صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  شعار من: مرئي كردن ن...
مرداد
۱۳
۱۳۹۳
شعار من: مرئی کردن نامرئی ها
مرداد ۱۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

mar

عکس: فیسبوک مارسلینا باتیستا   

مترجم: مینا فخر آور

هنگامی که مارسلینا باتیستا جامعه بومی (سرخپوستی) خود به نام “میکستِک” در”ناچیکسلان” واقع در ایالت واهاکا در مکزیک را ترک گفت, چهارده ساله بود و فقط تحصیلات ابتدایی داشت و حتی زبان اسپانیولی هم نمی دانست .

آن زمان،او حتی در خواب هم نمی توانست ببیند که یک روز کمک بزرگی به توسعه پیمان بین المللی برای حقوق کارگران خانگی خواهد کرد.

به لطف به اشتراک گذاشتن تجربه اش با بسیاری از زنان دیگر، مارسلینا توانست نامرئی ها را با آشکار کردن شرایط میلیون ها کارگر خانگی که از داشتن قراردادکاری، ساعات کاری ثابت و مزایا یا امنیت اجتماعی محروم بودند، مرئی کند.

او برنامه منحصر به فردی خلق کرده که شامل مجموعه آموزش هایی برای کارگران خانگی، کارفرمایان آنها و سازمان های جامعه مدنی است. مرکز پشتیبانی و آموزش برای کارگران خانگی  (CACEH) که او  در سال ٢٠٠٠ تاسیس کرده است،اطلاعات مدیریتی  و برآورد اجتماعی و اقتصادی از کار خانگی و حق جنسی و باروری را فراهم می کند.

او مفتخر به دریافت جایزه ملی حقوق بشر در مکزیک، و همچنین در سطح منطقه ای به سمٓتِ هماهنگ کننده آمریکای لاتین در فدراسیون بین المللی کارگران خانگی تعیین شده است.

 به عقیده شما چه عواملی در رساندن شما به جایی که هم اکنون در آن قرار دارید نقش اصلی رادارند؟ 

به طور عمده توانمند سازی و میل به پیروزی؛ در سن چهارده سالگی به جای اینکه با تحصیلات ابتدایی خود راضی باشم ودر روستایم بی هیچ آینده ای که انتظارش را داشته باشم بمانم، به مکزیکو سیتی آمدم و به عنوان کارگر خانگی مشغول به کار شدم من که با چشمان خودم شاهد بی عدالتی ها در این فعالیت که از نظر اجتماعی کم ارزش دیده می شد بودم. تا زمانی که هفده ساله شدم، زبان اسپانیولی را علی رغم اینکه زبان مادری ام” زاپوتک ” یک زبان بومی سرخپوستی بود,آموختم. همچنین تا آن وقت، مکزیکو سیتی را کاملا شناختم. نمی خواستم گوشه ای بنشینم و برای حال خود تاسف بخورم یا به دلیل عدم امکانات و فرصت ها نقش یک قربانی را بازی کنم. پس تصمیم گرفتم تا خودم به دنبال فرصت ها بگردم و به سرعت از حمایت زنان و مردانی برخوردار شدم که به چهر ه های کلیدی مبارزات امروز من بدل شدند.

 بزرگترین موانعی که تا به حال برای رسیدن به جایگاه امروزتان با آنها روبرو شدید چه بودند؟

بر خیلی چیزها مجبور بودم غلبه کنم، عمدتاً فایق شدن بر ترس و عدم امنیتم چون همیشه می گفتم: ” اما من که کسی نیستم” شاید امروز بتوانم چنین خلاصه اش کنم:” احساس می کردم در کاری که از نقطه نظر کاری و اجتماعی کم ارزش تلقی می شود نادیده انگاشته می شوم. از خیره شدن به دیوار چیزی نمی آموزیم. اگر اراده کنی می توانی خودت را نجات دهی که تو انسانی صاحب رویا و آرزوهستی نه یک تکه شی از مایملک دیگری؛در واقع سوء رفتار های برخی از کارفرمایانم من را قوی ترساخت.

 کمی از دوران کودکی تان برایمان بگویید، از آرزو ها و رویاهایتان، چه کسی در بدست آوردن انچه تا کنون بدست آورده اید الهام بخش تر بوده است ؟ 

من سومین دختر از میان دوازده پسر بودم. اولین دختر فوت کرده بود و دومی هم با مادربزرگ مادری ام زندگی می کرد، پس چنین شد که از سنین خردسالی همیشه به مادر برای مراقبت از برادران کوچکترم کمک می کردم. مادرم همیشه مطیع و فرمانبردار بود و علاوه بر خانه داری عهده دار کارهای اضافی بر روی مزارع هم می شد. من در روستا با بسیاری از مردان متعصب  و مردسالار زندگی می کردم که اگر در آنجا مانده بودم به طور قطع به غریبه ای خلاف میل و اراده خود فروخته می شدم.

اگرچه همه اینها سنت ها و آداب و رسوم بودند، من از خشونت هایی که علیه دختران فامیل و زنانی که می شناختم می شد بیزار بودم، برای من مادرم هم بازتابی از همه این خشونت ها بود. روزی به مادرم گفتم، بنا نیست این اتفاق ها برای من بیافتد. نتیجه ای که همه این تجربیات دوران کودکی برایم داشت این بود که کنترل آینده ام را خودم به دست بگیرم.

وقتی نه ساله بودم، قصد داشتم معلم شوم و یکی از عموهایم به من خندید. وقتی پانزده ساله شدم می خواستم وکیل شوم اما نمی توانستم درس بخوانم چون در خانه ای مشغول به کار مراقبت از کودکان بودم پس خیلی اندک اندک پیشرفت کردم. اینک من آموزش دیده ام و از قانون حمایت می کنم و به همین خاطر بسیار از همه چیزهایی که می توانم درزمینه کاری در اختیار همکاران دیگرم قرار دهم راضی و خرسند هستم.

 آیا زن بودنتان، دستیابی شما به اهداف کاری تان را تحت تاثیر قرار داده؟ اگر چنین است، چگونه؟ 

بله، زن بودن خود، متضمن ایجاد بسیاری از موانع است و حتی بیشتر از اینها اگر ساکن روستا باشید. فقط این واقعیت ساده ای که زن هستید شما را در بسیاری از حوزه ها متضرر می کند. اما از همان زمان جوانی کنترل زندگیم را همیشه به دست گرفته ام و اگر مرتکب اشتباهی هم می شدم از آن درس می گرفتم. امروز شاکرم که تصمیم به انجام کارهایم به شیوه ای متفاوت گرفتم و به سوء رفتارها، تبعیض و نابرابری فایق آمده ام و به رویا هایم متعهد ماندم تا بتوانم  به رسمیت شناختن کارهای خانگی  که انجامش می دادیم از دولت کسب کنم. دیگراز قوانین حذف نمی شدیم و درکی از نقش ما در مشارکت اجتماعی به وجود آمد.

 به عقیده شما بزرگترین مشارکت تان در جامعه چه هست؟    

” مرئی کردن نامرئی ها” شعار و نیروی محرکه سازمانی است که رهبری اش می کنم و همچنین به گمانم بالاترین سهم من در جامعه این است که از به رسمیت شناخته این کار (کارگری خانه) اطمینان حاصل کنم. اینکه چیزی که ما به عنوان کارگران خانگی انجام می دهیم را بتوانیم عینی و قابل مشاهده کنیم و اینکه چقدر وضعیت ما متزلزل و پر مخاطره هست. به گونه ای که در رسانه های عمومی از آن صحبت شود، و مهم تر از این است که ما  شاهد به وقوع پیوستن تغییرات و این حقیقت که فقط با کمترین امکانات و به اصطلاح با دست هایی خالی هم می توانیم تغییر ایجاد کنیم.

من همچنین سهم خود را در توسعه استانداردهای بین المللی برای کارگران خانگی می دانم، کنوانسیون ١٨٩ و از دولت مکزیک هه تقاضا می کنم تا برای ادای سهم خود آن را تصویب کند.

 مایلید چه پیامی به زنان جوان بدهید؟ از تجربه شما چه باید بیاموزند؟

آنچه را انجام دهند که خودشان دوست دارند، تجربیات دیگران را بشنوند و خودشان تصمیم بگیرند، هر چیزی که می تواند کمکشان کند را در نظر بگیرند. رهبران زن همواره برای من الهام بخش بوده اند، به همه کسانی که نقش مهمی را در مبارزات و زندگی من ایفا کرده اند ادای احترام می کنم.

چه پیامی را مایل هستید با سایر زنان و کودکانی که از کار شما تاثیر گرفته اند به اشتراک بگذارید؟

قوی بمانید! شما نیز مثل من نیازمند تغییر هستید وما  متعلق به هر کجا که باشیم، تلاش هایمان یکپارچه خواهند شد و به هم خواهند پیوست تا صلح و فضایی عاری از خشونت را به نام امید و کرامت انسانی به ارمغان آورند.

 از شما برای زنده نگاه داشتن این امید برای زنان در سراسر دنیا متشکرم.

لینک منبع  



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»