صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  تو یک دختر لاغر مردن...
دی
۲۳
تو یک دختر لاغر مردنی هستی
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , ,
image_pdfimage_print

4401506086_df6b0ea539_o

عکس: Ло

فیروزه فروزانفر – روزنامه نگار

مهمترین تاثیر خشونت علیه کودکان از بین رفتن اعتماد به نفس در آنهاست و نه تنها اعمال خشونت که نحوه رفتار والدین مهمترین اصل در شکل گیری شخصیت کودک محسوب می شود .

اصولا کودکان نسبت به رفتار والدین و اعضا خانواده بسیار حساس ، کنجکاوو تاثیر پذیر هستند و حتی نحوه رفتار پدر و مادر با یکدیگر و اطرافیان می تواند بر روی سلامت روانی و جسمی آنها تاثیر بگذارد و اعتماد به نفس بنیادی ترین و اصلی ترین شاخصه سلامت روانی محسوب می شود .

عوامل زیادی بر روی اعتماد به نفس کودکان تاثیر می گذارد که اعمال اشکال مختلف خشونت از مهمترین آن به شمار می رود و خشونت جسمی تنها شکل رایج خشونت علیه کودکان نیست .

مهسا ۲۱ ساله به خانه امن می گوید : من برای فراراز دست خشونت های جسمی و به خصوص ناسزاها و تحقیر های پدرم ازدواج کردم در حالی که نه آمادگی ازدواج داشتم و نه علاقه به پسری که به خواستگاری من آمده بود . من در ازدواجم هم موفق نبودم و اعتماد به نفس لازم برای برخورد مناسب با شوهرم و خانواده اش را نداشتم وامروز با مشکلات مختلفی روبرو هستم

مهسا تحقیر و ناسزا را بدترین خشونتی می داند که در این سال ها از سوی پدرش تحمل کرده و می گوید هر بار که پدرم من را به باد فحش می گرفت من مثل شمع آب می شدم بخصوص که او مقابل دختر خاله خاله و پسر عمه هایم بدتر می کرد و من را بی عرضه و بی لیاقت و تنبل صدا می کرد . آدمی که زیادی هستم و هیچی نمی شم . دعواهای مادرم با پدرم نه تنها هیچ تاثیری در کنترل رفتار او نداشت که گاهی همون حرف ها را به مادرم می زد .  نتیجه رفتار پدرم همین است که می بینید . هیچ اعتماد به نفسی ندارم و نمی توانم زندگی ام را مدیریت کنم .

دکتر ف – ف روانپزشک متخصص ساکن تهران به خانه امن می گوید : تحقیر کودکان موجب احساس گناه و شرم در آنها می شود و قدرت حل مشکل را به دلیل فقدان اعتماد به نفس از آنها می گیرد . کودکی که مرتب از سوی پدر و مادر و یا مدرسه و خواهرو برادر می شنود که خنگ است باور می کند که واقعا خنگ و دست و پا چلفتی است . حتی اگر کودکی قادر به انجام کاری نیست باید در صحبت با او جملات مثبت استفاده کرد و او را تشویق به انجام کار کرد . تحقیر و ناسزا هویت کودک را نابود می کند و سلامت روانی اش را در خطر جدی قرار می دهد . من هر روز با بیمارانی روبرو هستم که به همین دلیل با تشویش و اضطراب و وسواس و بی اعتمادی در بزرگسالی روبرو هستند و توانایی زیست اجتماعی در کنار همسالان و همکاران و زندگی مشترک را ندارند .

توصیه من این است که کودکان را تشویق کنید و در صورت خطا یا اشتباه به او مشورت صحیح و درست بدهید هر چند که در موارد زیادی من با والدینی روبرو هستم که به دلیل بیماری و مشکلاتی چون اعتیاد یا فقر و بیکاری کودکان را مورد هجوم قرار داده و با این عمل تخلیه روانی می کنند .

این روانپزشک معتقد است برچسب زدن از جمله رفتارهای خشونت آمیزی است که می تواند موجب کاهش اعتماد به نفس شده و شخصیتی به شدت پرخاشگر یا به شدت منزوی از کودک بسازد .

کاوه در پیامی که چندی پیش برای فیسبوک خانه امن گذاشته بود داستان زندگی خود را چنین تعریف می کند : تازه بالغ شده بودم و پدرم به شکل بیمار گونه ای در تعقیب من بود که مچم را در زمان خودارضایی بگیرد . جهنم در خانه ما با بلوغ من شروع شد . تک فرزند بودم و پدرم برای من هزار آرزو داشت و مدام من را کنترل می کرد ولی نسبت به خودارضایی یک وسواس و شک بیمار گونه داشت . یک روز که مچم را گرفت من را منحرف و فاسد خطاب کرد و با چوب به جان من افتاد . از آن روز من شدم آدم خلاف کاری که جایم تو جهنم است و آخر و عاقبتم مراکز فساد است . به هر فامیل و دوست و آشنایی می رسید درباره من حرف میزد و از هر تهمتی دریغ نمی کرد.

من که جز ۵ شاگرد برتر کلاس بودم تبدیل به شاگرد تنبل کلاس شدم و به زحمت نمرات ریاضی ام از ۱۰ بالا می رفت . باور کردم که خلاف کارم و قبل از ۱۸ سالگی خانه را ترک کردم و دست به هر کاری زدم . ازخانه و پدرم متنفر شدم .

کاوه بعدها خودش را پیدا می کند و یک مغازه خرید وفروش لوازم یدکی باز کرده واز زندگی اش راضی است هر چند که از ازدواج و بچه دار شدن به شدت می ترسد .

دکتر ف – ف روانپزشک معتقد است اگر فرزند احساس ارزشمندی و احترام نکند و به او تهمت های اخلاقی یا رفتاری زده شود مسئولیت پذیری و اعتماد به‌ نفسش را از دست می دهد و وقتی ببیند والدینش به او اعتماد ندارند ، اعتماد و احترام و باور به خودش را از دست می دهد .

بنابراین اگر والدین مواجه با چنین رفتاری از جانب خود نسبت به فرزندان می شوند باید زود به پزشک مراجعه کنند و بدانند بیماری و خشونت آنها نه تنها موجب مشکلات بسیاری برای خودشان می شود بلکه همسر و فرزندان را با مخاطرات فراوانی روبرو می کند .

توصیه من به عنوان یک پزشک این است که برای تقویت اعتماد به نفس در فرزندان به آنها بگویید که دوستشان دارید . به آنها احترام بگذارید و ازبکار گیری اتهام و شک نسبت به آنها پرهیز کنید .

مرتب توانایی های آنها را یاد آور شوید و بر نقاط قوت آنها تاکید کنید . به آنها نشان دهید که عشق بی منت دارید و در آغوششان بگیرید .

اگر اشتباه کرد به او یادآور شوید ولی از خشونت کلامی و جسمی پرهیز کنید تا توانایی هایش افزایش پیدا کند و بتواند راه درست را پیدا کند .

  مریم …. ساکن انگلستان وکیل دادگستری است . او که قربانی خشونت خانگی در دوران کودکی و پس از ازدواج بوده توجه به فرزند در دوران کودکی را مهم می داند چرا که کودک غیر مستقیم محبت را درک و فهم می کند . او بی توجهی مادر و پدرش را خشونت نسبت به خودش می داند و معتقد است این بی توجهی باعث شده بود که او فکر کند در خانه زیادی است و هیچ نکته مثبتی برای توجه ندارد .

او می گوید : سر مادر و پدرم به کار خودشان گرم بود . تنها توجه مادرم وقتی بود که جلوی دیگران او را لاغر مردنی خطاب می کرد که اگر بزرگ بشی هیچ مردی بهت نگاه نمی کنه . مادرم وسواس شدید داشت و یک بند خودش را آب می کشید و پدرم برای فرار سرش را از روی جدول روزنامه بر نمی داشت . هیچ کدام آنها به حرف من گوش نمی دادند و از گفتن یک دیکته ساده دریغ می کردند .

بعدها که ازدواج کردم با وجود آنکه وکالت خوانده بودم یک موجود تابع و بی عرضه در مقابل شوهرم بودم و حتی درآمدم را دو دستی تقدیمش می کردم .

حالا که خودم یک دختر دارم با وجود همه مشکلات کاری و تحصیلی در خارج از کشور همه توجهم به اوست . به حرف هایش گوش میدهم . وقتی حرف می زند مطابق آنچه روانشناس می گوید در چشم هایش نگاه می کنم تا واقعا باور کند که به او توجه دارم . حتی وقتی آشپزی می کنم یا درس می خوانم و ایمیل چک می کنم اولویتم اوست و اگر حرفهایش به درازا بکشد به او می گویم که برای کاری به یک ساعت وقت نیازمندم و بر می گردم .

من نمی خواهم که مثل من احساس خلا و کمبود کند و کودکی و آینده اش را برای رفتار نادرست من از دست بدهد .

دکتر ف معتقد است در عین همه نکاتی که گفته شد والدین باید قوانین و مقرراتی که در خانه برای خواب و درس و مسیولیت ها وجود دارد به او گوشزد و آموزش دهند و توجه و محبت نفی کننده چارچوب و قوانینی که کودک باید رعایت کند نیست . هر قانونی هم که معین می شود باید والدین هم الگو و هم به آن متعهد باشند و بر رعایت آن نظارت کنند .

کودک در چنین شرایطی نظم و انضباط را در کنار محبت و توجه آموزش می بیند و آن قوانین را در درونی می کند .

برای اعتماد به نفس در کودکان به آنها فضای لازم برای خلاقیت و شجاعت در عمل را بدهید و آن ها محدود به روزمرگی نکنید . فضا برای خلاقیت اعتماد به نفس کودک را تقویت می کند و برای تلاش و تمرین و پیگیری او را تشویق کنید . اجازه بدهید اشتباه کند مثل خود ما و اگر اشتباه کرد او را سرزنش و ملامت نکنید .

او را با دیگران مقایسه نکنید و اجازه بروز استعداد هایش را فراهم کنید .

این دکتر روانپزشک در جمع بندی نظراتش می گوید :

کلید طلایی تقویت اعتماد به نفس در کودکان ایجاد زمینه برای مشارکت کودکان در کار و بازی و زندگی روزمره است . کودکی که مزه مشارکت و همیاری را نچشد در زندگی آینده قدرت فعالیت و زیست جمعی را ندارد .او را برای شرکت در بازی های گروهی تشویق کنید تا بتواند از انسانی تابع به انسانی که قدرت تغییر دارد تبدیل شده و از زندگی اش لذت ببرد



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱