صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  در خون بس، قصد برای ...
آبان
۱۹
در خون بس، قصد برای نکاح مخدوش است
خشونت خانگی و حقوق
۲
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

931585_orig

عکس: خبرگزاری مهر

ماهرخ غلامحسین‌پور- روزنامه نگار

 «خون بس» یا «خین بس» یا «خون بُر» که در زبان عربی به آن «فصل» می‌گویند، نام زنی است که هنگام درگیری و خونریزی مابین دو طایفه از سوی خانوادهٔ قاتل به طایفه مقتول که تعداد کشته شدگان بیشتری در درگیری داشته، هدیه داده می‌شود تا به واسطه وصلت با این زن، خونریزی و جنگ به پایان برسد.

عروس خون بس زنی است که حق انتخاب، مهریه و حتی حق طلاق و شیربها را ندارد، بر اساس یک قانون نانوشته و بر پایه هنجارهای قبیله، او از همسرش ارث نمی‌برد و بعد از مرگ شوهرش هم حق برگشتن به سمت خانواده و قبیله خودش را ندارد و جزء مایملک خانواده شوهر محسوب شده و تا دم مرگ باید بماند و خدمتکاری کند.

او بعد از معامله شدن دیگر نه عضو قبیله پدری است و نه عضو قبیله‌ای که به آن وارد شده، او را در جامعه‌ای که ورود کرده به رسمیت نمی‌شناسند چون از قبیله‌ای آمده که مقصر کشتن جگرگوشه‌شان بوده و برای همین هم از هر گونه آزارش کوتاهی نمی‌کنند.

خون بس سنتی است که هنوز هم در میان طوایف چند استان کشور – گر چه به ندرت – اجرا می‌شود. استان‌های کهگلیویه و بویراحمد، فارس، چهار محال بختیاری، لرستان و البته در موارد محدودی در میان قبایل عرب زبان خوزستان این رسم ممکن است هنوز هم مورد توجه قبیله و طایفه باشد.

سوال اینجاست که عقد و نکاحی که بدون تمایل زن منعقد شده اساسا وجاهت قانونی دارد؟

در این مورد با حقوقدان، فعال حقوق بشر و وکیل پایه یک دادگستری،« محمد اولیایی فرد» به گفت‌و‌گو پرداخته‌ام که متن زیر ماحصل این گفت‌و‌گو است:

آقای «اولیایی فرد» به لحاظ قانونی آیا ازدواج‌های مبتنی بر خون بس که ظاهرا منسوخ شده، اما بر اساس خبرهای غیررسمی در پسله و پنهان بعضی استان‌ها هنوز هم به طور موردی اتفاق می‌افتد، وجاهت یا جایگاه قانونی دارد؟

هر نوع عقدی چه نکاح و چه معامله بدون قصد باطل است. اما در مورد ازدواج های مبتنی بر خون بس بسته به این است که از چه زاویه‌ای به ماجرا نگاه کنید. در این مورد ما با دو وجه مواجه‌ایم، یکی بخش حقوقی و دیگری بخش کیفری

از منظر حقوقی، ماده ۱۹۱ قانونی مدنی می‌گوید که «عقد محقق می‌شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند». بنا بر این آنچه که در عقد نکاح و کلیه عقود دیگر حتی معاملات دارای اعتبار است، مقوله «قصد» است که در شریعت از آن به عنوان «نیت» نام می‌برند.

در شریعت هم اساس و مبنا بر پایهٔ نیت است. در عقد نیز مبنای کار بر اساس «قصد» است. به عبارت دیگر هر عقدی که بدون قصد انجام شود مشکل دارد.

در جریان خون بس چند شکل ماجرا متصور است، زمانی هست که دختر مورد مبادله خودش هم می‌خواهد آن ازدواج را انجام دهد، یعنی شخص مورد نظر را به عنوان همسرش می‌پذیرد و اعلام می‌کند که عقد را قبول دارد. در آن صورت ماده ۱۹۱ قانون مدنی محقق شده است.

اما زمانی که زن مورد نظر راضی به آن ازدواج نیست، حتی اگر شرایط اضطرار و اکراه هم نداشته باشد، به معنای واقعی قصد عقد را ندارد، در آن صورت به لحاظ حقوقی آن عقد به دلیل اجبار باطل است.

ماده ۱۹۵ قانون مدنی می‌گوید «اگر کسی در حال مستی یا بی‌هوشی و یا در خواب بخواهد عقدی را انجام دهد از آنجایی که قصد نداشته، آن عقد باطل است.»

اما در شرایط اضطرار چطور؟ در آن صورت آیا عقد صحت دارد؟

زمانی که شخص اضطرار دارد، یعنی در شرایط خیلی خاصی می‌خواهد این کار را انجام دهد که اگر در شرایط معمولی بود آن را انجام نمی‌داد، بر اساس ماده ۲۰۶ قانون مدنی«اگر کسی بر اثر اضطرار عقدی را انجام دهد، اکراه محسوب نمی‌شود و آن عقد صحیح است.»

تفاوت اجبار و اکراه در این است که در اجبار عقد باطل است اما در شرایط اکراه، امکان این فراهم است که شاید بعد‌ها شما همسرتان را بتوانید دوست داشته باشید و آن عقد را بپذیرید.

منظورتان از اکراه چه شرایطی است؟ آیا قانون به شرایط اکراه هم اشاره‌ای داشته است؟

بله دقیقا. ماده ۲۰۲ در مورد اکراه صحبت می‌کند و می‌گوید «اکراه به اعمالی حاصل می‌شود که موثر در شخص با شعور بوده و او را نسبت به جان، یا مال یا آبروی او تهدید کند، به نحوی که عادتا قابل تحمل نباشد.»

در مورد اعمال اکراه آمیز بایستی سن و شخصیت و اخلاق و زن یا مرد بودن شخص مورد اکراه در نظر گرفته شود.

گاهی فرد از مرحله اجبار عبور کرده به اکراه تن به کاری می‌دهد اما پس از مدتی به همسرش وابسته شده او را می‌پذیرد.

پس به اعتقاد شما عقدی که بر پایه اکراه باشد، قانونی است؟

من شخصا علیرغم تشریح این سه مرحله اجبار، اضطرار و اکراه، عقدی را که فاقد قصد باشد را باطل می‌دانم. این یک موضع شخصی است. من در هر نوع عقدی از هر نوعی، چه معامله و چه نکاح به مقوله « قصد » به شدت باورمندم. به نظرم همهٔ وجوه سلامت یک عقد، تابع شرایط قصد است و اگر قصد مخدوش باشد، عقد هم باطل است.

ممکن است به طور مصداقی بگویید در چه شرایطی قصد به نظرتان مخدوش است؟

گاهی در ازدواج‌های مربوط به سنت خون بس، دختر جوان ممکن است اصلا آمادگی ازدواج نداشته باشد، یا طرف مقابل را برای زندگی مشترک و ازدواج نپسندد، در آن صورت است که آن قصد مخدوش است.

اما شکل ملایم‌تر آن نیز وجود دارد مثلا شخص مورد نظر، به لحاظ شخصی آمادگی ازدواج و قصد آن را دارد اما فردی که طایفه برایش در نظر گرفته‌اند، مد نظرش نیست، با توجه به جمیع جهات می‌بیند اگر ازدواج نکند ممکن است خونریزی مابین دو طایفه بالا بگیرد، در آن شرایط است که قبول می‌کند و تن به ازدواج می‌دهد.

گاهی هم می‌بینید که عروس خون بس اکراه دارد اما تن به ازدواج می‌دهد و بعد‌ها شرایطی برایش فراهم می‌شود که از آن ازدواج و مرد همراهش و زندگی‌اش راضی است که در آن صورت به اعتقاد حقوقدانان آن عقد پذیرفته شده است.

اما از منظر جنبه کیفری چطور می‌شود به ماجرای خون بس نگاه کرد؟

از جنبه کیفری در سنت خون بس ما اصل شخصی بودن مجازات را نادیده می‌گیریم. این مسئله حتی به لحاظ شرعی نیز جای اشکال دارد. شریعت اسلام هم معتقد است‌‌ همان کسی که مرتکب خطا شده با توسل به قصاص باید مجازات شود. این یک قاعده حقوقی است که در تمام مکاتب و ادیان مختلف پذیرفته شده و مورد توجه است.

اما در سنت خون بس کس دیگری قتل را انجام داده و حالا به خاطر برپایی صلح، فرد دیگری را به تاوان خواهی می‌کشانند. مجازات را قاتل تحمل نمی‌کند بلکه زنی بی‌گناه تحمل می‌کند.

بحث خون بس مخالف اصل شخصی بودن مجازات است. در این سنت مجرم مجازات نمی‌شود. بلکه فرد کاملا بی‌گناهی دارد مجازات می‌شود.

به اعتقاد من این شکل از ازدواج، نوعی اعمال خشونت علیه زنان است. خشونتی که سنت دارد بر علیه زن اعمال می‌کند. خشونتی که تجویز قانون نیست بلکه عرف و عادات دامنش می‌زنند. اینجاست که دولت‌ها برای کنترل چنین سنت‌هایی بایستی مداخله کنند. اما به اعتقاد من کنترل چنین سنت‌هایی نباید همراه با خشونت، سرکوب و برخوردهای کوبنده و حذفی باشد.

 راهکار پیشنهادیتان چیست؟

خون بس به هر حال سنت و آدابی است که ریشه در عرف و باورهای این مرز و بوم دارد. باید با فعال کردن نهادهای مدنی و روشنگری و کار فرهنگی به تدریج آن سنن را تصحیح و ریشه کن کرد.

نقش رسانه‌ها را در این مورد نمی‌توان نادیده گرفت، از طریق رسانه‌ها و نهادهای مدنی می‌توان عواقب نادیده گرفتن انتخاب و احساسات فردی زن مورد معامله را تشریح کرد و با روشنگری، این عرف و سنت مخالف قانون و حتی شریعت و اخلاق را ریشه کن کرد. تجربه نشان داده که برخوردهای خشونت بار با سنت‌های عرفی نتایج خوشایندی به همراه ندارد.



  1. امجد said on آبان ۱۹, ۱۳۹۳

    ایا این نوع ازدواج در این سالها اتفاق می افتد؟ اگر بله آماری از ان ارائه نمایید؟

    • ماهرخ غلامحسین پور said on آبان ۲۰, ۱۳۹۳

      بله امجد عزیز من در این مورد تحقیق کرده ام . این ازدواج ها در مناطق دور افتاده خوزستان و حاشیه ی شهرهای عرب نشین و مابین قبایل و طوایف کهگلیویه و بویراحمد و حتی بختیاری و استان لرستان به ندرت انجام می شه . ظاهرا منسوخ شده اما خودم به شخصه با دو عروس خون بس مستقیما وارد مکالمه و گفت و گو شدم و باهاشون مصاحبه کردم دو سه سال پیش با اعدام یک عروس خون بس که با همدستی مردی اقدام به معاونت در قتل یک دختر کرده بود و بروز این جنایت – گر چه مباشر قتل عروس خون بس نبود و با بی عدالتی اعدام شد چون همدستش داماد امام جمعه دهات محل وقوع جنایت بود- باز هم افکار عمومی متوجه این نکته شد که کماکان در پسله و پنهان مناطق طوایفی و قبیله ای این ازدواج ها منسوخ نشده است. متاسفانه من آماری در این مورد ندارم و مثل بقیه ماجراهایی که در ایران مورد تدقیق و مطالعه قرار نگرفتن، این مورد هم مسکوت مانده است با احترام

Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱