صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  از زندگی زنان مطلقه ...
آبان
۲۰
از زندگی زنان مطلقه یا بیوه چه می دانیم؟
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

e1df72e53a51fccbd1f158f4fc60debe

قسمت اول – مشکلی بنام ” کار “

 نوشین پیروز _ روزنامه نگار

درسال های اخیر، فعالیت‌های زیادی در ایران، برای دفاع از حقوق زنان بی‌سرپرست، سرپرست خانواده، زنان بیوه ودست یابی به حقوق اجتماعی این گروه از زنان انجام شده است که با توجه به کمبود‌ها و سختی‌های موجود در ایران، هنوز جای فعالیت بسیاری باقی است.

قوانین خوب مربوط به امور زنان فراوان هستند، اما در بطن جامعه هنوز بی‌قانونیموج می‌زند. درمواردی که قانون وجود دارد، مانند اصل بیست و یکم قانون اساسی(١) که درباره امور مربوط به زنان و کودکان بی سرپرست وضع شده نیز ضمانت اجرایی کافی برای قانون وجود ندارد یا بسیاری از زنان از حقوق خود مطلع نیستند. آنها حتی به سازمان بهزیستی یا کمیته امداد امام خمینی برای دریافت کمک های احتمالی مراجعه نمی کنند.

ازطرفی قوانین نانوشته ای با ریشه های فرهنگی، سنتی، مذهبی در ایران وجود دارند، که برعکس، در هیچ جا به صورت تبصره و پاراگراف نوشته نشده، اما اجرا می شوند.

 هم زمان با بالا رفتن آمار طلاق و پایین آمدن سن طلاق در میان زنان از یک طرف و با گرانی و بالا رفتن هزینه تامین زندگی و مشکلات بیکاری از طرف دیگر؛ هرروز شاهد بالا رفتن آمار تن فروشی، اعتیاد، کارتن خوابی، بخصوص در بین این گروه خاص از زنان هستیم. درایران آمار دقیقی در مورد میزان اعتیاد و یا تن فروشی ویا تعداد زنان کارتن خواب به ویژه آمار کسانی که بعد از جدایی به این تعداد اضافه شده اند وجود ندارد . تنها آمارهایی محدود، درباره وضعیت زنان سرپرست خانوار وجود دارد که به اوضاع بد شرایط زندگی این زنان وجود دارد.

“شهیندخت مولاوردی” معاون رئیس جمهور در امور زنان درباره زنان سرپرست خانوار می گوید:

« طبق آمار سرشماری سال ۹۰ ، ١.١٢ درصد زنان شاغل ، سرپرست خانوار هستند که از این میزان ٨٢ درصد بیکارند که می تواند تبعات و آسیب های اجتماعی به دنبال داشته باشد.»(٢)

همچنین “منصور قمشه ای” معاون حقوقی و امور مجلس کمیته امداد امام هم درباره افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار در ایران هشدار داده می گوید:

«در سال ۸۵، ۵/۶ درصد زنان سرپرست خانوار بودند. این آمار در سال ۹۱ به ۵/۱۲ درصد رسید و براساس پیش‌بینی‌ها، تعداد زنان سرپرست خانوار در سال ۹۵ به ۱۵ درصد می‌رسد.»

همچنین براساس این گزارش در سال ۱۳۷۵ به ازای هر سرپرست مرد ۹ سرپرست زن وجود داشت که این نسبت در سال ۹۰ به ازای هر سرپرست مرد به ۱۴ نفر سرپرست زن رسیده است .(٣)

 از میان زنانی که خواسته یا ناخواسته سرپرست خانوار شده اند ، بسیاری از آنان بیوه یا مطلقه هستند.

این گروه از زنان در جامعه و دربرابر قانون به عنوان انسان بزرگسال و بالغ مسئول اعمال خود محسوب می شوند. بسیاری از آنها هنوز دوره جوانی را طی نکرده و یا فرزند دارند. زندگی زنان مطلقه و یا بیوه بعد از جدایی ناگهان تغییر می کند. به خصوص برای قشری از زنان که تا این تاریخ شغل مناسب، تحصیل یا سواد و تخصص کافی نداشته اما باید هرچه سریع تر برای به دست گرفتن اوضاع و ادامه زندگی، کار و شغلی پیدا کنند، یک مشکل بزرگ است.

“رضا نوروزی جعفری”، مدیرکل امور حمایت‌های اجتماعی کمیته امداد امام درباره کمک به زنان سرپرست خانوار می گوید:

« نزدیک به یک میلیون زن سرپرست خانوار تحت پوشش داریم که ١٧درصد آنها در سنین زیر ۴٠ سالگی قرار دارند. برنامه اصلی کمیته امداد امام خمینی برای این گروه از زنان بویژه اگر سنشان پایین‌تر باشد و فرزندی نداشته باشند، این است که با برنامه‌های مختلف مشاوره‌ای و بسته‌های تشویقی آنها را به چرخه طبیعی زندگی بازگرداند که تا کنون توفیقاتی نیز در این زمینه کسب کرده‌ایم. » (۴)

اما آیا واقعا زن بیوه یا مطلقه در ایران به عنوان یک انسان بالغ می تواند مستقل و تنها زندگی کرده، مسئول زندگی و پاسخ گوی رفتار و اعمال خود بدون حضورو وابستگی به هیچ مردی باشد؟

اینکه “چطورباید باشد” را می دانیم، اما پاسخ درست ومنطبق بر واقعیت از” چگونگی وضعیت زندگی یک زن بعد از جدا شدن از مرد ” را با نگاه به وضعیت زنان مطلقه و بیوه، مشکلات و رفتار و توقع جامعه در برابر آنها، بسیار مشکل است.

این گروه زنان هر کدام به نوعی بعد از جدایی و یا ترک و فوت همسر دچار بحران های مختلف می شوند. با افرادی در جایگاه های مختلف در اجتماع روبرو می شوند که دقیقا ازهمین ضعف و مشکلات آنها به نفع خود بهره برداری و سواستفاده می کنند.

در بعضی موارد، زن در چنین شرایطی، عملا آزادی و اختیاری برای اَعمال و شیوه زندگی خود را به وسیله اعضاء خانواده از دست می دهد؛ چنین زنانی هرچند در ظاهر دارای مشکلی آشکار نیست اما به دلیل جدایی بیشتر در معرض خطر قرار  می گیرند .

«زن بی‌شوهر، با مرد بی‌زن برابر نیست»

آیا یک زن بیوه ویا مطلقه می‌تواند در شرایط مشابه مثل یک مرد، درمیان جامعه ایرانی زندگی کند؟

طلاق و یا مرگ شریک زندگی اگرچه برای زن و مرد به طور یکسان بر روح و روان و زندگی هر دو اثر منفی دارد، اما در ادامه زندگی، مشکلات بعدی در زندگی مردان به بدی و تنوع مشکلات زنان نیست.

 یکی از مهم ترین و اصلی ترین دلیل مشکلات زنان، نداشتن استقلال مالی و ناکافی بودن دستمزد و حقوق آنها برای اداره زندگی است.

 مشکل مهم دیگر که در بیشتر موارد نه همیشه پیامد همان نداشتن استقلال مالی زن است، دخالت های خانواده و اقوام در سرنوشت این گروه از زنان است.

زنی که شوهرش را از دست داده در کنار همه مشکلات، باید با قوانین تقسیم ارث و نگهداری از بچه ها هم دست و پنجه نرم کند. دخالت‌ها و دستورها و توقع هایی که اطرافیان زن در ماه های اول که به تازگی تنها شده، از او دارند گاهی بیشتر از درد اصلی طاقت فرسا می شود.

اقوام شوهر یا زن، شروع به کنترل زندگی زن بیوه کرده، اختیار اموال، درآمد، رفت و آمد زن را کنترل می کنند .برای زن بیوه خواستگارهای عجیب و غریب و نامتعارفی می فرستند ویا اینکه زن را، علی رغم میل خودش، مجبور به ازدواج مجدد می کنند.

در دوران جدایی زن مجبور می شود یا خود را مجبور و موظف می کند که هر شرایط سخت تحمیل شده ای را  بپذیرد. آنها در بیرون از خانه مورد سواستفاده افراد غریبه و درداخل خانه هم، مورد سواستفاده افراد آشنا و فامیل قرار می گیرند. گاهی تنها آزادی و حق انتخاب آنها میان بد و بدتر است.

“نرگس” در باره وضعیت خود به عنوان یک بیوه می گوید:

« بعداز فوت شوهرم، برای پسرو برادر شوهر و حتی برادران و پدر خودم، تبدیل شدم به یک دختر بچه که هیچی از دنیا و روزگار و اقتصاد نمی داند و سرش نمی شود. هرکسی به اسم کمک، می خواست در واقع سنگ خودش را به سینه بزند و جیب خودش را پر کند. دردآور اینکه می فهمیدم، اما باید ساکت می ماندم. مردم بیرون از خانه هم همینطور. به محض اینکه می فهمیدند امکان سواستفاده مالی از من وجود دارد، رحم نمی کردند. هرچه دلشان می خواست می گفتند، هرچه می خواستند انجام می دادند و در آخر با قیافه حق به جانب و مظلوم می گفتند: خودت انتخاب کن .

من آنها را با چشم گریان نگاه می کردم  و لب به دندان می گزیدم . آقای مشاور شرکت ساختمان سازی، که وعده خراب کردن خانه کلنگی و ساختن آپارتمان را می دهد، یا برادرشوهر که می خواهد کارخانه کالباس سازی باز کند، و به پول نقد نیاز دارد . آشنا یا غریبه.»

زنان وقتی در این دوره مورد آزار و سواستفاده های دیگران قرار می گیرند، از ترس و عکس العمل و برخورد دیگران، مشکل پیش آمده یا سختی‌های طاقت فرسای زندگی شخصی خودرا از همه به خصوص پسر، پدر، برادر و یا مردان فامیل پنهان کرده، سکوت می‌کنند. وقتی زنی بیوه یا مطلقه قربانی سواستفاده می شود، همیشه یکی از مشکلات عمده او، غیرت مردان اقوام و فامیل او است.

 اگر زن، از حمایت کافی مردان دردایره خانوارو اقوام خود برخوردار باشد، یکی از بزرگ ترین راه های سواستفاده و تهدید و آزار و اذیت آنها برای همیشه بسته خواهد شد.

«بازار کار برای زنان مطلقه یا بیوه»

وضعیت تاهل زنانی که می‌خواهند جذب بازار کار شوند در استخدام شدن یا نشدن آنها موثراست.

بسیاری از کارفرما‌ها، بعد از اینکه از وضعیت تاهل متقاضی خود آگاه می‌شوند، از استخدام آن‌ها خودداری کرده ویا کارفرما‌ در شرایط استخدام رسما اعلام نمی کند، اما فقط به دنبال مجرد‌ها و از آن بهتر، زنان بیوه یا مطلقه است.

یکی از مشکلات بزرگ این گروه از زنان، پیدا کردن کار مناسب است. متاسفانه بعضی، از مستاصل ماندن زن سواستفاده می کنند. زنان را با دستمزد پایین تر از حقوق واقعی استخدام کرده، یا مثل برده از آنها در کارگاه کار می کشند. آنها را به کارهایی که تمایلی ندارند وادار کرده و یا مورد سواستفاده جنسی قرار می دهند.

زن قربانی تنها به این دلیل که خود را محتاج حقوق و دستمزد می داند، در اکثر موارد رنج و مشقت را تحمل کرده، از ترس بیکار شدن، شکایتی به نهاد های دولتی و یا مراجع قانونی نمی کند.

«مجبور شدم»

گروه دیگر بعد از جدایی، ناخواسته و یا به اجبار، وارد دارودسته‌های فساد، موادمخدر یا تن فروشی شده یا دچار اعتیاد می‌شوند. اینکه توان و استقامت آن‌ها چطور و در کجا شکسته شود، به عزت نفس و اعتماد به نفس و البته وضعیت مالی و استقلال و شرایط زندگی هر یک نفر از آن‌ها باز می گردد.

آن‌ها نمی‌خواهند، اما صاحب خانه، صاحب کار، رئیس شرکت، یکی از اقوام دور، دوست فاسد، یا پیدا شدن مردی که به شکل حامی و دوست ظاهر می شود یا روبرو شدن با پیشنهاد ” فقط و صرفا برای کمک ” رو برو شده ، اما درآخر قصد و نیت همه فقط سواستفاده  است .

بعضی از زنان قربانی وعده های پوچ می شوند، فریب قول های دروغ را خورده، به کاری تن می دهند که خودشان هم آنرا درست نمی دانند و یا تمایلی به انجام آن ندارند. آنها در آخرین لحظه، با گفتن “فقط همین یک بار ” برای همیشه، خود را به دردسر انداخته، از چاله گرفتاری، به چاه عمیق تری سقوط می کنند.

معمولا بعد از بار دوم، دوباره با همان روش تکراری قربانی می شوند و اشتباه بعدی و بعدی را انجام  می دهند و یا به طمع و به دنبال به دست آوردن جایگاهی بهتر در زندگی، یا در محیط کار و یا استقلال مالی به زندگی که نمی‌خواهند و انواع سواستفاده ها به سکوتی تلخ و دردناک تن می‌دهند.

اگربه سرگذشت زنان تن فروش ومعتاد گوش کنیم، اغلب به جمله: «من نمی‌خواستم، اما مجبور شدم . چون پول نداشتم، چاره نداشتم، ترسیدم، مجبورم کردند، خسته شدم، راهی پیدا نکردم، کار نداشتم، مسکن و سرپناه نداشتم، به خاطر تامین زندگی خانواده ام…» بر خواهیم خورد.

در این میان زنانی هم هستند که  کار پیدا کرده و فورا مشغول می شوند. آنها کسانی هستند که چون از حق و حقوق خود باخبر نیستند، و یا از میزان واقعی دستمزد ها خبر ندارند، به هر پیشنهادی جواب مثبت می دهند. هدف آنها تنها مشغول شدن به کار و شغل و داشتن درآمد است. اما چه کاری؟ با چه دستمزد و یا چه شرایطی ؟

اشتغال این گروه از زنان شاید ازتعداد آمار افراد بیکار بکاهد و یا درظاهر به نظر برسد که تعداد زنان شاغل افزایش یافته است اما زنانی که به خاطر محرومیت به هرکاری تن می دهند، اغلب دستمزد واقعی خودرا نمی گیرند. در شرایط نامناسب و سخت کارمی کنند و مورد آزارهای گوناگون قرار می گیرند .

شوهر” لاله”، اورا با دوبچه هفت و پنج ساله رها کرده وسال ها پیش رفته است. لاله درباره زندگی خود می گوید:

« مدت ها بود که می دونستم معتاد شده و می کشه. همچی پنهونی هم نبود.هفته اولی که خونه نیومد ، تعجب نکردم. شاد هم بودم راسش رو بگم . بعد قضیه جدی شد. صاب خونه کرایه شو می خواست. من سبزی پاک می کردم که کمک خرج باشم . با دستمزد من، اجاره خونه رو نمی شد داد. سه ماه که کرایه عقب افتاد، صاب خونه گفت: یا پول میدی یا پرتت می کنم تو کوچه .

منم روم رو سفت کردم و گفتم : پول ندارم . کار ندام. چه کنم ؟ کمکم کن کار گیر بیارم .دوتا بچه دارم، خدا رو خوش نمیاد .

صاحب خونه گفت: باشه به خاطر بچه هات حاضری هرکاری کنی؟

گفتم: آره . خیالت راحت.

گفت: می فرستمت کلفتی بالای شهر . اما باید دهنت بسته باشه ها.

گفتم: رو چشمم. هرچی شما بگی.

اول برای آقاها بساط می چیدم. خدایی خوب انعام می دادن. بعد از کارم راضی شدن، به هم معرفیم کردن.

می گفتن: ثواب داره،لاله دوتا بچه داره.

تا بالاخره صاحب خونه صداش دراومد.

گفت: یا هرچی پول گرفتی نصف میدی به من، یا من می دونم تو.

گفتم: چیکار می کنی؟ من که کرایه هامو می دم، دیگه چی می خوای؟

گفت: به همه بگم معتادی، دستت کج بوده دیگه یک نفر هم بهت کار نمیده. نصف پول مال منه که کارپیدا می کنم.

دردسرت ندم. من مثل سگ شب ها تا صبح کار می کردم ، صاحب خونه کرایه و نصف پول منو می گرفت. تا محسن خان تو یکی از مهمونی های بالا شهری پیداش شد و بهم گفت: از پیش اون عوضی بیا بیرون. می زارمت توی سرویس بهداشتی زنونه. خیر ببینه . از اون به بعد، دیگه اینجام .تو مستراح کار می کنم، اما دیگه سرم بالاست.»

پایان قسمت اول

منابع :

(١)مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی – قانون تامین زنان و کودکان بی سرپرست

http://rc.majlis.ir/fa/law/show/92111

(٢)٧اردی‌بهشت ۱۳۹۳ – خبرگزاری مهر- «افزایش نرخ بیکاری زنان به ۴۶درصد »

http://www.mehrnews.com/news/2279637

(٣)سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳ – «افزایش ۵. ۲ برابری تعداد زنان سرپرست خانوار»

http://www.mehrnews.com/news/2334933

(۴)۱۲ آبان ۱۳۹۳ – خبرگزاری ایسنا – «پوشش یک میلیون سرپرست خانوار زیر چهل سال»

http://isna.ir/fa/news/93080904391

(۵) سازمان بهزیستی کشور

www.behzisti.ir



  1. آرزو said on آبان ۲۰, ۱۳۹۳

    «زن بی‌شوهر، با مرد بی‌زن برابر نیست» . چرا باشد ؟ وقت ازدواج یکی بودندیا وقت طلاق؟ قانون ارث زن و مرد یکی هست یا قانون کار ؟ قبل از جدایی چطور؟ مگر “حق” زن و مرد یکی بود ؟ یکی نه ، در حد هم بود ؟ شبیه هم بود؟ حقوق زن رعایت شده بود ؟وقت زندگی مشترک مگر شراکت مساوی و برابری داشتند که وقت فسخ یکی باشد ،در خانه والدین مگر به دختر و پسر یکسان حق داده می شود؟ کجا ، کی ، چه موقع “حق” یا عدالت برای زنان وجود داشته ؟… تا نکشیده باشی ، نمیدونی یعنی چی . ممنون

Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱