صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  اثرات سوء خشونت خانگ...
فروردین
۲۲
۱۳۹۲
اثرات سوء خشونت خانگی بر سلامت روحی روانی
فروردین ۲۲ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

 زمانی که با نجات یافتگان خشونت سرو کار داریم، فرقی ندارد که پزشک باشیم یا یک حامی، یک عضو از یک اجتماع متدین ، پرسنل بیمارستان ، مشاور حقوقی و یا مجری قانون و یا عضو یک سیستم دادگاهی؛ در هر صورت آنچه را که هرگز نباید فراموش کرد درک محیطی است که نجات یافته در آن تحت خشونت قرار گرفته است.

اغلب آنچه را که نجات یافته ارائه می دهد، همان تجربه او است که به نوبه خود عکس العملی منطقی، نسبت به خشونت و راهی برای نجات وی از این تجربه دلخراش است.

فرهنگ لغت وبستر، سلامت روان را اینگونه تعریف می کند:

سلامت روانی و رضایت فرد از نحوه هماهنگ شدنش با جامعه و نیازهای معمول زندگی””

افرادی که قربانی خشونت های خانگی می شوند، اغلب درگیر روندی هستند که مدتهاست با آن دست و پنجه نرم می کنند، و افرادی که به آنها خشونت می کنند، متجاوزانی هستند که هیچگاه با این جمله که ” من هولناک ترین کابوس تو می شوم” خود را معرفی نکرده اند.

آن رابطه ای که در ابتدا آنقدر خوب است که به نظر می رسد یک رؤیاست ، در نهایت بسیار پیچیده و گاهی ویرانگر احساس و کشنده می شود.

در آغاز بسیاری از روابط، خشونت احساسی تنها نوع تجاوز است که حاکم می باشد و در دیگر روابط، تنها نوع تجاوز است که برای قدرت طلبی، کنترل و سلطه از آن استفاده می شود.

بسیاری از قربانیان، این خشونت ها را بخصوص در اوایل رابطه تشخیص نمی دهند. معمولا” قربانیانی که خشونت و تجاوزات احساسی را در خانواده های خود تجربه کرده اند، درجات مختلف کنترل و تجاوز را ” عادی ومعمولی” می انگارند.

در اعتقادات سنتی از زنان انتظار می رود بچه بزرگ کنند و مراقب امور زندگی باشند. همین امر آنها را ترغیب می کند که در صورتی که مسئله احساسی در روابطشان پیش آید مسئولیت آنرا قبول و برای بهبود آن تلاش کنند.

در رابطه ای که خشونت خانگی در آن حکمفرماست، اگر زن تشخیص دهد که رفتاری آزار دهنده و نا خوش آیند است و از آن انتقاد کند، احتمالا” فرد متجاوز به او می گوید که زیادی حساس است و بی مورد از خود عکس العمل نشان می دهد و یا می گوید منظور بدی از رفتارش نداشته است.

اگر زن پایبند عقاید و رسوم سنتی باشد نهایت سعی خود را می کند تا اثر رفتار فرد متجاوز را ناچیز جلوه دهد، زیرا که به صورت خودآگاه و یا ناخودآگاه نسبت به سلامت روحی و روانی رابطه احساس مسئولیت می کند.

همانطور که وقوع یکبار خشونت احساسی گرایش فرد متجاوز را نسبت به تکرار و شدت بخشیدن به آن بیشتر می کند، تجاوزات و خشونت های فیزیکی نیز به مرور زمان افزایش یافته و شدت می گیرند.

فرقی نمی کند که فرد متجاوز چه روشی را پیش می گیرد اما در هر صورت افزایش تدریجی تکرار این خشونت ها، موجب دلسردی فرد قربانی در رابطه احساسی اش می شود، که در بیشتر موارد این دوره از رابطه مرحله ای بسیار بحرانی است که، سلسله خشونت های بعدی را نیز تشدید می کند.

تنها وقوع یک مورد تجاوز، می تواند ضربه های روحی و روانی شدیدی را به فرد قربانی وارد کند. حال آنکه برای دیگر قربانیان اثرات منفی این ضربه ها پس از سالها در معرض خشونت بودن بروز می کند.

رفتاری که برای یک فرد می تواند خشونت آمیز باشد ممکن است برای فرد دیگر اینگونه نباشد. بنابراین نکته حائز اهمیت این است که رفتار و عکس العمل هر فرد را جداگانه و براساس محیط و شرایطی که در آن زندگی می کند بررسی کرد.

گونه های مختلف این نوع خشونت های خانگی بصورت ذیل طبقه بندی شده اند، اما متاسفانه مثال ها بدلیل کمبود فضا محدود هستند.

کنش های خشونت آمیز و متجاوزانه

خشونت های فیزیکی: هل دادن ، کشیدن مو، سیلی زدن، مشت زدن، لگد زدن، گاز گزفتن، و…

خشونت های جنسی : رابطه جنسی اجباری، سکس خشونت آمیز، تجاوز جنسی.

تهدید: نگاه ها و ژست های تهدید آمیز ، تهدید با اسلحه، تهدید حیوانات خانگی.

منزوی کردن: پرخاش از روی حسادت، منع معاشرت با خانواده و دوستان، تعقیب، خراب کردن ماشین همسر.

تجاوزات اقتصادی: مداخله در حرفه و شغل زن، گرفتن پول از او و خراب کردن اعتبار بانکی او.

ارتباطات خشونت آمیز

خشونت های زبانی/احساسی و روانی: صدا کردن زن با اسم های بد ، نسبت بد زدن، مقصر کردن زن.

حقیر شمردن، انکار کردن و سرزنش کردن : هیچ تجاوزی رخ نداده و به این بدی که می گویی نیست، تقصیر توست.

استفاده از فرزندان: حرف های زشت زدن و بدنام کردن زن جلوی فرزندان ، اذیت کردن زن در ملاقات هایی که پس از جدایی با فرزندان دارد.

تهدید برای کنترل و قدرت طلبی: تهدید به صدمه رساندن زن، فرزندان و خانواده؛ تهدید به تحویل زن به پلیس ، تهدید به خود کشی.

رفتارهای خشونت آمیز

مزیت مردان : مردان مسئول همه مسائل و تصمیمات هستند و از زنان برترند.

استانداردهای مضاعف: مرد می تواند با دوستان خود بیرون رفته و تفریح کند، زن اگر این کار را کرد از فرزندانش غافل شده است. مرد خیانت می کند اما اگر زنی خیانت کرد فاحشه است.

 زنان نسبت به مردان کم ارزش ترهستند : بچه بزرگ کردن شغل نیست وظیفه و کار زن است، و تنها مردان هستند که لیاقت گرفتن پول را در قبال کارشان دارند.

برای اکثر قربانیان ، تنها یک رفتار خشونت آمیز، می تواند ضربه های روحی و روانی شدیدی به آنها بزند. ( مانند: خشونت های فیزیکی که می تواند از یک سیلی باشد تا کتک زدن و یا تهدید با اسلحه). برای بعضی از قربانیان اثر یک رفتار خشونت آمیز می تواند آنقدر شدید باشد که در او ترسی مزمن بوجود آورد و او را از نظر احساسی بیشتر حساس و شکننده کند .

از یک طرف، این احساس ضعف و آسیب پذیری زن موجب پویایی و دوام این رفتارهای خشونت آمیز شده و حس قدرت و کنترل مرد را تقویت می کند و از طرف دیگر افزایش این حس در مرد حس آسیب پذیری و ضعف را در زن افزایش می دهد و بنا بر این، به مرور زمان تکرار این چرخه افزایش یافته و شدت می گیرد.

تکرار رفتارهای خشونت آمیز، می توانند ضربه های روحی و روانی مختلفی را در آن واحد به قربانی وارد کند.

ارتباطات خشونت آمیز می تواند غیر علنی صورت بگیرند و اگر چه ضربه های روحی و روانی شدید عموما” تنها حاصل یک واقعه خشونت آمیز نیستند اما، به هر حال تکرار این تجاوزات و خشونت ها چه به صورت علنی و چه غیر علنی، می توانند اثرات منفی بسیاری بر روی روح و روان فرد قربانی به جا بگذارد.

با این که تشخیص تجاوزات و خشونت های احساسی حاصل از اینچنین روابطی مشکل است اما اثر آنها اغلب بسیار بیشتر از خشونت های فیزیکی علنی در قربانیان قابل مشاهده است.

عکس العمل هر فرد در برابر تکرار رفتارهای خشونت آمیز نسبت به فردی دیگر متفاوت است. برای مثال، میزان  منزوی شدن، تجاوز ، سابقه تجاوز ، مفهوم ترس، تهدید جانی و غیره همه بر روی شدت عکس العمل فرد اثر می گذارند.

درک قربانی از زن یا مرد بودن خود ، از مسئولیت هایش در رابطه و ارزشهای مذهبی و اعتقادی اش نیز بر عکس العمل او در برابر خشونت ها اثر می گذارند.

زمانی که عکس العمل قربانیان را با در نظر گرفتن شرایط ، محیط، ارزش و اعتقادات آنها بررسی می کنیم، عکس العمل آنها مفهوم بیشتری پیدا می کند.

یک تجربه روحی – روانی مشترک و یا تجربه های مشابه می توانند در افراد مختلف متفاوت باشند.

عکس العمل هایی که به صورت بیماری روانی خود را بروز می دهند می توانند، به راحتی با در نظر گرفتن محیط، شرایط و درک فرد از این تجربه؛ به خشونت ها و ضربه های روحی ربط داده شوند.

(آیا تنها یک مورد خشونت اتفاق افتاده است ؟ آیا او بخاطرش سرزنش شده؟ آیا این خشونت انکار شده است؟)

 بعضی از عکس العملهای معمول نسبت به خشونت خانگی شامل نشانه ها و علائم زیر می باشند :

  • کم خواب شدن یا خوابیدن بیش از حد.
  • تغییر در عادتهای غذا خوردن.
  • مشکل تمرکز و یا تمرکز بیش از حد بر روی مسائل و مشکلات.
  • آگاهی بیش از حد نسبت به آنچه که در اطراف می گذرد و یا کاهش این آگاهی.
  • فرار از افکار، احساسات، مکان ها، فعالیت ها و مردم و بحث هایی که او را به یاد تجربیات تلخ و فرد متجاوز می اندازد.
  • زود رنج بودن و یا فقدان حس عکس العمل.
  • احساس جدایی – جدای از تجربه ها، از مردم و از زندگی.
  • بی علاقه و نا امید شدن.
  • دلسردی و بی حسی ، به شدت عصبانی شدن.
  • توانایی آنها نسبت به تشخیص و تجربه حس های مختلف محدود می شود. برای مثال، احساس آنها فقط در عصابانیت ، ناراحتی، تقصیر و شرم خلاصه می شود.
  • تشویش و نگرانی: احساس بی قراری ، هیجان زدگی ، اضطراب، عصبانیت و نگرانی که درجات مختلفی دارد، که می تواند از حالت خفیف تا حملات عصبی متغیر باشد.
  • یاد آوری خاطرات گذشته : یاد آوردی خاطرات گذاشته می تواند روحی – روانی ، فیزیکی و یا حسی و شناختی باشد.
  • ترس: ترس از دست دادن امنیت فیزیکی، روحی و مالی ، ترس در ارتباط با فرزندان ، ترس از نداشتن توانایی برای تامین خود و فرزندانش در آینده.
  • احساس دیوانه شدن.
  • استفاده از مواد مخدر.

 ترجمه: ویدا بالیخانی

منبع:http://www.celebratingfamilies.net/PDF/DomesticViolenceInfo.pdf



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱