتی در تحقیقات دانشگاهی هم از روش هاي تسهیلگري استفاده می شود بویژه در روش PAR که در آن روش هاي مشارکتی و کیفی تحقیق جایگزین روش هاي سنتی می گردد. در سازمان هاي غیردولتی هم از تسهیلگري براي تعمیق فعالیت هاي گروهی استفاده می شود. مجموعا اینکه در حوزه هاي مختلفی از تسهیلگري استفاده می شود ولی ماجراي تسهیلگري، به بعد از جنگ دوم جهانی برمی گردد که نگاه تازه اي نسبت به انسان و احترام به آن شکل گرفت، و در عین حال، روش هاي تفکر گروهی و معدن کاري اندیشه به جاي روش هایی که در آن یک نفر به جاي همه فکر می کرد، جایگزین گردید. برخی اتفافات در تاریخچه تسهیلگري مهم هستند، مانند به وجود آمدن روش بارش افکار یا برخی روش هاي فکري و اندیشه ها.

o پروین پاکزادمنش: به طور کلی، و البته در مقایسه با تاریخ طولانی تفکر در جهان، تسهیلگري شیوه جدیدي از تفکر وانجام امور است. شیوه اي که برخاسته از برخی نظریات علوم اجتماعی نظیر کنش متقابل نمادین و روانشناسی حل مسئله محور است که نوع متفاوتی از نگرش به امور را معرفی می کند. البته در خارج از کشور و به ویژه در کشورهاي توسعه یافته بسیار مورد استفاده است. اما در کشور ما یا در سایر کشورهاي در حال توسعه به عنوان روشی جدید در برخی از پروژه ها استفاده می شود و هنوز عمر زیادي از آن نگذشته است )شاید بیش از یک دهه(. اینکه به نظر ما تسهیلگري یک شیوه نو در کشور ماست به این دلیل است که هنوز اگر خوب دقت کنید می بینید که تسهیلگري جاري و ساري نشده است. هنوز ادبیاتی در خصوص آن تولید نشده است و آنچه در باره تسهیلگري به زبان پارسی موجود است از چند کتاب که در چارچوب برخی از پروژه هاي اجتماع محور تدوین شده اند یا چند وب لاگ که به صورت پراکنده تجربه هاي تسهیلگري

خود را می نویسند، ادبیاتی تولید نشده است. از سوي دیگر تسهیلگري هنوز به عنوان یک واحد درسی دانشگاه به دانشجویان رشته هایی که با گروه ها و تیم ها کار خواهند کرد نظیر مددکاري، مدیریت، آموزش و پرورش و روانشناسی یا جامعه شناسی تدریس نمی شود. هنوز کار تحقیقی در خصوص اثربخشی آن انجام نشده است و شاید بتوان گفت کمی در فضاي انجمن هاي غیردولتی وارد شده و افرادي که در این حوزه کار می کنند با این مفهوم آشنا شده اند. هنوز بسیاري از گروه ها هستند که در مرحله آزمایش و خطا در حال تجربه تسهیلگري می باشند. به همین دلایل می توان نتیجه گیري کرد که تسهیلگري در ایران هنوز مراحل رشد و بالندگی خود را سپري نکرده و هنوز درس هاي زیادي است که از تجربه ها باید بیاموزد. شرط بالندگی آن هم این است که تجربه ها ثبت شود و ادبیات تولید شود. ادبیات علمی و عملی که ناشی از تجارب واقعی است.

 چون کار تسهیلگر یک کار ارتباطی است، بنابراین باید حتما هوش اجتماعی بالایی داشته باشد. اما قطع به یقین این تنها ویژگی یک تسهیلگر نیست. تسهیلگر چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

o پروین پاکزادمنش: درست می فرمایید. قطعا تسهیلگر باید هوش اجتماعی بالایی داشته باشد تا بتواند خوب با مردم و اعضاي گروه ارتباط ایجاد بگیرد و بین آنها نیز تعامل را بالا ببرد. می توانیم ویژگی هاي تسهیلگر را به طور کلی در سه حیطه دسته بندي کنیم که ساده تر و قابل فهم تر شود. البته این یک فهرست کلی است و می تواند تکمیل تر شود. دسته اول ویژگی هاي نگرشی است:

– مثبت اندیش باشد. – آینده بین باشد(یعنی نگاهش به سوي آینده باشد). – در مورد افراد قضاوت نکند. – بسیار صبور باشد. – به تک تک افراد احترام بگذارد و همه را به یک چشم ببیند. – به توانایی هاي افراد ایمان داشته باشد. – به اثر بخشی کار گروهی معتقد و پایبند باشد و در الگوي رفتاري خود نیز نشان دهد که کار گروهی را بیشترمی پسندد. – به اقلیت بیشتر از اکثریت توجه کند. – به افراد ساکت توجه داشته باشد

دسته دوم ویژگی هاي دانشی است: – دانش تسهیلگري را خوب بشناسد و بداند که تسهیلگري بر چه نظریاتی استوار است.

– روش هاي تسهیلگري و تکنیک هاي آن را بداند.

 – علم پویایی گروه را بشناسد. – با روش هاي برنامه ریزي اجتماع محور آشنا باشد. – پایش و ارزشیابی مشارکتی را خوب بداند. – با روش هاي برقراري ارتباط مؤثر آشنا باشد.

دسته سوم ویژگی هاي مهارتی است: – با استفاده از روش هاي تسهیلگري بتواند مشارکت تک تک اعضاي گروه را بالا ببرد.
– تکنیک هاي تسهیلگري را بتواند به خوبی در کار خود به کار گیرد.
– با استفاده از تکنیک هاي بارش افکار بتواند فضایی ایجاد کند که تک تک افراد نظرات خود را ارائه دهند.
– بتواند خوب با دیگران ارتباط برقرار کرده و تعامل لازم را در گروه ایجاد کند.
– توانایی و مهارت حل اختلاف در گروه را داشته باشد.
– مهارت ایجاد فاصله ذهنی با موقعیت و دیدن مسائل از بیرون را داشته باشد.

o سعید نوري نشاط: برخی از مواردي که توسط خانم پاکزادمنش ارائه شد، آموختنی است. به عنوان مثال تکنیک هاي تسهیلگري، روش هاي برنامه ریزي، ارزشیابی مشارکتی و روش هاي برقراري ارتباط مؤثر فنونی است که قابل یادگیري است یا یک تسهیلگر به تجربه می آموزد. اما برخی از این ویژگی ها بسیار مهم هستند و آموختنی هم نیستند بلکه بسته به نگاه افراد دارد. مثلا یک تسهیلگر اگر نگاه اقلیت محور نداشته باشد، آنگاه در جلسات و در ارتباطات واقعی با مردم نمی تواند صداي کسانی را که ضعیف تر هستند یا کمتر دیده می شوند بشنود. به عنوان مثلا معلولین معمولا در جلسات داخل محله حاضر نمی شوند چون ساختارها مشارکت آنها را محدود می کند. یا در برخی از محلات زن ها کمتر حرف می زنند.

اینها به نگاه یک تسهیلگر بستگی دارد و ناشی از نگرشی است که او نسبت به انسان ها دارد.

 پس براي اینکه یک نفر بتواند خوب در محله تسهیلگري کند، باید هم نگرش تسهیلگرانه داشته باشد، هم دانش تسهیلگري داشته باشد و هم مهارت هاي خاصی را کسب کند. اگر کسی بخواهد این ها را بیاموزد یا آن نگرشی که شما اشاره کردید را کسب کند، به نظر می رسد که باید در یک فرایند آموزش قرار بگیرد. مخصوصا اینکه شما در قسمت قبلی اشاره کردید که ادبیات زیادي هم در مورد تسهیلگري تولید نشده است. با این وصف، یک فرد علاقمند به تسهیلگري چگونه می تواند این موارد را کسب کند و به یک تسهیلگر نیمه حرفه اي یا حرفه اي تبدیل شود؟ o سعید نوري نشاط: اول بپذیریم که یادگیري تسهیلگري هم مانند خود تسهیلگري یک فرایند است. یعنی اینطور نیست که یک نفر با خواندن یک کتاب یا شرکت در یک کارگاه آموزشی یا با اجراي یک پروژه تسهیلگر حرفه اي شود. اما خوب نکته مهم این است که اگر کسی می خواهد تسهیلگر شود، باید آموزش هاي لازم را دریافت کند و از جایی شروع کند.

براي پاسخ به پرسش ما اجازه بدهید که مرحله به مرحله پیش برویم. یکجا شما می خواهید مفاهیم تسهیلگري را به یک گروه از افراد آموزش دهید. لازم است ابتدا از مفاهیم پایه شروع کنید. مفاهیمی نظیر گروه، محله و اجتماع محلی(Community)، مشارکت، تعریف انسان از نگاه تسهیلگر، توسعه محلی و توانمندسازي. این مفاهیم ستون هاي کار تسهیلگري هستند. که در ابتداي آموزش تسهیلگري باید ذهن افراد نسبت به این تعاریف که ممکن است به طور ناخودآگاه در ذهنشان داشته باشند، شفاف شود. این مفاهیم هستند که اگر خوب توسط ا فراد تعریف شوند و تسهیلگر هم به غناي آن بیفزاید نگرش تسهیلگر را که در مبحث قبلی راجع به آن صحبت کردیم، تعیین می کند. بعد دیگر آموزش تسهیلگري این است که گاهی تسهیلگران از درون محله هستند و به عنوان افراد علاقمند یک محله می خواهند به عنوان تسهیلگر محلی به بهبود وضعیت محله خود کمک کنند. اینها همان افرادي هستند که “سرشان براي محله شان درد می کند” اما نمی دانند چه باید بکنند. آموزش تسهیلگري به این افراد بسیار معطوف به این امر است که این افراد که گنجینه هاي یک محله هستند درك کنند که روش هایی که تاکنون در برخورد با مسائل حل نشده محله داشته اند، رو ش هایی است که نیازمند بازنگري است و درك کنند که اگر بخواهند همان روش هاي قدیمی را به کار بگیرند همان پاسخی را می گیرند که تاکنون دریافت کرده اند. و براي تغییر محله باید از تغییر خود شروع کنند. وقتی این بخش از موضوع خوب براي آنها جا بیفتد آنوقت آماده تغییر می شوند و دل به آموزش می دهند و تلاش می کنند که بیشتر و بیشتر یاد بگیرند و مدام از شما در باره تجربه هاي دیگران می پرسند. جنبه دیگر آموزش تسهیلگري، آموزش به تسهیلگرانی است که از بیرون محله هستند و می خواهند پروژه اي را در یک محله شروع کنند. آموزش تسهیلگري به این دسته از تسهیلگران بسیار با شکل قبلی متفاوت است. آنچه براي این افراد می تواند مفیدتر باشد روش هاي یافتن نقطه ورود به محله و اعتمادسازي است. چون اگر این روش ها را خوب بلد نباشند، در همان بدو امر کارها خراب می شود و حتی ممکن است خاطره بدي از تسهیلگري در محله باقی بگذارند و کار را براي تسهیلگران بعدي سخت تر کنند. بارها شده است که در پروژه هاي محله محور ما وقت بسیاري را صرف ترمیم خاطرات بد مردم از پروژه هاي قبلی کرده ایم و تلاش کرده ایم که اعتماد از دست رفته آنها را دوباره به دست آوریم. بنابراین می بینیم که آموزش تسهیلگري در هر گروه متفاوت است. اما آنچه که در هم حالت ها یکسان است این است که آموزش تسهیلگري هم به صورت یک فرایند در نظر گرفته شود که باید از قبل نسبت به مراحل آن فکر کرد و طراحی نمود و محتواي آن را تهیه کرد.

o پروین پاکزادمنش: این نکته را هم در نظر داشته باشید که آموزش تسهیلگري در سطوح مختلف هم متفاوت است. در یک سطح شما می خواهید تسهیلگر محلی را آموزش دهید، در سطح دیگري ممکن است بخواهید تسهیلگرانی را تربیت کنید که در سطح میانی فعالیت می کنند. سطح میانی سطحی است که با محله کمی فاصله دارد. یعنی دیگر در درون محله نیست. مثلا اگر یک محله شهري را در شهر تهران در نظر بگیرید، تسهیلگري که در سطح ناحیه است تسهیلگر میانی خواهد بود. این تسهیلگر سطح فعالیتش و دسترسی هایش با تسهیلگر محلی متفاوت است. در سطح محلی معمولا یک تسهیلگر میانی با چندین تسهیلگر محلی در محله هاي مختلف ارتباط دارد. تجارب مختلف را می بیند و قدرت انتقال این تجارب را داشته و می تواند زمینه اي را ایجاد کند که همه تسهیلگران محلی در سطح یک ناحیه و یا حتی یک شهرستان کوچک با هم مرتبط شده و از تجربه هاي هم استفاده کنند. می بینیم که در اینجا ما با یک مقوله دیگر سر و کار داریم که آموزش تسهیلگري در اینجا متفاوت می شود. نوع دیگري هم هست که وقتی تعدادي از افراد مدتی را به تسهیلگري در محله )چه تسهیلگران داخل محله و چه تسهیلگران از بیرون محله( مشغولند، باید به آنها روش آموزش تسهیلگري آموزش داده شود. در اینجا دیگر تکنیک هاي تسهیلگري یا مفاهیم تسهیلگري آموخته نمی شود بلکه شیوه آموزش این مطالب آموزش داده می شود. به هر حال اگر بخواهیم این بحث را به اتمام برسانیم باید بگوییم که هر تسهیلگري در مراحل مختلف زندگی حرفه اي خود نیازمند آموزش است و آموزش را نباید از زندگی خود جدا بداند. حتی تسهیلگران حرفه اي هم باید فرصت هایی را براي خود ایجاد کنند و آموزش هاي پیشرفته تسهیلگري را دریافت کنند. به همین دلیل در بسیاري از مؤسسات آموزش تسهیلگري دوره هاي مختلفی براي سطوح مختلف برگزار می شود. خوشبختانه در کشور خودمان هم مؤسساتی داریم که این آموزش ها را ارائه می دهند. مثلا جالب بود که آقاي نوري نشاط در سفر قبلی خود به ایران هر سه نوع کارگاه آموزشی را براي گروه هاي مختلف در هر سه سطح برگزار کردند. یک دوره براي تسهیلگران محلی داشتند که قرار بود در طرح کاهش فقر قابلیتی در محلات خود فعالیت کنند. یک دوره براي تسهیلگران حرفه اي داشتند که همه آنها مجري یا مشاور طرح هاي در دست اجرا بودند و یک دوره هم اجرا کردند که در آن روش هاي آموزش تسهیلگري را به گروهی ازتسهیلگران میانی آموزش دادند.

 گفتید که تسهیلگر با گروه کار می کند. می توانید یک کم بیشتر در باره مفهوم این گروه صحبت کنید.

o سعید نوري نشاط: گروه از نظر تسهیلگر، جمعی از افراد هستند که بین آنها تعامل وجود دارد. در کارگاه هاي آموزشی، وقتی که به شرکت کنندگان می گوییم که گروه را تعریف کنند، معمولا در تعریف اول خود، اشاره به این می کنند که گروه مجموعه اي از افراد هستند که هدف مشترکی دارند. وقتی که با شرکت کنندگان بیشتر روي این مفهوم عمیق می شویم،آنگاه به این تعریف می رسیم که گروه جمعی از افراد هستند که بین آنها تعامل وجود دارد. تعامل یعنی آنها با هم گفت وشنود می کنند. روي هم اثرگذار هستند، و پیوسته پیام هایی بین اعضاي گروه در حال تبادل است.

o پروین پاکزادمنش: ببخشید که حرف شما را قطع می کنم. این در واقع نظریه لوین روانشناس اجتماعی معروف است که در تعریف گروه، تأکید بر این تعامل دارد.

o سعید نوري نشاط: بله دقیقا. حالا یکی از وظایف تسهیلگر این است که پیوسته در تمام مراحل کار خود، این تعامل را تقویت کند. اما اندازه تعامل در گروه هاي مختلف انسانی متفاوت است. براي مثال یک بار مرا براي یک جلسه برنامه ریزي به ورامین دعوت کردند و وقتی که من وارد جلسه شدم دیدم که صد و پنجاه نفر آنجا نشسته اند و دارند مرا نگاه می کنند. دقت کنید که اگر شما در مقایسه با این جلسه صد و پنجاه نفره در یک جلسه اي باشید که فقط پنج نفر باشند، مشخص است که تعامل در دو وضعیت متفاوت است. ممکن است میزان تعامل در میان صد و پنجاه نفر به لحاظ حجم و تعداد مکالمات در هر لحظه زیاد باشد، اما میزان عمق تعامل و طی کردن مراحل مختلف و گفت و شنود در میان یک گروه کوچکتر بیشتر باشد. براي همین خوب است تسهیلگر بتواند یک تقسیم بندي از گروه ها در ذهن خود داشته باشد. گروه کوچک، گروه متوسط، گروه بزرگ یا public. اینها سه نوع گروهی هستند که معمولا در کار تسهیلگري با آنها سروکارداریم. در واقع در برخی از گروه ها، برخی از کارها را نمی توان انجام داد.

o پروین پاکزادمنش: همین تفاوتی که آقاي نوري نشاط براي تعداد لحاظ کرد، حالا می توان بر حسب همگون بودن گروه نیز لحاظ کرد. براي مثال گروهی که در یک یا چند ویژگی همگون هستند، متفاوت هستند با گروهی که این همگونی در میان آنها وجود ندارد. البته تفاوت ها همه جا هستند ولی در برخی از گروه ها این تفاوت ها بیشتر است. به هر حال تفاوت بیشتر، یعنی توانایی بیشتر، ولی تفاوت بیشتر به معناي اختلاف بیشتر هم هست. براي همین است که تسهیلگر باید اطلاع کافی از دانش پویایی گروه داشته باشد. به هر حال الان کتاب هاي خوبی در خصوص پویایی گروه تآلیف یا ترجمه شده است که خوب است تسهیلگران این کتابها را مطالعه کنند. خوب است که بتدریج بتوانید این کتابها را در این نشریه وزین معرفی کنید. یک نکته که من دوست دارم به آن اشاره کنم و گاه دیده ام که تسهیلگران در محله با آن دچار مشکل می شوند، مسئله تصمیم گیري است. خوب تصمیم گیري در یک گروه بزرگ کار سختی است. معمولا یک گروه کوچک راحت تر تصمیم می گیرد. شما می توانید در یک جلسه عمومی تر در محله راجع به یک موضوع نظرات مردم را بگیرید و حتی این امکان را فراهم آورید که مردم در آن موضوع عمیق تر شوند ولی نمی توانید براحتی در همان جلسه در مورد آن تصمیم گیري کنید. معمولا یک گروه کوچکتر راجع به یک موضوع تصمیم می گیرند و اغلب تصمیم ها کیفی تر هستند. ولی بعد می شود راجع به آن تصمیم، دست به فعالیت هاي ترویجی در محله زد و حامیانی براي آن تصمیم در محله ایجاد کرد. البته الان قصد نداریم که وارد مراحل کار تسهیلگري شویم. مسئله تفاوت میان گروه هاي مختلف است.

o سعید نوري نشاط: البته کاربرد تکنیک ها هم بر حسب نوع گروه متفاوت است. مشخص است که برخی از تکنیک ها را نمی توان در گروه بزرگ به کار بست همان قدر که برخی از تکنیک ها هم در گروه کوچک کارآیی ندارد. بنابراین تسهیلگر باید تکنیک ها را با توجه به اندازه گروه ها به کار ببرد.

 یا می توانید کمی بیشتر موضوع را باز کنید. منظورم این تفاوت گروه ها هستند.

o سعید نوري نشاط: خوب گاهی تسهیلگر، آموزشی را در محله شکل می دهد و افراد با پیشینه هاي مختلف و از فضاهاي متفاوت و البته همه از محله در این جلسه آموزشی شرکت می کنند. تعداد شرکت کنندگان ممکن است تا بیست و پنج نفر باشد. احتمال دارد که این آموزش براي ساعت ها )مانند یک کارگاه( به طول بیانجامد. گاهی نیز تسهیلگر ازمردم می خواهد که در یک مسجد یا حسینیه گرد هم بیایند و ممکن است صد یا دویست نفري در این جلسه براي دو الی سه ساعتی حاضر شوند. گاهی نیز تسهیلگر با یک گروه منسجم کار می کند. مثل اعضاي تیم محلی که ممکن است هفت تا ده نفري باشند که به طور متمرکز با هم براي توانمندسازي محله کار می کنند. اگر خوب دقت کنیم این سه گروه کاملا با هم متفاوت هستند. خوب مشخص است که درك تفاوت هاي موجود میان این سه گروه باعث می شود که تسهیلگربراي طراحی یک فرآیند آموزشی خوب براي گروه اول، یک فرآیند بحث آزاد یا بارش افکار مؤثر در گروه بزرگ دوم، یا طراحی یک فعالیت برنامه ریزي براي گروه سوم بتواند به خوبی عمل کند. در هر یک از اینها، ممکن است از روش هاي متفاوتی استفاده شود که البته به نظر من الان فرصت وارد شدن به آن را نداریم. در این فرصت فقط می خواهیم اشاره کنیم که درك این تفاوت ها خیلی مهم است. o پروین پاکزادمنش : ما این موضوع را در کتاب تسهیلگري در توانبخشی مبتنی بر جامعه وارد کرده ایم که سازمان بهزیستی استان چهارمحال و بختیاري منتشر کرده است و به نظرم خواندن آن براي تسهیلگران بسیار مفید است و در واقع سه گروه را در یک جدول، از لحاظ تعداد، ترکیب، ارتباط، پایداري، اثرگذاري، قابلیت حل اختلاف در گروه، قابلیت تقسیم به گروه هاي فرعی، ایجاد حساسیت نسبت به یک موضوع، دسترسی به منابع و میزان تنوع، با هم مقایسه کرده ایم. البته این کتاب را براي تسهیلگران روستایی تهیه کرده ایم ولی این موضوع می تواند انگیزه خوبی براي تسهیلگران محله هاي شهري باشد تا در باره آن بیاندیشند و از آن براي طراحی بهترین فرآیندها در محله ها استفاده کنند.

 حال که در مورد محله هاي شهري و روستایی صحبت کردید، اگر ممکن است خواهش کنم ذهن ما و خوانندگان ما را کمی در مورد مفهوم محله هم بازتر کنید. مخصوصا اینکه با تقسیمات شهرداري در شهرهاي بزرگ، تعریف ما از محله کمی دچار اشکال شده است.

o پروین پاکزادمنش: قبل از هر چیزي باید این مفهوم ساده را در ذهنمان داشته باشیم که تسهیلگر همیشه در یک محله کار می کند یعنی یک محدوده اي را براي خود قائل است. محدوده اي که تعریف آن توسط اعضاي آن براي او شکل می گیرد. اشاره خوبی به تقسیمات محله اي شهرداري کردید. مثلا در شهر تهران می بینیم که محله هاي مناطق 22 گانه شماره بندي شده اند و گاهی مرزهاي محله از نگاه شهرداري با مرزهایی که در ذهن مردم است متفاوت است. اول اینکه شماره بندي محلات هویت محله یعنی نام آنها را از آنها گرفته است. نام هر محله نشان دهنده هویت آن است. مثلا محله عودلاجان، قدمت دیرینه اي دارد که با نام آن شناخته می شود. مثلا وقتی می گوییم محله 6 در منطقه 12 شما هیچ تصویري از آن در ذهنتان وجود ندارد اما وقتی می گوییم محله امامزاده یحیی آنگاه شما یک ارتباط ذهنی با این محله برقرار می کنید و می توانید حتی اگر این محله را ندیده باشید هویت آن را در ذهن خود مجسم کنید. در عین حال وقتی می گوییم محله منظورمان فقط محدوده فیزیکی آن نیست. آقاي هومان در کتاب ” Promoting Community Change” تعریف بسیار خوبی از محله ارائه می دهد که در اغلب کارگاه هاي آموزشی هم وقتی به مردم محله ها می گوییم تعریف خودشان را از محله ارائه بدهند تعریفی مشابه دارند. تعریف آقاي هومان این است: محله شامل تعدادي از افراد مختلف با اشتراکاتی در زمینههاي مختلف است که به روشهاي مختلفی با هم ارتباط دارند و از دیگران قابل تشخیص هستند. این ارتباط مشترك میتواند مکانی باشد که اعضا در آن زندگی میکنند، فعالیتی باشد که آنها انجام میدهند و یا هویت قومی آنها باشد. افراد محله نیازهاي مشترکی دارند و داراییهایی براي رفع نیازها. می بینیم که آقاي هومان بر گوناگونی افراد در محله، اشتراکات آنها، ارتباطات آنها، نیازها و اهداف مشترك و دارایی مشترك براي رفع نیازها تأکید می کند. نکته اي که من دوست دارم اینجا شفاف کنم این است که درست است که محله یک موقعیت واحد به نظر می رسد اما هر یک از اعضاي یک محله، کنش خاصی در قبال محله خود دارند که ناشی از تعریف آنها از موقعیت محله و وضعیتی است که در محله وجود دارد. بنابراین به تعداد اعضاي یک محله درك از موقعیت و وضعیت حاکم بر محله وجود دارد. اگر اعضاي محله را ارادي بدانیم که حق مشارکت در بهبود وضعیت محله دارند، آنگاه باید شرایطی را به وجود آوریم که آنها بتوانند این مشارکت را عملی کنند و این شرایط با وجود تسهیلگرانی که تسهیل کننده فرایند مشارکت در محله هستند، میسر می شود. این همان پایه نظري است که تسهیلگري بر آن استوار است.

o سعید نوري نشاط: این بحث مرا یاد داستان فیل انداخت که مولوي آن را سروده است و در آن اشاره به فیلی دارد که در یک اتاق تاریک بوده از افراد خواستند که با لمس کردن آن را توصیف کنند و هر یک با توجه به درك خود از فیل آن را توصیف کردند. داستان را همه می دانیم اما نکته مهم این است که در پایان شعر مولوي می گوید:

در کف هر یک اگر شمعی بدي اختلاف از گفتشان بیرون شدي در واقع کار تسهیلگر این است که آن شمع را به دست افراد بدهد و کاري کند که نظرات مختلف را در مورد یک مسئله واحد در محله بیان شود و امکانی فراهم آید که اعضاي یک گروه یا محله از زاویه نگاه هم، مسائل را ببیند و در عین به رسمیت شناختن تفاوت ها و بهره بردن از نظرات متنوع به اجماع و همگرایی هم برسند. یک نکته بسیار مهم هم هست که همیشه دغدغه من بوده است و دوست دارم آن را در اینجا هم به آن اشاره کنم و آن پدیده همسایگی است که متأسفانه در برخی از محلات شهري در شهرهاي بزرگ از بین رفته است و در برخی دیگر هم خوشبختانه هنوز موجود است و انسان وقتی وارد این جور محله ها می شود واقعا احساس می کند که هواي متفاوتی را دارد تنفس می کند. گویی در این محله ها هنوز آن سرمایه اجتماعی سنتی که اغلب در محله هاي روستایی می بینیم، هنوز موجود است و این سرمایه به شکل اعتماد افراد به همدیگر کاملا قابل رؤیت است. واقعیت این است که زندگی مدرن شهري دل ها را از هم دور کرده است، ارتباطات افراد را با هم کم کرده است، تعامل از بین رفته است و هر کس در جزیره تنهایی خود فرو رفته است و وقتی خوب نگاه می کنی می بینی که بسیاري از افراد پذیرفته اند که همیشه باید یک مشکلی در زندگی خود داشته باشند و بسوزند و بسازند. در حالیکه در گذشته هاي نه چندان دور مشکل یک خانواده مشکل او نبود بلکه همه همسایه ها خود را در آن مشکل شریک می دانستند و به حل آن کمک می کردند. در محله جایی بود که افراد ساعاتی از روز را دور هم بنشینند و گفتگو کنند و در این گپ زدن ها معمولا مشکلات مطرح می شد، راه حل ها هم بیرون می آمد و همیشه افرادي از بین همسایه ها بودند که داوطلب مشارکت در حل مشکل شوند. و متأسفانه ما این سرمایه بسیار بزرگ را در بسیاري از محله ها از دست داده ایم. این نکته را به این دلیل اشاره کردم که تسهیلگري که در محله کار می کند چه تسهیلگر درون محله چه تسهیلگر بیرونی باید مقوم پدیده همسایگی باشد.

 به عنوان حسن ختام و با تمام این مطالب که فرمودید، اگر بخواهید که کارتان را در یک جمله خلاصه کنید، چه می گویید ؟

o سعید نوري نشاط: در واقع می توان گفت که تسهیلگر اجتماع ساز است، یا به عبارتی تسهیل کننده فرآیند اجتماع سازي؛ یعنی اینکه اگر اجتماع یا community را گروهی از افراد بدانیم که به هم اعتماد دارند و با هم در امور اجتماع خود همکاري می کنند، در این صورت تسهیلگر به اجتماع سازي کمک می کند. تمام آنچه که در فوق در مورد ویژگیهاي تسهیلگر بیان کردیم، در مورد گروه ها، مشارکت، تعامل و ارتباط میان انسان ها، و البته محله، همه باید به این اجتماع سازي کمک کند. با همین نگاه است که مردم در محله به مثابه یک اجتماع می توانند به بهبود بافت فرسوده کمک کنند.

 

1- از تسهیلگرانی است که بعد از یک تجربه 8 ساله کارمند رسمی بودن در یکی از سازمان هاي دولتی به جمع تسهیلگران پیوسته است و وقتی از او علت این تصمیم عجیب را می پرسی می گوید، ” حسم این بود که از پشت میز خیلی نمی توان در ایجاد تغییرات مثبت در محله ها و روستاها موفق شد به همین دلیل تصمیم گرفتم خودم را به مردم نزدیکتر کنم”