صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  ازدواج سفيد زائیده ش...
مرداد
۸
۱۳۹۳
ازدواج سفید زائیده شرایط درونى جامعه است
مرداد ۸ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

nahid

بر اساس اعلام رسمی سازمان ثبت احوال کشور هر ساعت ۱۶ طلاق در کشور به ثبت می‌رسد. بررسی آمار ۱۰سال گذشته طلاق در کشور هم نشان می‌دهد که این آمار همیشه رو به افزایش بوده است. همین موضوع موجب نگرانی خانواده‌ها و کارشناسان شده است و دیگر ضرب‌المثل عروس باید با لباس سفید به خانه بخت برود و با لباس سفید برگردد از سر زبانها افتاده است. همچنان این سؤال باقی است، دلایل افزایش آمار طلاق چیست و اصولا بالا رفتن آمار طلاق بد است ؟

برای پیدا کردن جواب سوال هایمان با دکتر ” ناهید مطیع ” محقق و مدرس مسایل جنسیت به گفت و گو نشستیم. وی بنیان‌گذار بخش مطالعات زنان در دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسس یک سازمان غیردولتی زنان به نام «محققان مستقل مسایل زنان» بوده و مدتی هم مدیریت هر دو سازمان یاد شده را به عهده داشته است. او با چندین کنفرانس ملی و بین‌ا‌لمللی به عنوان سخنران، هماهنگ کننده و مشاور همکاری کرده و نیز در چندین دوره تخصصی مطالعات جنسیت، فلوشیپ دریافت کرده است. ناهید مطیع درباره نگرانی مسئولان و آمار منتشر شده از افزایش طلاق و نسبت آن با آمار ازدواج می گوید:

بله آمار طلاق افزایش و شاید ازدواج کاهش پیدا کرده است، اما اگر شاخص آنها را با هم مقایسه کنیم ازدواج نسبتش به طلاق کمتر نیست. شاید در دوره های کوتاه مدتی که اداره ثبت گزارش می دهد شاهد کاهش ازدواج و افزایش طلاق باشیم اما در دوره های ۵ ساله که از نظر جمعیت شناسی معنا دار است، آمار ازدواج همیشه بیشتر است.

اما به هر حال با یک روند افزایش طلاق در مناطق شهری و روستایی مواجه هستیم که در دهه ۷۹ و ۸۰ این روند آغاز و ادامه پیدا کرد و در مورد آن سیاست هایی نیز اتخاذ شده ، مبنی بر اینکه چطور می شود جلوی این روند افزایشی را گرفت. از طرف دیگر وقتی می گوییم طلاق افزایش پیدا کرده است، معمولا این تصور ایجاد می شود که این طلاق ها اصطلاحا «زن خواسته » اند، در صورتی که این آمار به ما نمی گوید آیا طلاق ها زن خواسته اند یا مرد خواسته. ولی اگر فرض کنیم که روند افزایشی طلاق مربوط می شود به افزایش درخواست طلاق از طرف زنان که اغلب برای به نتیجه رسیدن به موانع زیادی بر می خورند، با دو دیدگاه به این افزایش نگاه می شود. یکی دیدگاه فعالان حقوق زنان که طلاق را حق زنان می دانند و معتقدند زنان برای گرفتن طلاق باید حقوق برابری با مردان داشته باشند و دیگری مربوط می شود به دیدگاه سنتی که می گوید به زنان نباید حق طلاق داد چون خانواده از هم می پاشد.

اما در واقع آن چیزی که در حال تغییر است و شاید باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، قراردادهای حاکم بر خانواده است. به عنوان مثال باورهایی وجود داشت مثل اینکه «طلاق قبیح است»، «داشتن فرزند بیشتر خوب است»، «دختر باید در سن معینی ازدواج کند»،یا« مرد باید چندین سال از زن بزرگتر باشد» . در حقیقت آمارهای طلاق و ازدواج پیام دارند و به ما می گویند که ملاک ها و قرار دادها و ابعاد حاکم بر آن تغییر کرده اند. سن ازدواج بالا رفته، اختلاف سنی زوجین کم شده و گاهی سن دختران بیشتر از سن پسران است، ازدواج سفید گسترده شده است ( زوجی که بدون عقد نکاح با یکدیگر زندگی می کنند) اندازه خانواده کوچک شده است.خانواده تک نفره ( یعنی یک نفر زیر یک سقف زندگی می کند) رقم نسبتا بالایی(۲/۷) را در انواع خانواده به خود اختصاص می دهد.تعداد خانواده های زن سرپرست رو به افزایش است و آمارها نشان دهنده تزاید۵\۲برابری آنها طی ۱۵ سال اخیر است.خانواده های مهاجر رو به رشدند.همه اینها به ما نشان می دهند که قراردادهای قدیمی در حال عوض شدن هستند و رسم و رسوم های جدیدی ابداع شده اند. و مهمتر اینکه از خانواده هسته ای به سمت تنوع شکل خانواده می رویم.

بدین ترتیب شما اشکال جدیدی برای خانواده تعریف می کنید . درست فهمیدم ؟

بله با توجه به تحولاتی که اتفاق افتاده و به آنها اشاره شد می توان اشکال جدید خانواده را به این ترتیب نام برد:

۱- خانواده زن سرپرست

۲- انوارتک نفره

۳- خانواده مهاجر که در آن معمولا یک زوج مهاجرت و دیگری در خانه می ماند. در گذشته عموما این زوج مرد بود ولی امروزه زنان هستند که از خانواده جدا می شوند، خصوصا اگر به خارج از کشور و کشور های غربی مهاجرت کنند.

۴- خانواده سفید یا همزیست

۵- شبه خانواده

 لطفا چند مثال بیاورید از این تغیرات باورها و قراردادهای حاکم بر ازدواج؟

 قراردادهای ازدواج سبک و سیاقشان تغییر کرده است مثلا” دیگر طلاق آنچنان قبیح نیست و مانند گذشته مذموم شمرده نمی شود. یک دوران نامزدی بوجود آمده که با خواندن صیغه محرمیت که همان عقد رسمی است، دو نفر  تبدیل به خانواده می شوند اما زیر یک سقف نمی روند. بیشتر طلاق ها مربوط می شود به این خانواده ها که از نظر قانونی خانواده اند ولی از نظر عرفی خانواده محسوب نمی شوند.و به آن می گویند دوران نامزدی. یعنی  یک شبه خانواده تشکیل شده ولی خانواده واقعی بوجود نیامده است. حدود نیمی از طلاق ها مربوط به این دوران می شود و معمولا والدین از وقوع چنین طلاق هایی خرسند هم می شوند چون معتقدند ادامه زندگی به نفع فرزند شان نیست.

یکی دیگراز قراردادها و یا تغیرسبک و سیاق ازدواج ها مربوط به مهریه های طلایی است، یعنی اگر بر گردیم به بعد از انقلاب به دلیل قوانین که از زن دفاع نمی کند، خانواده ها برای حمایت از دخترانشان سکه را برای مهریه مناسب تر دیدند،چون ارزشش در بازار کاسته نمی شود. که خود آن نیز مشکلاتی بوجود آورد. گرچه قوانینی برای محدودیت آن وضع شد ولی مطمئن نیستم قانون ۱۱۰ سکه اجباری باشد. اگر خانواده ها بخواهند مهریه راافزایش بدهند هیچ ممانعتی وجود ندارد.

شما در تقسیم بندی به ازدواج سفید اشاره کردید که این روزها پیرامون آن بحث هایی وجود دارد . اساسا ازدواج سفید چیست ؟

ازدواج سپید به “هم زیستى “زوجین بدون ازدواج ثبت شده گفته مى شود. اینکه چرا بوجود آمده و چه عوارضى بر جامعه دارد، خود مى تواند مورد تحقیق قرار گیرد. بسیارى از صاحب نظران معتقدند که این شکل از هم زیستى زاییده فرهنگ غربى است. ولى به نظر من تا شرایط درونى یک جامعه برای پیدایش یک پدیده اجتماعی و پایداریش فراهم نباشد، آن پدیده اتفاق نمى افتد. حالا چه خوشایند ما باشد چه نباشد. شاید بتوان گفت دلیل پیدایش این پدیده اجتماعى به شرایط اقتصادی، اجتماعى و حقوقى موجود در نهادهای عمومى برمى گردد. از نظر اقتصادی جوانان ما در گیر  بیکاری، نداشتن سرمایه و مسایل اقتصادی و مشکلات اداره یک خانواده هسته ای متعارف هستند. یعنی خانواده ای که باید در آن زن و شوهر و بچه هایی  زیر یک سقف زندگی کنند و ثبت شده باشند.آنها از نظر اجتماعی و فرهنگى نمى توانند یا نمى خواهند توقعات غالب بر ازدواج و تشکیل خانواده را بر آورده کنند. مثل مخارج عروسی و رسم و رسومات حاکم برآن. از نظر حقوقى هم عدم هم ترازى و برابرى زوجین در قانون مى تواند تمایل جوانان را بر انتخاب این شکل از خانواده افزایش دهد.

خانم مطیع برگردیم به بررسی افزایش آمار طلاق، هنوز سوال اول من به قوت خود باقیست. چرا ازدواج ها کم شده و طلاق افزایش پیدا کرده است خانواده تک سرپرست زیاد شده چرا سن ازدواج بالا رفته است؟

شما باید ساختارهای اقتصادی – اجتماعی جامعه را نگاه کنید بیکاری بالاترین روند را طی ۵ سال گذشته داشته یعنی ۴۰ میلیون نفر غیر فعالند و حدود ۲۰ میلیون دیگر بار این ۴۰ میلیون را به دوش می کشند.

تهیه مسکن از دیگر مشکلات ازدواج است. ۶۰ در صد خانواده های ایران اجاره نشین هستند بخصوص در شهر های بزرگ که اجاره ها کمر شکنند و آمار ها نشان می دهد حدود ۴۰ در صد هرینه های غیر خوراکی به مسکن تعلق دارد.

باید توجه کنیم اگر در گذشته خانواده های والدی می توانستند به بچه هایشان کمک کنند حالا دیگر نمی تواند. چون خود پدر و مادرها  هم مشکل تهیه معیشت دارند. آپارتمان نشین شده و مشکلات خاص خود را دارند و توان حمایت از فرزندانش را ندارند .اگر به آمارجدید هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی نگاه کنیم ، متوجه می شویم که چه در شهر و چه در روستا حدود نیمی از درآمد خانوارها از طریق «متفرقه» بدست می آید. یعنی مشاغل متعارف مثل مزد و حقوق بگیری یا مشاغل آزاد کشاورزی و غیر کشاورزی درآمد مکفی در اختیار خانواده  قرار نمی دهد و در آمد حاصل از متفرقه که قبلااز نظر آماری عموما رقم ناچیزی را به خود اختصاص می داد، حالا یعنی در سال ۹۲ بزرکترین رقم درآمدزایی را به خود اختصاص داده است. اینها نشاندهنده این است که خانواده تحت فشار است.

این سطحی نگری است اگر بخواهیم با مجازات علیه بچه دار نشدن و یا ممانعت از حق طلاق زن یا زود ازدواج کردن دختران به مقابله با کاهش نرخ ازدواج وبالا رفتن نرخ طلاق برویم. در حقیقت خود خانواده ها انتخاب کرده اند که چطور با این مشکلات مواجه شوند. تک فرزندی، دوران نامزدی و تشکیل شبه خانواده، و ازدواج سپید از راه حل هایی هستند که خانواده ها برای مواجهه با این مشکلات ابداع کرده اند و باید به عنوان یک محقق بگویم بدون بررسی خواسته های خانواده ها، مشکلاتی که با ان روبرو هستند و فشارهایی که تحمل می کنند نمی توانیم دستورالعمل صادر کنیم. سعی کنیم این فشارها را کم کنیم خانواده تحت فشار، برای حل مشکلاتش نیازمند منابع و کمک کارشناسانه است، نه مجازات.

ممنون ازتوضیحاتی که دادید ولی من هنوز مایلم بدانم شما افزایش آمار طلاق را یک پدیده اجتماعی مضر تلقی می کنید ؟

به طور کلى نمى توان طلاق را بد یا خوب دانست. خانواده ای که اعضای آن در تنش دائم به سر مى برند یا یکى از زوجین (عموما زنان) تحت فشار است، مسلما محیط مناسبى برای زندگى نیست. در این خانواده ها فشار بر روى هر یک ازاعضا به دیگران منتقل مى شود، واساسا خانواده تبدیل به محیط پر خطرى مى شود. ولى طلاق هم بدون مشکل نیست، برای زنان این مشکلات بیشتر است، چون باید استقلال مالى داشته باشند و معمولا برای گرفتن سرپرستى و قیمومت فرزندان مشکل دارند. تطبیق با شرائط فرهنگى بعد از طلاق هم مسائل خودش را دارد.

اگر شما یک مقام تصمیم گیر بودید برای کاهش آمار طلاق چه دستور العملی را توصیه می کردید ؟

من فکر مى کنم نوشتن هر دستورالعمل، منشور و یا هر قانونى، بدون درک درست و کارشناسی ازشرایط حاکم بر خانواده کار امد نیست و حتی ضربه زننده است. به علاوه خانواده یک نهاد خصوصى است و این بدان معناست که در دوران جدید خانواده ها راه و رسم زندگى خود را بر حسب آنچه برایشان کارکرد دارد، انتخاب مى کنند. برای آنکه نرخ طلاق کاهش یابد، ازدواج ها باید در بستر مناسبی صورت گیرد، خانواده ها باید ایمنی اقتصادی، اجتماعی داشته باشند و همانظور که قبلا گفتم طلاق همیشه هم بد نیست. یک خانواده پر تنش می تواند منبع انواع آسیب ها ی روانی و اجتماعی بعدی باشد. شاید اگر با عمق بیشتری مسئله افزایش طلاق در ایران را بررسی کنیم، بتوانیم به علل واقعی آن پی ببریم، در آن صورت است که سیاست گذاران ما می توانند به سیاست های تشویق تشکیل خانواده و تداوم آن با واقع بینی بیشتری نگاه کنند.



  1. حسین said on مرداد ۹, ۱۳۹۳

    من با اینکه همیشه متنهای این چنینی راه به احوال شخصیه و ارتباطات اجتماعی و خانوادگی و فرهنگی و مسائل اداری و قضائی مربوط می شود با دقت زیاد و نگاهی بسیار نقادانه پیگیری می کنم ، ولی متن خانم دکتر ناهید مطلع به قدری دقیق و محکم و علمی بود که جای هیچ انتقادی در آن پیدا نکردم.
    با توجه به اقامت ۱۰ ساله در اروپای غربی و شناخت خوب از نحوه خدمات رسانی دولت های پیشرفته به شهروندانشان در نظامهای سوسیالیستی ، باید عرض کنم که بخشی از دلایل طلاق به مشکلات معیشتی زوجین باز می گردد. البته دلایل غیر معیشتی بیشتر و چشمگیرتر هستند ولی در ایران دولت به هیچ عنوان خود را در برابر تامین معیشت اقشار پایین جامعه مسوول نمی بیند.

    جامعه ایرانی در سالهای قبل از ورود اینترنت ، به شد بسته و ایزوله بود وبه همین دلیل نسل متولدان ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ جامعه ، تا حد زیادی با معیارهای جهانی بیگانه اند و صرفا سنتی و قدیمی فکر می کنند. جامعه ایران و به خصوص نسل جوان و متولدان بعد از ۱۳۶۰ ، به شدت در حال پوست اندازی و مبارزه با بنیانهای فرهنگی تحمیلی توسط نظام مذهبی موجود هستند و این چالش در درون خود پدیده های خوب و بد زیادی تولید می کند که یکی از مصادیق آن وفور طلاق در جامعه است.

Leave a reply

Your email address will not be published.