صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  حق من و خشونت علیه و...
شهریور
۲۸
حق من و خشونت علیه والدین
تجربه ها و خاطره ها
۱
, , , , ,
image_pdfimage_print

5524464189_93ac53a90d_z

عکس: rochelle hartman

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

”  مامان بهتره خجالت بکشی “

  همین جمله بود که مرا تا مرز خودکشی برد. شوک شدم و نگاهش کردم. نفسم به شماره افتاد. احساس خفگی می کردم. حتی اگر من اشتباه کرده بودم مستحق چنین جمله ای نبودم. از خانه زدم بیرون. نفسم به شماره افتاده بود. همه بغض های دنیا راه گلویم را بسته بود. پسرم مقابل من ایستاد و گفت خجالت بکش. چندین روز بی انقطاع اشک ریختم و هنوز تا آن جمله به ذهنم هجوم می کند بی اختیار اشک می ریزم. این گفته های مهرناز مادر ۵۵ ساله ای است که درباره خشونت روانی فرزندان نسبت به والدین حرف می زند. خشونت هایی که به دلیل عشق والدین به فرزندان توجیه می شود و یا راز سر به مهرمی ماند. خشونتی که وجود دارد وکتمان می شود.

من به جای خانواده

بیشتر مقالات نگارش شده پیرامون خشونت خانگی اعمال خشونت بر کودکان و زنان است درحالی که خشونت علیه والدین نیز بخشی از خشونت خانگی را تشکیل می دهد. در واقع خشونت نه بر مبنای جنسیت ، خشونت بر مبنای شخصیت وشاخصه های که هویت یا شخصیت فرد را شکل می دهد.

به دنبال تحولات و تغییرات رو به رشدی که در جوامع بشری بوجود آمده، نهاد خانواده هم از این تحولات تاثیر پذیرفته و در بسیاری از موارد تغییرات شگرفی در ساختار آن ایجاد شده است. پدیده صنعتی شدن و مدرنیته نرم های جدیدی در تربیت و ارزش های حاکم بر خانواده ایجاد کرده و در بسیاری از شرایط به خانواده تحمیل کرده است. گاهی بدون شکل گیری ارزش ها و سنت های جدید ارزش های قبلی تخریب شده و در فضای خالی روابط بین فردی در خانواده آسیب دیده است. خانواده هایی که آموزه های دموکراتیک در آن ضعیف است و از مدرن بودن تنها فردگرایی افراطی بدون در نظر گرفتن رعایت حقوق دیگر اعضاء خانواده را  یاد گرفته اند. خانواده هایی که به طور معمول درکی از روابط و احترام متقابل نداشته وخانه را آوردگاه هایی برای جنگ و نزاع و اثبات خود تبدیل می کنند. نقطه ای که عزیمت گاه خشونت علیه دیگر اعضای خانواده است.

در واقع خانواده که هسته ای برای رشد و بالندگی احساسات و توانایی ها و عواطف و نیازهای اعضاء آن است تبدیل به صحنه جنگ برای کسب نیازهای تک تک افراد بدون در نظر گرفتن دیگری می شود.

مادر به ساعت نگاه می کند. سه نیمه شب است. دلش هزار راه رفته و دستش به جایی بند نیست. حالت تهوع دارد. به سمت تلفن می رود تا به پلیس خبر دهد که صدای چرخش کلید در قفل اشکش را سرازیر می کند. دختر در را باز می کند و مادر روی مبل ولو می شود. دختر می گوید: باز نگران شدی. صد بار نگفتم نگران نشو. چرا باور نمی کنی که بزرگ شدم و مالک خودم هستم. مادر که انگاری تمام انرژی اش را از تنش گرفته اند می گوید: من درباره مالکیت یا بزرگ شدن تو حرف نزدم. به تلفن ها جواب بده که از نگرانی نابود نشوم.

بدون شک در چنین شرایطی مادر دچار خشونت شدید روحی و روانی است. جوان به جای توجه به مسئولیتی که در برابر دیگر اعضاء خانواده دارد درباره خودش حرف می زند وحق دیگران را در نظر نگرفته و از ذهن و عملش حذف می کند.

سرمایه اجتماعی و خشونت خانگی

پیوندها، اعتماد، همبستگی، پای بندی به تعهدات، مسئولیت پذیری و مشارکت و همیاری جزء شاخصه های است که می تواند به تولید سرمایه جمعی برای تک تک اعضاء خانواده منتهی شود. تضعیف یا نقص عملکرد هر کدام از شاخصه هایی که نام بردیم نه تنها بر کارکرد کلی خانواده بر بالندگی تک تک اعضاء آن نه تاثیر می گذارد، بلکه می تواند تاثیراتی کاملا مخرب بر تک تک افراد داشته باشد و نظم و احترام و هویت  اعضا خانواده را تحت الشعاع خود قرار دهد.

به عبارتی می توان مدعی شد فروپاشی بزرگ خانواده نه درآمار طلاق که در کاهش سرمایه جمعی درون خانواده نهفته است. طلاق گاهی می تواند به کاهش و گاهی به افزایش این سرمایه جمعی منتهی شود که محل بحث آن در این نوشتار نیست.

آنچه در این مطلب بررسی می شود چگونگی اعمال خشونت برخی فرزندان بروالدین، بر اساس کج فهمی از حقوق فرزندان و روش های نوین تربیتی است که قانون برای پیشگیری از آن تمهیدی نیاندیشیده است این بی توجهی بر هنجارهای اجتماعی تاثیر گذاشته و خشونت علیه والدین و گسیختگی در رابط بین اعضا خانواده را تسری می بخشد.

از سوی دیگر شکاف نسل ها و تفاوت های بین نسلی نیز نمی تواند دلیل محکمه پسندی بر کاهش انسجام در خانواده باشد. هر نسلی دارای تجربیات و باورهای متفاوتی از نسل ماقبل خود است ولی این تفاوت دلیل قابل پذیرشی برای ضعیف شدن پیوندها و همبستگی و احترام مابین اعضاء خانواده نسبت به یکدیگرنیست.

قرار نیست که در روانشناسی نوین و یا حقوق نوین تعریف شده برای کودکان هویت و احترام و منزلت عده ای برای حفظ حقوق دیگری از میان رفته یا نادیده گرفته شود وتاریخ به شکلی دیگری به نفع یک گروه انسانی تکرار شود.

اگر وضعمان خوب بود احترام هم داشتیم 

آقا رضا کارمند بازنشسته مخابرات است وبا همسرش در خیابان بهبودی زندگی می کند. در خانه کوچک و قدیمی آنها ۴ دختر و پسر بزرگ شده اند. مدرسه و دانشگاه رفته و سرو سامان گرفته اند. این زن و شوهر که هر دو پا به سن گذاشته اند از خشونت چهره دیگری ارائه می کنند.

اقا رضا می گوید: این دوره و زمانه احترام بزرگترها به پولشان بستگی دارد. اگر پدرومادر دارا باشند و بتوانند برای عروس و داماد و نوه ها بریز و بپاش کنند عزیزند واگرنه از چشم بچه ها می افتند.

خدا رو شکر که که محتاج بچه ها نیستیم و یک حقوق بازنشستگی داریم واگرنه الان خوار شده بودیم.

حاج اکرم خانم همسر آقا رضا می گوید: والله ما که توقعی از بچه ها نداریم به جز احترام. شاید اگر دستمان به دهنمان می رسید بچه ها سری به ما می زدند و حالی می پرسیدند. تازه سرکوفت هم می کنند که ما از بچگی چیزی ندیدیم و کمبود داشتیم ولی خدا می داند اقا رضا مرد زحمتکشی بود وروزهای تعطیل هم سیم کشی می کرد.

وقتی از شکل رفتاری که بچه ها نسبت به آنها اعمال می کنند می پرسم آقا رضا می گوید: اول که از ظاهر و حرف زدن و لباس پوشیدن ما خجالت می کشند. مهمانی یا مراسمی باشد خیلی راصی نیستند ما هم باشیم. هر ۳ ماه، ۴ ماه سری به ما می زنند که آن هم رفع تکلیف است. ماشالله مرتب مسافرت و گردش هستند اما از ما پنهان می کنند. حقیقتش دل تنگشان می شویم ولی چاره چیست ترجیح می دهیم مزاحمشان نباشیم. احساس زیادی بودن می کنیم و خلاصه دخترم از دستشان دلگیر هستیم. اگر وضعمان خوب بود احترام هم داشتیم.

در نهایت باید گفت اگر چه پرداختن به این موضوع یک پژوهش دانشگاهی می طلبد اما به نظر می رسد درمسیر گذاراز سنت به مدرنیته بدون فهم کامل وآموزش از دوران کودکی به والدین و فرزندان با نسلی مواجه شده ایم که بهره مندی از حقوق انسانی در جایگاه فرزندی را با شورش و حتی اعمال رفتارهای خشونت آمیز نسبت به والدین اشتباه گرفته اند.



  1. یک نکته بسیار مهم در این میان این است که کسی که خودش برای خودش احترام قائل نباشد کسی به او احترام نمیگذارد. تقریبا تمام والدینی که مورد بی احترامی فرزندان خود قرار میگیرند برای خود به عنوان یک انسان احترام کافی قائل نیستند و خود را نزد بچه هایشان سبک و بی احترام میکنند. البته رفتار زن و شوهر با همدیگر و در کودکی با بچه ها هم در این مورد نقش مهمی دارد.

Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱