صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  ابهام در مرگ دختر17...
اردیبهشت
۹
۱۳۹۲
ابهام در مرگ دختر۱۷ ساله
اردیبهشت ۹ ۱۳۹۲
تجربه ها و خاطره ها
۰
image_pdfimage_print

   مصطفی عباسی : کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی* بازپرس ویژه قتل* مدرس دانشگاه

خانه امن: در پاییز امسال دختری ۱۷ ساله که یک سال پیش پدر خود را از دست داده بود در حالیکه به همراه تنها خواهر کوچک خود در منزل حضور داشت به خاطر دلبستگی بسیار زیاد به پدر خود و فشارهای روحی و روانی ناشی از فقدان پدر و دقیقاً در روزی که سالگرد فوت پدرش بوده است از فرصت استفاده نموده و مخفیانه به قصد خودکشی اقدام به  خوردن قرص های زیادی می نماید،  بعد از مدتی دختر از ناحیه معده احساس درد و ناراحتی می کند، با مراجعت مادر به منزل ناراحتی جسمی دختر شدت می گیرد تا اینکه پس از ایجاد حالت تهوع، دختر چند مرتبه استفراغ می کند. مادر دختر به تصور اینکه دخترش مسموم شده و با استفراغهای پی در پی دخترش، مسومیت نیز از بدن وی خارج شده است لزومی به اعزام وی به مراکز درمانی نمی بیند، در حالی که دختر در وضعیت بی حالی و کم رمقی است. در این وضعیت عموی دختر برای سرکشی به منزل آنها می آید و وقتی بی حالی برادرزاده خود را می بیند، زن برادر و دو برادرزاده خود را سوار ماشین می کند و به یکی از مناطق تفریحی شهر می برد پس از صرف شام در بیرون به طرف منزل حرکت می کنند در مسیر برگشت و در نزدیکی منزل، دختر در خودرو وضعیت جسمی اش به وخامت می گراید، با توجه به نزدیک بودن منزل، اورا سریعاً به منزل می رسانند در حیات منزل بلافاصله دچار تشنج می شود و به زمین می افتد و فک و دهان وی قفل می شود عموی دختر با دیدن این وضعیت با دستپاچگی برای باز کردن فک و دهان برادرزاده خود  به نواحی فک و حلق و حنجره وی فشار می آورد ولی موفق به بازکردن فک و دهان وی نمی شود در این حین خودرو گشت نیروی انتظامی از محل عبور می کند که بلافاصله دختر را سوار خودرو نموده و به بیمارستان منتقل می کنند اما متاسفانه قبل از رسیدن به بیمارستان دختر فوت می کند. جسد جهت تعیین علت فوت به پزشکی قانونی منتقل می شود که پزشکی قانونی پس از انجام معاینه، کالبدگشایی، انجام آزمایشات سم شناسی و آسیب شناسی علت فوت را فشار به عناصر حیاتی گردن(حلق و حنجره) اعلام می کند و وجود قرص های زیاد در معده دختر نیز مورد تایید قرار می گیرد. و اینگونه پایان زندگی دختری ۱۷ ساله رقم می خورد.

    طرح بحث:

    با وقوع این حادثه موضوعی که بلافاصله ذهن این حقیر را به خود مشغول کرد تعیین نوع قتل بود. آنچه با توجه به تحقیقات انجام شده مسلم بود اینکه:  اولاً: مرگ در اثر اقدام عموی دختر در وارد آوردن فشار به ناحیه حلق و حنجره برادرزاده خود محقق شده بود. ثانیاً: محرز و مسلم گردید که عموی دختر به دنبال ایجاد تشنج و قفل شدن فک و دهان دختر و به قصد بازکردن فک و دهان آن مرحوم اقدام به این کار کرده است. ثالثاً: اقدام عموی دختر در وارد کردن فشار به نواحی حلق و حنجره ارادی بوده است. رابعاً: عموی دختر نه تنها قصد قتل دختر را نداشته بلکه قصد وی از این اقدام نجات جان برادرزاده خود بوده است.

     نظر اول:  

    در جلسه ای به خدمت استاد عزیزم دکتر توجهی رسیدم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم ایشان بر این باور بودند که موضوع مطروحه از نوع قتل شبه عمد است و از شمول بند ب ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی خارج است چرا که به نظر ایشان دراینجا هر چند فعل انجام گرفته(فشار به عناصر حیاتی گردن) از سوی عموی مقتول(مرتکب)  فعلی نوعاً کشنده است اما علم مرتکب به نوعاً کشنده بودن، در این مورد احراز نمی گردد و با توجه به اینکه در بند ب ماده ۲۰۶ ق.م.ا علم به کشنده بودن از ارکان تحقق است لذا در موضوع مطروحه به جهت فقدان علم مرتکب به کشنده بودن عمل ارتکابی قتل از شمول بند ذکر شده خارج است.

    نظر دوم:

    برخی از همکاران محترم قضایی و صاحبنظران بر این باورند در موضوع مطرح شده قتل از نوع عمد موضوع بند ب ماده ۲۰۶ ق.م.ا. است به این دلیل که فعل واقع شده(فشار به عناصر حیاتی گردن) فعلی نوعاً کشنده بوده و  با اراده مرتکب واقع شده است و نیازی به قصد قتل هم نبوده زیرا در بند ب ماده ۲۰۶ به صراحت از عدم قصد قتل سخن به میان  آمده است.

    نظر سوم:

    هر چند اینجانب نیز همچون استاد عزیزم دکتر توجهی بر این باورم قتل واقع شده از نوع قتل شبه عمد است اما بر این باورم علت اینکه نمی توان قتل واقع شده را از نوع عمد به اعتبار نوعاً کشنده بودن قلمداد نمود را باید در این نکته جستجو کرد که اولاً: رکن رکین قتل عمد در بندهای سه گانه ماده ۲۰۶ ق.م.ا. قصد قتل  است و این قصد در بند های ب و ج تبعی بوده و نوع فعل مرتکب(کشنده بودن) کاشف از قصد مرتکب است و به نوعی قصد قتل مرتکب در این موارد مفروض تلقی می شود. ثانیاً: هر چند قصد قتل در بند ب ماده ۲۰۶ را مفروض می دانیم اما با این حال معتقدیم این فرض تا زمانی است که عدم قصد مرتکب احراز و اثبات نگردد زیرا در صورت اثبات عدم قصد قتل از سوی مرتکب موضوع از شمول قتل عمد خارج است. نتیجه آنکه از نظر این حقیر رجوع به بندهای ب و ج ماده ۲۰۶ ق.م.ا. در صورتی است که قصد یا عدم قصد مرتکب برای ما احراز نگردد زیرا در صورت احراز قصد قتل، نوع قتل یقیناً قتل عمد (موضوع بند الف ماده ۲۰۶ق.م.ا.) بوده و در صورت احراز عدم قصد قتل، قتل مورد نظر شبه عمد می باشد. لذا در مواردی که قصد یا عدم قصد مرتکب برای ما احراز نشود نوع فعل و عمل مرتکب را به عنوان اماره و قرینه قصد یا عدم قصد مرتکب در نظر می گیریم اگر فعل نوعاً کشنده باشد کاشف از قصد قتل دانسته و قتل عمد تلقی می کنیم و اگر فعل نوعاً کشنده نباشد کاشف از عدم قصد قتل دانسته و از شمول قتل عمد خارج می دانیم.

    با پذیرش این دیدگاه در مواجه با عبارت “هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد”  در بند ب ماده ۲۰۶ ق.م.ا. باید گفت منظور قانونگذار این بوده که هر چند قصد کشتن شخص احراز نگردد.

    بنابراین با توجه به مطالب و دیدگاه مطرح شده در نظر سوم و با عنایت به احراز عدم قصد مرتکب (عموی دختر) در قضیه مطروحه موضوع علی رغم نوعاً کشنده بودن فعل مرتکب از شمول قتل عمد به طور کلی خارج است.

منبع: http://mostafaabasi.blogfa.com/post-16.aspx



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱