صفحه اصلی  »  سازمانهای غیر دولتی  »  مدیریت اقناعی یا مدی...
دی
۱۸
مدیریت اقناعی یا مدیریت اقتدار گرا
سازمانهای غیر دولتی
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

11117403163_86f7ac4cd7_zعکس: @ERNACT

فیروزه فروزانفر – روزنامه نگار

مهمترین ویژگی یک سازمان غیر دولتی مدیریت اقناعی است و مرکزی ترین خصوصیت جامعه مدنی و نهادهای آن کنش بر اساس تعامل و فرآیندی است که از راه قانع کردن مخاطبین خود را هدایت و رهبری می کند. این فرآیند نه از راه گفتار که از راه گفت و گو پدید می آید. به عبارتی در جامعه مدنی و سازمان هایی که در آن فعالیت می کنند قدرت از راه اقناع به وجود می آید و این مهمترین وجهی است که مفهوم قدرت و اعمال آن را دراین جوامع از جوامع توتالیتر جدا می کند.

اصولا بدون ترغیب، پای جوامع و یا سازمان های مدعی روابط دموکراتیک چوبین است و راه به جایی نمی برد و رابطه مستقیمی بین ترغیب و همبستگی و سطح تولید این سازمان ها وجود دارد تا حداکثر منافع گروهی ایجاد و قدرت اجتماعی بین افراد و گروه ها توزیع شود.

به عبارتی می توان در چنین مدلی برای مدیریت مدعی شد که بین گفت و گو و دسترسی جدایی و تفکیک وجود ندارد. برای دسترسی به اهداف باید توافق داشت و این توافق نیز ریشه ای عمیق در فرهنگ تحمل و مدارا دارد. رفتاری که یک شبه به وجود نمی آید بلکه در جامعه ترویج شده و دارای سابقه و هویت است.

گروه های اجتماعی و جامعه مدنی تنها در چنین شکلی قدرتمند شده و امکان چانه زنی برای کسب منافع را به دست می آورند و از یک جور شلختگی در اندیشه و اجرا دور شده، وآرام آرام تبدیل به عناصری برای تقویت  سرمایه اجتماعی می شوند.

در چنین ساختاری پیام درست و تاثیر گذار ساخته، منتقل و قابل اعتماد می شود و بر روی مخاطب در سطوح مختلف اجتماعی و فرهنگی و طبقاتی تاثیر می گذارد.

آنچه سازمان دولتی شمارا موفق یا برجسته، و یا جامعه مدنی شما را از شکل یک پوسته بی خاصیت خارج می کند، تدوین ساختار و تدوین پیامی است که قرار است به سمت مخاطب ارسال شده و تاثیر بگذارد.

 مهمترین نکته در مدیریت اقناعی که باید به آن توجه شود همان جمله ای است که بلانچارد در کتاب مدیریت یک دقیقه ای می گوید. نکته ای که ممکن است درچنین شیوه ای از سازمان دهی به آن توجه لازم نشود. بلانچارد می گوید: “هیچ چیزی نابرابرانه تر از برخوردیبرابر با نابرابری هـا نیست”.

اینکه به هر حال حتی در این شیوه نیز یک مدیر نباید رفتارهای حمایتی و نظارتی خود را فراموش کند و افرادی که در چنین سیستمی کار می کنند نیز نباید مدیریت اقناعی را با بازار مکاره ای اشتباه بگیرند که هر فردی هر کاری می تواند بکند.

در مدیریت اقناعی اگر چه مدیر تسهیل کننده است اما کنترل کننده نیز هست و این کنترل معطوف به اهدافی است که یک سازمان غیر دولتی در برنامه استراتژیک خود تعریف کرده است.

فراموش نکنیم شایستگی و وابستگی به اهداف نیز نقش اساسی در حاملان اهداف آن سازمان یا سازمان های جامعه مدنی بازی می کند و مفاهیمی چونسرمایه اجتماعی، حکمرانی خوب ،شهروند مداری، حقوق شهروندی، مشارکت اجتماعی، توسعه پایدار، مسئولیت اجتماعی، شبکهسازی اجتماعی، مشارکت شهروندی ، نظارت و پرسشگری جای خود را باز می کند.

در مدیریت اقناعی است که روابط فرد و جامعه تعریف می شود،  ارزش ها درونی شده  وهنجارهای مشارکت جویانه تقویت می شود. در چنین مدیریتی  چگونگی استفاده از پتانسیل مشارکت اجتماعی در بهبود وارتقاء سرمایه اجتماعی امکان پذیر شده و رابطه بین مشارکت واعتماد و تعلق اجتماعی و کارکرد و نقش شهروندان در توسعه و تحول جامعه ایجاد می شود.

به عبارتی ساده تر با چنین روشی دو رویکرد حکم روایی مطلوب و آمرانه و اقتدار گرا مشخص و کارکردها و تاثیرات اجتماعی آن مشخص می شود. مدیریتی که می توان همبستگی اجتماعی ایجاد کرده و مسئولیت اجتماعی را در شهروندان تقویت کند و مشارکت محلی تا کلان شهروندان را تضمین کند .



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱