صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  خشونت خانگی دختران ع...
دی
۵
۱۳۹۳
خشونت خانگی دختران علیه دختران در نقش هم خانه
دی ۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

362630

سپیده جهانشاهی

کارشناس ارشد حقوق بشر

وقتی صحبت از خشونت خانگی به میان می آید، بسیاری از ما تصویر زنی را، تجسم می کنیم که از سوی شوهر یا مردی که با وی زندگی می کند مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. اما خشونت خانگی تنها به این مورد کلیشه، و اما مهم تقلیل پیدا نمی کند. انواع دیگری از خشونت خانگی همچون خشونت علیه پدر و مادر، سالمندان و افراد دارای معلولیت، زن نسبت به شوهر، کودکان و حتی دو هم خانه را می توان برشمرد. در این نوشتار، به بررسی یکی از این موارد، یعنی چگونگی خشونت زنان و دختران در نقش هم خانه می پردازیم.

با رشد روز افزون تحصیلات و اشتغال زنان در جامعه، ما با پدیده ی جدیدتری از خشونت خانگی روبرو هستیم. دخترانی که به هر دلیل مایل به ازدواج زودهنگام نیستند و با خانواده های خود نیز زندگی نمی کنند. در یک جامعه ی کمابیش سنتی همچون ایران، امن ترین و کم هزینه ترین شکل دیگر از زندگی برای این دختران مجرد و زنان جوان دانشجو و یا شاغل، هم خانگی با دیگر دختران و زنان با وضعیت مشابه است. گرچه بسیاری از افراد با دوستان، همکاران، هم دانشگاهیان و یا آشنایان خود هم خانه می شوند اما این آشنایی قبلی همیشه به منزله سالم بودن روابط هم خانگی نیست و احتمال بروز خشونت خانگی در چنین روابطی نیز وجود دارد.

“با فاطمه در دوران دانشجوئی آشنا شدم. وی دختری بسیار باهوش، با مطالعه و تک فرزند خانواده ای متمول از یک شهرستان بسیار کوچک است. از زمانی که وی را شناختم نزدیکترین دوست او اکرم نام داشت که دختری شمالی و ساده دل بود. اکرم در این چند سال دانشجویی، پدر و به مدت کمی مادر خود را که همسر دوم پدرش بود، از دست داد. فاطمه و اکرم که مطمئن بودند در آزمون کارشناسی ارشد قبول می شوند بعد از فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی با هم در تهران همخانه شدند. فاطمه که دختری باهوش تر بود به دلیل نداشتن علاقه به کتاب های درسی و مطالعه دیگر کتاب ها در دو سال بعدی در این آزمون رد شد. نکته جالب این جا بود که اکرم همان سال اول در آزمون کارشناسی ارشد قبول شد و موقعیت های خوبی هم برای ازدواج برایش پیش آمد اما به خاطر اینکه فکر می کرد به فاطمه مدیون است از این فرصت ها صرفنظر کرد و هزینه های زیادی متحمل شد تا به دوستش بی وفایی نکند و هر دوی آنها بتوانند با هم طعم موفقیت را بچشند. ولی  فاطمه که ترس این را داشت که اگر اکرم ازدواج کند و یا در دانشگاه پذیرفته شود، به احتمال زیاد دیگر با اون زندگی نخواهد کرد و او می بایست یا به علت هزینه های بالای زندگی به زادگاه خود برگردد و یا با افراد ناشناس هم خانه شود، هیچگاه از موفقیت های اکرم نه تنها ابراز خوشحالی نمی کرد بلکه با گرفتن چهره ای غمگین و افسرده وی را نیز از خوشحال بودن در مورد موفقیت های خود دلسرد می کرد و به رابطه ی او با خواهر و برادر های ناتنی اش لطمه می زد تا فکر بازگشت به شهر خود در شمال را هم از سر بدر کند.”

این تنها یک نمونه از موارد زیادی است که در یک رابطه دوستی و هم خانگی دو دختر و یا زن ، یک طرف با القاء احساس گناه به طرف دیگر، تلقین حس مدیون بودن به قربانی و انداختن وی در یک گودال احساسی ناسالم، مانع خوشبختی و موفقیت وی می شود. دختران و زنانی که معمولا به خاطر سادگی، بی تجربگی و یا فقدان توانایی در برخورد قربانی چنین خشونت های خانگی ای می شوند. خشونت هایی که خانه را که باید محل آرامش و سرپناهی برای آنان باشد، تبدیل به زندانی می کند که گاهی نمی دانند چگونه خود را از آن رها کنند و وقتی متوجه می شوند که هزینه های زیادی را در زندگی پرداخته اند. آگاهی به این نوع از خشونت خانگی در جامعه ما به دلیل جدید بودن این سبک زندگی بسیار پایین است و این نا آگاهی افراد را در خطر بیشتری قرار می دهد. در برخی موارد حتی برخی از هم خانه ها وظایف بیشتری را در امور خانه و هزینه های زندگی مشترک، تنها به دلیل بی تجربه بودن، فقدان آگاهی نسبت به الگوهای شخصیتی سوء استفاده گر، و ضعف در ابراز نارضایتی، و یا تصور بی پناهی تحمل می کنند.

          ” مورد مرضیه و زهرا حتی از این هم غم انگیزتر و حتی عجیب است. زهرا زمانی با مرضیه آشنا شد که وی قصد خودکشی در خوابگاه دانشجویی را داشت. ازدواج مرضیه چند ماهی پس از عقد رسمی به هم خورده بود و با اینکه خانواده اش در تهران زندگی می کردند به خوابگاه دانشجویی نقل مکان کرده بود. زهرا هم اتاقی مهربان و بندرعباسی اش در تمام دو سال زندگی با مرضیه تمام کارهای زندگی وی از جمله پخت پز و شست و شوی محل زندگی را انجام می داد تا وی به زندگی امیدوار شود. در این دو سال چند موقعیت ازدواج برای زهرا پیش آمد اما مرضیه تهدید کرد که خودکشی می کند و زهرا به خاطر احساس گناه و مسئولیت از ازدواج منصرف شده بود. یک روز ناگهان  زهرا متوجه شد که مرضیه در مدت کوتاهی که با خانواده اش برای تعطیلات به سر برده بی خبر از وی ازدواج کرده است. زهرا زمانی متوجه اشتباه و ساده دلی خود شده بود که هزینه های مادی و معنوی زیادی داده و حتی مقابل خانواده خود ایستاده بود.

در فرهنگ ما بخشندگی، فداکاری و از خود گذشتگی برای دیگران مورد تمجید فراوان قرار گرفته است و جزو ارزش های اخلاقی محسوب می شود. حال آنکه بر طبق اصول روانشناسی نوین انسان ها علی رغم حفظ این ارزش ها و احترام به اصولی چون کمک به دیگران در زمان توانایی و عدم صدمه به افراد دیگر باید همیشه به خاطر داشته باشند که آنها در درجه ی اول مسئول حفظ سلامت روحی، جسمی، و مالی خود هستند و نباید برای یاری رساندن به دیگران به مرحله قربانی کردن خود برسند، بویژه زمانی که آن فرد گزینه های دیگری برای کمک به خود در اختیار دارد اما به عنوان ساده ترین راه حل سطح توقع خود را از دیگران بالا می برد. گرچه همیشه باید مهربانی را بدون هیچگونه چشم داشتی نثار اطرافیان و دیگران کرد اما اگر در یک رابطه از جمله دوستی و هم خانگی، این تعادل به مقدار زیادی بهم خورد، این را باید به عنوان زنگ خطری در مورد سلامت آن رابطه در نظر گرفت. اطرافیان هر چقدر هم که نیازمند کمک و توجه ما باشند، در یک رابطه ی سالم نباید راضی به آزار و صدمه ی ما به هر شکلی  و در هر سطحی برای تامین منافع خود شوند.

“سمانه دختر دیگری است که در خارج از کشور پس از فارغ التحصیلی ترجیح داد دعوت آزیتا دختر ایرانی دیگری را پذیرفته و با وی همخانه شود با این استدلال که همخانگی با یک دختر ایرانی دیگر در یک شهر بیگانه و جدید امنیت بیشتری به وی خواهد داد اما نتیجه کاملا برعکس بود. “

   در این مورد هم تمام مراحل خشونت خانگی که ممکن است از طریق مرد به زن اعملل شود، اتفاق افتاد. ابتدا جلب اعتماد، سپس رفتارهای حمایتی و مراقبتی بیش از حد معمول و خارج از قاعده که به قربانی این احساس نادرست را منتقل می کند که به تنهایی قادر به حفظ امنیت خود و یک زندگی مستقل نیست و بعد از تخریب اعتماد به نفس و توانایی حل مشکل قربانی، و لطمه به دیگر ارتباطات وی وایجاد احساس گناه، فرد سوء استفاده گر به راحتی می تواند به منافعی که در پی آن بوده از جمله رفع ترس از تنها ماندن و یا منافع مالی و غیره برسد.

خوشبختانه در اکثر موارد دیده شده، افراد قربانی دیر یا زود متوجه این الگوهای رفتاری نادرست و ناسالم شده اند و خود را رها کرده اند. اما متاسفانه در تمام این موارد هم این افراد قربانی صدمات روحی، مالی و یا حتی فیزیکی زیادی تحمل کرده  و در بسیاری از موارد موقعیت های مناسبی برای اشتغال بهتر، تحصیل بیشتر و یا ازدواج و رابطه ای شاد و سالم را با شخص دیگری از دست داده اند. با بالا رفتن سن ازدواج و میل دختران و زنان جوان به حفظ استقلال از خانواده ها و با در نظر گرفتن هزینه های بالای زندگی شاید این سبک زندگی رشد بیشتری هم پیدا کند که به خودی خود هیچ ایرادی ندارد. اما باید با افزایش سطح آگاهی نسبت به الگوهای رفتاری سوء در این سبک زندگی مانع از صدماتی شد که به استقلال و پیشرفت و سلامت این دختران و زنان لطمه وارد می کند.

دکتر “ایرنه اس . لوین” در مجله روانشناسانه ی “ساکالوژی تودی”[۱] پنج راه حل را برای کسانی که در دام یک دوست ناسالم افتاده اند، پیشنهاد می کند:

ماهیت دوستی خود را تغییر دهید. به این ترتیب که یاد بگیرید، بگویید “نه” و مرزها را بین خود و آن دوست مشخص کنید. (مثلا بگویید درست است که هر دوی ما مجرد هستیم اما من دوست ندارم تمام شب های تعطیل را با تو وقت بگذرانم)—این “نه” گفتن ها کمک می کند که آن فرد بداند شما روابط و دوستی های دیگری هم دارید و آنقدر وابسته نیستید تا به تمام خواسته های او تن دهید.

به او بگویید که شما باید به نیازهای خود رسیدگی کنید (یا نیاز افراد دیگری که برای شما مهم هستند، مثلا حتی مادربزرگتان در یک شهر دیگر).

کم کم فاصله بگیرید و وقت کم تری را با وی بگذرانید و دوستان دیگری را که از شما آن قدر توقعات بیجا ندارند، به زندگی تان اضافه کنید.

از این رابطه ی دوستی مدتی مرخصی بگیرید. (شما به خاطر فشارهایی که متحمل شده اید، استحقاق این فرصت را دارید!)

اگر این دوستی خیلی بد است، دم تان را روی کولتان بگذارید و فرار کنید!

دختران و زنانی که این نوع زندگی را انتخاب می کنند باید هوشیار باشند که زندگی حتی با بهترین دوستان و آشنایانشان هم جنس و هم سن و سال به منزله مصونیت آنها از خشونت و رفتارهای سوء نیست. شخصیت انسانها در زیر یک سقف می تواند کاملا متفاوت از یک همکلاسی، دوست، آشنا و یا همکاری باشد که شاید هفته ای چند ساعت ملاقات کرده ایم. با انتخاب این نوع زندگی هر چه قدر که این افراد به هم نزدیک باشند، باید پیش از هم خانگی قواعدی را برای این زندگی مشترک مشخص کنند و همیشه دیگر راه ها را برای خود باز بگذارند تا در صورت تحمل ناپذری و عدم تغییر در رفتارهای سوء فرد مقابل امکان ترک آن محل سکونت را داشته باشند. چرا که گاهی اوقات این دختران و زنان همچون مورد اکرم با اعتماد صد در صدی و چشم بسته، همه فرصت ها را به روی خود می بندد و زمانی به هوشیاری می رسند که صدمات روحی بیشتری را بر آنها وارد شده است.  باید این نکته را به خاطر داشت که جدایی از یک دوستی و رابطه ی مسموم همیشه هم کار آسانی نیست و اثرات آن ممکن است تا ماه ها و یا سال ها بعد هم ادامه پیدا کند.

بنابراین خود را برای این مراحل[۲] نیز آماده کنید: ۱٫ بعد از نقل مکان و جدایی از یک دوستی مسموم شما احتمالا اضطراب و ترس شدیدی را تجربه خواهید کرد. ۲٫ بعد از آن نوبت به احساس گناه است که در شما بوجود خواهد آمد. ۳٫ به هر حال، آن فرد هر چقدر منفی، مدتی در زندگی شما بوده است و برای مدتی حسی همچون عزاداری به شما دست خواهد داد. اما همچنان مقاومت کنید و باز نگردید. ۴٫ کم کم این حس جای خود را به احساسات نوستالوژیک در رابطه با آن دوران می دهد. ۵٫ و در نهایت شما با تمام وجود حس رهایی را تجربه خواهید کرد–مراقب باشید تا دوباره در دام چنین روابط مسمومی نیافتید.

دراین مجال فقط به خشونت دختران هم خانه پرداخته شد اما همانطور که پیش از این ذکر شد، این نوع رابطه  را می شود به نمونه های دیگری همچون همچون روابط مادر و فرزند، سالمندان و افراد دارای معلولیت، زن نسبت به شوهر و هم خانه ای های مذکر نیزگسترش داد. بهر حال در تمام این موارد باید به یاد داشته باشیم که اعمال خشونت خانگی علیه فرد بالغ و توانمندی که به خود عشق می ورزد، آسان نخواهد بود. زیرا که مرزهای رابطه ی خود با دیگران را بر پایه ی سلامت و درستی آن تنظیم می کند و نه جلب محبت، احترام و توجه دیگران. مدام احترامی که مستحق آن هستید را به خود یادآوری کنید. هیچ کس حق ندارد در مورد شما منفی بافی کند، جزئیات و اسرار زندگی و شخصیت شما را بدون رضایت برای دیگران بازگو کند، از کلمات و لحن حرف زدن پرخاشگرانه و یا تحقیرآمیز استفاده کند، از شما توقع صرف هزینه های مالی و تقبل کارهای جسمی بیشتری را برای امور مشترک داشته باشد، بخواهد در جریان در تمام مسائل روزمره و جزئیات روابط شما با افراد دیگر قرار بگیرد و یا مدام از شما انتظار داشته باشد تا از روابط، فرصت ها و توانایی های خود برای تامین منافع آنها استفاده کنید.

[۱] http://www.psychologytoday.com/blog/the-friendship-doctor/200910/5-tips-unloading-needy-friend

[۲] http://www.huffingtonpost.com/rachel-finn/5-emotions-to-expect-after-walking-away-from-a-problem-person_b_6143404.html



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱