تجاوز و سایر انواع خشونت جنسی در آفریقای جنوبی


179279964_8e0675c135_z

عکس: Pink Sherbet Photography

سازمان مطالعات امنیت [در آفریقا]

خلاصه سیاست‌های شماره 72، نوامبر 2014

نوشته: لیزا وتن

ترجمه: فرخ نیک مرام

خلاصه

آمار بالای تجاوز و سایر انواع خشونت جنسی در آفریقای جنوبی موجب نگرانی و خشم عمومی و این نگرانی و خشم منجر به تغییرات قانونی، گفتگوهای پارلمانی، راهپیمایی و تشکیل کمپین شده است. این خشونت‌ها همچنین موجب شده‌اند که پاره‌ای سیاست‌ها برای مداخله به نفع قربانیان به وجود آیند. این مطلب، خلاصه‌ای از اطلاعات موجود در مورد طبیعت و گستردگی خشونت جنسی در آفریقای جنوبی است. همچنین در این مطلب به تلاش‌ها برای مبارزه با این گونه خشونت اشاره خواهد شد. تمرکز این گزارش بر کودک‌آزاری نیست، چرا که این مسئله جایگاه خود را دارد و باید مورد بررسی گسترده قرار بگیرد.

خشونت جنسی مواردی از جمله گفتگوهای جنسی ناخواسته، تا تجاوز و قتل را در بر می‌گیرد. این تنوع در قوانین ما مشخص است، چرا که در این قوانین به 59 گونه مختلف از خشونت جنسی اشاره می شود. این جرایم در اصلاحیه قانونی «جرایم جنسی و مسائل مربوط» سال 2007 و مواد قانونی حذف نشده در « قانون جرایم جنسی» مصوب 1957 دیده می‌شوند. تعدادی از این موارد به شرح زیرهستند:

گستردگی و طبیعت خشونت جنسی در آفریقای جنوبی

تمامی انواع خشونت جنسی در آفریقای جنوبی جرم شناسی نشده‌اند. بسیاری از موارد خشونت جنسی، مانند آزار جنسی، شامل رفتار‌های نامناسب در محل کار و قوانین اخلاقی سازمان‌ها می‌شود. قرار گرفتن انواع خشونت جنسی در قوانین مختلف نشان می‌دهد که رسیدن به تصویری کلی از طبیعت و گستردگی شکایات مربوط به آزار جنسی در آفریقای جنوبی کار بسیار دشواری است. با آن که پلیس آفریقای جنوبی به صورت سالیانه آماری از گونه‌هایی از خشونت جنسی ارائه می‌دهد، سازمان‌ها و ادارات مجبور نیستند که آمار موارد واقعه در سازمان‌ها و ادارات و تنبیه‌های درون سازمانی را ارائه کنند. در نتیجه پاره‌ای از موارد و قربانیان از قلم خواهند افتاد. تحقیقات چندانی برای بررسی این گسل قانونی انجام نگرفته است.

اطلاعات کمی از گونه‌هایی از خشونت جنسی در سطح ملی در دست است، و در مواردی به کل اطلاعاتی در مورد پاره‌ای از قربانیان در دست نیست. به آنچه که در دسترس است اینجا در زیر اشاره می‌شود:

تجاوز و قتل

تجاوز در خطرناک‌ترین نوع خود به قتل منجر می‌شود. مطالعه ملی در سال 1999 بر روی آزمایشگاه‌های پزشکی قانونی صورت گرفت که نشان می‌داد یک ششم (16.3 %) از قتل‌های زنان در آن سال همراه با تجاوز بوده‌اند. بدین معنا که میزان تجاوز و قتل 3.65 نفر در هر 100000 نفر بالای 13 سال است. این میزان بالاتر از درصد کل قتل‌های زنان در ایالات متحده است. وقتی این تحلیل در مورد زنان به قتل رسیده در سال 2009 تکرار شد، میزان قتل با تجاوز به 2.5 نفر در 100000 نفر کاهش یافته بود. با آن که ممکن است به نظر آید که این رقم نشان از کاهش این گونه قتل‌ها دارد، در واقع تفاوت میان دو رقم به اندازه‌ای کم است که ارزش آماری ندارد. این تحقیق همچنین آمار قتل دختران زیر 18 سال را نیز مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که یک چهارم قتل دختران (این رقم در مورد پسران 1.5% است) به تهاجم جنسی ارتباط داشته است.

تجاوز

پیش از معرفی اصلاحیه قانونی «جرایم جنسی و مسائل مربوط» در سال 2007 پلیس به شکل جداگانه تجاوز را به نام «تهاجم غیر اخلاقی» گزارش می‌کرد. ولی پس از اعمال این قانون، پلیس شروع به اعلام کلی موارد خشونت جنسی نمود و آنان را دسته بندی نمی‌کرد. از سال 2008 به بعد مشخص نیست که کدامیک از 59 نوع خشونت جنسی ذکر شده در قوانین سال‌های 2007 و 1957 در گزارشات پلیس وجود دارند یا ندارند. این مسئله گرفتن آمار دقیق موارد تجاوز یا تخلفات دیگر که در پلیس به ثبت رسیده‌اند را غیر ممکن کرده است.

44751 مورد تجاوز بین آوریل سال 1994 و مارچ سال 1995 به ثبت رسیده است، که این آمار تا نوامبر 2010 به 56272 مورد رسید.

گزارشات کلی خشونت جنسی همچنین بالا و پایین رفتن میزان هر گونه از خشونت را به صورت جداگانه غیر ممکن می‌کند. مثلا در گزارش سال‌های 2012 و 2013 پلیس آفریقای جنوبی، موارد خشونت جنسی نسبت به سال‌های 2008 و 2009 کاهشی 12.3 درصدی داشت. (این گزارش شامل تجاوز اجباری و روابط با رضایت طرفین بین کودکان 12 تا 15 ساله نیز می‌شد.) با این وجود تجاوز در این دوره 3.3 درصد کاهش یافته بود. در دوره 2008 و 2009 تا 2010 و 2011 «تهاجم جنسی» که در قانون جای «تهاجم غیر اخلاقی» را گرفته است 0.7 درصد افزایش داشت و ناگهان تا سال 2012 و 2013 به میزان 6.2 درصد کاهش یافت.

اطلاعات موجود نشان می‌دهد که بین آوریل 1994 و مارچ 1995 تعداد 44751 مورد تجاوز گزارش شده است. تا گزارش سال‌های 2010 و 2011، شمار این گزارش‌ها به 56272 رسیده بود. با این که شمار تجاوز‌های گزارش شده در اواخر دهه 90 و اوایل دهه 2000 به سرعت بالا رفت، پس از آن تغییر ویژه‌ای در آن دیده نشده است، نه افزایش و نه کاهش. البته ایالت گائوتنگ به نوعی استثناء است، چرا که آمار پلیس آفریقای جنوبی نشانگر کاهش 43.3 درصدی تجاوز بین سال‌های 2008 و 2009 تا 2012 و 2013 است. با این همه این سوال بر جای خود باقی است که آیا آمار پلیس تنها نشانگر کاهش تعداد تجاوز‌های گزارش شده است یا این که تجاوز به طور کلی کاهش داشته است.

مصاحبه‌های انجام شده در گائوتنگ به وسیله «سازمان روابط جنسیتی» و «شورای تحقیقات پزشکی» نشان می‌دهد که از هر 12 زن در سال 2009، یک نفر مورد تجاوز قرار گرفته بود. تنها یک نفر از هر 13 نفری که به دست غریبه مورد تجاوز قرار گرفته بود، مسئله را به پلیس گزارش کرده بود. این در حالی است که تنها یک نفر از هر 25.3 زن‌هایی که به وسیله زوج عاطفی خود مورد تجاوز قرار گرفته بودند، به پلیش شکایت کردند. این گزارش همچنین نشان داد که 25.3 درصد زنان در زندگی شان خشونت جنسی را تجربه کرده اند. این در حالی است که 37.4 درصد مردان اعتراف می‌ کردند که در طول زندگی خود دست به خشونت جنسی زده‌اند.

مطالعه گائوتنگ اولین تحقیقی نیست که نشانگر گزارش نشدن تجاوز باشد. مطالعه‌ای ملی نشان می‌دهد که تنها یک نفر از هر 9 زنی که مورد تجاوز و اعمال زور قرار می‌گیرند، مسئله را به پلیس گزارش می‌دهند. این میزانِ کمِ گزارش دادن به پلیس ویژه آفریقای جنوبی نیست و در سایر کشورها نیز دیده می‌شود. تا کنون پذیرفته شده است که گزارشات پلیس نشانگر کلیت ماجرا نیستند.

این سوال بر جای خود باقی است که آیا آمار پلیس نشان دهنده کاهش آمار گزارشات به پلیس است یا در واقع تعداد موارد تجاوز کاهش یافته اند.

پیشنهادات

برای مبارزه با خشونت جنسی در آفریقای جنوبی این خلاصه سیاست‌ها پیشنهادات ذیل را ارائه می‌دهد:

1. کیفیت نگهداری آمار جرم در ادارات پلیس باید بالا برود. این کار نشان می‌دهد که چه کسانی به نظام قضایی دسترسی دارند و چه کسانی ندارند. این کار همچنین به ما کمک می‌کند تا روندهای وقوع جرم را پی گیری کنیم.

2. برای پاسخ دادن به خشونت جنسی، نظرسنجی‌های جامعه محور باید طراحی شده، به شکل مداوم انجام گیرند.

3. موانع گزارش کردن جرایم باید برداشته شوند تا نظام قضایی با قدرت بیشتری بتواند به مسئله تجاوز پاسخ دهد.

4. تلاش‌ها برای از بین بردن طبقه‌بندی جنسیتی در آفریقای جنوبی باید در میان مردان و زنان ادامه پیدا کنند. تمامی کمپین‌ها باید با دقت بررسی شوند که به اشتباه نتیجه عکس ندهند و منجر به افزایش کلیشه‌ها و نابرابری جنسی نشوند.

5. جذابیت عضویت در باندهای خلافکار و مواد مخدر در اجتماعات در معرض خطر باید کاسته شود. همچنین باید خدمات با کیفیت به کودکان و والدین ارائه شود تا از غفلت از کودکان و کودک‌آزاری جلوگیری شود.

 جدول شماره یک نشانگر مواردی است که در سطح ملی و بین المللی موجب گزارش نکردن تجاوز و خشونت جنسی می‌شوند.

جدول یک: مواردی که در گزارش کردن خشونت جنسی تاثیر دارند

دلایل گزارش نکردن آزار جنسی

دلایل گزارش کردن آزار جنسی

گزارشات پلیس نه فقط شمار موارد خشونت جنسی را دست کم می‌گیرند، بلکه فضایی که در آن این جرایم، به خصوص تجاوز، صورت می‌گیرد را در نظر نمی‌گیرند. مثلا در گزارشات پلیس به رابطه قربانی و فرد خاطی هرگز اشاره‌ای نمی‌شود. با این حال مطالعه 2068 مورد تجاوز گزارش شده در گائوتنگ در سال 2003 اطلاعاتی مربوط به شرایط بروز تجاوز را ارائه می‌کند. بنابر این گزارش، دختران زیر 12 سال به احتمال زیاد از سوی افراد آشنا در خطر تجاوز قرار دارند. اقوام، دوستان و همسایگان 84 درصد این گونه از تجاوز را انجام می‌دهند. بر عکس، 57 درصد تجاوز‌های گزارش شده از سوی دختران بین 12 تا 17 سال و زنان بالغ از سوی افراد آشنا بوده است. حدودا یک نفر از هر پنج زن بالغ (18.8%) گزارش می دهند که از سوی یک زوج عاطفی فعلی یا قدیم خود مورد آزار و تجاوز قرار گرفته اند.

زمانی که پلیس این موارد را بین افراد بالغ و افراد زیر سن قانونی دسته بندی می‌ کند، این دسته بندی شامل گروه‌های سنی مختلف نمی‌شود. در نتیجه زمانی که ما خبر تجاوز به یک دختر کوچک یا یک زن بزرگسال را می‌شنویم، نمی‌توانیم بدانیم که آیا این اتفاق مدام در حال رخ دادن است یا میزان آن در حال افزایش یا کاهش است. اطلاعاتی در مورد تجاوز کودکان بسیار کم سال در گزارشی مربوط به تجاوز در گائوتنگ در سال 2003 به دست آمد. گروه مورد بررسی شامل چهار قربانی یک ساله یا کوچک تر (0.2%)، نوزده کودک دو ساله (0.9%) و 35 قربانی سه ساله (1.7%) بود. به طور کلی در مطالعه‌ای که سن قربانیان در آن معین است، کودکان قربانی زیر سه سال 2.8 درصد را تشکیل می‌دادند. البته باید خاطر نشان کرد که این نمونه نشان دهنده‌ آمار کودک‌آزاری در کشور نیست. تجاوز به زنان همجنس گرا و سایر زنانی که اقلیت جنسی به حساب می‌آیند هم توجه زیادی به خود جلب کرده است، اما مورد بررسی دقیقی قرار نگرفته است. تنها مطالعه‌ای که به این مشکل می‌پردازد مطالعه 591 زن است که با کمک سازمان‌های غیر دولتی در باتسوانا، نامیبیا، آفریقای جنوبی و زیمبابوه گرد هم آورده شده اند.

«تجاوز اصلاحی» [به زنان همجنس گرا] توجه عمومی زیادی را به خود جلب کرده است اما مورد تحقیق قرار نگرفته است

این تحقیق مشخص کرد که 31.1 درصد زنان وادار به اعمال جنسی شده‌اند، 14.9 درصد به دست مردان، 6.6 درصد به دست زنان دیگر و 9.6 درصد به دست هم مردان و هم زنان.

با وجود این که در قانون، بخش کاملی به جرم شناسی تعرض جنسی به معلولین روانی اختصاص یافته است، نمی‌توان در گزارشات پلیس، آماری مربوط به این گونه تجاوزهای گزارش شده پیدا کرد. این نشان دهنده اطلاعات بسیار اندک درباره قربانی شدن افراد معلول ذهنی در جامعه است. با وجود این که مطالعه گائوتنگ نشان می‌دهد که 41 مورد از تجاوزها (1.9%) مربوط به افرادی با معلولیت‌های گوناگون بوده است، این شمار پایین تر از شمار معلولین این ایالت بود و نشان داد که این مشکل گریبان گیر 3.8% معلولین (بر اساس سرشماری سال 2001) در این ایالت می‌شود. مشخص نیست که در این آمارها، تعداد معلولین یا موارد تجاوز دست کم گرفته شده است یا به طور کلی معلولین کمتر از سایرین در معرض خطر تجاوز قرار دارند. مطالعات بین المللی نشان از آن دارد که احتمال درست بودن گزینه آخر بسیار کم است.

دو گروه دیگر که قربانی شدن آنها در برابر خشونت جنسی به خوبی مستندسازی نشده است، مردان و کارگران جنسی هستند. سرشماری خانه به خانه‌ در کوازولو- ناتال و کیپ شرقی نشان می‌دهد که 9.6 درصد از 1705 مرد مصاحبه شده، در نقطه‌ای از زندگی خود قربانی خشونت جنسی از سوی مردان دیگر شده‌اند. مطالعه پراکنده و کوچکی در مورد کارگران جنسی خبر از آن دارد که هم مشتریان و هم پلیس، آنان را مورد انواع خشونت قرار می‌دهند.

بالاترین آمار تجاوز در نقاط مرکزی جنوب صحرای آفریقا گزارش شده اند (21.05%) و در رده دوم جنوب آفریقا (17.41%) قرار دارد.

چالش‌های موجود برای مطالعه

همانطور که در معرفی نشان داده شد، گزارشات پلیس تنها تصویری بسیار کلی از خشونت جنسی در کشور ترسیم می‌کند. سایر جزئیات را باید در سرشماری‌های جامعه محور و مطالعات کیفی در ابعاد کوچک تر جستجو کرد. سرشماری قربانیان می‌تواند با گفتگو با پاره‌ای از جامعه، به صورت کاملا تصادفی انجام گیرد و پرسیده شود که آیا آنان مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند؟ چه شکل از خشونت؟ و آیا خشونت را به پلیس گزارش کرده اند یا خیر. به یاد آوردن و گفتگو در مورد یک مورد خشونت جنسی، برای قربانیان بسیار دشوار است و افرادی که مطالعه را انجام می‌دهند باید آموزش لازم را دریافت کرده تا بتوانند با در نظر گرفتن حساسیت‌های قربانیان با آنان گفتگو کنند و اطلاعات بگیرند. همچنین سوالات مطروحه باید به گونه‌ای نوشته شوند که نمایانگر شرایط باشد. مثلا بسیاری از افراد ممکن است تجربه خود را «تجاوز» ندانند، در حالی که تعریف قانونی آن تجربه «تجاوز» است.

این دشواری‌ها از سوی مرکز آمار آفریقای جنوبی در مورد «سرشماری جرایم» نیز مطرح شده اند. آن‌ها دریافتند که بین ژانویه تا دسامبر 2011، 94.1 درصد مواردی که برای محققان تعریف شده است، قبلا به پلیس گزارش داده شده‌اند. باید توجه داشت که آمار این تحقیقات شمار موارد تجاوز را کمتر از واقعیت نشان می‌دهد چرا که شمار تجاوزهای یافت شده در مطالعه (32000) نسبت به موارد تجاوز گزارش شده به پلیس (56272) کمتر است. اطلاعات مناسب تر، بیشتر از مطالعاتی حاصل می‌شود که به صورت ویژه بر خشونت جنسی تمرکز دارند، نه به طور کلی بر تجاوز.

مقایسه سطوح خشونت جنسی

مقایسه آمار تجاوز در کشورهای مختلف نتایج دقیقی به بار نخواهد آورد. زمانی که از گزارش‌های پلیس استفاده می‌شود، آمار نشان دهنده تعداد جرایم گزارش شده است، نه شمار واقعی موارد خشونت جنسی. مقایسه آمار تجاوز در میان کشورها از این نظر نیز دشوار می‌شود که هر کشور تعریف قانونی خود را از جرم«تجاوز» دارد و این تعریف در شماری از کشورها جامع تر از سایرین است. در نتیجه، مقایسه آمار میان کشورها لزوما مقایسه دو واقعیت مشخص نیست. مثلا تعریف آفریقای جنوبی نمونه خوبی برای نشان دادن این مسئله است. پیش از تصویب اصلاحیه قانونی «جرایم جنسی و مسائل مربوط» سال 2007 تعرض کردن واژنی و مقعدی به قربانی با استفاده از اشیا، به عنوان «تهاجم غیر اخلاقی» مورد بررسی و دادرسی قرار می‌گرفتند، نه تجاوز. پس از تصویب این اصلاحیه، این اعمال نیز قانونا «تجاوز» نام گذاری شدند. با تغییر تعریف تجاوز، از سال 2008 به بعد، پلیس گزارش کردن آمار تجاوز را متوقف کرد، چرا که این آمار با آمار سال‌های پیشین غیر قابل مقایسه بود. برای رسیدن به درکی بهتر از گستردگی تجاوز جنسی از سوی افرادی که با قربانی رابطه عاطفی ندارند، با دور زدن محدودیت‌های آمار پلیس، «سازمان بهداشت جهانی» در سال 2013 به بررسی 77 مطالعه جمعیت محور در 56 کشور پرداخت. این سازمان تخمین زد که در سطح بین المللی 7.2 درصد زنان در طول زندگی خود از سوی افرادی که با آنان رابطه عاطفی ندارند مورد تجاوز قرار می‌گیرند. در مناطقی که سازمان بهداشت جهانی به عنوان «مناطق پر درآمد» (شامل اروپای غربی، آمریکا و استرالیا) معرفی می کند، 12.6 درصد زنان در طول زندگی خود دست کم یک بار با این گونه تجاوز رو به رو می‌شوند. در «مناطق متوسط» و «مناطق کم درآمد»، آمار در آفریقا عدد 11.9 را نشان می‌داد و در آمریکای مرکزی و جنوبی احتمال قربانی شدن 10.7 درصد است. کمترین میزان تجاوز در آسیای جنوب شرقی دیده‌ شد که در آن 4.9 درصد از زنان ممکن است در طول زندگی خود مورد تجاوز قرار گیرند. گزارش «بار مسئولیت جهانی بیماری‌ها» که از سوی سازمان بهداشت جهانی تولید می‌شود، در سال 2010 جزئیات بیشتری را در این مورد روشن کرده است. در این گزارش مناطق خطرناک مشخص شده بود. منطقه نخست با احتمال قربانی شدن 21.05 درصد، منطقه مرکزی جنوب صحرای آفریقا است، در رده دوم جنوب آفریقا با احتمال 17.41 درصد قرار داشت و استرالیا با احتمال 16.46 درصد مقام سوم را داشت. آمار پلیس آفریقای جنوبی کاملا با آمار این گزارش قابل مقایسه نیست، چرا که به گونه‌ای متفاوت محاسبه می‌شود. اما در سال‌های 2012 و 2013 تقریبا 94.5 زن در هر 100000 نفر در طول 12 ماه تجاوز علیه خودشان را گزارش کردند.

پاسخ دستگاه قضایی

جرایم جنسی در چارچوب قوانین و مقررات گوناگون، از جمله اصلاحیه قانونی «جرایم جنسی و مسائل مربوط» و قانون «روند رسیدگی به جرایم» سال 1977 مورد دادرسی قرار می‌گیرند و بندها و اصلاحیه‌های زیادی برای صدور حکم و تعیین وثیقه وجود دارد. همچنین قوانین مربوط به نظام آموزشی ممکن است در دادرسی نقش داشته باشند، مثلا اصلاحیه قانونی «آموزش و پرورش» سال 2000 و «دستور العمل رفتار شورای مدارس و مدرسان آفریقای جنوبی» سال 1996. پلیس در چارچوب قوانین ملی و مددکاران در چارچوب دستورکار مربوط به خود فعالیت دارند. استفاده از متخصصین نیز به عنوان یک سیاست در فعالیت‌های «واحد خشونت خانگی، حمایت از کودکان و جرایم جنسی» پلیس به چشم می‌خورد. مراکز درمانی «توتوزلا» نیز به طور تخصصی اداره می‌شوند و «دادگاه جرایم جنسی» دوباره شروع به کار کرده است.

درک نیاز به پاسخ تخصصی به جرایم جنسی همیشه در میان دولت مردان رواج نداشته است. در سال 2006 کمیسیونر پلیس، جکی سلبی در عمل، واحد حمایت از خانواده را از کار انداخت و در سال 2005 گسترش دادگاه‌های جرایم جنسی به حالت تعلیق در آمد. واحد حمایت از خانواده در سال 2011 دوباره معرفی شد و تعداد اندکی از دادگاه‌های جرایم جنسی در سال 2013 دوباره شروع به کار کردند. این بی ثباتی در سیاست‌ها هم فعالیت نظام قضایی را مختل کرد و هم منجر به از دست رفتن تجربیات گران‌بها شد. کاستن بودجه و پرسنل و آموزش در این ادارات مشکلات ساختاری آنان را تشدید کرد.

افسانه سازی در مورد تجاوز و ساختن کلیشه، به شدت موقعیت قربانیان خشونت جنسی را تضعیف می‌ کنند

همچنین افسانه سازی و ساختن کلیشه از تجاوز، قربانیان و متجاوزین، اعمال قانون را پیچیده‌تر می‌ کند و به موقعیت قربانیان آسیب می‌رساند. چرا که آسیب‌های وارده بر قربانی را کم اهمیت جلوه می‌دهند و موجب سرزنش قربانی برای بروز جرم می‌شوند. نتایج این باورها، هم در اجتماع و هم در طول دادرسی بسیار مخرب هستند و باور نکردن حرف قربانیان و حس عداوت با آنان را به همراه می‌آورند. مثلا مطالعه‌ای در 31 درمانگاه و مرکز بهداشتی در سر تا سر کشور که قربانیان تجاوز را درمان می‌ کند، نشان داد که یک سوم (32.6%) از درمانگران بر این باورند که تجاوز از نظر سلامت، مسئله جدی‌ای نیست. بررسی 26 واحد پزشکی قانونی در گائوتنگ نیز به این نتیجه رسید که درمانگران با قربانیان احساس همدردی نمی‌کنند، آنان را مورد قضاوت قرار می‌دهند و صبور نیستند. بدبینی نسبت به قربانیانی که تجاوز را گزارش می‌ کنند در قوانین نیز به چشم می‌خورد. قوانین مربوط به متجاوزان جنسی، حتی قوانین مربوط به تعقیب آنان بسیار با احتیاط نوشته شده اند. با این که اصلاحیه سال 2007 تلاش دارد که به این مسائل پایان دهد، ناباوری در مورد قربانیان جنسی همچنان دیده می‌شود.

این عناصر منجر به پایین بودن آمار محکومیت در آفریقای جنوبی شده است. بهترین اطلاعات در مورد موارد تجاوز، از گزارش به پلیس تا صدور رای دادگاه را می‌توان در گزارش گائوتنگ در مورد تجاوز یافت. نیمی از 2068 مورد تجاوز گزارش شده (50.5%) منجر به دستگیری شده‌اند در حالی که تنها در 42.8 درصد از این موارد دادگاه فرد را متهم شناخته است. دادرسی در دادگاه در کمتر از یک پنجم موارد (17.3%) ادامه یافته و در حدود یک مورد از هر 20 مورد (6.2%) منجر به محکوم شدن خوانده به جرمی شده است. باید توجه داشت که بسیاری از این محکومیت‌ها مربوط به اتهامات کوچک تر بوده است و در واقع 4.1 درصد موارد گزارش شده تجاوز منجر به محکومیت به تجاوز می‌شوند.

اکثریت قاطع مجرمین جنسی به سزای اعمالشان نمی‌رسند

بسیاری از افراد محکوم شده (15.6%) حتی به حداقل مجازات قانونی که 10 سال زندان است محکوم نمی‌شوند. مجازات دیگر تجاوز که حبس ابد است، حتی کمتر دیده می‌شود. در حالی که 34 نفر (41%) از مردان محکوم به تجاوز مستحق دریافت محکومیت حبس ابد بودند، این حکم تنها به سه نفر از آنان داده شد. با در نظر گرفتن شمار زیادی از موارد تجاوز که هرگز به پلیس گزارش نمی‌شوند، می‌توان به این نتیجه رسید که اکثریت متجاوزین هرگز به سزای اعمال خودشان نمی‌رسند. نظام قضایی فعالیت اندکی دارد و این فعالیت نیز با ثبات احکام همراه نیست، پس نمی‌تواند از نظام قضایی به عنوان عامل جلوگیری کننده از تجاوز بهره برد.

مبارزه و جلوگیری از خشونت جنسی

بسیاری از اعمال پیش گیری کننده در آفریقای جنوبی مورد استفاده قرار می‌گیرند ولی تعداد اندکی از آنان مستندسازی می‌شوند و آثار آنان کمتر به صورت جدی مورد بررسی قرار می‌گیرد. تحقیقات بر روی تاثیر افسانه‌ها نشان داده است وقتی در فرهنگی که در آن مردان رابطه جنسی را حق خود می‌دانند و تجاوز را امری عادی می‌پندارند، این افسانه‌ها پذیرفته شده و در نتیجه آمار تجاوز بالا می‌رود. هرچه بیشتر مردان افسانه‌های مربوط به تجاوز را باور کنند، احتمال ارتکاب تجاوز در میان آنان بالاتر می‌رود. این مردان خشونت و جنسیت‌ گرایی بالایی از خود نشان می‌دهند. این به این معناست که مردان باور دارند که زنان زیر دست، سرد، تهاجمی و خودخواه هستند و می‌خواهند جایگاه حقیقی مردان را بگیرند. این در خانواده جنسیت‌ گرایی خیر اندیش قرار دارد، که زنان را استثنایی می‌داند و می‌گوید که زنان باید مورد حمایت و قدردانی قرار گیرند. وقتی که آزمایشات در چندین کشور انجام شد، مردان آفریقای جنوبی میزان بالایی از جنسیت‌گرایی خشن از خود نشان دادند، در حالی که در مقابل، زنان آفریقای جنوبی میزان زیادی از جنسیت‌گرایی خیر اندیش از خود نشان دادند.

در تحقیقات معدودی تلاش شده است که خصوصیات مردان متجاوز را کشف کنند. این مردان باورهایی دارند که زنان را نابرابر با مردان نشان می‌دهد، احتمالا با زوج خود دست به خشونت می‌زنند، با زنان متعدد رابطه جنسی برقرار می‌ کنند و برای برقراری رابطه جنسی رشوه می‌دهند. با این حال بین مردانی که به زوج عاطفی خود تجاوز کرده‌اند و مردانی که به افراد غریبه تجاوز کرده‌اند تفاوت وجود دارد. مردانی که به زنان غریبه تجاوز می‌ کنند در برابر مردانی که به زوج عاطفی خود تجاوز کرده اند بیشتر تحت تاثیر دوستان و آشنایان قرار می‌گیرند، از مواد مخدر استفاده می‌کنند و در گروه‌های خلاف کار عضو می‌شوند و معمولا ثروتمند تر هستند و در اجتماع مقبولیت بیشتری دارند. مشکلات در کودکی (مانند بی‌توجهی والدین و آزار فیزیکی، عاطفی و جنسی) در میان هر دو گروه مردان متجاوز دیده‌ می‌شود. تحقیقی دیگر نشان می‌دهد که مورد تجاوز مرد دیگر قرار گرفتن و داشتن مادر تحصیل کرده بر احتمال تجاوز از سوی فرد تاثیر دارد. این مردان بر این باورند که با توجه به تحصیلات مادرشان، آنان در زندگی لیاقت بیشتر از این که دارند را داشته‌اند. سه چهارم تجاوز‌های اول (75%) زیر سن بیست سال انجام گرفته است و بیش از نیمی از این افراد بیشتر از یک بار دست به تجاوز زده‌اند.

از 2068 مورد شکایت، نیمی منجر به بازداشت شدند، اما تنها 42 درصد در دادگاه مورد اتهام قرار گرفتند.

نتیجه گیری

خلاصه‌ای از مطالعات مختلف که در این‌جا آورده شده است، به ما نشان می‌دهد که برای مبارزه با خشونت جنسی بر چه چیز‌هایی باید تمرکز داشت. مثلا: