صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر  »  نگاه فعالان حقوق كود...
مرداد
۱۶
۱۳۹۳
نگاه فعالان حقوق کودک به تاثیر جنگ بر کودکان
مرداد ۱۶ ۱۳۹۳
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

P-12-1

 عکس: اعتماد

شهادت ثانیه‌های کودکی

بنفشه سام‌گیس

جنگ فرصت زندگی را از آدم‌ها می‌گیرد. فرصت نفس کشیدن را. فرصت عاشق بودن و عاشق ماندن را. فرصت کودک بودن و جوان شدن را. تمام هنجارها را واژگون می‌کند و طعم نیستی اجباری را بیش از همه به کام مردمانی می‌نشاند که در تمام معاهدات بین‌المللی با عنوان «غیرنظامی» معرفی شده‌اند. معاهدات بین‌المللی در طول سال‌های گذشته تاکید داشته که حقوق غیرنظامیان که کودکان، زنان، سالخوردگان، معلولان و شهروندان ساکن مناطق جنگی هستند باید در پله‌یی فراتر از دلیل افروختن آتش جنگ قرار گرفته و محترم شمرده شود. اما آمار قربانیان جنگ‌های داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی، حداقل طی دهه گذشته گویای آن است که نیروهای درگیر جنگ معمولا به این تاکید توجهی ندارند که بیشترین آمار تلفات انسانی جنگ‌ها مربوط به جمعیت غیرنظامیان کشورهای جنگ زده است.

برش‌هایی از روایت زمان

به گزارش اعتماد، سازمان دیدبان حقوق بشر در آخرین گزارش خود از درگیری‌های نوارغزه، اعلام کرده که طی یک ماه گذشته، در هر ساعت یک زن یا کودک در حمله صهیونیست‌ها کشته شده‌اند و در حالی که تاکنون بیش از هزار و ۸۰۰ فلسطینی در حملات هوایی و زمینی صهیونیست‌ها به نوارغزه به شهادت رسیده و بیش از ۹ هزار نفر زخمی شده‌اند، نیمی از کشته‌شدگان و زخمی‌ها، زنان و کودکان بوده‌اند.گزارشگران مستقر در غزه روایت کرده‌اند که «هر روز،مادران و کودکان بسیاری هستند که موفق به دیدن طلوع آفتاب نمی‌شوند.»

همین سازمان در گزارش خود از عراق اعلام کرده که داعش، کودکان عراقی را به عنوان سپر انسانی در مقابل تیراندازی نیروهای عراقی، انجام عملیات شناسایی، جابه‌جایی کیسه‌های شنی و سنگر سازی در مقابل نیروهای عراقی، مورد سوءاستفاده قرار داده و تاکنون شمار زیادی از کودکان را به کام مرگ فرستاده است. به گزارش کمیساریای عالی حقوق بشر عراق، از ابتدای حضور نیروهای داعش در موصل تاکنون ۱۵۰ کودک آواره به دلیل افزایش دمای هوا و ابتلا به وبا جان خود را از دست داده‌اند و کودکان بازمانده هم با مشکل کمبود غذا و نبود سرپناه مواجه هستند.

هماهنگ‌کننده کمک‌های انسانی سازمان ملل متحد برای جنوب سودان بارها هشدار داده که جنگ داخلی و قبیله‌یی این کشور، رقمی در حدود ۵۰ هزار کودک جنگ‌زده در منطقه سودان جنوبی را در معرض خطر مرگ ناشی از گرسنگی قرار داده است.

آنتونیو گوتیرس، کمیسیونر امور پناهندگان سازمان ملل طی ۳ سال گذشته بارها از کشورهای غربی درخواست کرده تا مرزهای خود را به روی آوارگان سوری که اغلب، زنان و کودکان بوده‌اند باز کنند. گروه مخالفان دولت سوریه، طی جنگ سه‌ساله از پسران و دختران خردسال به عنوان سپر انسانی یا برای بمبگذاری‌های انتحاری استفاده کرده است.

طی همین مدت، تعداد زیادی از کودکان آواره که در حال فرار از کشور جنگ‌زده خود بودند، در دریای مدیترانه غرق شدند. بسیاری از کودکان پناهنده، در کشورهای همجوار سوریه تحت آموزش‌های رزمی اجباری قرار گرفتند تا به عنوان نیروی جنگی علیه دولت سوریه از آنها استفاده شود. یونیسف هم در ابتدای سال ۲۰۱۴ گزارش داد که طی جنگ ۳ ساله سوریه، بیش از سه میلیون کودک سوری به دلیل ویرانی مدارس، نبود امنیت و ترس از آسیب دیدن، فرار از جنگ یا از دست دادن خانواده، از امکان تحصیل محروم شده‌اند در حالی که ۵۰ تا ۶۰ درصد این کودکان به کشورهای همسایه پناه برده‌اند و حتی در کشور میزبان هم از آموزش محروم هستند. بنا بر اعلام سال ۲۰۱۳ کمیساریای ملل متحد در امور پناهندگان، ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار کودک سوری، بر اثر جنگ داخلی کشور، جدا از خانواده و دور از والدین خود زندگی می‌کردند و از مجموع یک میلیون و ۱۰۰ هزار کودک پناهده سوری در اردن یا لبنان، بسیاری از این کودکان مجبور بودند برای تامین معاش خانواده به مشاغل دشوار مشغول باشند. گزارش‌های بین‌المللی حکایت از آن دارد که تعدادی از کودکان پناهنده سوری که در کشورهای همسایه سوریه پناه گرفته‌اند، برای تامین معاش خود یا خانواده ناچار به فروش اعضای بدن خود به باندهای قاچاق اعضای بدن شده‌اند و در حالی که مقامات بین‌المللی تایید کرده‌اند که تعداد کودکان فروشنده بیش از خریداران اعضای بدن بوده، بیشترین گزارش‌ها درباره فروش کلیه کودکان پناهنده بوده چنان‌که گزارش ۱۲ ماه منتهی به ۲۰۱۴ از فروش ۱۵۰ کلیه توسط کودکان پناهنده سوری در لبنان حکایت دارد.

بر اساس گزارش ۲۰۱۱ سازمان ملل، در این سال ۱۱۰ کودک در بمباران‌های ناتو و ارتش افغانستان، کشته و ۶۸ کودک مجروح شدند. یونیسف هم در گزارش سال ۲۰۱۳ خود از افزایش ?? درصدی کشتار کودکان افغان در اثر جنگ در افغانستان ابراز نگرانی کرد.

سازمان بین‌المللی کمک به کودکان در گزارشی در سال ۲۰۱۳ هشدار داد که در سال‌های بعد از جنگ در لیبریا و طی سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲، ۸۲ درصدقربانیان خشونت‌های جنسی در این کشور، کمتر از ۱۷ سال سن داشتند.

یونیسف در سال ۲۰۱۲ گزارش داد که بر اثر درگیری‌های داخلی یمن، ۹۴ کودک کشته و ۲۴۰ کودک نیز بر اثر تیراندازی، اصابت ترکش یا بمباران توپخانه‌یی زخمی شده‌اند.

خون به قیمت بقا

زئیر، تیمور، ویتنام، آنگولا، سیرالئون، سومالی، مصر و لیبی نام‌های دیگری است که باید به فهرست کشورهای درگیر جنگ و ناقض حقوق کودکان افزوده شود؛ کودکانی که نه تنها هیچ آینده روشنی پیش رو ندارند بلکه در روزهایی نه چندان دور، در صورتی که شانس زنده ماندن داشته باشند، به مردگان جانداری تبدیل خواهند شد که یک پیام را از چشم‌هایشان به مغزشان ارسال می‌کنند: «بجنگ تا بمانی».

کودکان توانایی درک جنگ را ندارند

P-12-2

 فاطمه قاسم‌زاده – روانشناس کودک

جنگ پدیده وحشتناکی است که تحمل آن حتی برای بزرگسالان هم بسیار دشوار است. کودکان، بیش از بزرگسالان از جنگ ضربه می‌خورند زیرا با حوادثی مواجه می‌شوند که تجربه آن را نداشته‌اند. شاید کودکان غزه بیش از کودکان سایر کشورهای جنگ‌زده با مفهوم جنگ آشنا باشند اما باز هم این تجربه، بسیار تلخ و دردناک است؛ تجربه‌یی که فروپاشی خانواده‌ها یکی از بازتاب‌های آن است.

کودکان بازمانده از جنگ معمولا گرفتار اختلالات روانی همچون ترس‌ها و اضطراب‌های بسیار شدید و متمادی خواهند بود در عین حال که از زندگی طبیعی هم محروم می‌شوند. کودکان توانایی درک و تحمل جنگ را ندارند و حتی اگر تبعات جنگ همچون تخریب، ویرانی و آوارگی و از دست دادن والدین را با تبعات حوادث طبیعی مانند زلزله و سیل مقایسه کنیم بازهم به نتایج متناقضی می‌رسیم. طول مدت جنگ نخستین وجه تمایز تبعات جنگ و حوادث طبیعی است. مدت زمان زلزله هیچگاه از یک ساعت هم فراتر نمی‌رود اما جنگ، روزها و ماه‌ها طول می‌کشد. در جنگ، گروهی از انسان‌ها، گروه دیگری را مورد تهدید قرار می‌دهند و می‌کشند اما در حوادث طبیعی، علت، ناآشکار و عامل، غیر انسانی است.

در حوادث طبیعی از آن نفرت و خصومت تحمیل شده بر انسان‌ها خبری نیست و جو برقرار، تعامل و آرامش است و شاید باید به این نتیجه رسید که حوادث طبیعی، انسان‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند در حالی که محصول جنگ، خشم و نفرت است.

چه قیاسی ممکن است بین کودکان جنگ و کودکان صلح

P-12-3

شیوا دولت‌آبادی- روانشناس و مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان

کودکان قربانی جنگ، بیش از بزرگسالان آسیب می‌بینند و محورهای بیشتری از شخصیت آنها آسیب می‌بیند. انسان برای رشد، نیاز به برخورداری از حداقل‌های زندگی دارد و امنیت، اولین اولویتی است که در رتبه دوم پس از حداقل‌های مورد نیاز برای بقا قرار می‌گیرد. نتایج تحقیقات نشان داده که کودکان، یک آغوش را به خوراک فاقد محبت ترجیح می‌دهند. جنگ در کودکان، یک احساس ناامنی ریشه‌دار ایجاد می‌کند و کودکان قربانی جنگ دارای شخصیت بسیار متزلزل و بسیار آسیب‌پذیر خواهند بود زیرا امنیت روانی و جسمانی آنها در خلال جنگ آسیب‌دیده و بنابراین، شخصیت آنها بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود. کودکان بازمانده از جنگ، حتی توان مسوولیت‌پذیری، شادمانی و درک ظواهر و زیبایی‌های زندگی را هم از دست می‌دهند. کافی است تصور کنیم که کودک خردسال، دنیا را از منظر حضور والدین خود می‌شناسد. والدینی که آنها هم در هر لحظه در اضطراب زنده ماندن یا کشته شدن هستند چه منظری را به کودک خود ارائه می‌دهند ؟ امروز شاهدیم که بسیاری از نوجوانانی که به داعش ملحق می‌شوند، دست‌پروردگان جنگ داخلی سوریه هستند که به سمت برخورد هرچه رادیکال‌تر با ایدئولوژی و انسانیت هدایت شده‌اند. واقعا چه قیاسی ممکن است بین کودکان قربانی جنگ و ساکن کشورهای جنگ‌زده با کودکان سایر کشورها ؟ کودکانی که در امنیت رشد کرده‌اند و جهان، به آنها بقا، رفاه، حمایت، شادی، زیبایی، آینده روشن و امید به بهتر را وعده می‌دهد در مقابل کودکانی که در جنگ، در ناامنی و فروپاشیدگی کشور و خانواده و شهر زندگی می‌کنند و تار و پود شخصیت‌شان با خشونت بافته می‌شود.



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»